میترسیدم از چرخش عقربه و دلم
میخواست ساعت بایستد.
دوست داشتم گرد و کامل بماند و
تکان نخورد.
موقعی بود که تو داشتی حرف میزدی...
「خطاببهعشق | آلبرکامو」
#تیکهکتاب
همهی ما انسانهای شگفتانگیزی هستیم.
گاهی خستهکنندهایم، گاهی شادیآور
گاهی به لطافت جوونهای و گاهی به تفنگ باروت میمونیم
همهمون گاهی خجالتی هستیم، گاهی پررو
گاهی درونگرا و گاهی برونگرا
گاهی پرانگیزه و گاهی پر از یأس و ناامیدی
گاهی ترسو و گاهی شجاعیم
گاهی از ته دل میخندیم و گاهی با تمام وجود گریه میکنیم
گاهی بیپناه و گاهی پناه دیگرانیم
و این به روزش بستگی داره...
اما یک چیز بین زمان و مکان و همهی ما انسانها یکیست؛
همهی ما
قهرمان زندگی ِ
خودمان هستیم..:)🤍
#خودنوشت