🔹نمونهای از تکثیر اسناد برای یک مضمون جعلی: علت شبگردی و خرابهنشینی جغد
در برخی روایات ضعیف ادعا شده است که جغد تا قبل شهادت امام حسین (ع) مثل پرندگان دیگر زندگی میکرد ولی پس از شهادت امام حسین از مردم عزلت گزید و خرابهنشین شد و روزها روزه گرفت و شبها بر امام نوحه کرد. متن و سند این روایات چنین است:
۱. حدثنی محمد بن الحسن بن احمد بن الولید و جماعة مشایخی عن سعد بن عبدالله عن محمد بن عیسی بن عبید عن صفوان بن یحیی عن الحسین بن ابی غندر عن ابی عبدالله قال سمعته یقول فی البومة قال هل احد منکم رآها بالنهار قیل له لا تکاد تظهر بالنهار و لا تظهر الا لیلا قال اما انها لم تزل تأوی العمران ابدا فلما ان قتل الحسین آلت علی نفسها ان لا تأوی العمران ابدا و لا تأوی الا الخراب فلا تزال نهارها صائمة حزینة حتی یجنها اللیل فاذا جنها اللیل فلا تزال ترن علی الحسین حتی تصبح (کامل الزیارات، باب ۳۱، ص۹۹).
۲. حدثنی حکیم بن داود بن حکیم عن سلمة بن ابی الخطاب عن الحسین بن علی بن صاعد البربری قیما لقبر الرضا قال حدثنی ابی قال دخلت علی الرضا فقال لی تری هذه البوم ما یقول الناس قال قلت جعلت فداک جئنا نسألک فقال هذه البومة کانت علی عهد جدی رسول الله تأوی المنازل و القصور و الدور و کانت اذا اکل الناس الطعام تطیر و تقع امامهم فیرمی الیها بالطعام و تسقی و ترجع الی مکانها فلما قتل الحسین خرجت من العمران الی الخراب و الجبال و البراری و قالت بئس الامة انتم قتلتم ابن بنت نبییکم و لا آمنکم علی نفسی (کامل الزیارات، باب ۳۱، ص۹۹).
۳. حدثنی محمد بن جعفر الرزاز عن خاله محمد بن الحسین بن ابی الخطاب عن الحسن بن علی بن فضال عن رجل عن ابی عبدالله قال ان البوم لتصوم النهار فاذا افطرت اندبت علی الحسین بن علی حتی تصبح (کامل الزیارات، باب ۳۱، ص۹۹).
۴. حدثنی علی بن الحسین بن موسی عن سعد بن عبدالله عن موسی بن عمر عن الحسن بن علی المیثمی قال قال ابو عبدالله یا یعقوب رأیت بومة بالنهار تنفس قط قال لا قال و تدری لم ذلک قال لا قال لانها تظل یومها صائمة علی ما رزقها الله فاذا جنها اللیل افطرت علی ما رزقت ثم لم تزل ترنم علی الحسین بن علی حتی تصبح (کامل الزیارات، باب ۳۱، ص۹۹).
۵. عن جعفر بن احمد القصیر عن محمد بن علی عن علی بن محمد عن الحسن بن علی عن ابی العلاء عن ابی بصیر قال دخلت علی ابی عبدالله الصادق فکان ابنه اسماعیل موعوکا فقال قم یا ابا محمد فادخل علی ابنی اسماعیل فعده فدخلت معه فاذا فی جانب داره قصر فیه فاختة و هی تصیح فقال یا بنی تمسک هذه الفاختة اما علمت انها مشؤومة قلیلة الذکر لله تدعو علی اربابها و علینا اهل البیت قال ابو بصیر فقلت و ما ذا دعاؤها یا سیدی قال تقول فقدتکم اهل البیت و فقدت اربابی قال لاسماعیل ان کان لا بد متخذا مثلها فاتخذ ورشانا فانه ما زال کثیرا یذکر الله تعالی و یتولانا و یحبنا قال ابو بصیر فقلت یا سیدی فهل فی الطیر مثله بهذه الصفة قال نعم الراعبی و القنابر و الدیک الافرق و الطیطوی و البنیة قلت و ما البنیة قال الذی تسمونه البوم فانه من یوم قتل الحسین یسکن نهارا و یندبنا لیلا (الهداية الکبری، ص۲۵۱).
