eitaa logo
همسادِه :| 🇮🇷
13.5هزار دنبال‌کننده
310 عکس
474 ویدیو
0 فایل
بهم میگن همسادِه :) از سَرِ پیاز تا تَهِ پیاز اینجا پیدا میشه 🧅 متن طنز داری برام بفرست ! @Admin_hamsadeh زیر مجموعه‌های همسادِه 👇 @Aslihamsade . انتشار فقط با ذکر منبع .
مشاهده در ایتا
دانلود
حالا اینقدر تنگه هرمز رو باز و بسته کنید! تا قفلش خراب بشه دیگه باز نشه :/ 🦦 @Hamsadde
همسادِه :| 🇮🇷
و آقایی که بعد شهادتش تصویرش روی پول کشور رفت :) 🥺 @Hamsadde
فک کنم این طرح پول فقط ایده هست که دادن ولی هنوز اجرا نشده
. تو یوسف میشوی! خواب دیدم که حضرت امام خمینی (ره) وفات کرده و جنازه‌ی ایشان در یکی از خانه‌های مشهد است. مردم بسیاری برای تشییع جنازه جمع شدند که من هم در میان آنها بودم. دردی جانکاه قلبم را می‌فشرد. تابوت را از خانه بیرون آوردیم. جنازه در برابر ما می‌رفت و تشییع‌کنندگان که بیشترشان علما بودند نیز به دنبال آن می‌رفتند. من با صدای بلند میگریستم. چیزی که بر غم من می‌افزود این بود که می‌دیدم برخی از علما بی‌آنکه احساس اندوهی در آنها مشاهده کنم با هم صحبت می‌کنند و می‌خندند! جنازه به آخر شهر رسید ، بیشتر تشییع‌کنندگان بازگشتند امّا جنازه راه خود را در بیرون شهر ادامه داد و تعداد ما بیست سی نفر بود. سپس جنازه‌ به تپه‌ای رسید. بیشتر تشییع‌کنندگان در پایین تپه ماندند. جنازه به همراه چهار پنج تشییع‌کننده به سمت بالای تپه رفت که من هم بودم. من به پایین پا نزدیک شدم تا در حالیکه چهره‌ی حضرت امام را می‌بینم با ایشان وداع کنم ... سپس دیدم امام با چشمان بسته شروع کرد به حرکت برای نشستن تا اینکه انگشت اشاره‌اش به پیشانی من رسید و آن را لمس کرد. بعد لب‌هایش را گشود و دوبار گفت : تو یوسف میشوی ... تو یوسف میشوی! از خواب بیدار شدم. خوابم را برای مادرم نقل کردم که فورا چنین تعبیر کرد : بله یوسف خواهی شد ، به این معنی که همواره در زندان خواهی بود! یکی دیگر از کسانیکه این خواب را با تفسیر مادرم برایش نقل کردم شیخ حافظی بود. پس از آنکه من به ریاست جمهوری انتخاب شدم ، او نزد من آمد و گفت : روز انتخابات ریاست جمهوری وقتی به سوی صندوق رأی رفتم ، آن خواب را به یاد آوردم و به گریه افتادم زیرا فهمیدم مسئله فقط در زندان خلاصه نمی‌شده است. @Hamsadde
تا دیروز فکر میکردم آمریکا بلوف میزنه! امروز مطمئن شدم آمریکا بلوف میزنه 😂 @Hamsadde
نوه‌م ۴ سالشه شعارهایی که میده 😂🤣 + مرگ بر ضند ولایت فقید + مرگ مرگ وطن فروش خاله + می‌میریم می‌جنگیم ثابت نمیپذیریم ( اول میمیره بعد میجنگه 😆 ) + هیهات ذِلَه بِلَه + هیهات مِلَه ذِلَه + گرسنمه تهمتنی @Hamsadde
بالاخره فروردین تموم شد! از فروردین طولانی‌تر ؟! این دو روزه آخر آتش بس رسماً سه ماهه توشیم :/ 🥸 @Hamsadde
. تو آزادی! روزی در سلول نشسته بودم که مأمور آمد و گفت : سر و صورتت را بپوشان و همراه من بیا. مرا به اتاق کاوه برد. به محض آنکه چشمش به من افتاد گفت : شما آزاد هستی! چیزی را که شنیده بودم باور نمی‌کردم ... مرا به اتاق لباس‌ها بردن. قبا و عبا و عمامه را پوشیدم و از درِ ورودی زندان بیرون رفتم. همه چیز تازگی داشت. هرچه میدیدم جالب بود : مردم ، ... راه رفتن بدون نگهبان ، ... چراغ‌هایی که پس از عادت به تاریکی طولانی اکنون چشم‌هایم را می‌آزردند. به منزل دکتر بهشتی تلفن کردم. باور نمی‌کرد : ... این شمایید ؟ بیرون آمده‌اید ؟ چگونه شما را آزاد کردند ؟ سپس گفت : من مشتاقانه منتظر شما هستم. به خانه‌ی آقای بهشتی رفتم ... بعد به مشهد برگشتم. همسرم برایم نقل کرد که مادرش پسرم مجتبی ـــ که کودکی بود سرشار از معصومیت و پاکی و سلامت روحی و عشق و عاطفه و پایبندی به برخی عبادات ـــ را به حرم امام رضا ( علیه‌السلام ) می‌برده و به او می‌گفته : به وسیله‌ی امام رضا به خداوند متعال متوسل شو. کودک معصومانه رو به امام می‌کرده و به ایشان توسل میجسته. شب دیگر نشانه‌های تأثّری شدید در مجتبی ظاهر شده و با لحنی که حاکی از لبریز شدن کاسه‌ی صبر کودک و سوز و گداز عمیق بوده با امام صحبت میکرده و به شدت اشک می‌ریخته ... دو روز بعد من آزاد شده بودم. @Hamsadde
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وضعیت اعصاب دختری که ... روز دختر کادو نگرفته :/ ☹️ @Hamsadde