eitaa logo
غلوپژوهی | یادداشت‌های حدیثی و رجالی
816 دنبال‌کننده
73 عکس
13 ویدیو
111 فایل
بررسی‌های رجالی، تاریخی و اعتقادی ارتباط با مدیر: @amid30 كانال اصلی در تلگرام: https://t.me/gholow2
مشاهده در ایتا
دانلود
توجّه آیت الله خوئی به مخالفت یک نمونه از مضامین عامی با احادیث شیعی (معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۹۵) @gholow
مقاله علی اکبر غفاری.pdf
حجم: 116.1K
توضیحات استاد علی اکبر غفاری درباره و ذکر نمونه‌هایی از اشکالات موجود در این تفسیر: - مدح صهیب بن سنان (کسی که بر عمر نماز خواند) - مدح عکرمة بن ابی جهل - حضور عباس بن عبدالمطلب در مدینه هنگام سدّ الابواب @gholow
در تصویر، محقق (= تفسیر منسوب به امام حسن عسکری ع) درباره مخالفت یکی از داستان‌های این تفسیر با تاریخ شهادتِ زید بن حارثه، عبد الله بن رواحة و تاریخ اسلام آوردن قیس بن عاصم توضیحاتی ارائه داده است. @Gholow
نمونه‌های دیگری از اشکالات تفسیر استرآبادی: https://alasar.blog.ir/1400/11/29/TafsirAstarabadi ۱. نماز خواندن پیامبر ص بر نجاشی ۲. اسناد موازی به زهری ۳. حضور امام رضا ع در بغداد ۴. داستان نجاتِ مؤمن آل فرعون @gholow
توضیحِ میرزا ابوالحسن شعرانی درباره جعلی بودنِ «قول صحيح در حبس مختار و رهايى او همين است كه ابن زياد او را به زندان كرد و يزيد به رهايى او فرمود و پس از اين در سال ۶۷ مصعب بن زبير او را كشت و حجاج در سال ۷۵، هشت سال پس از كشته شدن مختار والى عراق شد. و اينكه مرحوم مجلسى در جلاء العيون و بحار نقل كرده است كه: حجاج مختار را چند بار حبس كرد و عبد الملك مروان براى او نوشت مختار را رها كند او را رها كرد و خداوند او را نگاه داشت تا كشندگان حسين عليه السّلام را كيفر كند صحيح نيست؛ زيرا كه در زمان ولايت حجاج و مستولى بودن عبد الملك بر عراق، مختار كارهاى خود را كرده و كشته شده بود و دولت به ابن زبير رسيده و او هم كشته شده بود و پس از آن حجاج والى كوفه شد. مرحوم مجلسى (ره) اين داستان را از كتابى كه در دست مردم متداول بود و آن را تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام مى‏‌گفتند نقل كرده است و علماى ما آن را مجعول دانند؛ چنان كه علّامه حلّى- رحمه اللّه- در رجال خود گويد: محمد بن قاسم مفسّر استرآبادى يعنى راوى اين تفسير ضعيف و دروغگوست كتاب تفسيرى از او روايت كنند كه از دو مرد مجهول ديگر روايت كرده است. تا اينكه گويد: اين تفسير موضوع است... و بودن همين داستان در اين تفسير دليل بر صحّت قول علّامه حلّى و مجعول بودن اين تفسير است» (ابوالحسن شعرانی، دمع السجوم، ص۵۲۷) @gholow
بیان شبهه تاریخی درباره مقدمه تفسیر استرآبادی از زبان آیت الله شبیری زنجانی «در مقدمه اين تفسير مطلبى است كه انتساب آن به امام هادى عليه السلام از جهت تطبيق تاريخى ممكن نيست و تطبيق آن با زمان امام حسن عسكرى نيز خالى از اشكال نيست. در مقدمه آمده است: در زمان داعى اول يعنى حسن بن زيد كه از سال ۲۵۰ تا ۲۷۰ در طبرستان و محيط زيدی‌ها - كه كم و بيش از اماميه هم در آنجا بسر مى‌بردند - حكومت داشته است، نزد او از دو نفر بنام محمد بن سيار و محمد بن زياد سعايت مى‌كنند، آن دو بر جان خود مى‌ترسند و با پسران خود به عراق مى‌گريزند و بر امام عسكرى عليه السلام وارد مى‌شوند. حضرت به آن دو مى‌فرمايد: نگران نباشيد، وقتى به شهر خود باز گرديد، جانتان در امان است و اموالتان كه مصادره شده، باز گردانده مى‌شود، كسانى كه نزد داعى از شما شكايت كرده‌اند، وضعشان به گونه‌اى مى‌شود كه شما را شفيع خود نزد او قرار مى‌دهند. آن دو نفر، به شهر و ديار خود بازگشتند و همانطور كه حضرت پيش‌بينى كرده بود، اتفاق افتاد. پسران آن دو كه نزد حضرت امام حسن عسكرى بودند و از تغيير اوضاع كه حضرت خبر داده بود، اظهار شگفتى مى‌كردند، حضرت به آنان فرمود: اگر مطلب بر شما واضح شد، به شما تفسير قرآن ياد مى‌دهم. به شكرانه اينكه مطلب بر شما روشن شد. بعد از چندى، نامه‌اى از پدرشان آمد كه داعى بر ما لطف كرده و وعده بازگرداندن اموالمان را داده است و ما نگرانى نداريم و منشأش اين است كه داعى، فردى را مى‌كشد و زيديها از بلاد مختلف به او اعتراض مى‌كنند و نامه مى‌نويسند كه او از بهترين افراد زيديه بود و سعايتى بيجا درباره او شده، او نيز اضعاف ديه مى‌پردازد و تصميم مى‌گيرد در خصوص مذهب اشخاص متعرض آنان نشود. چندى بعد نامه ديگرى مى‌نويسند و مژده دريافت اموالشان را مى‌دهند. در مقدمه از قول پسران آنها آمده كه ما هفت سال نزد حضرت تفسير قرآن آموختيم. اين خلاصه داستانى كه در مقدمه اين تفسير آمده است. سؤال اين است كه نزد كداميك از امامان درس خوانده‌اند، امام هادى يا امام حسن عسكرى‌؟ امام هادى عليه السلام در سال ۲۵۴ وفات يافته، در حاليكه حكومت داعى از سال ۲۵۰ در طبرستان آغاز شده است، لذا هفت سال تحصيل آنان پس از داستان فوق در محضر امام هادى ممكن نيست. و اگر مراد، امام حسن عسكرى باشد، مدت امامت آن حضرت پنج سال و هشت ماه و اندى بوده است، اگر آنان بخواهند از سامرا به مازندران بروند، سپس اموال آنان توسط داعى بازگردانده شود و نامه به پسران خود بنويسند و به شكرانه آن در محضر حضرت درس بخوانند، على القاعده بايد مدت شش ماه در شرائط آن روز، با توجه به نامه‌نگاريها و امثال آن طول كشيده باشد. لذا بيش از پنج سال نمى‌توانستند در محضر حضرت درس بخوانند، پس چگونه با ادعاى هفت سال سازگار است‌؟ مگر آنكه بجاى پنج سال، هفت سال اشتباهاً گفته شده باشد. اين شبهه در خصوص اين تفسير با توجه به مطلبى كه در مقدمه آن آمده، وجود دارد» (شبیری زنجانی، دروس خارج خمس، ج۱، ص۱۸۰_۱۸۲). البته این اشکال را می‌توان با دقت در جزئیات سرگذشت حسن بن زید داعی و امام حسن عسکری علیه السلام تقویت کرد و نادرستی داستان نگارش را بهتر نشان داد. @gholow
وثائق تحریف الأحادیث فی کتب أهل السنة – الجزء الأول https://deraayaat.ir/wathaiq @gholow
انگشت‌سوزی میرداماد (نمونه‌ای از تحوّل یک داستان در زمان‌ها، مکانها و فرهنگ‌های مختلف) در ادبیات منبری ما داستان مشهوری وجود دارد از این قرار که دختر شاه عباس، شب‌هنگام به حجره‌ی طلبگی میرداماد پناهنده می‌شود و میرداماد که خود را از پذیرفتن او ناچار می‌بیند؛ برای غلبه بر شهوت، شب تا صبح انگشتانش را روی چراغ می‌سوزاند. شاه عباس پس از اطّلاع از ماجرا او را به دامادی خود در می‌آورد. در جزئیات این داستان اختلافاتی میان نقل‌های مختلف شفاهی و کتبی دیده می‌شود. از نظر تاریخی وقوع چنین داستانی ممکن نیست و اساساً میرداماد هیچ گاه داماد شاه عباس نبوده است. نکته مهمّ آن است که سال‌ها پیش از به دنیا آمدن میرداماد، محمّد بن القاسم الرصّاع این داستان را -با