🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه و تنتون سلامت.
تجربه من درباره خرید جهیزیه هست و میخواستم یه سری نکاتی که از تجربه خرید جهیزیه برای خواهرم بدست اومده براتون بگم.
اول اینکه معمولا یه سری جهاز اصلی مثل مبل، تلوزیون،فرش،یخچال و.. رو خانواده پسر میگیرن.
البته اینم بگم بستگی داره به فرهنگ و رسم و رسوم هر خانواده
پس اول بدونید خانواده پسر چیا میگیرن و خواهش میکنم خجالت و بزارید کنار و حتما هوشیار باشید گه شما رو میبرن برای خرید و شما انتخاب میکنید.
اگه خوشتون نیومد قبول نکنید شما قراره از اون اسباب استفاده کنید نه کس دیگه ای.
خانومای خوشگل اینو در نظر بگیرید شما یکبار جهیزیه میخرید و باتوجه به قیمتای الان یکی از مهمترین نکات اینکه هرچیزی که ترنده رو نخرید.
ممکنه یه ماه دیگه فوقش یه سال دیگه اون وسیله از مد افتاده باشه اونوقت وسایلتون قدیمی بنظر میرسه
سعی کنید چیزای شلوغ نخرید طرحای ساده رو انتخاب کنید ، انتخابتون چیزایی باشه که تقریبا همیشه مد بوده و قابل استفاده ست(این برای خانومایی که براشون خیلی مهمه مد و ...)
پولتون رو مدیریت کنید!
مخصوصا الان که خیلی گرونه.
چیزای خیلی سطحی نخرید باور کنید اینارو بعد از ازدواج هم میشه خرید تمرکزتون رو بزارید روی کاربرد و دوام وسایل.
اگه پولتون اندک و محدوده خواهش میکنم زیاد ریخت و پاش نکنید چه در جهیزیه چه در عروسی
درسته میگن شما یبار ازدواج میکنید و... اما باور کنید خیلی از ریخت و پاش های ایرانیا واقعا از سر چشم و هم چشمی و... اینجور چیزاست و نیازی بهش نیست!
عاقلانه رفتار کنید.
نکته بعدی اینکه برای خرید هر کدوم از وسایل نرید اون ور شهر
خواهر من متاسفانه هرچیزی رو از یجا میخرید مثلا ما واسه یه گلدون، یه دکوری خاص ،و... میرفتیم اون ور شهر فلان مغازه
اینقدر روی تزئینات وقت نزارید
کاربردی بخرید
هرچیزی هم فکر نکنید به دردتون میخوره
خواهر من دوتا چای ساز گرفته چندتا قوری یه سماور
واقعا الان به دردش نمیخوره همش میگفت قراره کلی مهمون داشته باشم(شهر دیگه ایه)
ولی واقعا با یه چای ساز کارش راه میوفتاد.
زود پز خیلی بزرگ خریده بود یکبارم استفادش نکرده.
جمع و جور خرید کنید بعضی چیزا رو در حین زندگی میشه تهیه کرد.
سعی کنید رنگ های وسایلتون پخش و پلا نباشه ، رنگای جیغ اصلا نخرید
خواهر من مبلاش سبزه و فرششم طرحای سبزی داره
چرا؟ چون عاشق سبزه😭
سعی کنید رنگای ملایم و خنثی انتخاب کنید و زیادی هرچیزی رو قاطی پاطی نگیرید مثلا یخچال سفید باشه لباسشویی طوسی و....
توی هرچیزی سعی کنید رنگای مشابه ولی نه زیاد تکراری و خنثی انتخاب کنید این توی مرتب دیده شدن خونه خیلی تاثیر داره.
ترجیحا(این نظر کاملا شخصیه) لوازم آشپزخونه مثل لوازم اصلی یخچال و لباسشویی و... سفید نخرید
طوسی واقعا انتخاب مناسبیه
اگه قراره لحاف و تشک واستون بندازن(بعضی خانواده ها اینکارو میکنن)
خواهشا توی این چیزا اصلا از رنگای جیغ استفاده نکنید!
خواهرم تموم لحاط تشکاش نارنجیه
باور کنید بهشون نگاه میکنی خوابت میپره
حتما از جنس خوبش بخرید حتی شده کمتر بخرید ولی جنس خوب بخرید
نرم باشه پلاستیک نباشه و رنگش آرامش بخش و خنثی باشه ترجیحا
زیاد ِ زیادم نخرید.
توی لوازم اتاق هم اینارو رعایت کنید شما قراره لحظات خوبی رو با همسرتون اونجا رقم بزنید پس محیط رو دلنشین کنید بشدت تاثیرگذاره.
سعی کنید یک فروشگاه و... انتخاب کنید که بیشتر وسایل رو از اونجا بخرید اگه قراره شهر دیگه ای برید از همونجا بخرید تا الکی پول ماشین و... ندین
و لطفا مدارا کنید الان وسایل خیلی گرونه و فکر نکنید اگه دو قلم کمتر بخرید شما از بقیه عقبید!
با حوصله و بدون استرس کاراتون و انجام بدین و عاقلانه رفتار کنید ، از تجربه ها استفاده کنید و وقتی واقعا به چیزی نیاز ندارید میتونید نخریدش، تحت تاثیر فضای مجازی و مد رفتار نکنید.
با آرزوی موفقیت برای همتون🤍
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
💘دلتو بسپـار به من💘
🪭🪞 فقط هفت سالم بود که ناخواسته عاشق شدم تا اومدم عاشقی کنم خونبس شدم برای عمارت خان ...
🪭🪞 فقط هفت سالم بود که ناخواسته عاشق شدم تا اومدم عاشقی کنم خونبس شدم برای عمارت خان ...
💘دلتو بسپـار به من💘
🪭🪞 فقط هفت سالم بود که ناخواسته عاشق شدم تا اومدم عاشقی کنم خونبس شدم برای عمارت خان ...
پسرِ جهان خان هست و احتمالا نهال عروس اين خانواده بشه.
زنعمو خجسته تا خبر خواستگاري به گوشش رسيده بود از صبح زود اومده بود عمارت تا ببينه چه خبره و من دل توي دلم نبود تا توي اون شلوغي يزدان صدام بزنه و با هم بريم براي تار زدن.
قرار بود مهمانها بعد از ناهار بيان عمارت و اون روز انگار قرار نبود وقت ناهار برسه و از هميشه برام طولانيتر شده بود.
زنعمو با ناراحتي و حسرت به نهال نگاه ميکرد و هي بين هر چند تا حرفش با ناراحتي ميگفت: حيف اين دختر که بايد عروسِ طايفهي غريب بشه و ملک خاتون که حسابي تعريف جهان خان رو شنيده بود با خنده ميگفت: هرکي يه قسمتي داره خجسته جان، قسمت دختر منم عمارت جهان خان بوده، انشاالله دختراي توام به اعيون اعيونيها بختشون باز بشه!
همه ميدونستن زنعمو حسرت چي رو ميخوره و بيشتر از اينکه دلش بخواد دخترهاش اعيوني شوهر کنن، غصهي اين رو ميخوره که نهال عروسش نشده، اما انگار هيچکي نميخواست به روي خودش بياره که زنعمو من رو دوست نداره و همه براي اين نافبُر بودن من و يزدان دهان بسته بودن و حرفي نميزدن.
اين وسط فقط دلِ من بود که با حرفهاي زن عمو روزي هزار بار مي شکست و من که حالا هر روز بيشتر دلباختهي يزدان ميشدم از حرفهاي زنعمو غصهم ميگرفت و ميترسيدم يه روزي برسه که نذاره من و يزدان به هم برسيم.
ناهار رو که دور هم خورديم، چند ساعتی مونده به غروب با صداي ياالله ياالله اي که توي عمارت پيچيد خانواده جهان خان از راه رسيدن و بين اون شلوغيهاي تعارف کردن و احوالپرسي، من با اشاره ي يزدان رفتم طرف طويله و اون وسط فقط سمن بود که ميدونست دارم کجا ميرم و با ترس نگاهي به من انداخت و من بيخيال رفتم که از پشت طويله برم بيرونِ عمارت.
هنوز صداي احوالپرسي توي حياط عمارت ميپيچيد که از ديوار پريدم اونور و با ذوق پا به پاي يزدان تا باغ انار يک نفس دويدم که زودتر تار دستم بگيرم.
هر بار که به هواي تار زدن از عمارت مياومدم بيرون انگاري دو تا بال در ميآوردم و انقدر ذوق داشتم که نميفهميدم کِي رسيديم به باغ انار.
به جای هميشگمون توي باغ که رسيديم يزدان با خنده تار رو داد دستم و گفت: تُرنگ ميخواي اون آهنگي که خان عمو تازه بهم ياد داده رو بزني، من که هميشه پشت هم و...
✨✨✨✨✨✨✨✨✨
مادرم میگفت موقع بند انداختن دختر بزرگتر، خوبیت نداره دختر کوچیکتر تو اتاق باشه ... #مهربانو ..
با دیدن محبوبه تردید تمام وجودم رو گرفت و از این که به دیدنش اومده بودم پشیمون شدم !
اما چاره ای نبود . به خاطر پنهون کاریم عذاب وجدان داشتم و باید مطمئن می شدم حال محبوبه خوبه و از ازدواجش راضیه .
چشمم که به محبوبه افتاد بغص گلوم رو گرفت و عذاب وجدانم بیشتر شد .
به نظر می اومد یه هوا لاغرتر شده و زیر چشم هاش گود افتاده بود .
از دیدنم اصلا خوشحال نشد اما برای حفظ ظاهر لبخند کج و کوله ای رو لبش نشوند و در حالی که سعی می کرد خودش رو خوشحال نشون بده گفت : توئی مهربانو ! انتظار دیدنت رو نداشتم . خوش اومدی . بیا تو . کِی اومدی که من خبردار نشدم ؟!
نگاهم رو تو دالون کوچک خونه چرخوندم و همون طور که وارد حیاط می شدم با صدایی که سعی داشتم از شدت بغض و ناراحتی نلرزه گفتم : امروز صبح رسیدیم . خیلی دلم برات تنگ شده بود گفتم تا نرفتم روستا بیام ببینمت ! با اتفاقی که روز عروسی افتاد فرصت نکردم ازت درست و حسابی خداحافظی کنم .
محبوبه ناباورانه نگاهش رو توی صورتم چرخوند و همون طور که از جلوی در کنار می رفت گفت : کار خوبی کردی . بیا تو .
بی میل وارد خونه شدم . از اون خونه ، از اون دالون ، از درخت هاش و حتی از خشت خشت اون خونه بدم می اومد و خاطره ی اون روز تلخ رو تو ذهنم تداعی می کرد . شاید اگر اون روز پا به این خونه نمی گذاشتم این همه اتفاق بد برام نمی افتاد و زندگی آروم تری داشتم . به پله ها که رسیدم حالم بد شد اما به روی خودم نیاوردم و برای این که وارد اتاق ها نشم گفتم : بالا نمیام ، باید زود برگردم خونه . کسی خبر نداره من اومدم این جا !
هر چند از چهره ی در هم و گرفته ی محبوبه پیدا بود دوست نداره پا به خونه ش بگذاره اما به رسم مهمون نوازی لبخند نصفه نیمه ای زد و گفت : کار خوبی کردی ! این طوری که نمی شه . نیای بالا دلخور می شم . بعد هم پاکت شیرینی رو از دستم گرفت و گفت : تا تو بری بالا و یه نفسی تازه کنی ، من هم دو تا لیوان چای تازه دم می ریزیم که با این شیرینی ها بخوریم بعد هم با عجله به سمت مطبخ پا تند کرد .
دل پا گذاشتن به اتاق ها رو نداشتم و احساس می کردم ایوب گوشه کنار خونه پنهون شده و داره من رو تماشا می کنه .
...ادامه دارد هرروز صبح و عصر...🌸
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام سایه جانم در جواب خانمی که خواهرش چون پولدارتره تحقیرش میکنه
واقعاً آدم از غریبه این حرفها رو بشنوه شاید ناراحت بشه و رد بشه، ولی وقتی از خواهر خودش میشنوه خیلی بیشتر میشکنه. تو ازش پول نخواستی، حسادت هم نکردی، فقط انتظار داری مثل خواهرت باهات رفتار کنه نه مثل کسی که میخواد هر بار ثابت کنه از تو بالاتره.
🍃🌸
خیلی دلم گرفت وقتی گفتی جلوی بقیه درباره وضعیت مالیات حرف میزنه. آدم هرچقدر هم قوی باشه، وقتی یکی مدام نقطهضعفهای مالیش رو جلوی دیگران به رخ بکشه، بالاخره یه جایی خسته میشه. وضعیت مالی آدمها دلیل بر ارزششون نیست.
🍃🌸
عزیزم اصلاً خودتو با خواهرت مقایسه نکن. ممکنه امروز شرایط اون بهتر باشه، ولی این هیچ چیزی درباره ارزش تو نمیگه. زندگی آدمها مسیرهای متفاوتی داره. چیزی که بیشتر از پول ناراحتکنندهست، اینه که خواهرت از شرایط بهترش برای کوچیک کردن تو استفاده میکنه.
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
##مراقب_خوشبختی_هاتون_باشید 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
امشب قرارِ جاریهام بیان خونمون و از صبح یه ذوق ریزی دارم. 😄
گفتم بذار یه سینی تخمه آماده کنم که وقتی اومدن بشینیم دور هم، تخمه بشکنیم و حرف بزنیم و بخندیم.
چای هم میذارم دم بکشه، بقیهش دیگه خودش درست میشه؛ همین که دور هم جمع بشیم و چند ساعتی از این حرف به اون حرف بپریم، کافیه.
الان سینی تخمه رو آماده کردم و گذاشتم کنار، هی هم ساعت نگاه میکنم ببینم کی میرسن. 😂
من این دورهمیهای بیتکلف رو خیلی دوست دارم؛
نه سفرهی مفصل میخواد، نه تشریفات…
فقط چند نفر که با هم راحتن، یه سینی تخمه و کلی حرف و خنده.
امشب خونهمون قراره حسابی شلوغ و پر سر و صدا بشه و من از همین الان خوشحالم. 🤍🌻
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
پیامهاتون رو برای من ارسال کنید..🌾🌸
@Sayehwahite
لینک کانال برای ارسال به دوستانتون..🌾🌸
https://eitaa.com/joinchat/1811742879C4a214231f7
hathis-kasa-salahshor_0 (1).mp3
زمان:
حجم:
14.2M
#رزق_معنوی
⭕️ این صوت حدیث کسا رو در خانه با صدای بلند پخش کنید تا ملائک در خانه هایتان مهمان شوند
🌷حدیث شریف کساء یکی از فضائل اهل بیت علیهم السلام وافتخار تشیع است.🌷
🌷🍃 أَلَا بِذِڪْرِ اللَّهِ تَطْمَئِـنُّ الْقُلُــوبُ
انشاءالله مورد عنایت امام زمان (عج ) باشید🙏 ❤
دعای عهددعای عهد.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
🔰دعای عهد
🎙با نوای استاد فرهمند
من دعای عهد میخوانم بیا
بر سر این عهد میمانم بیا
الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِلوَلــیِّڪَاَلفــَرَج🤲
─━━━⊱❅✿•❅•✿❅⊰━━━─