۶. «الطيور المختارة عندنا خمس الزاغي [الراعبي] و الورشان و القنبرة و الهدهد و البوم و السبب في سكونها الخراب إنه لما قتل الحسين ع درأت عليه و قالت لا سكنت بين قوم يقتلون ابن رسول الله و دخلت الخراب» (مناقب آل أبي طالب، ج۲، ص۳۱۴).
این روایات از نظر سند ضعیف است. متن روایت ۱، ۲، ۵ و ۶ صریحا و متن روایت ۳ و ۴ ظاهرا دلالت دارد که جغد پیش از شهادت امام حسین (ع) عزلتنشین (شبگرد و خرابهنشین) نبود. این ادعا بر خلاف مسلمات است؛ زیرا گذشته از علم جانورشناسی و دیرینهشناسی و شواهد موجود در باستانشناسی، از نظر تاریخی، نیز اوصاف جغد به همین صورت از قرنها قبل در منابع، مکتوب شده یا در باورها و اساطیر باستانی بازتاب یافته است.
ابوالحسن شعرانی متوجه این نکته شده و مینویسد:
«راوى اين حديث مجهول و روايت ضعيف است و شواهد بسيار دلالت دارد كه بوم پيش از شهادت آن حضرت هم ويرانهنشين بود و ظاهرا اين مرد بربرى كه خادم قبر حضرت رضا عليه السّلام بوده است اين حديث را از آن امام نشنيده است يا حديث به اين كيفيت نبوده مثلا امام فرمود: حق دارد جغد كه از اين مردم مىپرهيزد براى آنكه پسر پيغمبرشان را كشتند.» (دمع السجوم، ص۴۵۶)
البته احتمال دوم ایشان قرینهای ندارد و خصوصا با التفات به این که تنها طریق، طریق بربری نیست، قابل قبول به نظر نمیرسد.
این نمونه به خوبی نشان میدهد که چطور ممکن است پیرامون یک مضمون نادرست، سندسازی و تکثیر اسناد صورت بگیرد که لزوم واکاوی دقیقتر اسناد و عدم تسرع در حکم کردن به استفاضه و تواتر را گوشزد میکند.
@Gholow
اگر چه بازتاب ویژگیهای جغد در میراث باستانی، بسیار روشن است؛ اما برای این که ادعا خالی از استناد نباشد، در این جا چند نمونه ذکر میشود:
ارسطو (د. ۳۲۲ ق. م) در تاریخ الحیوانات [۱] بارها به شبزی و گوشهگیر بودن جغد اشاره کرده است:
«بعضی شبزی هستند، مانند جغد و خفاش؛ بعضی دیگر در روشنایی روز زندگی میکنند.» (ص۴۸۸)
«برخی از پرندگانی که در شب پرواز میکنند دارای چنگالهای خمیده هستند مانند زاغ شب، جغد و جغد عقابی. جغد عقابی از نظر شکل به جغد معمولی شباهت دارد ولی به اندازه عقاب بزرگ است» (ص۵۹۱-۵۹۲).
«جغد شاخدار شبیه جغد معمولی است با این تفاوت که اطراف گوشهایش پر دارد؛ برخی آن را زاغ شب مینامند» (ص۵۹۷).
«میان کلاغ و جغد دشمنی هست؛ زیرا بهعلت اینکه جغد در روز دید ضعیفی دارد، کلاغ در میانهٔ روز به تخمهای جغد حمله میکند، و جغد در شب به تخمهای کلاغ، بهگونهای که هرکدام بهنوبت، یکی در شب و دیگری در روز، دست بالا را دارد ... در طول روز، سایر پرندگان کوچک دور جغد پر میزنند - که این رفتار در میان مردم به "تحسین کردن او" معروف است - و او را نوک میزنند و پرهایش را میکنند؛ بهسبب همین عادت، شکارچیان پرندگان از جغد بهعنوان طعمهای برای شکار انواع پرندگان کوچک استفاده میکنند» (ص۶۰۸-۶۰۹).
«هیبریس، که برخی آن را همان جغد عقابی میدانند، هرگز در روز دیده نمیشود، زیرا بیناییاش ضعیف است؛ اما در شب مانند عقاب شکار میکند ... مانند دیگر پرندگانی که پیشتر ذکر شد، در صخرهها و غارها آشیانه میسازد» (ص۶۱۵).
«جغد ایگولیوس شبها پرواز میکند و به ندرت در روز دیده میشود؛ مانند دیگر جغدهایی که نام بردیم، روی صخرهها یا در غارها زندگی میکند ...» (ص۶۱۶).
«جغد و زاغ شب و همه پرندگانی که در طول روز دید ضعیفی دارند، در شب به دنبال طعمه خود میگردند، اما نه در تمام طول شب، بلکه در عصر و سپیده دم» (ص۶۱۹).
پلینی کبیر (د. ۷۹ م) در تاریخ طبیعی خود (تألیف: ۷۷-۷۹ م) [۲] نوشته است:
«پرندگان شب نیز چنگالهای خمیده دارند، مانند جغد کوچک، جغد شاخدار، و جغد جیغزن؛ دید این پرندگان در روز ناقص است. جغد شاخدار ... در اماکن متروک و نه تنها در مکانهای دورافتاده، بلکه در جاهای ترسناک و غیرقابل دسترس زندگی میکند. این هیولای شب، صدایش نه نغمهای خوشآهنگ، بلکه نوعی فریاد یا جیغ است. به همین دلیل، دیدن آن در شهر یا حتی در روز، نشانه بدی تلقی میشود ...» (کتاب دهم، بخش دوازدهم، ص۱۹۸).
در کتاب مقدس یهود و نصاری بارها به ویرانهنشینی و نوحهسرایی جغد اشاره شده است. به نمونههای زیر از ترجمه فارسی قدیم در نرمافزار مژده توجه کنید:
«بهسبب آواز ناله خود، استخوانهایم به گوشت من چسبیده است. مانند مرغ سقّای صحرا شده، و مثل بوم خرابهها گردیدهام» (مزامیر ۱۰۲: ۵-۶).
«بلکه وحوش صحرا در آنجا خواهند خوابید و خانههای ایشان از بومها پر خواهد شد ...» (اشعیاء ۱۳: ۲۱).
«نسلاً بعد نسل خراب خواهد ماند که کسی تا ابدالاباد در آن گذر نکند. بلکه مرغ سقّا و خارپشت آن را تصرّف خواهند کرد و بوم و غراب در آن ساکن خواهند شد و ریسمان خرابی و شاقول ویرانی را بر آن خواهد کشید» (اشعیاء ۳۴: ۱۰-۱۱)
در فیزیولوگوس منسوب به اپیفانوس هم آمده است: «جغد تاریکی را بیش از روشنایی دوست دارد.»
در اشعار کهن عرب به نوحهسرایی و ویرانهنشینی و شبگردی جغد اشاره شده است مثلا در شعر لبید (د. ۴۱ ق) آمده است:
باكَرْتُ في غَلَسِ الظَّلامِ بِصُنْتُعٍ
طِرْفِ كَعَالِية القَنَاةِ سَليمِ
ولقَد قَطَعْتُ وَصِيلةً مَجْرُودَةً
يَبْكِي الصَّدَى فيها لِشَجْوِ البُومِ (دیوان لبید، دار المعرفة، ص۱۲۲).
در شعر ابو دهبل الجمحی (د. ۶۳ ق) آمده است:
أصات غراب البين فيهم فأصبحت
من الشجو لا تأوي العمارة بومها (دیوان ابی دهبل الجمحی، ص۸۹).
شواهد دیگری از میراث یونانی، رومی، هندی، عربی و پهلوی نیز در دست است که به سبب روشن بودن موضوع از ذکر آنها صرف نظر میشود.
البته این که یک نوع از حیوانات به مثابه فرد در نظر گرفته شود و برای ویژگیهای آن تعلیلهای اسطورهای بیان شود، نمونههای فراوانی دارد.
آن چه در این جا مهم است توجه به این مسأله است که ممکن است محتوایی افسانهای و خلاف واقع که قابل راستیآزمایی است، به صورت گسترده مورد قبول قرار گرفته و اسناد متعدد برایش جعل شود.
............
[1] Aristotle (1910), Historia Animalium, The Works of Aristotle, Vol. IV, translated by D'arcy Wentworth Thompson, Oxford, The Clarendon Press.
[2] Pliny, the Elder (1847-48), Pliny’s Natural History in Thirty Seven Books, Holland, Philemon, Wernerian Club. [London], Printed for the Club by G. Barclay.
@Gholow
76.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
74.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
104.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جایگاه نقد زبانی در اعتبارسنجی حدیث، اکبری.mp3
زمان:
حجم:
15.6M
جایگاه نقد زبانی در اعتبارسنجی حدیث
عمیدرضا اکبری
بسترهای فحص تعابیر نادر
اَشکال تطور
انواع تفرد
معرفی نمونه پژوهشها
@gholow
نقد زبانی.pdf
حجم:
350.6K
جایگاه نقد زبانی در اعتبارسنجی حدیث
عمیدرضا اکبری
اسلایدها
@gholow
با شما در دنیا و آخرت
فأسألُ اللهَ... أنْ يَجْعَلَني مَعَكم في الدُّنْيا والآخِرَةِ... (ابن قولویه، كامل الزيارات، ص١٩٥، مكتبة الصدوق)
أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ أَبِي مَسْرُوقٍ النَّهْدِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سَهْلٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع عَلِّمْنِي شَيْئاً إِذَا أَنَا قُلْتُهُ كُنْتُ مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ قَالَ فَكَتَبَ بِخَطٍّ أَعْرِفُهُ أَكْثِرْ مِنْ تِلَاوَةِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ وَ رَطِّبْ شَفَتَيْكَ بِالاسْتِغْفَارِ (شیخ صدوق، ثواب الأعمال، ص۱۶۵).
از اسماعیل بن سهل روایت شده است که گفت: برای امام جواد ع نامه نوشتم: «به من چیزی بیاموز که اگر آن را بگویم، در دنیا و آخرت با شما باشم.» پس به خطّ خودش که میشناختم برای من نوشت: «سوره انّا انزلناه را بسیار بخوان و دو لبت را به استغفار تر کن.»
https://t.me/sohof2/1595
#حدیث
@Gholow
نقش اختلاف نُسَخ در گوناگونی برداشتها مطالعه موردی حدیث «علیّ ممسوس فی ذات الله»، علی عادلزاده، عمیدرضا اکبری، مطالعات قرآن و حدیث، ش28، 1400ش.pdf
حجم:
499.3K
نقش اختلاف نُسَخ در گوناگونی برداشتها: مطالعه موردی حدیث «علیّ ممسوس فی ذات الله»،
علی عادلزاده، عمیدرضا اکبری،
مطالعات قرآن و حدیث، ش28، 1400ش
جمله مشهور «علی ممسوس فی ذات الله» از جمله اخبار منسوب به رسول الله ص است که شارحان با وجود اهتمام بسیار، به توافقی در معنای آن نرسیدهاند، و شروح تفصیلی مشکل سازگاری واژه ممسوس را با لغت و سیاق روایت حل نکردهاند. نظر نکردن به چارچوب شکلگیری این جمله در کاستیهای معانی ارائه شده مؤثر بوده است. این مقاله با بررسی تحریرهای گوناگون روایت، نشان داده که اصل اولیه حدیث با تعابیر دیگری (چون لأخشن فی…) بوده است، و در دو فرایند نقل به معنا و تصحیف بدین شکل درآمده است. در معنای نسخه اصیلتر و متقدمتر هیچ ابهامی وجود ندارد و با سیاق گزارشهای کاملتر همخوان است. با روشن شدن معنای حدیث، نادرستی بعضی از گزارشهای متأخرتر نیز معلوم میشود. کمرنگی نگرش انتقادی، جمعی از عالمان متأخر و به ویژه اهل عرفان را بر آن داشته تا در حد توان به تأیید و توجیه غیر تاریخی بعضی از اخبار مشکوک بپردازند. تلاشهای ایشان در ارائه معنا برای «ممسوس فی ذات الله» نااستوار به نظر میرسد.
@gholow
اعتبارسنجی عبارت "انا اصغر من ربّی بسنتین از حیث سند
✍️ محمدمهدی مودتی
نشریه سفینه، سال شانزدهم، بهار ۱۳۹۸، شماره ۶۲
چکیده:
نگارنده بیست و پنج منبع برای این گفتار منسوب به پیامبر (ص) یا امیرالمؤمنین (ع) به ترتیب زمان، از داوود قیصری متوفی ۷۵۱ قمری تا معاصران آورده است که هیچ یک از این نقلها سند ندارد، و بیشتر این ناقلان گرایش عرفانی دارند.
