eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
649 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
743 ویدیو
22 فایل
ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سؤال اول شما از سر تعجب است یا نیش و کنایه؟ اگر از سر تعجب است، پاسخ آن روشن است؛ و اگر برای طعنه‌زدن است، باید اول دقت کنید که خودتان دچار تناقض نشوید. ۱- چرا ایران دو تقویم دارد؟تقویم شمسی (هجری خورشیدی): این تقویم، بر پایه چرخش زمین به دور خورشید است و دقیق‌ترین تقویم جهان به‌شمار می‌رود. از زمان ملکشاه سلجوقی و دانشمند بزرگ عمر خیام تنظیم شده و مبنای آن اعتدال بهاری است، یعنی همان لحظه‌ای که به‌طور طبیعی سال نو آغاز می‌شود. ✅ تقویم قمری (هجری قمری): این تقویم، بر پایه گردش ماه به دور زمین است و برای تعیین مناسبت‌های اسلامی (مثل رمضان، عید قربان و محرم) کاربرد دارد. این تقویم مبنای شرعی بسیاری از احکام دینی است و در تمام جهان اسلام، نه‌فقط ایران، مورد استفاده قرار می‌گیرد. 🔹 پس دو تقویم داشتن، نشانه‌ی نظم و دقت بیشتر است، نه ضعف. 🔹 آیا دو واحد اندازه‌گیری (کیلومتر و مایل) در جهان نشان‌دهنده ضعف کشورهاست؟ 🔹 آیا دو زبان رسمی در برخی کشورها (مثل سوئیس) نشانه‌ی عقب‌ماندگی است؟ ۲- دقیق‌ترین تقویم جهان متعلق به کدام کشور و چه ملیتی است؟تقویم جلالی (هجری شمسی)، که ایران و افغانستان از آن استفاده می‌کنند، دقیق‌ترین تقویم جهان است. این تقویم خطای یک روز در هر ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار سال دارد. در حالی که تقویم میلادی، هر ۳۲۲۰ سال یک روز خطا می‌کند. ✅ این شاهکار علمی توسط گروهی از ریاضیدانان ایرانی به سرپرستی عمر خیام نیشابوری طراحی شده و هنوز هم از نظر دقت بی‌نظیر است. 🔹 پس دقیق‌ترین پردازنده‌ی زمان در جهان، نه در غرب، نه در شرق، بلکه در خاک همین سرزمین، توسط نبوغ همین ملت ساخته شده است. بنابراین: ⚡ اگر داشتن دو تقویم ضعف است، پس غربی‌ها هم که تقویم میلادی دارند ولی در بسیاری موارد از تقویم یهودی، قمری، بودایی یا حتی چینی استفاده می‌کنند، دچار ضعف هستند؟! ⚡ اگر به دنبال دقیق‌ترین تقویم جهان بودید، باید بدانید که همان تقویمی که در ایران استفاده می‌شود، دقیق‌ترین است؛ نه تقویم میلادی که هرچند سال یک‌بار نیاز به اصلاح دارد. ⚡ و اگر این سؤال را برای تحقیر ایران مطرح کرده‌اید، بدانید که در نهایت همان پاسخ علمی و تاریخی، شما را به زانو درخواهد آورد، نه هیچ چیز دیگر؟ ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/4965
🔴 درسنامه آمریکا‌شناسی برای غرب‌گرایان کشورمان 🔸 آمریکا، رؤیا یا سراب فریب؟ غرب‌گرایان داخلی که آمریکا را همچون مدینه‌ی فاضله تصور می‌کنند، معمولاً بدون هیچ شناخت عمیق و تحلیل واقع‌بینانه‌ای، تنها با تکیه بر تبلیغات رسانه‌ای مسموم، آن را به‌عنوان الگوی پیشرفت معرفی می‌کنند. اما آیا این همان سرزمین آزادی، عدالت و پیشرفت است که برایمان ترسیم کرده‌اند؟ یا اینکه پشت این نقاب پرزرق‌وبرق، امپراتوری‌ای رو به زوال نهفته که در بحران‌های داخلی و شکست‌های خارجی دست‌وپا می‌زند؟ در این درسنامه، پرده از چهره‌ی حقیقی آمریکا کنار می‌زنیم و نشان می‌دهیم که چگونه این کشور، با بن‌بست‌های سیاسی، اقتصاد بحران‌زده، فریب رسانه‌ای و توهم قدرت‌نمایی نظامی، در مسیر سقوط قرار گرفته است. لذا آمریکا، امپراتوری دروغ و فریب است. ▫️ رسانه‌های آمریکا ؛ کارخانه‌ی تحمیق و مسخ افکار کشوری که دم از آزادی بیان می‌زند، اما رسانه‌هایش از بردن نام صحیح رهبر یک کشور مهم مثل ایران عاجزند، آیا سزاوار لقب مهد دموکراسی است؟ شبکه‌هایی همچون فاکس نیوز، بیش از آنکه رسانه باشند، اتاق جنگ روانی‌اند که مأموریتشان مسخ افکار عمومی، وارونه‌نمایی حقیقت و تحریف واقعیت‌های جهان است. مجریانی با حقوق‌های نجومی، اما با کمترین سطح سواد رسانه‌ای، تصویری از دنیا ارائه می‌دهند که محصول یک پروپاگاندای برنامه‌ریزی‌شده برای مهندسی ذهن مردم است. مردمی که، به‌ویژه در سنین بالا، به قربانیان این بازی رسانه‌ای تبدیل می‌شوند و بدون درک صحیح از جهان، در انتخابات و سیاست‌های کشورشان اثر می‌گذارند. 🔹 سیاست در آمریکا؛ سیرک دلقک‌ها وقتی فردی مانند دونالد ترامپ با چهره‌ای گریم‌شده و موهایی زردرنگ، به‌عنوان رئیس‌جمهور ایالات متحده روی کار می‌آید و با توهمی مضحک، از الحاق کانادا و خرید گرینلند سخن می‌گوید، آیا این کشور را باید مهد سیاست‌مداری دانست؟ این سیرک مضحک، تنها یک نمونه از دموکراسی پوشالی آمریکاست که در آن، عوام‌فریبی و نمایش‌های پوپولیستی جای سیاست‌گذاری‌های عاقلانه را گرفته‌اند. ترامپ، نماد سیستمی است که سیاست را به ابزاری برای جلب توجه و انحراف افکار عمومی تبدیل کرده است. ساخت دیوار مکزیک، تغییر قوانین شهروندی، اخراج مهاجران و تهدیدهای بی‌پشتوانه‌ی نظامی، همه نمونه‌هایی از توهمات یک سیاستمدار نیست، بلکه نتیجه‌ی ساختاری فاسد است که برای بقا، به دروغ و نمایش‌های سیاسی متوسل می‌شود. 🔸 بحران‌های داخلی؛ سقوط آمریکای پوشالی آنچه غرب‌گرایان ما از آمریکا نمی‌دانند، این است که این کشور دیگر آن قدرت یکه‌تاز گذشته نیست. آمریکا امروز، یک ابرقدرت در حال احتضار است که با بدهی‌های هنگفت، تبعیض‌های سیستماتیک، فروپاشی خانواده، خشونت‌های نژادی، سرکوب اعتراضات داخلی و شکاف عمیق طبقاتی، در آستانه‌ی انفجار اجتماعی قرار دارد. وقتی یک دولت حتی قادر به حل بحران‌های داخلی خود نیست، چگونه برخی در کشور ما هنوز آن را به‌عنوان یک الگوی پیشرفت معرفی می‌کنند؟ آمریکایی که میلیاردها دلار صرف جنگ‌افروزی در خاورمیانه و اوکراین می‌کند، اما از تأمین حداقل نیازهای بهداشتی و درمانی شهروندانش عاجز است، الگویی برای پیشرفت نیست؛ بلکه نمادی از یک امپراتوری بیمار و رو به فروپاشی و سقوط است. بنابراین : آنچه در آمریکا جریان دارد، نه تمدنی الهام‌ بخش، بلکه نسخه‌ی مدرن روم باستان در دوران افول است. غرب‌گرایانی که دل به این توهم بسته‌اند، یا از سر غفلت است یا وابستگی. اما واقعیت این است که دوران قدرت‌نمایی آمریکا رو به پایان است، و آن‌هایی که هنوز آن را قبله‌ی آمال خود می‌دانند، درکی سطحی و ناقص از تحولات جهانی دارند. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/4966
