eitaa logo
Blue².
61 دنبال‌کننده
764 عکس
64 ویدیو
0 فایل
‌ - من جوانه ای هستم میان ویرانه‌های گذشته ام.. / ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
تابستون خودتو با پودر فیکسم خفه کنی بازم میکاپت 🚮
_
هدایت شده از |it's lie|★
بچه ها "مامان"ِ که همیشه هست همیشه وجود داره مثل این آدما نیست میدونید گاهی اوقات ممکنه از دستش خسته شید اما به وجودش که فک کنید لبخند میاره رو لبتون هرچند که ممکن نیست مادری بد باشه .
عیدتون مباااارک. منتظرِ عیدی هاتون هستم🙏🏼💚
6219861447249763
زهرا علوی پیام/بزنید روش کپی میشه.
وَلَقَد نَعلَمُ اَنَّکَ یَضِیقُ صَدرُکَ بِمَا یَقُلُون. فَسَبِح بِحَمدِ رَبِکَ وَکُن مِنَ اَلسَّجِدِینَ.🌱
Blue².
همیشه فقط مامان)).
حداقلش مامان واسه هیچی سرزنشم نمیکنه. همیشه مشوق منه،حتی وقتی همه میزنن تو ذوقم، مامان پشتمه. حتی منو بابت اشتباهام سرزنشم نمیکنه و میگ باید این مسیر و میرفتی و واست تجربه میشد وگرنه از کجا تبدیل میشدی ب این زهرای الانت؟
Blue².
تو مهم بود بمانی ک نماندی ، رفتی . جان ک باید برود سفت ب من چسبیده . ‌.
مرا از مرگ میترسانید؟ از جان عزیزتر داشتم ک رفت.
Blue².
مرا از مرگ میترسانید؟ از جان عزیزتر داشتم ک رفت.
به پایان آمد این رویا ، جهانم در غمت باقیست .
Blue².
این روز ها حال عجیبی دارم عزیزم گویی معلق و آویزان گیر افتاده ام و در نمی دانم ترین حالت ممکن گرفتا
عزیزِ غایبِ من، این روزها کارِ من شده است فرار؛ فرار از کوچه‌هایی که نامِ تو را بر پیشانی دارند، فرار از خیابان‌هایی که سایه‌هایمان در آن‌ها گره خورده بود. هر روز راهِ خانه‌ام را طولانی‌تر می‌کنم، مسیرهایی را برمی‌گزینم که غریبه‌اند، که سردند، که هیچ خاطره‌ای در پیاده‌روهایش ندارند؛ فقط برای اینکه چشمم به چشم‌هایت نیفتد. برای اینکه تصویرِ تو، که هنوز در حافظه‌ی سلول‌هایم حک شده، دوباره دنیایِ کوچکم را زیر و رو نکند. می‌دانی؟ من خسته‌ام… نه از دویدن، که از نرسیدن. خستگی‌ام شبیه به تماشایِ غروبِ خورشیدی است که می‌دانی هرگز طلوع نخواهد کرد. من همزمان عاشقم و ویران؛ مثلِ قلعه‌ای که با دست‌هایِ خودم برایِ تو ساخته بودم و حالا تنها دیوارهایش روی سرم آوار شده. این عشق، دیگر نه در منِ سابق، که در آوارِ من زندگی می‌کند. تمامِ هستی‌ام را بلعیده است؛ گویی دیگر چیزی از آن زهرایی که می‌شناختی باقی نمانده، جز همین دلتنگیِ مداوم که مثلِ خونی در رگ‌هایم جریان دارد. هر چقدر دور می‌شوم، هر چقدر در تنهایی‌هایم گم می‌شوم، باز هم در انتهایِ هر مسیر، تو ایستاده‌ای. چه بی‌رحمانه است که حتی وقتی دارم از تو فرار می‌کنم، باز هم دارم به سمتِ تو برمی‌گردم ؛انگار که تمامِ راه‌هایِ جهان، به آغوشِ خالیِ تو ختم میشود.
آریس، مگه نگفتی دیگه برات مهم نیست و تموم شده؟ داری بهش فکرمیکنی که.