@Gholow
⚠️تأملی در روایات نخستین کتاب احتجاج
✍️عمیدرضا اکبری
کتاب الإحتجاج طبرسی (م588ق) با اینکه در خود گنجینهای از استدلالها و احتجاجات روایی را گنجانده، با این حال درگیر آسیبهایی هست، و بسیاری از اخبار آن را میتوان با تحریرها و قرائن منابع متقدم نقد کرد. به عنوان نمونه مؤلف در نخستین باب کتاب روایاتی در فضل و تأیید احتجاج و جدال را گرد آورده، ولی همگی روایاتش اشکالات اساسی دارند. مثلاً روایت اول کتاب چنین است:
وَ رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ: نَحْنُ الْمُجَادِلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ عَلَى لِسَانِ سَبْعِينَ نَبِيّاً. (الإحتجاج للطبرسي، ج1، ص15)
«ماییم مجادلان در دین خدا بر زبان هفتاد نبی»!
معرفی نبی خاتم به عنوان جدالگر از زبان 70 نبی بسیار غریب و بلکه ناهمسو با برخی روایات دیگر است. اما در منابع متقدم امامی با همین عبارات آمده، جز آنکه بهجای «نحن»، «لعن» است. کتابت این دو واژه کاملاً شبیه هم است، و به سادگی قابل تصحیفاند:
... عن محمد بن علي الصيرفي الكوفي عن محمد بن سنان عن المفضل بن عمر عن جابر بن يزيد عن سعيد بن المسيب عن عبد الرحمن بن سمرة قال قال رسول الله ص لُعِنَ الْمُجَادِلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ عَلَى لِسَانِ سَبْعِينَ نَبِيّاً وَ مَنْ جَادَلَ فِي آيَاتِ اللَّهِ فَقَدْ كَفَرَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا... (كمال الدين، ج1، ص256)
از سیاق خبر کاملاً آشکار است که نسخه متقدم صحیح است، نه نسخه احتجاج، و مذمت و لعن «جدالگران در دین» را در اخبار دیگری نیز می توان یافت (نمونه: الجعفريات، ص171؛ إعتقادات الإمامية للصدوق، ص43). چنانکه مجادل در دین خدا کاملاً شبیه «مجادل در حق / آیات» است که در آیات همواره کاربردی منفی دارد (انفال: 6؛ الرعد: 13؛ غافر: 35، 56، 69؛ شوری: 35). الگوی لعن در این روایت نیز مانند آیه ﴿لعن الذين كفروا من بني إسرائيل على لسان داود و عيسى ابن مريم﴾ (المائدة: ۷۸) است.
معنای دو تحریر خبر مورد بحث ضد هم است؛ و برخلاف نظر طبرسی اصل روایت در زمینه لعن اهل جدال است، نه تأیید آن.
همچنین، با عنایت به اینکه انتهای سند شیخ صدوق (م381ق) عامی است، یافتن این خبر دور از انتظار نیست. ولی در منابع عامه همواره تعبیر «القدرية» (و گاه همراه مرجئه) به جای مجادلان نشسته است (نمونه: السنة لابن أبي عاصم، 1/ 142؛ 2/ 462؛ المعجم الكبير للطبراني، 20/ 117). هرچه هست نسخه اصیلتر و بسیار رایج «لُعِن» است؛ نه «نحنُ».
ادامه روایات باب اول از احتجاج نیز جملگی از متفردات تفسیر استرابادی و با ادبیات نادر آن است. امروزه پژوهشهای بسیاری اصالت نداشتن روایات تفسیر استرابادی را با ابزارهای مختلف نقد سندی، تاریخی، عرضه بر روایات و تحلیل متن نشان دادهاند (برای نمونه: مددی، نگاهی به دریا، ج1، ص297-323؛ شوشتری، الاخبار الدخیلة، ج1، ص152؛ انصاری، سایت کاتبان، مانند ansari.kateban.com/post/2095 و ansari.kateban.com/post/1091 ؛ فاطمه هاشمی، پایان نامه «بررسی صحت و اعتبار روایات تفسیر منسوب به امام عسكری ع»، بخش5 و 6-1. البته در بخش6-2 در اعتباربخشی قسمتهای موافق با امامیه تسامح شده است؛ و...).
میتوان از ابزارهای نقد زبانی نیز به گستردگی در نقد ادبیات خاص این تفسیر نیز بهره برد.
#تصحیف
@Gholow