⚠️خبر تکبر با متکبران
✍️ عمیدرضا اکبری
روایتی در فضای مجازی و بعضاً منابر به ائمه علیهم السلام و به طور خاص به نهج البلاغه منسوب میشود:
«التَّكَبُرُ علي المتكبِّرِ هُوَ التّواضُعِ بِعَيْنِهِ. نهج البلاغه، حكمت 410» (نمونه)
همین روایت مورد توجه برخی بزرگان معاصر نیز واقع شده است (نمونه استاد مطهری که البته با تعبیری محتاطانه آن را نقل کردهاند.)
اما چنین مطلبی در نهج البلاغه نیامده، و در واقع در شرح ابن ابی الحدید (م656ق) در میان حکمتهای منسوب آمده است (ج20، ص298). اما جالب است که پیشتر ابوطالب مکی (م386ق)، ابوحیان توحیدی (م400ق) و خرگوشی (م407ق) به ابن مبارک (م181ق) منسوب کردهاند (قوت القلوب 2/ 88؛ البصائر الذخائر، 2/ 51؛ تهذيب الاسرار، ص425). سپس ثعالبی (م429ق) و انصاری (م453ق) از يحيى بن معاذ (م258ق) نقل کردهاند که: «التكبر على المتكبر تواضعٌ.» (التمثيل والمحاضرة، ص410؛ زهر الآداب وثمر الألباب، 4/ 1054)
برخی هم مضمون آن را به بعض اهل العرفة منسوب کردهاند (علم القلوب، ص136). و در دوران بعد فخر رازی (م606ق) چنین آورده است: «فِي الْكَلَامِ الْمَشْهُورِ التَّكَبُّرُ عَلَى الْمُتَكَبِّرِ صَدَقَةٌ.» (التفسير الكبير، 15/ 366). شاید نسبت این کلام به بشر حافی (ابن الملقن، طبقات الأولياء، ص101) از همه متأخرتر باشد.
روشن است که با این وضع، نقل متأخر ابن ابی الحدید که تنها به عنوان حکمتی منسوب آمده، چیزی را اثبات نمیکند.
البته نقلی مشابه را نیز سمرقندی (م373) به عنوان خبری نبوی بدون سند به ابن عمر نسبت داده است:
«إِذَا رَأَيْتُمُ الْمُتَوَاضِعِينَ فَتَوَاضَعُوا لَهُمْ. وَإِذَا رَأَيْتُمُ الْمُتَكَبِّرِينَ فَتَكَبَّرُوا عَلَيْهِمْ. فَإِنَّ ذَلِكَ لَهُمْ صَغَارٌ وَمَذَلَّةٌ وَلَكُمْ بِذَلِكَ صَدَقَةٌ» (تنبيه الغافلين، ص186)
که غزالی (م505ق) آن را غریب خوانده است (إحياء علوم الدين، 3/ 341). و در منابع متقدم دیگر اثری از آن نیافتیم (نیز نک: مجموعه ورام، 1/ 201)
هرچه هست این اخبار یا در منابع پرتسامح صوفیه و یا از اشخاص مورد توجه صوفیه و بدون سند نقل شدهاند، و در مصادر امامیه نیز جایی نداشته است. فارغ از اینکه این کلام مطلبی صحیح باشد، یا نه، قیاس آن با تعبیر قرآنی «اعزة علی الکافرین» (مائده: 54) نیز وضعیت تاریخی خبر را روشن نمیکند. خصوصاً استنادات برخی به این خبر برای کنار زدن اصل متواتر تقیه و یا حتی اموری کلان چون مواجهه با امریکا (نمونه) استناداتی غیر علمی است.
گفتنی است بسیاری از روایات اخلاقی بیسند منسوب به ائمه ع در منابع متأخر گرفتار مشکل انتسابهای موازی هستند، و بسیاری اوقات انتسابهای دیگر مسند، متقدمتر، پرتکرارتر و پذیرفتنیتر هستند. و هرچند واقعاً بعضی از این اخبار حکیمانه باشند، نمیتوان آنها را با استحسان از معصومان ع شمرد. به ویژه که در مواردی ریشه این استحسانات نیز همین دست ادله ضعیف هستند.
#انتسابهای_موازی
@Gholow
کاوشی_در_پدیدآورندۀ_کتاب_الاختصاص.pdf
حجم:
523.3K
کاوشی در پدیدآورندۀ کتاب الاختصاص
مجید معارف
محمدعلی حیدری مزرعه آخوند
چکیده:
مؤلف کتاب الاختصاص شناختهشده نیست؛ برخی او را احمد بن حسین مؤمن و برخی شیخ مفید میدانند. کنار این نظریهها، نظریۀ دیگری هم هست و آن اینکه الاختصاص تلخیص شدە کتاب العیون و المحاسن شیخ مفید است. بر پایە این تحقیق، این کتاب از تألیفهای احمد بن حسین المؤمن، شیخ مفید و یا تلخیصی از کتاب العیون و المحاسن وی نیست. گرچه بعضی از مشایخ شیخ مفید در سند روایات این کتاب ذکر شده، الاختصاص کشکولی را ماند که احادیث مختلف و متفاوت و گاه متناقض با رأی و نظر شیخ مفید را از کتابهای الاختصاص ابو علی احمد بن حسین بن احمد بن عمران، فضائل امیرالمؤمنین ابن دأب، صفة الجنة والنار و قبض روح المؤمن و الکافر سعید بن جناح و محنة امیرالمؤمنین به دست گردآورندهای غیرمتخصص در امر حدیث جمع شده است.
@Gholow
MKAK_Volume 5_Issue 3_Pages 127-159.pdf
حجم:
11.2M
نقش اهریمنباوری در جایگاه اجتماعی معلولان در ایران باستان
✍ غلامرضا نوادری
کلام و ادیان، مهر ۱۴۰۴
چکیده
در گذشته معلولان جدای از سختیهایی که بهطور طبیعی متحمل میشدند، قربانی باورهایی بودند که بیماری و نقص آنان را به نیروهای ماورایی منسوب میکرد ... در ایران باستان، آفرینش بیماری و معلولیت به اهریمن نسبت داده میشد و این مسئله میتوانست تأثیر مهمی در جهتدهی نوع نگرش جامعه به این دسته از انسانها داشته باشد ... معلولیت، داغی اهریمنی خوانده میشد که براساس اسطورهها آنان را از حق زندگی محروم میکرد ... معلولان از حضور در برخی مراسمات دینی منع میشدند. ... معلولان را از به دست آوردن مناصبی مانند روحانیت و پادشاهی بازمیداشت و پذیرش آنان را در جامعه زرتشتی با مشکل روبهرو میکرد.
-----
📝 امتداد این نگاه را میتوان در برخی تعالیم فرقهای و به ویژه در میان غلات دید. غلات، شومانگاری معلولیت جسمی را در قالب دو انگاره «نفی بلایا» و «تناسخ» حفظ کردند (نک: اکبری، نصیریه، ص۳۷۱-۳۷۲؛ الهفت، ت غالب ص۱۳۰-۱۳۲؛ میمون طبرانی، الدلائل فی المسائل، ص۱۲۴؛ المشیخة، ص۱۵۷، مجمع الأخبار، ص۶۹-۷۰).
#نفی_بلایا
#تناسخ
@Gholow2
4_6023911461951118151.opus
زمان:
حجم:
3.9M
كلام موجز في تقييم الصحيفة المنسوبة إلى الإمام الرضا عليه السلام
🎙الشيخ إبراهيم جواد
@Gholow
نمود مذهب نصیری ابن شعبه.pdf
حجم:
750.5K
نمود مذهب نصیری ابن شعبه حرانی در احادیث تحف العقول و التمحیص
مطالعات فقه الحدیثی، ش۳، ۱۴۰۴
علی عادل زاده
عمیدرضا اکبری
چکیده
نام «حسن بن علی بن شعبه حرانی» (م. نیمه دوم سده ۴ق) از دورۀ صفویه به سبب دستیابی به نسخ وجادهای دو کتاب تحف العقول و التمحیص، درمیان امامیه شهرت یافت. از آنجا که دو کتاب تحف العقول و التمحیص به سبک منابع امامیه تألیف شده، به طور طبیعی ابنشعبه، امامیمذهب انگاشته شده است. در دو دهه اخیر با دسترسی گسترده به کتب نصیریه و از جمله آثاری از ابنشعبه مانند حقائق اسرار الدین، جایگاه مهم او در میان نصیریان روشن شد. اگر چه در نگاه اول در روایاتِ دو کتابِ تحف العقول و التمحیص، شواهد روشنی از غلو دیده نمیشود، اما با نگاه دقیقتر احادیثی در آن دو یافت میشود که از میراث غلات است و میتوان شواهد متعددی از تأثیر نگرش غالیان در این احادیث نشان داد. بنابر این شواهد، ابنشعبه در زمان تألیف این دو کتاب، تحت تأثیر آراء پنهان و میراثِ فکری غالیان بوده و در عین حال آن دو را بهعنوان آثار عمومی و نه خاص غالیان نوشته است.
@Gholow
وقتش رسیده بود تهاجم شروع شد
انگار کار آتش و هیزم شروع شد
الْمَدَائِنِيُّ، عَنْ مَسْلَمَةَ بْنِ مُحَارِبٍ، عَنْ سُلَيْمَانَ التيمى، وعن ابْنِ عَوْنٍ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ أَرْسَلَ إِلَى عَلِيٍّ يُرِيدُ الْبَيْعَةَ، فَلَمْ يُبَايِعْ. فَجَاءَ عُمَرُ، ومعه فتيلة فتلقته فاطمة على الباب، فقالت فاطمة: يا ابن الْخَطَّابِ، أَتُرَاكَ مُحَرِّقًا عَلَيَّ بَابِي؟ قَالَ: نَعَمْ... (بلاذری، أنساب الأشراف، چاپ دار الفکر، ج1، ص586)
ابوبکر کسانی را به سوی علی (ع) فرستاد تا از او بیعت بگیرند؛ اما علی (ع) بیعت نکرد. پس عمر آمد در حالی که فتیلهای در دست داشت. پس فاطمه (س) بر در خانه با او روبرو شد. فاطمه (س) گفت: ای پسر خطّاب! آیا میخواهی درب خانه مرا بر روی من آتش بزنی؟ گفت: آری...
خیزید و فرشته را به بیرون ببرید
آتش به در باغ بهشت افتاده است
@Gholow
بهکارگیری ترفند ترکیب احادیث در جعل روایت منسوب به «تنویر الإیمان» شیخ کلینی
https://alasar.blog.ir/1404/06/18/TanwirAliman
#انتساب_موازی
#ترکیب_احادیث
@Gholow
ریشهیابی اخبار انکار بلایای اولیای الهی در مصادر امامیه
✍️ عمیدرضا اکبری و علی عادلزاده
مطالعات فقه الحدیثی، ش۱، ۱۴۰۳ش.
https://www.sfhadith.ir/article_205484.html
چکیده:
غالیان تندرو مانند نصیریه، مصائب امامان و بسیاری از اولیای الهی را نپذیرفته و بلایای ائمه علیهم السلام را انکار یا تأویل کردهاند. عالمان امامی کمتر به بررسی این عقیده پرداختهاند. همچنین، در منابع روایی امامیه روایاتی یافت میشود که برخی از بلایای مسلم یا مشهور امامان را رد میکنند. پرسش این مقاله این است که نسبت این روایات با آموزه غالیانه نفی بلایا چیست؟ با مطالعه روایات مورد بحث و مقایسه آنها با دادههای منابع امامی و نصیری مشخص شد که روایات انکار بلایای مسلم دارای ویژگیهای سندی و محتوایی غالیانهای هستند. با وجود نگاه منفی برخی محدثان به چنین روایاتی، برخی نیز در این بحث ناشناخته، احادیثی معتبر را به نفع روایات نادر نفی بلایا نپذیرفتهاند. این پژوهش نشان میدهد که در زمینههای ناشناختهتر، امکان انتقال بعضی مضامین نادرست به منابع امامی بیشتر بوده و عالمان متأخر نیز در تبیین معنای این روایات توفیق کمتری داشتهاند.
@Gholow
نقد روایت «انما یعرف القرآن من خوطب به»
و گزارش احتجاجی قری ظاهرة در برابر سران عامه
https://deraayaat.ir/qura-zahirah/
@Gholow
غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
نمود مذهب نصیری ابن شعبه حرانی در احادیث تحف العقول و التمحیص مطالعات فقه الحدیثی، ش۳، ۱۴۰۴ علی عا
انتسابهای نادرست در روایات تحفالعقول
علی عادلزاده و عمیدرضا اکبری
چکیده:
کتاب «تحفالعقول» گنجینه ارزشمندی از آموزه های اخلاقی است که تا کنون درباره مؤلف، شیوه روایت و سیر انتقال آن اطلاعات چندانی در دست نبوده است. شهرت یافتن این کتاب از دوره صفویه، با خوشبینی بسیاری از متأخران امامیه به وثاقت و مذهب مؤلف پیشتر ناشناخته آن، حسن بن علی بن شعبه حرانی (م۳۶۸ق) همراه شده است. پژوهشهای جدید با شناسایی مذهب نصیری نویسنده، و نیز کشف ابهاماتی در متفردات کتاب تحفالعقول، در وثاقت ابنشعبه تردیدهایی ایجاد کرده است. با اینحال، این پژوهشها تا کنون کیفیت و ریشه آسیبهای متنی و سندی برخی از اخبار تحفالعقول را به روشنی نشان ندادهاند. مقاله پیش رو با مقایسه برخی روایات تحفالعقول با دیگر منابع، پاسخگوی این پرسش است که در منفردات تحفالعقول چه نوع از آسیبهای متنی و سندی به چشم میخورد، و ریشه احتمالی آن چیست؟ بنا بر یافتههای مقاله، حجم زیادی از روایات کوتاه کتاب تحفالعقول در منابع دیگر به کسانی غیر از ائمه ع نسبت داده شده است. همچنین، اشکالاتی مانند افزودن به متون، تحریف و ترکیب اخبار گوناگون و ساخت روایات طولانی با تغییر در انتساب، از آسیبهای پرتکرار در تحفالعقول است. مضمون برخی از منفردات کتاب به گونهای است که در صورتِ اصالتداشتن، انگیزه عمومی بر نقل آن بسیار میبود، و تفرّد تحفالعقول در نقل آن موجب تردید است. برخی از روایات تحفالعقول نیز زیاداتی نسبت به منابع دیگر دارد. تکرار بسیاری از الگوهای تحریف در کتاب، مؤید نقش مؤلف در برخی از این آسیبها است.