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب A KH به‌وضوح مشخص است که شما به‌جای ورود علمی و منطقی به بحث، صرفاً دست به کلی‌گویی و مغالطه زده‌اید. بنده نه‌تنها از نقد استقبال می‌کنم، بلکه هرگونه مناظره علمی و استدلالی را نیز به فال نیک می‌گیرم، اما به‌شرط آنکه مبنای نقد، دانش و استدلال باشد، نه شعارهای بی‌پایه و تحلیل‌های غیرعلمی. ۱_ شما از اصطلاح « آخوندیسم » استفاده کرده‌اید، اما آیا این واژه بار علمی دارد؟ آیا می‌توانید منابع معتبر تاریخی و علمی ارائه دهید که نشان دهد یک نظام فکری منسجم به نام آخوندیسم وجود دارد و ساخته « تشیع صفوی » است؟ آیا صرف استفاده از واژه‌های پرطمطراق، ارزش یک استدلال را بالا می‌برد؟ ۲_ جالب است که از یک‌سو دین الهی را سالم، سازنده و انگیزه‌دهنده می‌دانید و از سوی دیگر، نهاد روحانیت را که قرن‌ها مروج و مدافع این دین بوده، به استحمار و استثمار متهم می‌کنید. آیا این تناقض نیست؟ اگر دین الهی برای رشد و هدایت جامعه است، پس چه کسی باید معارف آن را تبیین کند؟ آیا در تاریخ اسلام، پیامبر اکرم (ص) و اهل‌بیت (ع) خودشان دین را صرفاً به عبادات فردی محدود کردند، یا برای تمام شئون زندگی برنامه داشتند؟ ۳. فرموده‌اید که روحانیت در سیاست، اقتصاد، فرهنگ، بهداشت و آموزش ورود نکند. اولاً، آیا ورود به این حوزه‌ها در تضاد با دین الهی است؟ وقتی پیامبر اسلام (ص) و امیرالمؤمنین (ع) خودشان در این عرصه‌ها نقش ایفا کرده‌اند، چطور می‌توان گفت که این ورود ناحق است؟ ۴. اگر روحانیت دست از سر ملت بردارد، آیا شما تضمین می‌کنید که جای آن را مکاتب فکری منحرف، لیبرالیسم افسارگسیخته یا ماتریالیسم استثماری پر نکنند؟ آیا نمی‌بینید که هرگاه دین از عرصه‌های اجتماعی کنار گذاشته شده، چیزی جز استبداد نوین و استعمار مدرن جای آن را نگرفته است؟ ۵_ این‌که می‌گویید روحانیت فقط به مسجد و امور دینی بپردازد، دقیقاً نسخه‌ای است که استعمارگران برای جهان اسلام پیچیدند. چرا؟ چون می‌دانستند که اگر دین فقط به نماز و روزه محدود شود و وارد سیاست و اجتماع نشود، دیگر قدرتی برای مقابله با ظلم و فساد نخواهد داشت. به همین دلیل، کسانی که از تسلط دین بر سیاست می‌ترسند، همان‌هایی هستند که به دنبال تسلط خودشان بر مردم‌اند. ۶_ سخن آخر : اگر واقعاً دغدغه‌ی حقیقت و منطق دارید، بجای کلی‌گویی، با دلایل محکم تاریخی و استدلال‌های منطقی وارد بحث شوید. اما اگر هدف، تکرار شعارها و هیاهوی بی‌اساس است، بهتر است بگوییم که تاریخ نشان داده هرگاه در برابر حقیقت، غوغاسالاری قرار گرفته، در نهایت این حقیقت بوده که پیروز شده است. و السلام علی من اتبع الهدی. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/4968
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب آقای اسدی ☝️، سلام و احترام مجدد 👇 سخنان شما نمونه‌ای روشن از رویکردی است که در ظاهر به عقلانیت تکیه دارد، اما در باطن گرفتار نوعی اومانیسم افراطی است که نه تنها دین را از جایگاه وحیانی‌اش فرو می‌کاهد، بلکه در نهایت به نفی نقش هدایت‌گری آن می‌انجامد. پس اجازه دهید پاسخ شما را با دقت و بدون هیچ ملاحظه‌ و رودربایستی ای بررسی کنم. ۱- آیا عقل بشر مستقل از وحی کفایت می‌کند؟ شما می‌فرمایید « عقل در نزد انسان عامل تصمیم و انتخاب است » و تلویحاً دین را در حد یک ابزار تنزل داده‌اید. اما آیا عقل انسانی بدون هدایت وحی توانایی تشخیص حقیقت و مصالح حقیقی دنیا و آخرت را دارد؟ ✅ تاریخ بشر پر است از تجربه‌هایی که نشان داده عقلِ تنها، بدون وحی، در نهایت یا در دام افراط افتاده (مانند ماتریالیسم و اومانیسم غربی) یا به ورطه تفریط کشیده شده (مانند خرافه‌گرایی و جهل در بسیاری از جوامع). ✅ شما می‌گویید که انسان می‌تواند دین را کنار بگذارد و صرفاً به عقل تکیه کند، اما بفرمایید کدام عقل؟ عقل ارسطویی؟ عقل دکارتی؟ عقل پراگماتیستی؟ عقل نسبی‌گرای پست‌مدرن؟ آیا همین پراکندگی عقلانی کافی نیست که ثابت کند عقلِ بی‌وحی، مانند کشتی بی‌ ناخداست؟ ✅ اگر عقل، به‌تنهایی کافی بود، پس چرا پیامبران آمدند؟ چرا خداوند کتاب‌های آسمانی نازل کرد؟ آیا ارسال وحی عبث بود؟ آیا خداوند حکیم نمی‌دانست که عقل بشر برای هدایت کافی است؟ پس این تصور که عقل، خودبسنده و بی‌نیاز از دین است، نه‌تنها با آموزه‌های دینی ناسازگار است، بلکه یک مغالطه خطرناک فلسفی است که نتیجه‌اش چیزی جز انحراف از حقیقت نیست. ۲- آیا دین، محدود به دستور دادن است و عقل تعیین‌کننده نحوه اجرا؟ شما فرموده‌اید که « دین می‌گوید بکن و عقل می‌گوید چگونه بکن » و از این جمله نتیجه گرفته‌اید که دین فقط یک مجموعه دستور است که عقل درباره چگونگی اجرای آن تصمیم می‌گیرد. ✅ اما این تقسیم‌بندی نادرست است. دین نه‌تنها « چه بکن » را مشخص می‌کند، بلکه «چگونه بکن » را هم در قالب اصول و چارچوب‌هایی روشن بیان کرده است. ✅ مثلاً در بحث عدالت اجتماعی، دین فقط نمی‌گوید « عادل باش »، بلکه روش‌های برقراری عدالت را هم تشریح می‌کند، از زکات و خمس گرفته تا نهی از ربا و امر به معروف و نهی از منکر و.... . ✅ دین فقط نمی‌گوید « نماز بخوان »، بلکه جزئیات کیفیت آن را هم تعیین کرده است. پس چگونه می‌توان ادعا کرد که دین فقط امر می‌کند و عقل مسئول اجراست؟ این سخن شما نوعی تقلیل دین به سطح یک کتاب راهنماست، در حالی که دین، نه فقط « راهنما »، بلکه « حاکم » و « نظام‌بخش » زندگی انسان است. ۳- آیا انسان می‌تواند دین را کنار بگذارد و به عقل اکتفا کند؟ شما در پایان فرموده‌اید که « انسان می‌تواند دین را کنار بگذارد و به عقل اکتفا کند، مثل چین»، یا اینکه « دین را کنار بگذارد و عقل را منفعل کند و بشود مثل ما ». ✅ آیا همین چین، که الگوی شماست، گرفتار بحران‌های اخلاقی، ظلم به اقلیت‌ها، کنترل شدید مردم، و فجایع انسانی نیست؟ آیا جوامع غربی که عقل‌گرایی را جایگزین دین کردند، امروز دچار بحران‌های معنوی و فروپاشی اخلاقی و خانواده نشده‌اند؟ و با تبلیغاتشان همان‌ها را برای ما هم می خواهند. ✅ آیا همین جوامع سکولار، که دین را به کناری نهاده‌اند، اکنون با بحران معنا، افسردگی‌های گسترده، افزایش نرخ خودکشی و بی‌هویتی فرهنگی روبرو نیستند؟ ✅ شما از چین مثال زدید، اما آیا چین که دین را کنار گذاشت، به انسانی‌ترین جامعه تبدیل شد یا به حکومتی سرکوبگر که حتی آزادی‌های ابتدایی مردمش را سلب کرده است؟ لذا ، این توهم که می‌توان دین را کنار گذاشت و فقط با عقل، جامعه‌ای پیشرفته و متعالی ساخت، نه‌تنها در عمل شکست خورده، بلکه نتایج فاجعه‌باری به‌دنبال داشته است. بنابراین : دین، عقل را هدایت می‌کند، نه برعکس ( دین صراط و راه است و عقل سراج و چراغ است ) ✅ دین، نه ابزار است و نه صرفاً مجموعه‌ای از قوانین، بلکه حقیقتی الهی است که هدایت انسان را بر عهده دارد و فصل الخطاب است. ✅ عقل، اگرچه نعمت بزرگی است، اما بدون وحی، گرفتار نسبی‌گرایی و سردرگمی و تحیرات می‌شود. ✅ تجربه نشان داده که حذف دین، نه‌تنها عقلانیت را تقویت نکرده، بلکه منجر به پوچ‌گرایی، بحران‌های اجتماعی و سقوط اخلاقی شده است. پس جناب آقای اسدی، این تفکر که « انسان در جایگاهی است که می‌تواند دین را کنار بگذارد » نه‌تنها از نظر دینی باطل و عاطل است، بلکه از نظر تاریخی و اجتماعی نیز مردود و رفوزه است. عقل، آنگاه ارزش دارد که در سایه هدایت دین قرار گیرد، نه اینکه به خیال خود جایگزین دین شود. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/4971
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پرسش‌های شما اگرچه در ظاهر ساده به نظر می‌رسند، اما در عمق خود نیازمند تبیین دقیق و ژرف‌اندیشی فلسفی، کلامی و قرآنی هستند. اجازه دهید هر یک را با دقت بررسی کنم و پاسخ مستند و مستدل ارائه دهم. ۱_ آیا خدا یا پیامبر در قیامت محاکمه می‌شوند یا انسان؟ ✅ خداوند، بر اساس عدل و حکمت مطلق، حَکَم و داور است، نه محکوم. هیچ‌کس او را محاکمه نمی‌کند، زیرا او نه ظلمی روا داشته و نه از عدالت تخطی کرده است: لَا یُسْأَلُ عَمَّا یَفْعَلُ وَهُمْ یُسْأَلُونَ (انبیاء: 23) او از آنچه انجام می‌دهد بازخواست نمی‌شود، ولی آنان بازخواست خواهند شد. ✅ پیامبران نیز مأموران الهی هستند که وظیفه ابلاغ رسالت را داشتند. آنان خود بندگان صالح خداوندند که تکلیف خود را انجام داده‌اند و نه گناهکارند که محاکمه شوند، و نه خودسرانه فرمانی داده‌اند که مورد بازخواست قرار گیرند: مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ (مائده: 99) بر پیامبر جز رساندن (وحی الهی) وظیفه‌ای نیست. پس در قیامت، این انسان است که مورد محاکمه قرار می‌گیرد، زیرا او مختار و مسئول اعمال خود است. ۲_ آیا در قیامت به کارهای انسان رسیدگی می‌شود؟ ✅ بی‌تردید، آری. اساس قیامت، روز جزا و رسیدگی به اعمال انسان‌هاست: فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ (زلزال: 7-8) پس هر کس هم‌وزن ذرّه‌ای نیکی کند، آن را می‌بیند و هر کس هم‌وزن ذرّه‌ای بدی کند، آن را می‌بیند. ✅ این رسیدگی نه‌تنها بر اساس اعمال ظاهری انسان، بلکه بر اساس نیات و درونیات او نیز خواهد بود. هیچ‌چیز از دید الهی پنهان نیست: إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (مُلک: 13) او به آنچه در سینه‌هاست داناست ۳_ نقش رهبران در گناه و ثواب انسان چگونه سنجیده می‌شود؟ ✅ رهبران و پیشوایان جامعه، از آن جهت که نقش هدایت یا اضلال مردم را دارند، در برابر خداوند مسئول‌اند. اما این مسئولیت به معنای سلب مسئولیت از فرد نیست. قرآن به‌وضوح بیان می‌کند که گمراه‌کنندگان و پیروانشان، هر دو در عذاب شریک خواهند بود : وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَکُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا، رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَیْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا کَبِیرًا (احزاب: 67-68) و گفتند: پروردگارا! ما از بزرگان و سرکردگان خود پیروی کردیم و آنان ما را از راه به در بردند. پروردگارا! پس عذاب آنان را دو چندان کن و لعنت بزرگی بر آنان فرود آور. ✅ از این آیات مشخص می‌شود که رهبران منحرف، به دلیل گمراه کردن مردم، مجازات بیشتری خواهند داشت، اما پیروان نیز به‌خاطر پذیرش ناآگاهانه یا کورکورانه، از مسئولیت مبرا نخواهند بود. ✅ در مقابل، رهبران الهی که مردم را به راه راست هدایت کرده‌اند، در اجر و پاداش آنان شریک‌اند : وَالَّذِینَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّیَّتُهُم بِإِیمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ (طور: 21) و کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان نیز در ایمان از آنان پیروی کردند، ما آنان را به یکدیگر ملحق خواهیم کرد. ۴_ چرا خدا به انسان عقل داد، اگر قرار بود فقط بر اساس دین محاکمه شود؟ ✅ این پرسش از اساس، دارای یک پیش‌فرض نادرست است؛ گویی عقل و دین را در برابر یکدیگر قرار داده است. اما در حقیقت، عقل و دین دو نورند که یکدیگر را تکمیل می‌کنند. ✅ عقل، ابزار درک دین است. اما عقل به‌تنهایی برای هدایت کافی نیست، زیرا به دلیل محدودیت‌های ذاتی‌اش، در بسیاری از مسائل اساسی دچار خطا می‌شود. به همین دلیل، دین آمد تا آنجا که عقل دستش کوتاه است، مسیر صحیح را نشان دهد. ✅ خداوند به انسان عقل داد تا دین را بفهمد، نه اینکه دین را کنار بگذارد. به همین دلیل، بسیاری از احکام دینی بر پایه‌ی عقلانیت هستند : إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ (روم: 24) قطعاً در این (نشانه‌ها)، آیاتی برای مردمی که تعقل می‌کنند وجود دارد. ✅ عقل، اگر از وحی جدا شود، یا در دام افراط در مادی‌گرایی می‌افتد (مانند ماتریالیسم مدرن) یا به ورطه خرافات و جهل سقوط می‌کند (مانند ادیان تحریف‌شده). اما عقلِ متصل به دین، چراغ هدایت است، نه جایگزین آن. ✅ پس عقل، حجت درونی است و دین، حجت بیرونی. یکی بدون دیگری ناقص است. پس جناب اسدی : ✅ در قیامت، تنها انسان محاکمه می‌شود، زیرا او مختار و مسئول اعمال خود است. ✅ اعمال انسان به‌طور کامل بررسی می‌شود، چه در ظاهر، چه در باطن. ✅ رهبران، در هدایت یا گمراهی مردم نقش دارند و مسئولیت آن را خواهند داشت، اما پیروان نیز باید با عقل خود، راه صحیح را تشخیص دهند. ✅ عقل، وسیله فهم دین است، نه جایگزین آن. خدا عقل را داد تا انسان به حقانیت دین پی ببرد، نه اینکه دین را کنار بگذارد.
طلوع فکر و اندیشه
✅ دین و عقل، نه متضاد، بلکه مکمل یکدیگرند. عقل بدون دین، در دام افراط و تفریط می‌افتد، و دین بدون عقل، مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد. ✅ بنابراین، فرضیه « عقل بدون دین » یا « دین بدون عقل » هر دو مردودند. راه درست، تعقل در پرتو وحی است. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/4973