هدایت شده از گسترده ایران 🇮🇷
من یاسینم! برای انتقام از پدرم، با ملیکا ازدواج کردم. قرار بود فقط سند زمین رو بگیرم و بعد ولش کنم.
ولی اون دختر هر روز با یه لبخند سعی میکرد دلم رو بهدست بیاره و من، هر روز یه تکه از غرورش رو زیر پام له میکردم.
اون شب کتم رو برداشتم که برم. آروم جلو اومد.
_ امشبم دیر میای؟
_ آره.
با تردید گفت:
_ راستش اینجا خیلی بزرگه. تنها میترسم! میشه زودتر برگردی؟!
پوزخند زدم. _ روز خواستگاری که بهت گفتم بگو نه، باید به فکر ترس هاتم میبودی!
اشک توی چشمهاش جمع شد، اما برام مهم نبود. دستم رو روی دستگیره گذاشتم و گفتم:
_ اصلاً شاید امشب خونه هم نیام. ترجیح میدم شبم رو جایی بگذرونم که از دیدن یه نفر، حالم به هم نخوره.
در رو بستم و رفتم؛ ولی فردا که برگشتم، ملیکا نبود. وارد اتاقش شدم و با چیزی که دیدم، تمام بدنم یخ زد.
اون موقع بود که فهمیدم چرا ازم میخواست زودتر برگردم؛ ولی حیف دیر شده بود و اون...❌ ادامهی پارت⬇️
https://eitaa.com/joinchat/3956934228C9d3c3437bb
IR 29
اگه دنبال یه داستان عاشقانه و هیجان انگیز هستی این رمان رو از دست نده.🙈❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/3956934228C9d3c3437bb
ظرفیت محدوده...🚷👆🏻
برای آخرین بار لینک رو میذارم!
🖤 مخلصتون آریانام
32 ساله یه بچه مایه دار که اولش پول بابام بود ولی العان با زور بازوی خودم پول درمیارم😏
یشب تو پارتی زهرماری خوردمو به دختر خدمتکار خونمون دست درازی کردم!
وقتی به خودم اومدم چند سال گذشته بود و دختره هم گم و گور شده بود، عذاب وجدان ولم نمیکرد، شبی نبود که به خودم لعنت نفرستم🤦♂
تا اینکه با کلی پول خرج کردن تونستم آدرس خونشو گیر بیارم، مادرش سرطان گرفته بود و پول دوا درمون نداشت، دختره هم از بی پولی ناچار شده بود به ...😨🥶👇
https://eitaa.com/joinchat/997654729C48913d5a6f
برای اینکه جبران کنم شدم مشتریش‼️
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼
🌼
#قانـــونِ_عِشــــق
#صَفـــحــــه_دویستپنجاهیک
+ببخشید ..
منظوری نداشتم ..
نفس عمیقی میکشم و نگاهی به بیرون میندازم .
هوا ابری بود .
« پیام دادم بگم پرسیدم.
فکر کنم اگر گواهی از بیمارستان ببری ؛ میتونی از دادگاه اجازه بگیری که شناسنامه بدون اسم پدر ثبت بشه »
نمیدونم خوشحال بشم یا ناراحت..
اما دلم میکشنه..
برای پسرکم که از همین ابتدا خواه یا ناخواه طعم بی کسی رو میچشید
اما ..
خیلی بهتر از این بود که پدرش منت در آینده عذابش بده و دردش هزار برابر باشه ..
فواد ..
پدر نمیشد ...
+ ممنونم سیمین ..
مرخص بشم میرم دنبال کار هاش.
فعلا دارم برای بچم دنبال اسم میگردم که چیزی پیدا نمیکنم ...
« چقدر هم زود یادت افتاده تو وسواسی »
🌼
🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 #قانـــونِ_عِشــــق #صَفـــحــــه_دویستپنجاهیک +ببخشید .. منظوری ندا
توی vip اتفاق هایی افتاده که هیچکس باورش نمیشه🤫👌...
جهت عضویت در چنل vip مبلغ 90 هزار تومن رو به شماره کارت زیر واریز کنید...
6037997148598346
اکبرزاده..
فیش واریزی تون به ایدی زیر ارسال کنید...
@ellahe_banoo
به واسطه داشتنِ صورت قشنگ و هیکل تراشیدم،خان دست گذاشت روم تا براش وارث بیارم.اونم خانی که از زن اولش سه دختر داشت و منِ بخت برگشته هم سن و سال دختراش بودم اما محکوم بودم به دلبری کردن برای خانی که همه ازش میترسیدن.مَحرمِش شدم اما حتی جرات نکردم نگاهش کنم.با دست و پای لرزون راهی اتاقِ مخصوص خان شدم.خان با صدای محکم و جذابی وادارم کرد تا کنارش بشینم.تورِ سفیدم که مخالفِ بخت سیاهم بود و بالا زد و پچ زد.
_پس چرا نگام نمیکنی کوچولو...!
دوست نداشتم به شوهر پیرم نگاه کنم، اما مجبور بودم... وقتی سرمو بالا گرفتم از دیدن چهره جذاب و جوانش از هوش رفتم اما وقتی چشم باز کردم با دیدن خان متوجه شدم...😔😱
https://eitaa.com/joinchat/98697257C3c45126927
همه دنبال سرگذشت ملکا عروس خان بودن...❌ برای آخرین بار گذاشتم عضو شو😑
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 #قانـــونِ_عِشــــق #صَفـــحــــه_اول بــه نـــْام او کــــه اگَـــ
رمان قانون عشق مون رو شروع کردید ؟😍🥺
رمانِ دختری که همه بهش میگفتن عروسِ شانس چرا که فواد تاجیک پولدار ترین پسر تهران عاشقش شده بود .
اما ، این پسر دل باخته یک شرط داشت اون هم اینکه هیچ وقت بچه دار نشن..
اما سرنوشت سالگرد ازدواج شون رو شکل دیگه رقم میزنه
https://eitaa.com/ParasteSh_Del/56
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق
#پارت_367
شونه ای بالا میندازه .
-شاید
سرسنگین بودنش کلافه ام میکرد .
سمتش برمیگردم و غمگین لب میزنم
+میشه باهام اینجوری حرف نزنی ؟!
کج شدن لبش رو حس میکنم
-چطوری !!
آب دهنم قورت میدم و لب تر میکنم
+همینجوری ..
اینکه درست جوابم رو نمیدی ..
وقتی اینجوری میکنیاااا
نگاهش به سمتم میاد و منتظر ادامه حرفم هست .
+ وقتی اینجوری رفتار میکنی
دست بالا میارم و روی قلبم میزارم
+احساس میکنم اینجام گرفته .
لب هاش بیشتر کش میاد
-ازت ناراحت نیستم پرستش ..
اگه ناراحت بودم صبح نمیاومدم ؛
من..
من از خودم ناراحتم که نمیدونم چیکار کردم که تو اینجوری از من میترسی...
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَــــرســتش عِــشــق #پارت_367 شونه ای بالا میندازه . -شاید سرسن
امیرعلی مظلومو🥲..
خاطرات سفر مشهد شون عالیهههه🤫
اینو فقط بچه های vip خبر دارن ☺️.
جهت عضویت در چنل vip مبلغ 144 تومن به شماره کارت زیر واریز کنید.
6037997148598346
اکبرزاده.
فیش واریزی به آیدی زیر ارسال کنید
@ellahe_banoo