هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
🌺🍃
خُــــــــدایا!🤲🏻
ایـــــمانی از تُـو میخواهــــــم
کــــــه "دلــــم" آن را لمس کند..♥️!'
✍#Darya_39
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌷 23 اردیبهشت 1360 - شهادت رزمنده داوطلب، عضو گروه #جنگهای_نامنظم_شهید_چمران - جبهه سوسنگرد
📷👆 عکسی از شهید چمران که بارها دیده شده - نوجوان کنار دست دکتر چمران، #شهید_علیرضا_مالمیر هست
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🌷 23 اردیبهشت 1360 - شهادت رزمنده داوطلب، عضو گروه #جنگهای_نامنظم_شهید_چمران - جبهه سوسنگرد 📷👆 عکس
🌱👆
🔻متولد👶 شهر #ری، محله شهدا (اقدسیه) - او که از بچگی شر و شور بود و همسن ها یش ازش حساب می بردند!!
بعد از انقلاب یکی از اولین بسیجی های #مسجد_صاحبالزمان (ع) شد.🕌
🔻با آغاز #جنگ و #تجاوز ماشین جنگی عراق به خاک میهن🇮🇷، در حالی که 🧑#هفده سال داشت راهی 🌴خوزستان شد و از آنجا که سر نترسی داشت به گروه #نیروهای_داوطلب_مردمی دکتر چمران پیوست. هر جا درگیری سخت و سینه به سینه با دشمن پیش می آمد، علیرضا یکی از رزمنده های #پا_به_رکاب بود.
📆 او سرانجام #مزد_مجاهدتش را گرفت و در بهار سال شصت (23 اردیبهشت 1360) {یک ماه و اندی قبل از شهادت دکتر چمران} پر کشید
🕊🥀🕊
💠 مزار شهید: بهشت زهرا (س) تهران - قطعه 24، ردیف 85، شماره 30
روحش شاد ، یاد و نامش گرامی💔
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
📽 #فرماندهی به# سبک شهید منصور ستاری...👮♂ 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
👆✅
🎬 سکانسی از سینمایی «منصور»
● اگر #من برم ۸۰۰ تومن بگیریم؛ #معاون من میره ۹۰۰ تومن میگیره! #فرمانده اون پایگاه میره یک میلیون تومن میگیره! بعد یه ماجرایی شروع میشه که دیگه اصلا نمیشه جمعش کرد ...؟!💴💵
- منصور! یه چند تا کارتن خالی میخوام؛ به این سرباز دم در بگم بگیره بیاره؟
+ مگه نوکرته؟! اِ ...😳🤔
#شهید_ستاری #نیروی_هوایی #ارتش
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
📽 مردی که اگر بود ...مردی که اگر نبود...؟؟؟!!!🥀💔 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❣قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری ...
🗣من طلبهای بیش نیستم...
#شهدای_خدمت
#شهید_جمهور
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
🌷🕊🕊🌷🇮🇷🌷🕊🕊🌷
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
👈 تقدیم به از جان گذشتگانی که #امنیتآور این سرزمین🇮🇷 شدند.
آنان که دنیا را جا گذاشته و خدا را در گریههای😭 کودکان و زنان بیدفاع میدیدند.
✨تقدیم به مردان سبز پوش👨✈️👨🎨 سرزمینم🇮🇷
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🕊🌷🇮🇷🌷🕊 #به_وقت_رمان #عاشقانههای_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 4⃣1⃣ قسمت ۱۴:🔻
🕊🌷🇮🇷🌷🕊
#به_وقت_رمان
#عاشقانههای_شهدایی💞
❣#از_روزی_که_رفتی
🖊به قلم : سنیه منصوری
5⃣1⃣ قسمت ۱۵ :🔻
.....آرزوهای زیادی داشتیم، حتی #اسم بچه👶 هم انتخاب کرده بودیم.
_اینبار ذهنش بازی کرد "وقت این کار رو بهم ندادن!"
-میترسم #رویا رو از دست بدم نمیدونم چرا صبح اون کارو کردم؛ #رویا تازه فهمیده من #عقدت کردم،👰♂
قرار بود #عموم عقدت کنه اما نتونستم... نتونستم اجازه بدم اینکارو بکنه. هرچند برادرت برادرمو ازم گرفته، اما تو #تقصیری نداری؛ عموم #کینهایه، تموم زندگیتو نابود میکرد...
نمیدونم چرا دلم❤️🩹 برات #سوخت! حالا زندگی خودم رفته رو هوا...
+از دست نمیدیدش!
_از کجا میدونی؟
+میدونم!
_از کار کردن تو #کلینیک_صدر یاد گرفتی؟
+از #زندگی یاد گرفتم.
_امیدوارم درست بگی! فردا شب🌖 #خانوادهی رویا و #فامیلای من جمع میشن اینجا که صحبت کنن؛ ای کاش درست بشه!
+اگه خدا بخواد درست میشه، من دعا🤲 میکنم، شما هم دعا کنید آدما سرنوشت خودشونو رقم میزنن؛ دعا کنید خدا بهتون کمک کنه زندگی دلخواهتون رو رقم بزنید!
_تو خودت تصمیم گرفتی اینجا باشی و جور داداشتو بکشی؟
+گاهی بعضی آدما به دنیا میان که دیگران براشون تصمیم بگیرن.
🔻مرد، چیز زیادی از حرفهای #رها نفهمیده بود؛ تمام #ذهنش درگیر #رویا و حرفهایش بود...
رویایش اشک😭 ریخته بود،
#بغض کرده بود، #هقهق کرده بود برای مردی که قرار بود همسرش باشد اما نام زن دیگری را در شناسنامهاش #حک کرده بود؛ هرچند که نامش را #خونبس بگذارند، مهم #نامی بود که در #شناسنامه بود... مهم #اجازهی_ازدواج آنها بود که در دست آن دختر بود...
⏪ ادامه دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید