🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼
🌼
#قانـــونِ_عِشــــق
#صَفـــحــــه_دویستسییک
« مستانه »
+میخوام بچه مو ببینم ..
پرستار نگاهی بهم میندازه و لبخندی میزنه
- صبور باش مامان خانم..
اونقدر عجله که نمیشه .
ما اول باید از بابای کوچولو مون شیرینی بگیریم.
خشکم میزنه..
نفسم بند میاد و دنیا مقابل چشم هام سیاه میشه و اشک توی چشم هام جمع میشه .
پرستار متعجب بهم خیره میشه که لبخند کج و کوله ای تحویلش میدم ..
+ح..حتما .
پرستار سُرُم توی دستم رو چک میکنه و از اتاق بیرون میزنه
ملافه روی سرم میکشم و چشم روی هم میزارم .
اولین قطره اشک روی گونه ام فرود میاد و این اولین قطره اشکی هست که برای خودم نیست .
بلکه برای نوزاد یک روزه ام بود که از حالا قرار بود رنگ غم رو ببینه..
تمام زندگی ام تلاش کرده بودم تا بچه ام حتی بی کسی رو حس نکنه و حالا ؟!
کودکم از همین روز اول قرار بود بی کسی رو تجربه کنه ...
پدر نداشت و من..
من لعنتی قرار بود سال های آینده چه توضیحی به بچه ام بدم ؟!
تمام وجودم میلرزه
🌼
🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 #قانـــونِ_عِشــــق #صَفـــحــــه_دویستسییک « مستانه » +میخو
توی vip نزدیک 300 پارت اختلاف داریم .🤫
میتونید با مبلغ 85 هزار تومن عضو چنل vip بشید ...
6219861862104444
رحیمی
فیش واریزی به ایدی زیر ارسال کنید
@ellahe_banoo
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق
#پارت_350
دستم بالا میاره و بوسه ای پشت دستم میزنه
-خوبم !
نفس راحتی میکشم و نگاهم به سمت جمعیت میبرم ...
تازه میبینم که عاطفه خیره نگاهم میکنه..
ناخودآگاه لبهام کش میاد و لبخندی بهش میزنم .
میخنده و سری تکون میده .
میخوام جلو برم اما دستم بین دستهای امیر علی هست .
پشیمون میشم و ترجیح میدم آخر مراسم با امیرعلی به سمتش برم.
-پرستش میشه ما زودتر بریم ؟!
نگاهش میکنم
اشتباه گفته بود !
حالش خوب نبود !
+اره ..اره حتما !
چیزی نمیگه و دستی به صورتش میکشه .
سر راست میکنم و سعی میکنم به خودم مسلط بشم .
تازه نگاه خیره ای رو حس میکنم .
سر میجرخونم و با دیدن بابا بهت زده بهش خیره میشم .
اونقدر ماتم میبره که ناخودآگاه دست های امیر علی رو رها میکنم
خیره و خیره نگاهش میکنم !
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق
#پارت_351
+بابا !
قدمی به سمت جلو برمیدارم !
قدمی به سمتم میاد .
پا تند میکنم و بی توجه به امیر علی به سمتش میرم
دلم پر کشیده بود براش .
بهش میرسم و میخوام دهن باز کنم که توی آغوش آشنا و مطمعنی فرو میرم !
نفسم بند میاد و چشم هام روی هم میشینه !
اشک توی چشم هام جمع میشه و دست هایش پشت کمرم قلبم رو به لرزه در میاره
+باباااا!
صدای گرفته اش بلند میشه
-پرستش بابا !
به گریه می افتم .
تمام تلاش هام بی فایده است و قطره اشکی روی گونهام فرود میاد .
به سرعت دستی به زیر چشمم میکشم و مانع دیدن اشک میشم .
منو از خودش فاصله میده و خیره نگاهم میکنه !
انقد خبره که تا عمق وجودم نفوذ میکنه !
-چقدر خانم شدی بابا !
ابرو هام بالا میره و صدای لرزونم بلند میشه
+دلم یک ذره شده بود برات باباااا!
نفس عمیقی میکشه
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق
#پارت_352
دل کندن ازشون درست مثل اولین روز ازدواجم بود .
وقتی دوباره همشون رو دیدم تازه فهمیدم چقدر دلتنگ خونه هستم .
مامان که با مهربانی هاش از لاغر شدنم میگفت .
معتقد بود همه بعد ازدواج چاق میشن دختر کم لاغر تر شده .
اون که نمیدونست ...
بابایی که دَم از تنهایی میزد و اگر میتوانست نمیگذاشت امشب با امیر علی برگردم...
علی که بیشتر از هر وقت دیگه ای هوام رو داشت و در آخر هم یک جعبه بهم داد که حتی نمیدونستم چی داخلش هست ...
و حتی امیر علی ..
امیر علی که از اون موقع روزه سکوت گرفته و تا الان که توی ماشین نشستیم حتی یک کلمه هم حرف نزده .
نیم نگاهی بهش میندازم
غرق در فکر بود و چقدر دلم میخواست بدونم چی توی ذهنش میگذره
+امیر علی !
چند ثانیه طول میکشه و بالاخره سر میچرخونه .
نگاهی بهم میندازه و سوالی بهم خیره میشه
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼
🌼
#قانـــونِ_عِشــــق
#صَفـــحــــه_دویستسیدو
در باز میشینه و سیمین شاد و خندان داخل میاد.
-مستانه بچه ات ۲۰ کیلو هست..
لب هام به خنده باز میشه و با ذوق لب میزنم
+ تورو خدا یه کاری کن ببینمش .
آخه چرا نمیزارن من ببینمش !؟
سمتم میاد کنار دستم میشینه.
نگاهی بهم میندازه و لب میزنه
- آخه نه که خیلی زایمان راحتی داشتی ..
باید هم به همین زودی ببینیش...
زیر دستگاه هست بچه ..
رنگ از صورتم میپره و وحشت زده لب میزنم
+ دستگاه ؟!
دستگاه چی ؟!
-نگران نباش قربونت برم .
چیزی نشده که .
همه بچه ها میره زیر دستگاه...
زودی خوب میشه .
ولی ببین مستانه..
انقدر ناز و قشنگ هست این بچه که.
دستش به گوشه میز میکوبه
- ماشاالله..
هزار ماشاالله.
ناخودآگاه لب میزنم
+ دخترهه یا پسر ؟!
🌼
🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