eitaa logo
قطب نما | Compass
1.8هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
1.2هزار ویدیو
49 فایل
📬 ارتباط مستقیم جهت پاسخگویی به سوالات و تبلیغات موضوعات خاص: 👇 📱 @doc_admin 🔄 لینک عضویت در کانال: 👇 📱 eitaa.com/Doc_d_moghadas 🧭جهت درست روایت ها
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
15.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. 🎥 نماهنگ مقتدر مظلوم ❤️ حق تویی حتی اگه ؛ دور تو خلوت بشه حتی اگه توی شهر ؛ بهت اهانت بشه ... 📱@Doc_d_moghadas .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از قطب نما | Compass
. 📌 شرح مختصری از زندگانی حضرت عباس علیهم السلام؛ 🔹 عباس در لغت، به معنای شیر بیشه، شیری که شیران از او بگریزند است. ولادتش را در ۴ شعبان سال ۲۶ هجری در مدینه نوشته‌اند. کنیه‌اش «ابوالفضل» و «ابوفاضل» بود و از معروفترین لقب‌هایش؛ قمر بنی هاشم، سقاء، صاحب لواء الحسين، علمدار، ابوالقِربه، عبد صالح، باب الحوائج و ... است. 🔹 حضرت عباس (ع) با لبابه دختر عبیدالله بن عباس پسر عموی پدرش ازدواج کرد و از این ازدواج، دو پسر به نام‌های عبیدالله و فضل یافت. بعضی دو پسر دیگر برای او به نام‌های محمد و قاسم ذکر کرده‌اند. 🔹 آن حضرت، قامتی رشید، چهره‌ای زیبا و شجاعتی کم نظیر داشت و به خاطر سیمای جذابش او را «قمر بنی هاشم» میگفتند. در حادثه کربلا سِمَتِ پرچمداری سپاه امام حسین (ع) و سقایی خیمه‌های اطفال و اهل بیت امام را داشت و در رکاب برادر، غیر از تهیه آب، نگهبانی خیمه‌ها و امور مربوط به آسایش و امنیت خاندان امام حسین (ع) نیز بر عهده او بود و تا زنده بود، دودمان امامت، آسایش و امنیت داشتند. 🔹 روز عاشورا، سه برادر دیگرش پیش از او به شهادت رسیدند. وقتی علمدار کربلا از امام حسین (ع) اذن میدان طلبید حضرت از او خواست که برای کودکان تشنه و خیمه‌های بی آب، آب تهیه کند. او به فرات رفت و مشک آب را پر کرد و در بازگشت به خیمه‌ها با سپاه دشمن که فرات را در محاصره داشتند درگیر شد و دستهایش قطع گردید و به شهادت رسید. 🔹 البته پیش از آن نیز چندین نوبت هم رکاب با سیدالشهدا (ع) به میدان رفته و با سپاه یزید جنگیده بود. او مظهر ایثار و وفاداری و گذشت بود. وقتی وارد فرات شد، با آنکه تشنه بود، اما بخاطر تشنگی برادرش امام حسین (ع) آب نخورد. 📚 کتاب فرهنگ عاشورا واژه «عباس بن علی» 💫 ولادت حضرت عباس علیهم‌السلام و روز جانباز گرامی باد. 💐 📱@Doc_d_moghadas .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. 📚 کتاب «داوِت» (زندگینامه داستانی جانباز رمضانعلی خردمند) 👤 پديدآور: 🔹 زهرا سلحشور جمع آبی 📝 معرفی: ❁ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در مشهد، «داوِت» روایت زندگینامه داستانی یکی از جانبازان جنگ تحمیلی است که با وجود عوارض ناشی از موج انفجار تصمیم میگیرد اینبار در روستایی متروکه و در جبهه ایثار و جهاد به خدمت ادامه دهد. ❁ داوت در گویش محلی به نام حامی بزرگ مردم روستا است و نویسنده اثر معتقد است خواندن زندگینامه این جانباز، تصویر یک مجاهد واقعی را برای ما ترسیم میکند که برای زندگی و کمک به دیگران تلاش میکند. ❁ خواننده در این کتاب ضمن آشنایی با برخی از وقایع دفاع مقدس میتواند با بخشی از آداب و رسوم کردهای خراسان و سایر اقوام خراسانی‌ و ویژگی‌های یک خانواده از نظر عقاید دینی و فرهنگی نیز آشنا شود. 📡 اطلاعات: 🔹 انتشارات روایت فتح‌ | سال ۱۴۰۱ | مصور | صفحه شمار: ۱۷۶ صفحه. 💫 ولادت حضرت عباس علیه‌السلام و روز جانباز گرامی و مبارک باد. 💐 📱@Doc_d_moghadas .
