شماره "۱"
اون زمان آقای قاضی این آقا قاضی اصلیه بود.
اون زمان که دغدغه ذهنیم پیدا کردن هویت شاهزاده خانوم بود.
شماره "۱"
اون زمان که دغدغه ذهنیم پیدا کردن هویت شاهزاده خانوم بود.
اون زمان که ساعت دو شیی با مدیا و ویدار یه رول سم میرفتیم.
شماره "۱"
اون زمان که ساعت دو شیی با مدیا و ویدار یه رول سم میرفتیم.
اون زمان که تین ولف میدیدم
شماره "۱"
∞
این همونپسریه که عاشقش شدم و خواستم شبیهش باشم
همون پسری که وقتی فهمیدم بیشتر میتونم ازش داشته باشم رو ابرا بودم
از اون کسی که پی دی اف نصفه ما در برابر شما رو تو همه جا انتشار داد ممنونم چون وقتی تو شخصیتا و کتاب غرق شدم تازه فهمیدم اون نصفه بوده و میتونستم کاملش رو داشته باشم
و خدا مبدونه انگار دوباره زنده شدم
و اون دفعه بیش از پیش عاشق ویدار شدم
هدایت شده از 𝔈𝘶𝘥𝘰𝘪𝘮𝘰𝘯𝘪𝘢
منم اومدم این گوشه که آفتاب بیشتری میخوره و سقفش هم هنوز سر جاشه
https://eitaa.com/whatthehell_16/788
متوجه میشم؟ مثل که یادت رفته من کیم
من ویدارم، همونپسر با موهای لخت و سیاه، همونکه اومد تا آنا رو عذاب وجدان نجات بده
من متوجه نمیشم مرد
من با گوشت و پوستم حس میکنم
شماره "۱"
https://eitaa.com/whatthehell_16/788 متوجه میشم؟ مثل که یادت رفته من کیم من ویدارم، همونپسر با موها
فردریک کاش میشد کاری کنم بفهمی باهام چیکار کردی
فردریک کاش میشد نشونت بدم شهر خرس برام چه جایگاهی داره
https://eitaa.com/whatthehell_16/790
استایلز
من یه شب کتاب رو باز کردم و یه سری جمله عادی رو خوندم
و جوری زار زدم که فکر کردم دیوونه شدم
هر بار میخونم آرزو میکنم اتفاقای بد نیوفتن
نمیتونم توضیح بدم چی میشه ولی دیوونگی برای من یکی سر این کتاب معنایی نداره