eitaa logo
قرارگاه منتظران
488 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
2.5هزار ویدیو
69 فایل
موکب قرارگاه منتظران (جمعی از خادمان صحن حضرت زهرا سلام الله علیها) که هرساله اربعین در نجف اشرف خدمت می‌کنند.😍 شمارا باحال وهوای آن بهشت برین وفعالیت هاو خدماتشان در ایران آشنا می‌کنند. ارتباط با ما جهت شنیدن نظرات شما 😇 @fadaye_hosein
مشاهده در ایتا
دانلود
لَهُمْ دَارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُون (انعام/ ۱۲۷) {درویش} شیخ محمدتقی دستی بر سینه گذاشت و تشکری کرد و در حالی که انگار می خواهد کلماتش را به درستی انتخاب کند گفت: «آقا میخواستم اگر ممکن است، شما برای من استخاره ای بفرمایید. قاضی که صلابت و اقتدار تربیت در سیمایش موج میزد گفت: «طلبه علم چندین سال در نجف اشرف باشد ولی نتواند برای خودش استخاره کند؟! شیخ محمدتقی که معلوم بود بسیار خجالت کشیده است، خودش را جمع کرد و با جدیت گفت: «آقا همان طور که بارها از محضرتان درخواست کرده ام اگر میشد دستورالعملی به بنده بفرمایید تا تشرفی خدمت امام عصر، روحی له الفداء، حاصل کنم و برای اذن استخاره از ایشان رخصت طلب کنم و اذن ولی اکبر را به همراه خود داشته باشم به آروزی دیرینه ام میرسیدم قاضی در حالی که محکم بر سر جایش نشسته بود گفت: «همان اذن عامی که برای موالی شان صادر فرموده اند برای ما کافی است و نیازی به کسب اجازه خاص نیست. اما شیخ محمد تقی شروع کرد به اصرار و الحاج و و آن قدر از استادش طلب کرد تا در نهایت قاضی به او دستور قرائت آیه نور به عدد اصحاب بدر همراه با شرایطی خاص را تعلیم داد و در آخر و هنگام وداع به احترام او ایستاد و در پاشنه در حجره به او گفت: «اما آقا شیخ محمد تقی اصل این راه مراقبت و معرفت النفس است. مراقبه اگر نباشد، استعداد مناسب برای تشرف هم حاصل نمی شود. مراقبه را دریابید.شیخ محمد تقی که از گرفتن دستور در پوست خود نمی گنجید گفت: «روی چشم جناب استاد، خیلی ممنونم از عنایتی که به این حقیر فرمودید. قاضی با تردید به او لبخندی زد با او خداحافظی کرد، در را بست و در جایش نشست گویا فکرش در کنار آن جسد در حال سجده در هندوستان بود. پس از دقایقی در دوباره به صدا درآمد و این بار سید محمد حسین طباطبایی با آن چهره پر عظمت و چشمان آسمانی رنگ بود که داخل آمد و در مقابل قاضی با چهره ای محزون نشست پس از احوالپرسی قاضی از او پرسید: «این چندمین فرزند است که علویه سقط می کنند؟ سید محمد حسین گفت: «آقا، دومی است؛ پس از وفات محمد یک بار، و الآن هم مجدداً چند روز قبل .. قاضی چند لحظه ای سکوت کرد نفس عمیقی کشید و گفت: «اینها در عالم حساب دارد آقا محمد حسین این راه راه صبر است و باید بدانید که اسم اعظم پروردگار استقامت در طریق توحید است. سید محمد حسین که بیش از سی سال سن نداشت با چشمانی که دریا در آن موج میزد گفت: «بله آقا، متوجهم.» گاهی خداوند چهل روز بنده را در سختی و گرفتاری قرار می دهد تا یک بار ازته دل «یا الله» بگوید و به یاد خدا بیفتد. لحظاتی هر دو ساکت شدند و پس از آن استاد گفت: «اگر طالب حقیقی بودید به جست و جو ادامه دهید. اگر الآن به آب نرسیدید بالاخره زمانی آب برایتان از زمین فوران خواهد کرد. تازه اگر به آب هم رسیدید و درها برایتان باز شد به همان کم بسنده نکنید؛ بیشتر جست و جو کنید و بیشتر بخواهید این رسم بندگی است اگر کشفی قدرتی یا جذابیتی از غیب برای شما رخ نمود مطلقاً به آن توجه نکرده و آن را از خود بازدارید؛ که اگر به آن توجه کردید همچون حصاری شما را متوقف و اسیر خویش خواهد کرد. در همین حین بود که در به صدا درآمد و سید محمد حسین از استاد رخصت طلبید تا در را باز کند. استاد گفت: «باید آقا سید هاشم باشد؛ بنا بوده است از کربلا به زیارت امیرالمؤمنین له بیاید سید محمد حسین از جایش برخاست در را باز کرد و به گرمی سید هاشم را در آغوش کشید و رو کرد به استاد و گفت: قا، من نجف هستم اگر اجازه بفرمایید مجدداً مزاحمتان خواهم شد و الآن آقا سید هاشم که از راه دور آمده اند. از محضر شما استفاده کنند. ادامه دارد... 🔖قسمت:پنجاه و هفتم 👈قسمت: پنجاه و هشتم 📚 برای رفتن به قسمت اول کتاب روی لینک👈 قسمت_اول بزنید. 🍃 🌷اللهم عجل لولیک الفرج🌷 (س) ━━━━⊱♦️⊰━━━━ @gharargahemontazeran
🏴شعار اربعین ۱۴۰۳ مشخص شد 🔹حجت الاسلام حمید احمدی رئیس کمیته فرهنگی ستاد مرکزی اربعین: با تایید و هماهنگی مسئولان ایرانی و عراقی شعار اربعین ۱۴۴۶ قمری و ۱۴۰۳ شمسی (( کربلا طریق الاقصی ))انتخاب و نام‌گذاری شد. اللهم ارزقنا حرم حرم حرم😭😭 👇👇👇
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 شرط نزول برکات 🔸 قرآن کریم: اگر اهل شهرها و آبادی ها آورده و از نافرمانی خداوند پرهیز کنند، برکت‌های آسمان و زمین را به رویشان می‌گشاییم. 🔆 اعراف/96 ✍🏼 بسیاری از مشکلات ، به خاطر آلودگی به است. وقتی از فرامین الهی پیروی نمی‌کنیم و به دنبال و نفس خود هستیم، چگونه از مالک جهان، انتظار در مال و زندگی داریم. 🍃🍃🍃🍃 🌷اللهم عجل لولیک الفرج🌷 (س) ━━━━⊱♦️⊰━━━━ @gharargahemontazeran
📢 هر روز بخوانیم 🔹️امروز؛ صفحه بیست و چهار قرآن کریم سوره مبارکه البقرة ✏️‌ توصیه مهم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: هر روز حتماً قرآن بخوانید حتّی روزی نیم صفحه، روزی یک صفحه بخوانید، امّا ترک نشود. در دنیای اسلام هیچ کس نباید پیدا بشود که یک روز بر او بگذرد و آیاتی از قرآن را تلاوت نکند. ━━━━⊱♦️⊰━━━━ @gharargahemontazeran
Quran-page-024.mp3
3.87M
📢 هر روز بخوانیم 🔹️صفحه بیست و چهار قرآن کریم، سوره مبارکه البقرة با صدای عبدالباسط محمدعبدالصمد بشنوید. ✏️ توصیه مهم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: هر روز حتماً یک صفحه قرآن بخوانید ━━━━⊱♦️⊰━━━━ @gharargahemontazeran
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃 🍃 ای کاش حرم بودم و مهمان تو بودم... 🍃 مهمان تو و سفره احسان تو بودم... الله علیک یا علی بن موسی علیه السلام 🍃⚘️🍃⚘️🍃 🌷اللهم عجل لولیک الفرج🌷 (س) ━━━━⊱♦️⊰━━━━ @gharargahemontazeran
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
لَهُمْ دَارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُون (انعام/ ۱۲۷) {درویش } سید هاشم دستی به شانه سید محمد حسین زد و تشکری صمیمانه کرد و اجازه طلبید. استاد رو به سید محمد حسین کرد و گفت: «برنامه هایتان را مرتب داشته باشید تا بعد با هم صحبت کنیم اما همان طور که خدمتتان گفتم، در حال نماز یا ذکر و عبادت در برابر زیبای مطلق و جمال جمیل الهی هرچه دیدید و شنیدید، شما را مشغول نکند و مبادا به بهانه بهشت از بهشت آفرین غافل شوید. سید محمد حسین دست روی سینه اش گذاشت و گفت: «روی چشم آقا خیلی ممنونم بابت وقتی که برای بنده قرار دادید منزل هم تشریف بیاورید علویه از دیدن شما خوشحال میشوند. سلام بنده را برسانید. ان شاء الله همان طور که بارها زحمت داده ام، باز هم خواهم آمد. آقا شما نور هستید برای خانه ما قدمتان سر چشم با اجازه تان سید محمد حسین در حالی که با سید هاشم خداحافظی میکرد در را بست و به سمت در مدرسه هندی ها رفت اما متوجه شد که شیخ محمد تقی آملی هنوز آنجا ایستاده و از مدرسه نرفته است. سید هاشم ادای احترامی کرد و دست استاد را بوسید و نشست و در حالی که به صورت غمگین استاد نگاه میکرد گفت: «آقا من مزاحم احوالتان شدم و نمی خواهم وقت شما را بگیرم؛ اما ماجرای همسرم دیگر کارد را به استخوان رسانده است.» قاضی از اینکه هر کدام از شاگردانش گرفتاریهای خود را داشتند و او باید تک به تک از احوالات آنها مراقبت و در عین حال با آن درد عشق جگرخوار در وجود خویش دست و پنجه نرم میکرد نفس عمیقی کشید و گفت: «بله، چند مرتبه ای گفته اید.» آقا این مادرزن دیگر از آزار واذیت چیزی نبوده که از دستش بربیاید و سر من و همسرم نیاورده باشد؛ و مشکل اخیر اینکه زبان به آزار و طعنه و فحش و هر آنچه می شود، در مقابل دیگران باز کرده است و آبروی ما را می برد. با این فشار فقر که ام مهدی همسرم با آن دست و پنجه نرم میکند من نمی دانم باید چه کنم. همین اواخر مادرش آمد و کیسه های برنج خوش عطر عنبر را با روغن حیوانی به پرده اتاق ما نزدیک میکرد تا رنج و عذاب من و دخترش را بیش از پیش مشاهده کند. قاضی سرش را تکان داد و گفت: شنو الحل سید هاشم؟ سید هاشم گفت: «آقا، حقاً دیگر تاب ندارم و آمده ام از خدمت شما اذن بگیرم تا همسرم را طلاق دهم چاره دیگری به نظرم نمی آید. قاضی پس از لحظاتی گفت: « حالا از این حرفها و ماجراها که بگذریم آیا همسرت را دوست داری؟ سید هاشم که صورتش از گرمای حرارت آهنگری سرخ و ملتهب بود، به دستانش که از در دست گرفتن پتک و حرارت کوره تکیده گشته بود نگاهی کرد و گفت: «بله آقا هدیه را خیلی دوست دارم قاضی لبخندی زد و گفت: «ام مهدی هم تو را دوست دارد سید هاشم؟ بله او هم مرا بسیار دوست دارد و زن صبور و با محبتی است. استاد دستانش را به محاسنش کشید و با جدیت گفت: «ابداً راه طلاق گرفتن نداری برو صبوری پیشه کن تربیت تو به دست مادر زنت است. با آنچه میگویی خداوند چنین مقرر فرموده که ادب تو و راه باز شدن در به روی تو به دست این مادرزن و تحمل سختی ها و مشکلات ارتباط با او خواهد بود. زمانی که نفس غیر از خواسته معشوق را طلب کرد واجب است انسان آماده جنگ و قتال با او باشد سید هاشم که گویا اراده ای از کلام استاد در جانش دمیده شده باشد گفت: «آقا، هر چه شما بفرمایید. اگر ممکن است برای زندگی ما و باز شدن این گره در حق بنده دعا بفرمایید. سید هاشم، من طلب شيئاً وجَدَّ وَجَدَ وَ مَن فرع باباً و لج ولج»، ۲ خود را به دامن توکل و عنایت سید الشهدا بسپار خداوند کار را درست میکند. سید هاشم دو مرتبه دست استادش را بوسید و گفت: «آقا من مزاحمتان نمیشوم دستور را گرفتم و به زیارت مولی الموحدین خواهم رفت.» قاضی به احترام او هم ایستاد و او را بدرقه کرد.... ادامه دارد... 🔖قسمت:پنجاه و هشتم 👈قسمت : پنجاه و نهم 📚 برای رفتن به قسمت اول کتاب روی لینک👈 قسمت_اول بزنید. 🍃 🌷اللهم عجل لولیک الفرج🌷 (س) ━━━━⊱♦️⊰━━━━ @gharargahemontazeran
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 ذکر زیاد شدن روزی 🔹 رسول خدا صلی الله علیه و آله: کسی که می‌خواهد روزی فراوان داشته باشد، این ذکر را زیاد بگوید و قبل و بعد از آن، بفرستد: اللهم أغنِنی بِحَلالِکَ عَن حرامِک، و بِفَضلِک عَمَّن سِواک؛ خدایا مرا به وسیله حلالت از خویش بی نیاز کن و با فضل و بخشش خودت، از هر چه غیر خودت، بی نیاز ساز. 📚 فقه الرضا/ص399 🍃🍃🍃🍃 🌷اللهم عجل لولیک الفرج🌷 (س) ━━━━⊱♦️⊰━━━━ @gharargahemontazeran
21.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃 🍃 گر چه در خوب ترین حالت مان نیز بدیم... 🍃 جز در خانه ی ارباب دری را نزدیم... 🍃🍃🍃 (س) ━━━━⊱♦️⊰━━━━ @gharargahemontazeran
24.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و فرمود : « دشمنی با وی، دلیل شقاوت و دوستی با او، دلیل پرهیزکاری است.» فرازی از خطبه ۵ غدیر🌹 ━━━━⊱♦️⊰━━━━ @gharargahemontazeran
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
«أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ» (نمل (۶۰) {محمد تقی بهجت} 🍃امشبی را شه دین در حرم مهمان است... 🍃 عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است... 🍃 مکن ای صبح طلوع ... 🍃غمش امشب همه ازتشنگی طفلان است... 🍃مکن ای صبح طلوع 🍃شب قتل است یک امشب که حسین مهمان است... اینها اشعاری بود که پدرم آنها را سروده بود و در شب عاشورا در محافل فومن و پس از آن شمال و سپس سراسر ایران قرائت می شد. پدرم کربلایی محمود بهجت در جوانی به مرضی مبتلا شده و در بستر مرگ افتاده بود؛ اما در همان لحظات که نزدیک به قبض روح بود، ندایی را میشنود که می گوید: «او پدر محمد تقی است او را رها کنید و او به زندگی دنیایی اش باز می گردد؛ از همین رو نام برادرم را محمد تقی گذاشت؛ اما برادرم پس از مدتی از دنیا رفت و پدر مجدداً اسم من را محمد تقی گذاشت. خمیره وجود من از پدری شکل یافت که عاشق و دل باخته سید و سالار شهیدان بود و از این رو تجلی عنایات اهل بیت را در طینت و هستی ام منزل به منزل مشاهده می کردم. چهارده سالی که در فومن زندگی میکردم از محضر علمای آن شهر همچون شیخ احمد سعیدی که احوالات خاصی داشت بهره میبردم. نمازم را به او اقتدا می کردم او با اینکه از ملاکهای فومن بود؛ به نماز که می ایستاد، یکپارچه متوجه ساخت قدس ربوبی میشد و دلش از دنیا و مافیها خالی میگشت. اما مایل بودم برای ادامه تحصیل به کربلای معلا بیایم خود را در چهارده سالگی به کربلا رساندم و در یکی از مدرسه های نزدیک حرم مقیم شدم روزگارم درس بود و بحث و زیارت و ریاضت یادم نمی رود که نمازی مثل نماز آن مرد ملاک فومنی را که در آن نمازگزار فارغ از دنیا و مطلقاً متوجه خدای تبارک و تعالی باشد بار دیگری در نماز حاج میرزا محمد تقی نایینی در کربلا مشاهده کردم آن روز در انتهای صف اول ایستاده بودم و کثرت جمعیت موجب شد با قد کوتاهی که داشتم زیر چهارپایه ای که مردم روی آن شمع روشن میکردند قرار بگیرم؛ اما با این اوصاف او را در نماز در حال عروجی دیدم که هیچگاه فراموشم نمیشود.... ادامه دارد... 🔖قسمت : پنجاه و نهم 👈قسمت: شصت 📚 برای رفتن به قسمت اول کتاب روی لینک👈 قسمت_اول بزنید. 🍃 🌷اللهم عجل لولیک الفرج🌷 (س) ━━━━⊱♦️⊰━━━━ @gharargahemontazeran
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا