eitaa logo
روانشناسی اسلامی
288 دنبال‌کننده
32 عکس
21 ویدیو
12 فایل
پایگاه معرفی و نشر اندیشه ها، اخبار، رویدادها، کارگاه ها و دوره ها، اساتید، کتاب ها، موضوعات جهت تحقیق پایان نامه و .... در حوزه روانشناسی اسلامی ارتباط با مدیر کانال @mahmood_yazdani
مشاهده در ایتا
دانلود
📣📣📣 منتشر شد خواسته سوم خداوند نویسنده : محمود یزدانی اگر خداوند پنج خواسته مهم از ما انسان ها داشته باشد، فکر می کنید چه خواسته هایی از ما داشته باشد ؟ کتاب «خواسته سوم خداوند»، درباره سومین خواسته خداوند بحث می کند که تا به حال ممکن است به گوش تان هم نخورده باشد. خواسته ای عجیب، جالب و باورنکردنی که اگر از میان تمام خواسته های خداوند، فقط به همین خواسته عمل می شد، وضع فردی و اجتماعی ما خیلی متفاوت بود و ما با جامعه‌ای بسیار متفاوت و متعالی تر روبرو بودیم 📞 شماره تماس جهت تهیه کتاب از انتشارات کتاب شفاء  👇👇 051-32220143-4 ✅ @behtarafariny@islamic_psycho
📣📣📣 منتشر شد از قانون بد به قانون خوب نویسنده : محمود یزدانی در این کتاب دو ایده بدیع، جالب، و جنجال برانگیز درباره قوانین و رویه های قضایی پیرامون مهریه و طلاق مطرح شده است که برگرفته از آیات، روایات، و سنت پیامبر(ص)  می باشد. در این کتاب از قوانین بسیار نامناسبی که در حوزه مهریه و طلاق بیان شده، سخن به میان آمده و نتیجه گیری شده است که وجود این قوانین باعث سخت شدن ازدواج در کشور شده است که بر خلاف آن چیزی است که مدنظر اسلام بوده است‌. شاید بگویید چه ایده هایی ؟ یکی از ایده های جنجال برانگیز این است که اگر بخواهیم ازدواج را تسهیل کنیم، هیچ گریزی نداریم که طلاق را تا می توانیم تسهیل کنیم، یعنی دقیقا همان کاری که مدنظر اسلام بوده، و اسلام تا می توانسته طلاق را تسهیل کرده، ولی قانونگذاران کوته نگر ما تا توانسته اند، طلاق را سخت کرده اند... درباره مهریه هم یک ایده ی جالبی برگرفته از سنت نبوی مطرح شده است که اگر به آن عمل شود، تا ۹۹٪ معضل مهریه برای همیشه در جامعه حل و فصل می شود. 📞 شماره تماس جهت تهیه کتاب از انتشارات کتاب شفاء  👇👇 051-32220143-4 ✅ @behtarafariny@islamic_psycho
📣📣📣 منتشر شد از تبلیغ کم اثر تا تبلیغ پرثمر نویسنده : محمود یزدانی اگر میخواهید بدانید پیامبر(ص) دین را چگونه تبلیغ می کرد، خواندن این کتاب را به شما توصیه می کنیم. این کتاب متفاوت ترین و کاربردی ترین کتاب در زمینه تبلیغ دین است که تا به حال منتشر شده است. در این کتاب خواهید فهمید که پیامبر(ص) برای تبلیغ دین حداقل ۱۰ کار انجام می داد که امروزه متاسفانه از آن ۱۰ کار، ۹ تای آن انجام نمی شود، و فقط یک کار انجام می شود، آنهم متفاوت با سبک پیامبر(ص) خلاصه اینکه چیزی به اسم سبک تبلیغی پیامبر(ص) در جامعه ما وجود ندارد، و به همین خاطر جامعه ما پر از مشکلات متعدد فرهنگی، اجتماعی و ... شده است. با این اتفاقات دوساله اخیر در کشور، جای خالی تبلیغ دین به سبک پیامبر(ص) بیش از پیش احساس می شود که می تواند مشکل گشای سریع معضلات اجتماعی و فرهنگی جامعه ما باشد 📞 شماره تماس جهت تهیه کتاب از انتشارات کتاب شفاء  👇👇 051-32220143-4 ✅ @behtarafariny@islamic_psycho
🤲 آلفرد آدلر و دعاهای روزانه ماه رمضان ✅ آلفرد آدلر (۱۸۷۰-۱۹۳۷) یکی از بزرگترین روانشناسان قرن بیستم است که صاحب مکتب خاص روان درمانی تحت عنوان روان درمانی «فردنگر» است. وی یکی از انسانی ترین نگاه ها را به بشریت دارد و همچنین یکی از زمینه سازان جنبش انسان گرایی در روانشناسی است. ⏪ نظریه شخصیت و نظریه روان درمانی آدلر بر اساس چند مفهوم بنیادین بنا شده است که یکی از آنها «علاقه اجتماعی» است. منظور آدلر از «علاقه اجتماعی» نوعی «احساس وحدت» با کل بشریت است. فردی که علاقه اجتماعی دارد، برای برتری خودش تلاش نمی کند، بلکه برای کمال تمام انسانها تلاش می کند که این امر به صورت همکاری با دیگران برای پیشرفت جامعه به جای نفع شخصی آشکار می شود. 🔔 اما نکته بسیار مهمی که آدلر درباره علاقه اجتماعی بیان می کند این است که از نظر آدلر، علاقه اجتماعی شاخص سلامت روان است. یعنی فرد سالم به لحاظ روانشناختی کسی است که علاقه اجتماعی دارد و فردی که علاقه اجتماعی اش تضعیف شود و یا از دست برود، از نظر آدلر بیمار است. 🟢 مفهوم علاقه اجتماعی دارای سه مولفه است : ۱- مولفه شناختی : که شامل مشغولیت ذهنی فرد برای بهزیستی و رفاه دیگران است. ۲- مولفه احساسی : که شامل همدلی می شود. ۳- مولفه رفتاری : که شامل تعامل گسترده با دیگران و تلاش برای بهزیستی و رفاه دیگران و اجتماع است. 🔶 از نظر آدلر، فرد سالم به لحاظ روانشناختی فردی است که رفاه اجتماعی را خیلی ارج می نهد و در صدد کاهش رنج دیگران است. 🤔🤔 با توجه به این مفهوم بنیادین در نظریه آدلر، بسیار محتمل بود که اگر آدلر با اسلام آشنا می بود، عاشق بخش اجتماعی اسلام می شد. مثلا عاشق مباحثی همچون الفت و اخوت، احسان و انفاق، انصاف، مواسات، مسرور کردن دیگران، خوش اخلاقی و ... می شد. شاید اگر آدلر با ادعیه ماه رمضان آشنا بود و کسی از او می پرسید که چکار کنم که علاقه اجتماعی من رشد و پرورش یاید، دعای زیر را حتما و حتما برای رشد علاقه اجتماعی توصیه می کرد: 🤲 اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلی اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ، اَللَّهُمَّ اَغْنِ کُلَّ فَقیرٍ، اَللّهُمَّ اَشْبِعْ کُلَّ جائعٍ، اَللّهُمَّ اکْسُ کُلَّ عُرْیانٍ، اَللّهُمَّ اقْضِ دَینَ کُلِّ مَدینٍ، اَللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ کُلِّ مَکْرُوبٍ، اَللّهُمَّ رُدَّ کُلَّ غَریبٍ، اَللّهُمَّ فُکَّ کُلَّ اَسیرٍ، اَللّهُمَّ اَصْلِحْ کُلَّ فاسِدٍ مِنْ اُمُورِ الْمُسْلِمینَ، اَللّهُمَّ اشْفِ کُلَّ مَریضٍ، اَللّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنا بِغِناکَ، اَللّهُمَّ غَیرْ سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِکَ، اَللّهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّینَ، وَاَغْنِنا مِنَ الْفَقْرِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ ✍ محمود یزدانی@islamic_psycho
هدایت شده از باشگاه روان قدرتمند
📣📣📣 روح و روان خود را با دعای جوشن کبیر ، ضد ضربه کنید . !  دعای جوشن کبیر ، زرهی پولادین برای روان انسان است‌ . ! [ توضیح: جوشن  کلمه ای عربی و به معنای " زره "  است. و به اصطلاح زره ای است که سینه رزمنده را می پوشاند.] ✅ در روایات آمده است که  در یکی‌ از جنگ ها  که‌ پیامبر (ص) زرهی‌ سنگین‌ پوشیده‌ بودند و آن‌ زره‌، بدن ایشان‌ را اذیت‌ می‌کرد، جبرئیل‌ (ع)  نازل‌ شد و ضمن‌ اعلام‌ سلام‌ خدا بر ایشان ، دعای جوشن کبیر را برای پیامبر هدیه آورد و خواندن‌ این‌ دعا را به‌ جای‌ پوشیدن‌ آن‌ زره‌ به‌ پیامبر توصیه‌ کرد و گفت‌ که‌ این‌ دعا امان‌ پیامبر و امت‌ اوست‌. ⏪ زره را وقتی جنگی در پیش باشد ، انسان برای حفاظت خود در برابر دشمن می پوشد. بنابراین کارکرد زره ، حفاظت گری است. ⬅️ ساخت زره ، تدبیر انسان بود برای محافظت از خود در جنگ ها . و به تبع پیشرفت انسان ، زره ها و محافظ های جدیدتری ساخته شد. زره ، کارکرد حفاظت از جسم را بر عهده دارد . 🤔🤔 اما برای حفاظت روح و روان چه فکری بایستی کرد ؟ زره روح و روان چیست ؟ چه کنیم که در بحبوحه مشکلات زندگی ، زره پوش شویم تا  آسیب ناپذیر گردیم ؟ 👈 دعای جوشن کبیر ، پاسخی است برای این آسیب پذیری همیشگی بشر . دعای جوشن کبیر ، زره روح و روان است . ⏮ یکبار هم که شده ، دعای جوشن را نه برای ثواب و نه برای اعمال وارد شده در شب قدر، بلکه برای رمزگشایی و فهم دقیق این دعا بخوانید . برای فهم نقطه و یا نقاط تمرکزی این دعا بخوانید ، برای فهم قدر مشترک یا تمرکز مشترک فرازهای دعا بخوانید . 👀 من به تازگی و برای اولین بار ،  این دعا را با نگاه کنجکاوی و کارآگاهی خواندم ‌. مبهوت شدم و  به حیرت افتادم. مفتون و مسحور این دعا شدم. ❤️ خلاصه این دعا این می شود که می خواهد  انسان را از دل سختی ها ، مشکلات ، محرومیت ها ، اشتباهات ، ناامیدی ها و ... به یکباره بیندازد در آغوش امن و پرمهر و محبت الهی .‌ ◀️ اصلا مشکل یا وضعیتی  نیست که انسان با آن دست به گریبان شده باشد و در این دعا به آن اشاره نشده باشد ، و در همان حال امید و قوت قلب  را با هزار وجه به انسان تزریق نکند. دعای جوشن را بخوانید تا سبکبال شوید ، بخوانید تا پرانرژی شوید ، و بخوانید تا .... 🔶 این بار این دعا را بدون اینکه دغدغه کسب ثواب داشته باشید، بخوانید . حتی  دغدغه به پایان رساندن آن را هم نداشته باشید ، و حتی لازم نیست جمله " سبحانک یا لا اله الا انت ، الغوث الغوث ... " انتهای هر فراز دعا را بخوانید  و مهمتر اینکه حتی به دنبال این هم نباشید که حتما شب قدر آن را بخوانید. هر وقت فرصت داشتید آن را بخوانید. فقط با حضور قلب بخوانید.! 🔔 هر وقت در زندگی کم آوردید و انرژی تان کم شد ، حتما و حتما سری به دعای جوشن بزنید. و هر وقت خواستید کار مهمی را شروع کنید و خواستید پرانرژی شوید ، حتما و حتما سری به دعای جوشن بزنید.  و خلاصه هر وقت خواستید حسابی شارژر شوید حتما و حتما سری به دعای جوشن کبیر بزنید.  👈 و یک نکته مهم و کاربردی :  در اوقاتی که کم انرژی شدید ، متناسب با حال و روحیه تان ، هر چه که از این دعا به یادتان مانده است ،  و یا به ذهن و  زبان تان جاری می شود ( بدون اینکه مقید باشید که طبق متن پیش بروید ) با خودتان زمزمه کنید‌ . تاثیرش را حتما خواهید دید.! ⬅️ آن وقت خواهید فهمید که این زره روح و روان ، چقدر کارآیی فوق العاده ای دارد. والسلام محمود یزدانی 🌷 لطفا به اشتراک بگذارید ، شاید به کار خسته دلی آید@behtarafariny
هدایت شده از باشگاه روان قدرتمند
📣📣📣 در شب قدر، دسته و گروه خود را برترین گروه انتخاب کنیم و به خداوند اعلام کنیم و اصرار کنیم و التماس کنیم که ما را در همان برترین گروه قرار دهد. و هم قول تلاش دهیم و هم از او استعانت کنیم که شایستگی ها و الزامات برترین گروه شدن را به لطف خودش ارزانی ما دارد. ان شاءالله محمود یزدانی ✅ از مرحوم آیت‌الله فاطمی نیا کلیپ سخنرانی کوتاهی درباره اعمال شب های قدر وجود دارد که ایشان توصیه موکد میکنند که در این سه شب، حتما یکبار سوره واقعه، یک بار سوره توحید و سپس هفت مرتبه یا الله گفته شود. ایشان در توضیح این دستورالعمل می فرمایند سری در این عمل است که نمی توانم بگویم ولی انجام دهید. 🤔🤔 خود من هم نمی دانم چه سری در این اعمال است ولی یک برداشت اولیه ای از خواندن سوره واقعه پیدا کردم که حیفم آمد آن را به اشتراک نگذارم. ⏪ اما قبلش لازم است یک مقدمه کوتاهی عرض کنم. شب قدر را شب تقدیرات گفته اند. یعنی اندازه هر چیزی به لحاظ کمی و کیفی مشخص میشود. بنظر میرسد رویکرد خداوند در شب قدر، در خیلی موارد، مشارکتی باشد. چون اگر مشارکتی نبود، اعمال شب قدر و همچنین دعاکردن در شب قدر موضوعیت نداشت. 🤝 مشارکتی یعنی اینکه خداوند بر اساس گذشته ما، خلق و خوی ما، حال و احوال ما، و اتفاقات قطعی و احتمالی که در سال آتی می افتد، یک تقدیراتی می کند که فی المثل در سال آینده شما مجموعا ۴۸ بار مسجد می روید ( مثلا در سال قبل شما ۴۳ بار مسجد رفته اید ). حالا با فرض اینکه این تعداد مسجد رفتن در تقدیر شما هست، سوال این است که با این تقدیر موافقید ؟ به نظرتون خوبه ؟ یا کمه؟ یا زیاده ؟ مشارکتی بدین معناست که اگر فکر می کنید این تعداد مسجد رفتن رو می خواهید بیشتر کنید، اگر پای کار هستید که افزایش دهید، خداوند هم حاضر است افزایش دهد. ⏺ حالا این یک مثال فرضی برای روشن شدن مطلب در زمینه تقدیرات جزئی بود. اما سطح برخی تقدیرات کلی و کلان تر است. مثلا اینکه در سال آینده شما خوش خلق تر خواهید بود یا نه و یا فلان صفت و ویژگی را به چه مقداری خواهید داشت، کلی تر و کلان تر است. 🟢 اما کلان ترین سطح تقدیر این است که شما در چه دسته و گروهی قرار بگیرید. سوره واقعه سوره ای است که تمام انسان ها را در سه دسته کلان قرار می دهد. و اوصاف هر سه دسته را در آخرت بیان می کند. این سه دسته عبارت اند از : ۱ - مقربان (السابقون السابقون) ۲ - اصحاب یمین ( اصحاب المیمنه) ۳ - اصحاب شمال (اصحاب المشئمه) 🔷در این سوره، مردم سه دسته می شوند: یک دسته جهنمی و دو گروه بهشتی هستند. نکته مهمی که وجود دارد تفاوت های بسیار بسیار زیاد هر گروه با گروه دیگر است‌. فارغ از تفاوت های بسیار زیاد اصحاب جهنم با اهل بهشت - که خداوند ما را از آتش جهنم به لطف خودش محفوظ دارد - تفاوت های خیلی خیلی زیادی هم بین این دو گروه بهشتی وجود دارد و وقتی وصف جایگاه و نعمات مقربان را در این سوره انسان می خواند، هوش از سرش می رود. و مثل من که پر از ایراد و خطا هستم، ممکن است به ذهنم هم خطور نکند که شایستگی ورود به این دسته را داشته باشم و با خودم بگویم همینکه اهل جهنم نباشم خودش خیلی لطف بزرگی است. 🔔🔔 اما هر چقدر ما ممکن است به کم راضی شویم و خودمان را دست کم بگیریم، اما گویی با توصیه ای که برای خواندن این سوره در شب قدر وجود دارد، گویی خداوند می خواهد بگوید که دارم دسته و گروه تان را تعیین می کنم. و این سه دسته هم وجود دارد، کدامیک را بنویسم؟ ❗️شب قدر، شب تعیین قدر و منزلت انسان هاست که شایسته چه جایگاهی هستند. قدر و ارزش ما نیز وابسته به قدر و ارزشی است که خودمان برای خودمان قائل هستیم. آیا اینقدر برای خودمان ارزش قائل هستیم که به خداوند بگوییم که ما رو جزو دسته مقربان قرار دهد ؟ ممکن است بگوییم نه اما یکبار دیگر وصف این  دسته را در سوره واقعه بخوانیم ! آیا دلمون راضی میشه از اون همه ناز و نعمت و از اون همه کرامت - که مهمترین کرامت، کرامت تقرب است - چشم بپوشیم و بگیم همون اصحاب یمین هم برامون خوبه ؟ پس عقل مون کجاست ؟ پس برای چی قرآن داریم می خونیم؟ پس برای چی قرآن به سر می گیریم ؟ پس برای چی خود خداوند و تمام ۱۴ معصوم(ع) را قسم می دهیم ؟ خب ما که داریم این کار رو می کنیم، چرا خوب خوبش و بهترینش رو نخواهیم ؟ 😔😔 اگر مثل من باشید احتمالا دست و دل تون می لرزه که هوس جایگاه مقربان را داشته باشید. اما بیاییم از دیوانگی در بیاییم و عاقل شویم تا بزرگ شویم. درسته که گفته اند : تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف / مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی. اما اولین اسباب بزرگ شدن، بزرگ خواستن است‌ . آرزوهای بزرگ داشتن است. درست است که به صرف آرزوهای بزرگ انسان به جایی نمی رسد، اما با آرزوهای کوچک که قطعا و قطعا به جایی نخواهد رسید. ادامه متن 👇👇
هدایت شده از باشگاه روان قدرتمند
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ادامه متن 👆 ❇️‌شب قدر شب شناخت قدر و منزلت خیلی چیزهاست که از جمله آنها، یکی شناخت قدر و منزلت خودمان، که به کمتر از مقرب بودن راضی نشویم و دیگری شناخت قدر و منزلت خداوند است که قرآن فریاد می زند: و ما قدروا الله قدره ؛ کسی قدر و منزلت خداوند را نشناخت و یکی از قدر و منزلت هایی که خوب است درباره خداوند بدانیم این است او دنبال مقرب و همنشین می گردد واگر کسی داوطلب شود، و پای کار باشد، بقیه اش را خداوند درست می کند. «وَ إِذَا سَأَلَك‌َ عِبَادِي‌ عَنِّي‌ فَإِنِّي‌ قَرِيب‌ٌ أُجِيب‌ُ دَعْوَة‌َ الدَّاع‌ِ إِذَا دَعَان‌ِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي‌ لَعَلَّهُم‌ْ يَرْشُدُون‌َ (بقره:186) و هنگامى كه بندگان من، از تو در باره من سؤال كنند، (بگو:) من نزديكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا مى‏خواند، اجابت می کنم! پس اونها هم دعای و خواسته مرا اجابت کنند و باورم کنند، تا رشد و ارتقاء یابند» 😔درست است نه بزرگیم و نه اسباب بزرگی را آماده کرده ایم. اما شب قدر برای همین بزرگ شدن است. و قدم اول برای بزرگ شدن، بزرگ شدن دعاها و خواسته هاست.☺️☺️ برای بزرگ شدن هم دعا کنیم 🤲 ✍ محمود یزدانی @behtarafariny
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکو إِلَیْک فَقْدَ نَبِیِّنَا وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا وَ کثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا وَ شِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَیْنا»
هدایت شده از باشگاه روان قدرتمند
❗️❗️❗️قضاوت که کار خداست، ما فقط تهمت می زنیم. محمود یزدانی 🔹 جمله بالا را به طنز از زبان یکنفر با واسطه شنیدم که درباره حال و احوال انتخابات و نظرش درباره کاندیداها می گفت که : «والله چی بگم، قضاوت که کار خداست، ما فقط تهمت می زنیم»   من اول کلی خندیدم، ولی بعدا که فکر کردم دیدم عجب جمله حکیمانه ای است. 🟢 ابتدا بحث قضاوت کردن را از منظر روابط بین فردی و سپس از منظر روان درمانی برایتان بگویم. حتما بارها این جمله را زیاد شنیده اید که : «مردم را قضاوت نکنید»  یا یکنفر درباره حرف هایی که بقیه درباره اش می زنند، معترض است که «چرا من را قضاوت می کنید؟». و خلاصه کلی نگرش منفی درباره قضاوت کردن وجود دارد. از طرف دیگر، از منظر روان درمانی یکی از توصیه هایی که در درمان می شود، قضاوت نکردن افکار در ذهن انسان است و یکی از اهداف درمانی، تبدیل «ذهن قضاوتگر» به «ذهن مشاهده گر» است. یعنی ذهن به گونه ای تربیت شود که افکار خودش را، و حتی احساسات خودش را ببیند و «مشاهده» بکند، ولی «قضاوت» نکند. چون متوجه شده اند که ذهن وقتی قضاوت نکند، افکار راحت تر از ذهن ما بیرون می روند و یا احساسات راحت تر از وجود ما جدا می شوند. 🔶 من خودم البته با توصیه‌هایی که درباره قضاوت نکردن است، مخالفم. چرا که آن را امر ناممکنی می دانم. یعنی همچنانکه ذهن ما نمی تواند فکر نکند ، نمی تواند قضاوت نکند. بنابراین کارکرد طبیعی ذهن قضاوت کردن است. یعنی همچنانکه نمی توان به یک نفر گفت که چند دقیقه‌ای یا حتی چندلحظه ای  فکر نکن، نمی توان به افراد توصیه کرد که قضاوت نکن. بنابراین قضاوت کردن، هم فرآیند طبیعی ذهن، و هم فرآیند ضروری ذهن است. 🟪 البته قبول دارم که وقتی افراد می گویند من را قضاوت نکنید یا در تکنیک های درمانی صحبت از «قضاوت نکردن» می شود ، منظورشان قضاوت کردن منفی است که نبایستی صورت گیرد. بگذریم ... 🔍 اما بیاییم کمی دقیق تر و عمقی تر درباره قضاوت کردن صحبت کنیم. ❇️ وقتی یک نفر می گوید: «من را قضاوت نکنید» و یا «چرا من را قضاوت کردید؟» دقیقا دنبال چیست ؟ چرا از بقیه این خواسته را دارد ؟ مگر در قضاوت دیگران چه چیزی نهفته است که باعث آشفتگی فرد شده است ؟ 🔔🔔 وقتی دقیق تر و جدی تر از افراد قضاوت شونده بپرسیم که مشکل شما با بقیه چیست که اینقدر معترض هستید؟، پاسخی که غالبا خواهند گفت چیزی شبیه این خواهد بود که می گویند : «آخه اونها بدون اینکه از همه چیز من خبر داشته باشند و بدون اینکه بدانند اصل قضیه چی بوده و بدون اینکه از شرایط من و اوضاع خبردار باشند، یک قضاوتی می کنند و برچسبی به من می زنند که به من نمی خورد و این خیلی بی انصافی است.» 🔷 اگر یکبار دیگر جملات بالا را بخوانید، متوجه خواهید شد که بحث، بحث «انصاف» است. و بحث نداشتن اطلاعات جامع فرد قضاوت کننده درباره فرد قضاوت شونده است. و خلاصه اش این است که فرد می گوید بحث، بحث «قضاوت» نیست، بلکه بحث «تهمت» است. یعنی چیزی درباره من می گویند که صحت ندارد و با بی انصافی درباره من نظر داده اند. و به من «تهمت» زده اند. ⏺ به همین منوال، در بحث درمان که تمام تلاش درمانی تبدیل «ذهن قضاوتگر» به «ذهن مشاهده گر» است،  اصل قضیه و حقیقت قضیه، تبدیل کردن «ذهن تهمت زننده» به «ذهن مشاهده گر» است. حالا چرا می گوییم «ذهن تهمت زننده» ؟ ⏪ در درمان یکی از تکنیک های مهم برای تربیت «ذهن مشاهده گر» توضیح این نکته مهم است که «افکار فقط افکار هستند و واقعیت ندارند». مثلا وقتی من درباره خودم فکر کنم که «آدم بدردنخور» یا «آدم خیلی مهمی» هستم، در هر دو حالت اینها فقط فکر هستند و واقعیت ندارند. ذهن قضاوتگر هر دوی این افکار را واقعی در نظر می گیرد و بسته به اینکه خود را «بدردنخور» یا «خیلی مهم» در نظر بگیرد، یا دچار «رفتارهای اجتنابی» و یا دچار «رفتارهای متکبرانه» می شود. اما «ذهن مشاهده گر» وقتی این افکار به ذهن برسد، صرفا «مشاهده» می کند و این افکار را «جدی» نمی گیرد، و جدی نگرفتن این افکار به این است که احساس یا رفتاری مبتنی بر این افکار شکل نمی گیرد. اما «ذهن قضاوت گر» در این دو مثال، دقیقا  «ذهن تهمت زننده» است. چون به خودش یا «تهمت بدردنخور» می زند یا «تهمت آدم خیلی مهم» به خودش می زند، که هر دو اشتباه است. 🔄 خلاصه تر و واضح تر بگویم ذهن نمی تواند قضاوت نکند. بنابراین اگر منصف باشد، درست قضاوت می کند، و اگر منصف نباشد، تهمت می زند، حالا یا به خودش یا به دیگری. و اگر دیگران می گویند اینقدر من را قضاوت نکنید، منظورشان این است که : «اینقدر به من تهمت نزنید» و اگر در درمان می گویند که افکارتان را قضاوت نکنید و صرفا مشاهده کنید، منظورشان این است که: «اینقدر به خودتان تهمت نزنید» ( و اگر افکار درباره دیگران باشد، منظور این است که «اینقدر به دیگران تهمت نزنید» ) ✅ @behtarafariny ادامه متن 👇👇
هدایت شده از باشگاه روان قدرتمند
ادامه متن 👆👆 پ. ن 1⃣ : البته در اینکه ذهن چه موقع منصف است و چه موقع غیرمنصف است، بحث مفصلی است که جای طرح آن در اینجا نیست. پ. ن 2⃣ : بحث ما بحث انتخاباتی نیست، ولی از این بحث خیلی می توان در بحث قضاوت کردن درباره کاندیداها استفاده کرد که راستی راستی ما داریم کاندیداها را قضاوت و ارزیابی می کنیم ؟ یا داریم به آنها تهمت می زنیم؟. مواظب تهمت زدن هایمان به کاندیداها باشیم. شاید خیلی مطالبی که خودمان درباره کاندیداها می گوییم یا درباره آنها می شنویم، قضاوت درباره کاندیداها نباشد، تهمت زدن درباره آنها باشد که در پوشش قضاوت و ارزیابی عرضه می گردد. پ. ن 3⃣ : منظور این متن تعطیلی قضاوت کردن نیست. همچنانکه ذهن بدون قضاوت کردن نمی تواند باشد، زندگی هم بدون قضاوت کردن ممکن نیست. نکته و توصیه اصلی، «تعویق قضاوت» و یا «احتیاط در قضاوت» است. و نکته و توصیه اصلی تر، احتیاط خیلی خیلی زیاد یا اجتناب خیلی خیلی زیاد در تهمت زدن است.   «تهمت زدن از آن چیزی که فکر می کنیم به ما نزدیکتر است.» 📣📣📣 خلاصه اینکه : «قضاوت کردن حقیقی کار خداست، ما غالبا داریم به خودمان و دیگران تهمت می زنیم.»محمود یزدانی @behtarafariny
روانشناسی اسلامی
🔔🔔🔔 ما اصلا اهل توسعه نیستیم. چه مدل غربی اش، چه مدل اسلامی اش. #یادداشت_۱۴ ✍ محمود یزدانی ⏪ یک
🟢حال ناخوش علوم انسانی در کشور 🖊احمدحسین شریفی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔸این بنده نقدهای فراوانی به محتوای علوم انسانی غربی و ناکارآمدی آنها داشته و دارم. و با تمام وجود معتقدم علوم انسانی غربی نه تنها با مبانی فکری ما و فرهنگ اسلامی ایرانی ما ناسازگارند؛ و نه تنها گرهی از کار ما نمی‌گشایند بلکه گره‌های فراوانی هم در کار ما می‌اندازند. اساساً دستگاه مفهومی و نظری این علوم با فکر و فرهنگ ما بیگانه است. به همین دلیل، توان توصیف و تفسیر و تبیین و پیش‌بینی و کنترل کنش‌های ایرانی اسلامی ما را ندارند. [برای آگاهی بیشتر از این موضوع می‌توانید افزون بر مراجعه به کتاب‌های «مبانی علوم انسانی اسلامی»، «روش‌شناسی علوم انسانی اسلامی» و «نظریه‌پردازی اسلامی در علوم انسانی»، هشتگ را در همین کانال دنبال کنید] ♦️اما در اینجا می‌خواهم از «نظر کمّیت» نیز نقدی بر علوم انسانی رایج داشته باشیم. متأسفانه علوم انسانی موجود و دانشمندان و متخصصان آن نتوانسته‌اند دست‌کم به میزان هزینه‌ای که برای آنها می‌شود، درآمد و اعتباری ملی یا بین‌المللی برای کشور ما تولید کنند. توضیح آنکه، علیرغم آنکه حدود نیمی از دانشجویان و به همین نسبت حدود نیمی از اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های کشور ما در حوزه‌‌های علوم انسانی مشغول به فعالیت‌اند و علیرغم آنکه هزینه‌های بسیار هنگفتی در کشور ما برای علوم انسانی صورت گرفته است، و علیرغم آنکه علوم انسانی توسط رهبر معظم انقلاب به عنوان «هوای تنفس نخبگان» و «نرم‌افزار» فردسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی و «روح سایر دانش‌ها» معرفی شده است و بسیار بسیار مورد تأکید قرار گرفته است، و علیرغم تدوین و تصویب اسناد بالادستی مهم و فراوانی در حوزه علوم انسانی، اما مع الاسف موفقیت چندانی نداشته‌ایم. 🔸به عنوان مثال: 🔻از مجموع ۱۶۰۰ نشریه علمی معتبر از نگاه وزارت علوم (تا ابتدای تابستان ۱۴۰۳) ۹۰۰ نشریه (یعنی بیش از ۵۶ درصد آنها) مربوط به علوم انسانی و اجتماعی است. و بقیه مربوط به گروه‌های «علوم پایه»، «فنی و مهندسی»، «دام‌پزشکی»، «معماری و هنر»، «کشاورزی» و «دام‌پروری». 🔻و از مجموع ۳۹۶ انجمن علمی رسمی و مورد تأیید وزارت علوم، تعداد ۱۴۲ (یعنی حدود ۳۶٪) آنها مربوط به علوم انسانی است و ۶۴٪ آنها مربوط به شش گروه علمی دیگر. این در حالی است که «تقریباً هیچ» دانشمند مطرح، پراستناد و شناخته‌شده‌ای در حوزه علوم انسانی در سطح جهان نداریم. به عنوان مثال در سال ۱۴۰۲ از میان ۹۳۸ دانشمندان پراستناد ایرانی در سطح جهان، فقط ۸ نفر از آنان مربوط به علوم اجتماعی بوده‌اند. که آن هم بیشتر در حوزه حساب‌داری و کتاب‌داری و امثال آن بوده‌اند و نه فلسفه و حقوق و اقتصاد و روان‌شناسی و جامعه‌شناسی و علوم سیاسی و علوم تربیتی و امثال آن. 🔹این نشان از یک ضعف مفرط در حوزه علوم انسانی کشور می‌دهد. یعنی حتی در همین علوم تقلیدی نیز نتوانسته‌ایم در قد و قواره سایر مقلدان رشد کنیم! 🆔https://eitaa.com/ahmadhoseinsharifi ------ ✅ @islamic_psycho
؟ این شاید یکی از اصلی‌ترین تفاوت نگاه فروید و دیدگاه اسلام به روان آدمی است! هر دو در پی کاوش‌اند امّا این کجا و آن کجا؟ این یکی در پی تحلیل و کاوش است تا به هر آنچه شر و بدی (پرخاشگری و امیال جنسی منع شده‌ی ذاتی او که در نوع تعامل والدین و محیط با او، تولید پریشانی کرده و اکنون از هشیاری او مخفی شده) دست یافته؛ شاید با فنونی بتواند فرد را وادار کند تا انگشت در حلق روان خود کرده؛ همه آنها را بالا آورده و حالش مقداری خوب شود؛ چون معتقد به تحقق و تلنبار همه اینها در لایه های پنهان روان آدمی بوده؛ روابط والد-فرزند را تولیدگر این پریشانی‌ها دانسته، نقش فرزند را کم‌رنگ؛ صرفا لذت‌خواه، و گریزان از تنش دانسته؛ و نقش والد و محیط را پررنگ، عموما آسیب‌زا، و تنش‌زا دیده است. در این اتمسفر ترسیم شده، همه در پی خواسته خویش‌اند؛ فرزند به نحوی و والد به نحوی دیگر؛ و محصول کنار آمدن یا نیامدن طرفین هم میشود تثبیت در یک دوره یا شکل‌گیری یک عقده که هر دوی آنها زمینه آسیب بعدی‌اند. راست می‌گوید فروید؛ در چنان فضا و فرهنگی که پدری می‌زیید که او هم همین پیچیده‌گی‌های روانی «دوره» و «عقده» را تجربه کرده؛ محصولی جز فرزندی در این عقده و در آن دوره نخواهد داشت! امّا وآن دیگری در پی دست‌یابی به عالی‌ترین ظرفیت‌ها جهت رشد و تعالی انسان است، چون معتقد است بنای خداوند؛ خلق موجود شریر (والد یا ولد) نبوده؛ و هر چند دنیای ناهشیار را با تبیین خود پذیرفته؛ امّا بر این باور است که والدِ ذاتا غیرشریر؛ سازنده ولد شریر نخواهد بود؛ و روابط والد-فرزندیِ مبتنی بر خیر و کرامت، سبب‌ساز ولد شر نخواهد شد؛ و هر چند گرایش به شر را پذیرفته و امکان قدرت گرفتن آن را انکار نکرده؛ امّا معتقد است فطرت الهیِ جاری در کل دوران کودکی تا بزرگسالی نخواهد گذاشت در دنیای روانی، گرایش‌های شر بر خیر غلبه کنند؛ مگر اینکه شیاطینی از نوع جن یا انس (همچون یک والد جهل‌ورز یا یک محیط جهل‌ورز) از کودکی گرایشهای نفسانی آدمی را فعال کرده؛ او را مدام در جریان جهل‌ورزی انداخته باشد. امّا قدرت عقل‌ورزی او توان مدیریت رفتارهای جاهلانه او را خواهد داشت. شاید به ظاهر شباهتی در عملکرد این دو رویکرد وجود داشته باشد؛ امّا مفاهیمی چون «خیر»، «شر»، «فطرت»، «نفس»، «جهل»، «عقل» و بالاتر «خداوند» اشاره‌گر به یک معنای بالاتر است؛ و آن تعالی است؛ او انسان را یک حیوان تکامل یافته نمی‌بیند؛ او، او را مخلوق خداوندی می‌داند که از خلقتش؛ حضورش در دنیا، انتخابهایش؛ و رفتنش هدفی متعالی در میان بوده؛ فرق است انسان را «زیستی» ببینیم یا «متألّه: خدایی‌پذیر»! در تمام شناخت‌ها؛ موضع‌گیری‌ها، و رفتارهایمان متفاوت عمل خواهیم کرد و تحویل‌دهنده محصولی متفاوت! آن یکی در پی «تحلیل»روان است از نوع مرضی؛ وان یکی در پی «تجلیل» روان است از نوع هَرسی (هرس کردن) او تحلیل می‌کند تا به لذت برسد؛ این تجلیل می‌کند تا به عزت برسد او تحلیل‌گر روان آسیب دیده است وان تجلیل‌گر نفس کرامت یافته است او غرایز را می یابد تا آرامشان کند؛ این نیازها را می یابد تا آماده حرکتشان کند. آن خروج ذلت به لذت است و این حرکت از ذلت به عزت! تلاش آن، خارج شدن از لئامت است؛ و هدف این سوق دادن به کرامت! او انسان را «زیستی» می‌خواهد و این انسان را «متألّه» می‌بیند این تحلیل می‌کند وان تجلیل؛ تا کدام را آخرین هدف حرکت خود قرار دهیم؟ 🌿🌺🍃🌸🌿 مُحیی کانال دکتر حمید رفیعی‌هنر 🆔 eitaa.com/Mohyiee