eitaa logo
غلوپژوهی | یادداشت‌های حدیثی و رجالی
814 دنبال‌کننده
73 عکس
13 ویدیو
111 فایل
بررسی‌های رجالی، تاریخی و اعتقادی ارتباط با مدیر: @amid30 كانال اصلی در تلگرام: https://t.me/gholow2
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتش رسیده بود تهاجم شروع شد انگار کار آتش و هیزم شروع شد الْمَدَائِنِيُّ، عَنْ مَسْلَمَةَ بْنِ مُحَارِبٍ، عَنْ سُلَيْمَانَ التيمى، وعن ابْنِ عَوْنٍ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ أَرْسَلَ إِلَى عَلِيٍّ يُرِيدُ الْبَيْعَةَ، فَلَمْ يُبَايِعْ. فَجَاءَ عُمَرُ، ومعه فتيلة فتلقته ‌فاطمة على الباب، فقالت فاطمة: يا ابن الْخَطَّابِ، أَتُرَاكَ مُحَرِّقًا عَلَيَّ بَابِي؟ قَالَ: نَعَمْ... (بلاذری، أنساب الأشراف، چاپ دار الفکر، ج1، ص586) ابوبکر کسانی را به سوی علی (ع) فرستاد تا از او بیعت بگیرند؛ اما علی (ع) بیعت نکرد. پس عمر آمد در حالی که فتیله‌ای در دست داشت. پس فاطمه (س) بر در خانه با او روبرو شد. فاطمه (س) گفت: ای پسر خطّاب! آیا می‌خواهی درب خانه مرا بر روی من آتش بزنی؟ گفت: آری... خیزید و فرشته را به بیرون ببرید آتش به در باغ بهشت افتاده است @Gholow
به‌کارگیری ترفند ترکیب احادیث در جعل روایت منسوب به «تنویر الإیمان» شیخ کلینی https://alasar.blog.ir/1404/06/18/TanwirAliman @Gholow
ریشه‌یابی اخبار انکار بلایای اولیای الهی در مصادر امامیه ✍️ عمیدرضا اکبری و علی عادل‌زاده مطالعات فقه الحدیثی، ش۱، ۱۴۰۳ش. https://www.sfhadith.ir/article_205484.html چکیده: غالیان تندرو مانند نصیریه، مصائب امامان و بسیاری از اولیای الهی را نپذیرفته و بلایای ائمه علیهم السلام را انکار یا تأویل کرده‌اند. عالمان امامی کمتر به بررسی این عقیده پرداخته‌اند. همچنین، در منابع روایی امامیه روایاتی یافت می‌شود که برخی از بلایای مسلم یا مشهور امامان را رد می‌کنند. پرسش این مقاله این است که نسبت این روایات با آموزه غالیانه نفی بلایا چیست؟ با مطالعه روایات مورد بحث و مقایسه آنها با داده‌های منابع امامی و نصیری مشخص شد که روایات انکار بلایای مسلم دارای ویژگی‌های سندی و محتوایی غالیانه‌ای هستند. با وجود نگاه منفی برخی محدثان به چنین روایاتی، برخی نیز در این بحث ناشناخته، احادیثی معتبر را به نفع روایات نادر نفی بلایا نپذیرفته‌اند. این پژوهش نشان می‌دهد که در زمینه‌های ناشناخته‌تر، امکان انتقال بعضی مضامین نادرست به منابع امامی بیشتر بوده و عالمان متأخر نیز در تبیین معنای این روایات توفیق کمتری داشته‌اند. @Gholow
نقد روایت «انما یعرف القرآن من خوطب به» و گزارش احتجاجی قری ظاهرة در برابر سران عامه https://deraayaat.ir/qura-zahirah/ @Gholow
غلوپژوهی | یادداشت‌های حدیثی و رجالی
نمود مذهب نصیری ابن شعبه حرانی در احادیث تحف العقول و التمحیص مطالعات فقه الحدیثی، ش۳، ۱۴۰۴ علی عا
انتساب‌‌های نادرست در روایات تحف‌العقول علی عادل‌زاده و عمیدرضا اکبری چکیده: کتاب «تحف‌العقول» گنجینه ارزشمندی از آموزه های اخلاقی است که تا کنون درباره مؤلف، شیوه روایت و سیر انتقال آن اطلاعات چندانی در دست نبوده است. شهرت یافتن این کتاب از دوره صفویه، با خوش‌بینی بسیاری از متأخران امامیه به وثاقت و مذهب مؤلف پیش‌تر ناشناخته آن، حسن بن علی بن شعبه حرانی (م۳۶۸ق) همراه شده است. پژوهش‌های جدید با شناسایی مذهب نصیری نویسنده، و نیز کشف ابهاماتی در متفردات کتاب تحف‌العقول، در وثاقت ابن‌شعبه تردیدهایی ایجاد کرده‌ است. با این‌حال، این پژوهش‌ها تا کنون کیفیت و ریشه آسیب‌های متنی و سندی برخی از اخبار تحف‌العقول را به روشنی نشان نداده‌اند. مقاله پیش رو با مقایسه‌ برخی روایات تحف‌العقول با دیگر منابع، پاسخگوی این پرسش است که در منفردات تحف‌العقول چه نوع از آسیب‌های متنی و سندی به چشم می‌خورد، و ریشه احتمالی آن چیست؟ بنا بر یافته‌های مقاله، حجم زیادی از روایات کوتاه کتاب تحف‌العقول در منابع دیگر به کسانی غیر از ائمه ع نسبت داده شده است. هم‌چنین، اشکالاتی مانند افزودن به متون، تحریف و ترکیب اخبار گوناگون و ساخت روایات طولانی با تغییر در انتساب، از آسیب‌های پرتکرار در تحف‌العقول است. مضمون برخی از منفردات کتاب به گونه‌ای است که در صورتِ اصالت‌داشتن، انگیزه عمومی بر نقل آن بسیار می‌بود، و تفرّد تحف‌العقول در نقل آن موجب تردید است. برخی از روایات تحف‌العقول نیز زیاداتی نسبت به منابع دیگر دارد. تکرار بسیاری از الگوهای تحریف در کتاب، مؤید نقش مؤلف در برخی از این آسیب‌ها است. متن کامل: https://deraayaat.ir/ibnshobe/ مقاله مرتبط: حسین‌پوری، أحادیث الإمام الحسن بن علي المجتبی علیه السلام في تحف العقول @Gholow
تحریف وارونۀ مجعولات؛ واکنش‌های پسین در برابر اخبار فرقه‌ای عامه deraayaat.ir/inverted-distortion/ در این نوشتار برخی از فضائل خلفا و صحابه یاد شد که نزد عامه مشهور هستند، و البته شواهدی بر عدم اصالت‌شان قابل اقامه است و برخی‌ از آن در احادیث امامیه تکذیب هم شده‌ است. اما در برخی روایات شیعی دیگر، به جای رد روایات یادشده، آن را تحریف وارونه و تأویل به معنایی در برابر خاستگاه نخستینش می‌کند. خود این روایات مفسر یا تأویلی بسیاری اوقات متعارض هستند، و از طرفی قابل جمع با تعابیر روایات عامی نیستند، و دچار تکلف و تأویل به ضد هستند، و معمولاً اشکالات سندی و محتوایی متعددی دارند. تأویلات این اخبار همانند اصلش غیراصیل است. نمونه‌های بررسی شده در این نوشتار: - روایات حجیت فعل صحابه (مانند «اختلاف أمتی رحمة» و «أصحابي كالنُّجوم‌») - روایت ابوبکر و عمر، گوش و چشم پیامبر ـ صدیق بودن ابوبکر - روایت اسید بن صفوان - روایت «یا ساریةُ الجَبَلَ» در الهدایة - روایت امامان عادلان - اقتدوا باللذین من بعدی - نمونه‌ای در موضوعات دیگر: «علی صورته» @Gholow
NAGHDEARA_Volume 4_Issue 1_Pages 11-54.pdf
حجم: 1.3M
ارزیابی تفسیر و تأویل واژۀ «ربّ» به اهل بیت (ع)؛ با تأکید بر دیدگاه فتونی در مرآة الأنوار ✍ علی عادل‌زاده و امیرحسن خوروش پژوهش‌نامهٔ نقد آرای تفسیری، ش7، 1402ش. در برخی از روایات شیعی، واژۀ «رب» در آیاتی از قرآن کریم، به برخی از اهل بیت (ع) تأویل یا تفسیر شده است. این دست روایات موجب شده برخی از مفسّران چون ابوالحسن بن محمدطاهر فتونی (درگذشتۀ 1139ق) به تأویل گستردۀ این واژه به اهل بیت (ع) روی آورند. برخی برای تبیین چنین تأویلی، به کاربرد این واژه در زبان عربی برای مالک و کاربرد آن در قرآن کریم برای غیر خدا توجّه کرده‌اند. به نظر می‌رسد شواهدی که برای چنین تأویلی بیان شده، کافی نیست و فضای کاربست این واژه در قرآن معانی الوهی را تداعی می‌کند. روایاتی هم که برای اثبات این دیدگاه مطرح شده، یا از اساس دلالتی بر این مطلب ندارد و در فهم آن خلط صورت گرفته و یا اسناد و مصادر قابل اتکایی ندارد و شواهدی بر تردید در انتساب آن‌ها به امامان (ع) در دست است و یا در متن آن تصحیفِ مخلّ به معنا صورت گرفته است. @Gholow
... فَجَاءَهُمْ عُمَرُ فِي عِصَابَةٍ ... فَصَاحَ عُمَرُ: اخْرُجُوا أَوْ لَنُحَرِّقَنَّهَا عَلَيْكُمْ ... فَصَاحَتْ‌ بِهِمْ فَاطِمَةُ وَنَاشَدَتْهُمُ اللَّهَ ... 📓المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب عليه السلام، ص۳۷۸و نیز نک‍: شرح نهج البلاغة، ج۲، ص۵۰؛ ج۶، ص۴۷؛ السقيفة وفدك، ص۴۴، ۷۰ ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ پس عمر در میان گروهی از مردان آمد ... فریاد کشید: بیرون بیایید یا خانه را بر سرتان آتش می‌زنیم ... فاطمه فریاد کشید و آن‌ها را به خدا سوگند داد ... 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 @Gholow
الشيعة والغلو.pdf
حجم: 9.1M
«الشيعة والغلو» ✍ حسين أحمد الخشن در این کتاب مباحث سودمندی درباره غلو، تاریخ، ریشه‌ها و آثار آن مطرح شده است. به ویژه موضوعاتی مانند تناسخ، تفویض و ولایت تکوینی در آن مورد بحث قرار گرفته است. @Gholow
al-wilaya_at-takwinya.pdf
حجم: 22.9M
الولاية التكوينية، دراسة نقدية في المباني والأدلة ✍ حسين أحمد الخشن @Gholow
بررسی روایات تأویل «الإنسان» در سوره زلزال به امیرالمؤمنین (ع) https://deraayaat.ir/zelzal/ گروهی معتقدند اداره همه امور جهان در دستان اهل بیت (ع) است و زمین و آسمان تحت ربوبیت ایشان قرار دارد. در این زمینه به روایات مختلفی استناد می‌شود که برخی از آن‌ها در کانال مورد بحث قرار گرفته است. یکی از روایاتی که به آن استناد شده، داستان زلزله‌ای است که در زمان امیرالمؤمنین (ع) رخ داد و به امر حضرت آرام شد. مخفی نیست که چنین معجزات موردی -به فرض ثبوت- به خودی خود نشان نمی‌دهد که اداره جهان در دست امام است و مثلاً همه زلزله‌ها به امر او رخ می‌دهد و به اراده او رفع می‌شود؛ چنان که بیرون آمدن شتر از کوه برای صالح (ع)، دلیل بر آن نیست که خلق و اداره کوهها و شترها در دست صالح است؛ یا شکافتن دریا برای موسی (ع) نشانه آن نیست که او مدبر آب‌ها است؛ یا شفا دادن کور و زنده کردن مرده، بدین معنا نیست که تقدیر بیماری و درمان و مرگ و زندگانی موجودات جهان به دست عیسی (ع) است. گذشته از این که چنین حکایاتی از اثبات مدعا یعنی اداره عالم به دست اهل بیت (ع) قاصر است، غالباً به اعتبارسنجی آن‌ها نیز توجه نمی‌شود. در این نوشتار، وضعیت متنی و سندی این ماجرا مورد بحث قرار گرفته و به نکات زیر پرداخته شده است: ۱. اسناد این حکایت، ضعیف‌ و بیشتر آن‌ها مرسل‌اند یا به راویان ناشناس و متهم منسوب شده‌اند.‌ مشهورترین تحریر این حکایت دچار زمان‌پریشی است‌. رواج چنین داستانی از قرن ۳ به بعد بوده و وجود آن، پیش از قرن ۳ ق. معلوم نیست‌. ۲. بین روایات، اختلاف زیادی در زمان و مکان و کیفیت واقعه دیده می‌شود. ۳. تناسب حکایت با فضای آیات مربوط، چندان روشن نیست. ۴. تحریرهای ساده‌تر حکایت -که جنبه خرق عادت ندارد یا در آن پررنگ نیست-، شبیه روایاتی است که به پیامبر (ص) و برخی صحابه نیز منسوب شده‌اند. ۵. سنیان صوفی‌مسلک -شاید با اقتباس از حکایت شیعی یا به طور مستقل-، کرامت مشابهی را برای عمر بن الخطاب جعل کرده‌اند. @Gholow
تفويض خلق و تدبير عالم به امام، به هر دو وجه، باطل است ✍ شيخ جعفر سبحانی إن التفويض يفسر بوجوه: الأول: تفويض خلقة العالم إلى النبي والأئمة (ع) وأنهم هم الخالقون والرازقون والمدبرون للعالم. وغير خفيّ أن التفويض بهذا المعنى شرك على وجه، وباطل على وجه آخر. فلو قالوا بأن الله سبحانه فوض أمر الخلق والتدبير اليهم (ع) واعتزل هو عن كل شيء، فهذا هو الشرك والكفر، يخالفه العقل والبرهان، ويضادّه صريح الآيات ... ولو زعموا أن النبي والأئمة من جملة الأسباب لخلق العالم وتدبيره، وأن الفاعل الحقيقي والسبب الواقعي هو الله سبحانه، وهو لم يعتزل بعد، وإنما جعلهم في مرتبة الاسباب والعلل، فهذا القول وإن كان لا يوجب الشرك، لكنه غير صحيح، فإن النبي والأئمة (ع) ليسوا من أسباب الخلقة، بل هم يستفيدون من تلك الاسباب الطبيعية وتتوقف حياتهم على وجود العلل والأسباب المادية، فكيف يكونون في مرتبة العلل والأسباب؟ فالنبي والإمام يستنشقان الهواء، ويسدّان جوعهما بالطعام، ويداويان بالادوية إلى غير ذلك من الاُمور التي يتصف بها كل الناس. ... فليس النبي والإمام من أسباب الخلق والتدبير، وإنما هم وسائط بين الخالق والخلق في إبلاغ الاحكام وإرشاد العباد، وسائر الفيوض المعنوية من الهداية الظاهرية والباطنية ...» 📚كتاب كليات في علم الرجال، ص٤١٩-٤٢٩ 🔹ترجمه فارسی: «تفویض به وجوه مختلف تفسیر می‌شود: اول: تفویض آفرینش عالم به نبی و امامان (ع) و این که آن‌ها خالق و رازق و مدبر جهانند. مخفی نیست که تفویض به این معنا، در یک وجه شرک است و در وجه دیگر باطل؛ اگر بگویند خدا امر خلق و تدبیر را به آن‌ها واگذار کرده و خود از همه چیز کناره گرفته، این همان شرک و‌ کفر است که عقل و برهان با آن مخالف است و آیات صریح قرآن بر ضد آن است ..‌. و اگر بگویند نبی و امامان از جمله اسباب خلق و تدبیر عالمند و سبب واقعی خدا است که کناره نگرفته؛ بلکه آن‌ها را در مرتبه اسباب و علل قرار داده؛ این سخن اگر چه موجب شرک نیست، ولی نادرست است؛ زیرا پیامبر و امامان (ع) از اسباب خلقت نیستند؛ بلکه از آن اسباب طبیعی استفاده می‌کنند و حیاتشان بر وجود علل و اسباب مادی، متوقف است؛ پس چگونه در مرتبه علل و اسباب باشند؟ نبی و امام، هوا استنشاق می‌کنند و گرسنگی را با غذا رفع می‌کنند و با داروها درمان می‌کنند و مانند اینها از اموری که همه مردم به آن وصف می‌شوند؛ پس نبی و امام از اسباب خلق و تدبیر نیستند ‌.‌.. بلکه تنها واسطه‌هایی بین خالق و‌ مخلوق در ابلاغ احکام و ارشاد بندگان و دیگر فیوضات معنوی از هدایت ظاهری و باطنی‌اند. ...» ▪️نویسنده در میانه و ادامه بحث، نکات دیگری نیز بیان کرده و به برخی اشکالات و مستندات تفویض پاسخ داده است‌؛ هر چند برخی از نظرات ایشان در این بحث، قابل تأمل است. @Gholow