اندکی اختلاف- به طلبه‌ای در مدرسه‌ی فاس (از بلاد مغرب) نسبت داده است. جالب‌تر آن که در منابع کهن اسلامی، داستان مشابهی را از وهب بن منبّه درباره‌ی عابدی اسرائیلی نقل کرده‌اند. با جستجوی بیشتر روشن می‌شود که داستان این عابد -با اندکی تفاوت در پایان قصه- در منابع کهن مسیحی نیز روایت شده است. این منابع اتّفاق دارند که اصل داستان مربوط به سرزمین مصر است. هم‌زمان با میرداماد، کشیشی روسی به نام آواکوم، ماجرایی از زندگی خود نقل می‌کند که الهام‌گرفته از همین داستان مصری است. بنابر آن چه ذکر شد، شکّی نیست که افسانه‌ی میرداماد، ریشه در تاریخ پیش از اسلام دارد. تفصیل بحث را در وبلاگ آثار بخوانید: http://alasar.blog.ir/1398/12/11/mirdamad @gholow
بهره‌گیری از کتب ادب در حدیث‌سازی؛ نمونه: الکامل مُبرِّد https://deraayaat.ir/mubarrid/ شیخ صدوق (ره) تنها دو حدیث به طریق «دقاق - اسدی - برمکی - حسین بن هیثم - عباد بن یعقوب» روایت کرده است. در این نوشتار توضیح داده شده که این دو حدیث ظاهراً برگرفته از متن «الکامل في اللغة والأدب» نوشته ابوالعباس مبرّد است و انتساب آن به اهل بیت (ع) محل اشکال است. @gholow
بررسی_تطبیقی_گزارشِ_تفسیرِ_عرفانی_سوره_توحید_به_روایتِ_ابن_بابویه.pdf
حجم: 1.1M
بررسی تطبیقی گزارشِ تفسیرِ عرفانی سوره توحید به روایتِ ابن بابویه و تفاسیر خراسانی حدیث حوزه، ش20، 1399ش ابن بابویه از راویانی ناشناس حدیثی طولانی درباره تفسیر سوره توحید از امام صادق (ع) روایت کرده که بیش‌تر فرازهای آن در منابع فرق به شخصیت‌هایی دیگر منسوب است. این روایت متنی ترکیبی و متأخّر است که از روش‌هایی چون تفسیر حروفی، برای تفسیر آیات توحید بهره می‌برد. ارتباط متن با سند آن نیز ضعیف است. وجود شاخصه‌های مکاتب فلسفی و عرفانی و بافت زبانی متأخر و ناهمگون با دیگر روایات نیز نادرستی نسبت کل روایت به امامان را تقویت می‌کند. مشابه همین روایت را ابو‌عبد الرحمن سلمی، در تفسیر خود با سندِ پرآسیب دیگری به امام صادق (ع) و ابن عطا نسبت داده است. در دیگر کتاب صوفیانه، علم القلوب نیز برخی فرازهای گزارش ابن بابویه به جعفر خلدی نسبت داده‌ شده، که ظاهراً نتیجه سهو است. بخش کوچکی از آن را نیز ماتریدی بدون ذکر سند از امیرالمؤمنین (ع) نقل کرده است. بررسی‌های متنی و سندی نشان می‌دهد که روایت ابن بابویه و سلمی، به متنی مکتوب از سنت فکری خراسان وابسته است، و با روش تفسیری صوفیان تناسب دارد. @gholow
ابتذال در جعل (تحریری از قصه دشت ارژن) محمدتقی مامقانی، نیر تبریزی (م1297ش) از نویسندگان بزرگِ شیخیه در صحیفة الابرار داستانی از فوحات القدس استرآبادی نقل می‌کند که بر پایه داستان دشتِ ارژن جعل شده است (صحیفة الابرار، 1425ق، ج3، ص107). استرآبادی هم آن را از منبعی ضعیف تر از خود (خواص مداح) نقل کرده است! (فوحات القدس، ج1، ص660) تکرار در مکان و زمان یکی از کلیشه های رایج قصص غالیانه است که هر دو در این قصه دیده می‌شود. در این داستان ادعا شده سلمان در جنگ نهروان حضور داشته و در بازگشت از این جنگ، امیرالمؤمنین قصه دشت ارژن را به او یادآوری کرده است. واضح است که سلمان، زمان حکومت امیرالمؤمنین ع را درک نکرده است. خود نویسنده فوحات القدس متوجه این ناسازگاری شده؛ ولی گویی این بدیهیات تاریخی نزد مامقانی هیچ ارزشی نداشته است! @gholow