متن کامل:
https://deraayaat.ir/ibnshobe/
مقاله مرتبط:
حسینپوری، أحادیث الإمام الحسن بن علي المجتبی علیه السلام في تحف العقول
#انتسابهای_موازی
@Gholow
تحریف وارونۀ مجعولات؛ واکنشهای پسین در برابر اخبار فرقهای عامه
deraayaat.ir/inverted-distortion/
در این نوشتار برخی از فضائل خلفا و صحابه یاد شد که نزد عامه مشهور هستند، و البته شواهدی بر عدم اصالتشان قابل اقامه است و برخی از آن در احادیث امامیه تکذیب هم شده است. اما در برخی روایات شیعی دیگر، به جای رد روایات یادشده، آن را تحریف وارونه و تأویل به معنایی در برابر خاستگاه نخستینش میکند. خود این روایات مفسر یا تأویلی بسیاری اوقات متعارض هستند، و از طرفی قابل جمع با تعابیر روایات عامی نیستند، و دچار تکلف و تأویل به ضد هستند، و معمولاً اشکالات سندی و محتوایی متعددی دارند. تأویلات این اخبار همانند اصلش غیراصیل است. نمونههای بررسی شده در این نوشتار:
- روایات حجیت فعل صحابه (مانند «اختلاف أمتی رحمة» و «أصحابي كالنُّجوم»)
- روایت ابوبکر و عمر، گوش و چشم پیامبر
ـ صدیق بودن ابوبکر
- روایت اسید بن صفوان
- روایت «یا ساریةُ الجَبَلَ» در الهدایة
- روایت امامان عادلان
- اقتدوا باللذین من بعدی
- نمونهای در موضوعات دیگر: «علی صورته»
@Gholow
NAGHDEARA_Volume 4_Issue 1_Pages 11-54.pdf
حجم:
1.3M
ارزیابی تفسیر و تأویل واژۀ «ربّ» به اهل بیت (ع)؛ با تأکید بر دیدگاه فتونی در مرآة الأنوار
✍ علی عادلزاده و امیرحسن خوروش
پژوهشنامهٔ نقد آرای تفسیری، ش7، 1402ش.
در برخی از روایات شیعی، واژۀ «رب» در آیاتی از قرآن کریم، به برخی از اهل بیت (ع) تأویل یا تفسیر شده است. این دست روایات موجب شده برخی از مفسّران چون ابوالحسن بن محمدطاهر فتونی (درگذشتۀ 1139ق) به تأویل گستردۀ این واژه به اهل بیت (ع) روی آورند. برخی برای تبیین چنین تأویلی، به کاربرد این واژه در زبان عربی برای مالک و کاربرد آن در قرآن کریم برای غیر خدا توجّه کردهاند. به نظر میرسد شواهدی که برای چنین تأویلی بیان شده، کافی نیست و فضای کاربست این واژه در قرآن معانی الوهی را تداعی میکند. روایاتی هم که برای اثبات این دیدگاه مطرح شده، یا از اساس دلالتی بر این مطلب ندارد و در فهم آن خلط صورت گرفته و یا اسناد و مصادر قابل اتکایی ندارد و شواهدی بر تردید در انتساب آنها به امامان (ع) در دست است و یا در متن آن تصحیفِ مخلّ به معنا صورت گرفته است.
@Gholow