شماره "۱"
مامان اون آرزوشو برای من داده!
کاش میشد بگم آگوستوس واترز تا وقتی بمیره شاد و بود و دست از جنگیدن برنداشت. اما اینطور نبود)
شماره "۱"
کاش میشد بگم آگوستوس واترز تا وقتی بمیره شاد و بود و دست از جنگیدن برنداشت. اما اینطور نبود)
چون تو زیبایی. یاد گرفتم از چیزای زیبای زندگی لذت ببرم و بهشون خوب نگه کنم.
شماره "۱"
چون تو زیبایی. یاد گرفتم از چیزای زیبای زندگی لذت ببرم و بهشون خوب نگه کنم.
این استعارهست. یه چیز کشنده رو میذاری لای دندونات ولی بهش اجازهی کشتنت رو نمیدی.
استعاره.
شماره "۱"
این استعارهست. یه چیز کشنده رو میذاری لای دندونات ولی بهش اجازهی کشتنت رو نمیدی. استعاره.
_انقدر هیجان دارم که نمیتونم نفس بکشم.
+مگه قبل از این میتونستی؟
_شاید باید تا شب صبر کنیم؟
+برای اون فرقی نداره اون همیشه نمیبینه.
×هی رفیق من کورم کر که نیستم میشنوم بهم تیکه میندازی.
بیا و با من از مرگ سخن بگو.
آنگاه خواهی دید که ما میان آن مرگ زندگی کردیم، خواهی دید که چگونه ما به معنای واقعی در قلب مسیح به یکدیگر اطمینان دادیم چگونه کنار همیم.
بیا و با من از مصیبت امپراطوری سخن بگو، همان که هیچگاه نفهمیدیم تکلیف مرد هلندی و همستر درش چی میشه، همان که به خاطرش به دیدن نویسنده عالی و آدم گ*ه رفتیم. اگر کتاب را خوانده باشی، اگر فیلم را دیده باشی، متوجه خواهی شد که در ستارگان بخت ما نحسی وجود دارد، اگر خوانده باشی متوجه خواهی شد که هیزل قرار بود اول بمیرد چون سرطان داشت، اما زندگی آنجور که تو میپنداری پیش نمیرود.
پس به نام بیماری، با من بگو از عشق، از مجسمههای شکسته، لباس بسکتبال، اثر هنری اسکلتها، پسری هجده ساله با یک پا در دایره تنهایی، استعارهها و هامارتیا.
و این بود نحسی ستارگان بخت ما،
اینکه ما مجبور به زیستنیم حتی وقتی دیگر مردهایم و آنگاه است که چیزی به نام عشق میاید.
چیزی که در پمپ بنزین نابود شدنش و در قلب مسیح رشد کردنش را میبینیم.
پس جان گرین ممنونم به خاطر تمام بی نهایت بزرگی که به ما دادی.
#Letter_library