هدایت شده از قطب نما | Compass
. 📌 شرح مختصری از زندگانی حضرت امام سجاد علیهم السلام؛ 🔹 پیشوای چهارم شیعیان حضرت زین‌العابدین امام سجاد علیهم‌السلام، فرزند سیدالشهدا (ع) که در حادثه کربلا حضور داشت و بعلت بیماری در خیمه بستری بود و همراه با اهل بیت، پس از شهادت امام حسین (ع) به اسیری رفت و با حالتی دشوار و غمبار، که غل و زنجیر به دست و گردن آن حضرت بسته بودند، به کوفه و از آنجا به شام برده شد. 🔹 در کاخ یزید هم خطبه بسیار مهمی ایراد کرد که چهره یزید افشا شد و مردم شام نسبت به ماهیت حادثه کربلا آگاه شدند. امام سجاد (ع) در سال ۳۸ هجری در مدینه به دنیا آمد. در حادثه کربلا حدود ۲۴ سال داشت، پس از شهادت پدرش نیز مدت ۳۵ سال امامت کرد. مادرش «شهربانو» دختر «یزدگرد» بود. در حادثه کربلا آن حضرت ازدواج کرده بود و فرزند خردسالش امام باقر (ع) هم در کربلا بود. 🔹 نقش عمده آن حضرت در نهضت عاشورا، پیام رسانی خون شهیدان کربلا و حفظ دستاوردهای آن انقلاب خونین و اهداف پدرش، از تباه شدن و تحریف گشتن بود. این رسالت در قالب ایراد خطبه‌ها توسط آن حضرت و عمه‌اش حضرت زینب (س) انجام گرفت. سخنان امام در بارگاه یزید چنان او را به خشم آورد که دستور کشتنش را داد، اما حضرت زینب (س) جان خود را سپر بلا قرار داد و نگذاشت. 🔹 در دفن اجساد شهدای اهل بیت در کربلا، به یاری طایفه بنی اسد آمد و پس از خاکسپاری پیکر سیدالشهدا (ع) روی قبر آن حضرت نوشت: «هذا قَبرُ الحُسَينِ بنِ علیِ بنِ اَبی طالب، الَّذی قَتَلُوهُ عَطشاناً غريباً»؛ این قبر حسین بن علی است، کسی که او را تشنه و غریب شهید کردند. 🔹 پس از عاشورا امام سجاد (ع) دوران بسیار سخت و خفقان باری را با خلفای اموی سپری کرد. ولید بن عبدالملک و هشام بن عبدالملک، از خلفای معاصر او بودند. «صحیفه سجادیه» مجموعه‌ای از دعاهای آن حضرت است که اینک در دست ما بعنوان گنجینه‌ای از معارف دینی موجود است. آن حضرت در سال ۹۵ هجری با دسیسه ولید بن عبدالملک به شهادت رسید و در بقیع مدفون شد. 📚 کتاب فرهنگ عاشورا؛ واژه «زین‌العابدین» 💫 ولادت امام سجاد علیهم‌السلام و روز «صحیفه سجادیه» گرامی باد. 💐 📱@Doc_d_moghadas .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. 🎥 کلیپ آموزش نحوه‌ی ثبت مزار شهدا در برنامه نشان برای استفاده عموم ... 📱@Doc_d_moghadas .
📌 محافظ؛ ⬇️
. [ ۲۴ ] 📌 محافظ؛ ❁ بچه‌ها خوابیده بودند. خودم هم داشتم آماده میشدم که کم کم بخوابم. توی تاریکی شب، یکدفعه صدای آهسته‌ای به گوشم خورد. از داخل حیاط بود؛ صدای بسته شدن در کوچه، آن هم با احتیاط. یک آن دلم از خوشحالی لرزید. عبدالحسین، هشتاد روز مرخصی نیامده بود. فکر این که او باشد از خانه کشاندم بیرون. ❁ حدسم درست بود. جلو در هال دیدمش، با همان لبخند همیشگی. سلام و احوالپرسی که کردیم، با صدای ذوق زده‌ام گفتم: برم بچه‌ها رو بیدار کنم. آهسته گفت: نه، نمیخواد بچه‌ها رو بیدار کنی. با تعجب گفتم چرا؟! جوری گفت که زیاد ناراحت نشوم؛ فردا صبح زود باید میرفت کاشمر. هم قرار بود سخنرانی کند، هم با فرمانده آنجا وعده داشت. گفت: ان‌شاءالله فردا بعد از ظهر هم برمیگردم و میام پیش شما، این جوری بچه‌ها رو بهتر و سیرتر میتونم ببینم. ❁ یک ساعتی مانده بود به اذان صبح، از خواب بیدار شدم. چراغ آشپزخانه روشن بود یقین داشتم عبدالحسین است. بیشتر وقتها که می‌آمد مرخصی، روزه میگرفت. یکدفعه هم یادم نمی‌آید که مرا بیدار کرده باشد که سحری درست کنم یا مثلاً چای دم کنم. همه کارها را خودش میکرد. ❁ از جام بلند شدم رفتم آشپزخانه یک قوری چای و دو تا استکان گذاشته بود توی سینی. بهش سلام کردم جوابم را با خنده و خوشرویی داد. به سینی اشاره کردم و پرسیدم: اینا رو جایی میبری؟ خندید و آهسته گفت: یک بنده خدایی توی کوچه است، نمیدونم مسافره، زواره، میخوام براش چایی ببرم ثواب داره صبح جمعه‌ای. سینی را برداشت و رفت بیرون، بی سر و صدا. ❁ مدتی بود که هر وقت می‌آمد مرخصی، سابقه اینکار را داشت؛ یا چای میبرد بیرون و یا هم میوه و غذا. هر بار که میپرسیدم: اینا رو برای کی میبری؛ جواب‌هایی از همان دست میداد. جالب اینجا بود که همه آن مسافرها و رهگذرها هم، اکثراً ماشین داشتند! همیشه یکی، دو نفر محافظ داشت. به خاطر فرار از منیت و خودستایی، تمام آنها را مسافر و رهگذر معرفی میکرد. 📚 کتاب «خاک‌های نرم کوشک» ص ۲۲۶. | راوی: همسر شهید. 📷 طرح استوری: ● https://eitaa.com/Doc_d_moghadas/2163 📱@Doc_d_moghadas .
. 📋 لیست اعمال مشترک روزهای مبارک ماه شعبان المعظم ... 📱@Doc_d_moghadas .