قدرت، امنیت و دولت ایران
🔰به مناسبت ۵ اسفند روز خواجه نصیرالدین طوسی ✅دکتر موسی نجفی: 🔵کسانی که نظام اسلامی را در حمله به ا
دکتر حسن انصاری هم بحثهایی پیرامون عمل سیاسی خواجه داشتهاند.
این نظرات، درست نقطهی مقابل نظریهی ایرانشهری جواد طباطبایی است.
طرح خواجه نصیر، طرح فقیه شیعی است و طرح خواجه نظامالملک که الگوی ایرانشهری است، طرح بردن ایران در ذیل خلافت است.
هدایت شده از کانال سید حسین کشفی
⚡️راز تأثیرگذاری: بازگشت به مسجد و روحانیت
🖌 سید حسین کشفی
🔻در این جلسه، دیداری که در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۳۹۰ میان شهید والامقام دکتر علی لاریجانی و مرحوم آیة الله حاجآقا نصرالله شاهآبادی برگزار شد، حضور داشتم. از جمله نکاتی که در آن جلسه مطرح شد و در ذهنم ماند، سخنی بود که آقای لاریجانی فرمودند:
🔹«ما در این سی سالی که از انقلاب گذشته، کارهای فرهنگی متعددی انجام دادیم؛ از فیلم و مجله و موسسات مختلف و... اما به این نتیجه رسیدم که آن چیزی که واقعاً تأثیرگذار است، همان کاری است که گذشتگان انجام میدادند؛ یعنی مسجد با محوریت طلبه امامجماعت. بیشترین تأثیرگذاری در دینداری مردم از این مسیر حاصل میشود.»
🔺 ای کاش مسئولان محترم به این امر حیاتی، یعنی حضور مستمر روحانیون فاضل و متخلق، بیش از پیش توجه کنند و شرایط حضور علما در بلاد و روستاها را بهطور کامل فراهم سازند.
در این باره بخوانید:
_ کلام آیةالله سیستانی درباره اعتماد متوالی مردم به روحانیت
_ «ارتباط با مردم» مسأله مهم امروز روحانیت
_ حاج آقا وزیری
@seyyed_hossein_kashfi
هدایت شده از کاوش مدیا
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ سرهنگ بازنشسته ارتش فرانسه:
📍با سیستم پیچیدهای که ایرانیان برپا کردهاند این ترورها راه به جای نمیبرند، باید ایرانیان را درست بشناسیم، آنها بادیه نشین نیستند بلکه ملتی با تمدن کهن، دانش، فرهنگ عمومی غنی و شناخت علمی بسیار پیشرفته هستند/ما علی لاریجانی را دیدهایم که متخصص فلسفه امانوئل کانت بود و سه کتاب درباره او نوشت؛ در حالی که در مقابل، من اثر مکتوبی از نتانیاهو یا ترامپ با این موضوعات ندیدهام...
#فرانسوی
🆔 @Kavoshmedia
هدایت شده از محسن قنبریان
❌ پایانِ معوّقین!
(این یادداشت با لینکهای آن کامل فهم می شود)
۱. از ابتدا به تبع رهبران مقاومت و دشمن، جنگ اسرائیل با مقاومت و ایران را «جنگ وجودی» می دانستم. یعنی جنگی لابد منه برای بقای یک طرف. از جدی گرفته نشدن «جنگ وجودی» توسط بخشی از جبهه انقلابی و هم روشنفکران گلایه داشتم!
۲. در جنگ وجودی چند گونه نباید بود:
• نترسی و نترسانی (المرجفون ۱)!
• سازش و امتیاز دهی فقط فرصت دادن به جسارت بیشتر دشمن است. (المدهنون)
• در اقدام هم نباید عجله کنی و ضربه را زودتر از وقت نزنی (المستعجلون)!
• تأخیر و عقب انداختن بی جا هم نکنی (المعوقین)!
۳. برخی بزرگواران از بعد شهادت سردار سلیمانی و بخصوص کشتن هنیه در ایران تا ترور سید حسن، با ادبیاتی سخن می گفتند که عملا نظام (سیاسی یا نظامی) در جایگاه معوقین می نشست!
اما به سخن رهبر شهید اعتماد می کردیم که: «نه تعلل می کنیم نه شتابزده می شویم»!
و این موقف ایشان را تبیین می کردم.
۴. بعد از شروع جنگ دوم آمریکا_اسرائیل علیه ایران دیگر «تعویقِ جنگ» بی معنا شده؛ اما «تعویقِ ضربه نهایی» (یا اقلا ضربه کاری ای که دیگر جرأت نکند) قابل تصویر است!
در جنگ اول (۱۲ روزه) هنگام ضربه پذیر شدنش (با ضعیف شدن پدافندش) «پیشنهاد آتش بس» آمد و به هر دلیل (نظامی یا سیاسی) پذیرفته شد و ضربه نهایی یا کاری تر به تعویق افتاد.
این بخاطر «ترس فرماندهان» یا الزاماً «سازش سیاستمداران» نبود.
همواره بر این نکته تاکید کرده ام که تصمیم بهتر، «ظرفیت سازی» متناسب با خودش را می خواهد و بدون آن حتما رهبران حکیم در اجرا، «به قدْرِ مقدور» بسنده می کنند.
«ظرفیت نظامی» ادامه درگیری در جنگ ۱۲روزه را مطلع نیستم؛ اما «ظرفیت اجتماعی» ادامه بیشتر فراهم نبود!
به حسب پیمایش ها حدود ۷۰٪ ایرانیان «موافق» آتش بس تیرماه و آن را «مفید» هم می دانستند. فقط ۲۸٪ (که نوعاً مخالفین مذاکره بودند ۲) «مخالف» آتش بس بوده آنرا «غیر مفید» می دانستند!(مرکز تحلیل اجتماعی «متا»/تیر۱۴۰۴)
۵. در تجاوز دوباره (جنگ اخیر) و رد کردن همه خطوط قرمز (از ترور رهبرشهید تا زدن مدرسه دخترانه و...) توسط دشمن، ظاهراً آن ظرفیت اجتماعی تغییر کرده است.
اکثریتی از جامعه به بی اثری مذاکره با دشمنِ متجاوز و لزوم برخورد قاطع رسیده اند. جمعیت های گسترده ای در خیابان بیش از ۲۰ روز است، مقاومت تا نتیجه قاطع را طلب می کنند.
لحظات دارد به جایی که بار قبل دشمن پیشنهاد آتش بس داد می رسد!
درس بزرگ جامعه ایرانی باید این باشد که «ضربه کاری، بلکه نهاییِ» خود را در این وقت ضعف دشمن و باز شدن آسمانش، به تعویق نیاندازد.
تحلیل گران خارجی هم به نوعی از پایان تعویق و معوقین می گویند؛ اما «خصوصیات قرآنیِ معوقین» را باید یادآوری کرد و جامعه را نسبت به آن بیمه نمود.
«آیات ۱۸و ۱۹ احزاب» از آن سخن می گوید؛ که در پادکست ۱۰دقیقه ای از یک سخنرانی می توانید بشنوید!
⚠️ برای چندمین بار تکرار می کنم: «ضرورت ایستادن سر این حساسیت بجا» با «همراه کردن خیل عظیم مردم»، هرگز نباید ملازم با «توهین و تهمت و خشونت زبانی» به این و آن، «بخصوص مسئولان» باشد؛ که این خود ضد مقاومت و شروع تفرقه و کم زور شدن است.
______________
۱. «خوفِ الهی» که «ترس از خود، نه دشمن» است و به «عدم تشخیص تکلیفِ درست» و «انجام به موقع آن» بر می گردد، «ارجاف» نیست؛ بخصوص وقتی همراه با «رجا و امید به وعده های الهی، هنگام عمل به تکلیف» باشد. برخی، مرجفون را «برچسب» برای چنین کسانی هم کردند؛ که بنده هم بی نصیب نماندم!
۲. این ها که عمدتاً نیروهای انقلابی تر جامعه بودند، «کاسب جنگ» نبودند؛ بلکه به حسب همان تحلیل اجتماعی از قضا در ایام جنگ ۱۲روزه کسب و کارشان بیش از موافقان آتش بس دچار تعطیلی و نیمه تعطیلی شده بود! باز جالب تر اینکه در همان مطالعه معلوم شده: ۸۴٪ ایرانیان به پایبند بودن دشمن به آتش بس بی اعتماد بودند! چیزی که چند ماه بعد با جنگ اخیر هویدا شد.
✍ محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۲
☑️ @m_ghanbarian
هدایت شده از محمد فنائی اشکوری
مراحل تولید علوم انسانی اسلامی
محمد فنائی اشکوری
راهکاری عملی و کاربردی برای رسیدن به علوم انسانی اسلامی
دستیابی به علوم انسانی اسلامی مستلزم پیمودن سه گام اساسی است:
گام اول: تدوین موسوعۀ علوم انسانی بر اساس منابع اسلامی
این گام شامل گردآوری و طبقه بندی آیات، روایات و سیره معصومین(ع) در رشته های مختلف علوم انسانی (مانند اقتصاد، تعلیم و تربیت، سیاست، حقوق...) است. برای مثال، در حوزه اقتصاد، همۀمتون مرتبط با مفاهیم مرتبط با اقتصاد، مانند مالکیت، تجارت، انفاق از قرآن و احادیث استخراج و تدوین می شود.
پروند تدوین موسوعه باید باز باشد و مرتب به روز رسانی شود. دلالت بسیاری از متون تلویحی، ضمنی و تابع اجتهاد است و با هر تاملی می توان از متنی نکته ای درباب یکی از مباحث علوم انسانی یافت که به ذهن پیشینیان نرسیده باشد.
گام دوم: استخراج و نظام مندسازی آموزه های اسلامی در موضوعات علوم انسانی
در این گام، با روش اجتهادی، آموزه های اسلامی در هر حوزه (اقتصاد، تربیت، سیاست و ...) تدوین می شود. این آموزه ها را می توان در سه بخش تنظیم کرد:
۱. مبانی اعتقادی و کلامی (مثل عدالت اقتصادی در اسلام)
۲. احکام فقهی (قوانین مالی، معاملات و ...)
۳. اخلاق کاربردی (آداب تجارت، مسئولیت های اجتماعی و ...)
به بیان دیگر ، آموزه های اسلامی در هر شاخه از شاخه های علوم انسانی را می توان به دو دستۀ توصیفی و تجویزی و آموزه های تجویزی نیز به دو دستۀ فقهی و اخلاقی تقسیم کرد.
خروجی این مرحله، شکل گیری "الهیات مضاف" (مانند الهیات اقتصاد، و الهیات تعلیم و تربیت) است که چارچوب نظری اسلام را در هر رشته مشخص میکند.
تدوین الهیات علوم انسانی کاری نیست که یک بار برای همیشه انجام گیرد، بلکه فرایندی مستمر و پویا است که مرتب باید بازنگری و تکمیل و روزآمدگردد.
ضمنا مراد تدوین یک متن رسمی در این باب نیست، که آفت پیشرفت علم است؛ بلکه باز شدن باب چنین کار پژوهشی است. طبعا لازم است متون متعدد با دیدگاه ها و سبک ها مختلف نوشته شود.
برای انجام دو گام یادشده، تخصص در علوم انسانی ضروری نیست، اما آشنایی کلی با علم انسانی مربوطه و سرفصل ها و مفاهیم هر رشته (مانند روانشناسی یا جامعه شناسی) ضروری است تا موضوعات به درستی تفکیک و سازماندهی شوند.
گام سوم: ورود به فرایند اسلامی سازی علوم انسانی
این گام، پیچیده ترین و تخصصی ترین گام است که دو مرحله دارد: الف. تولید نظریه، ب. راستی آزمایی آن در میدان عمل
مرحلۀ نخست: تولیدنظریه در این گام دو شرط اساسی دارد:
۱. تسلط بر علوم انسانی روز (مانند اقتصاد کلاسیک یا روانشناسی جدید)
۲. توانمندی در اجتهاد فقهی و تحلیل منابع دینی
در این مرحله، با تکیه بر فلسفه و روششناسیِ علوم انسانی اسلامی (که به تدریج و همزمان با پیشرفت علم تکمیل می شود)، نظریه های موجود علوم انسانی با آموزه های اسلامی بازخوانی، اصلاح یا بازسازی می شوند.
فلسفه علوم انسانی اسلامی (شامل مبانی هستی شناختی، انسان شناختی، روششناختی و ارزششناختی) به صورت طراحی اولیه و اجمالی در آغاز کار تدوین می شود، اما صورت پیشرفته و تفصیلی آن قبل از طی مراحلی از کشف و تدوین علوم انسانی اسلامی میسر نیست. فلسفۀ هر علم همگام با فرآیند اسلامی سازی شکل میگیرد و توسعه می یابد؛ همانگونه که مرحلۀ پیشرفتۀ فلسفۀ علم فیزیک پس از کشف قوانین نیوتن و نسبیت تکامل یافت.
مرحلۀ دوم: اعتبار سنجی نظریات.
از آنجا که علوم انسانی صرفا معارف ذهنی و نظری نیست، بلکه کاملاً به عمل و زندگی فردی و اجتماعی مرتبط است، تولید علوم انسانی نیز تنها با کار نظری و پژوهش و تولید کتاب و مقاله به پایان نمی رسد. گام مهمتر در تولید علوم انسانی آزمودن آن در صحنۀعمل است. توفیق عملی بزرگترین آزمون اعتبار نظریات علوم انسانی است و میدان عمل آزمایشگاه اعتبارسنجی این علوم است.
هرگونه تلاش برای اسلامی سازی علوم انسانی بدون گذر از مراحل اول و دوم، یا بدون درنظرگرفتن این تعامل پویا، با چالش های نظری و اجرایی مواجه خواهد شد.
امکان گام اول و دوم تقریباً اتفاقی و اجماعی است و کسی مخالف نیست و ضمناً چندان دشوار هم نیست، اما با این همه در همۀ حوزه های علوم انسانی تاکنون انجام نگرفته است. اما امکان گام سوم یعنی تولید علوم انسانی اسلامی مخالفان بسیاری دارد و محل مناقشه است و البته عملی کردن آن دشوار است.
حاصل کلام:
مسیر اسلامی سازی علوم انسانی، فرآیندی تدریجی، میان رشته ای و مبتنی بر همکاری متخصصان دینی و علوم انسانی و نهادهای حاکمیتی است که بدون پایه ریزی دقیق مراحل پیشین (تدوین منابع و نظاممندسازی آموزه ها و سپس ورود روشمند به پژوهش علمی تخصصیی) و توفیق عملی در صحنۀ جامعه به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
🌴🌴🌴🌴
🟢#محمدفنائی_اشکوری
http://eitaa.com/dr_Fanaei
قدرت، امنیت و دولت ایران
مراحل تولید علوم انسانی اسلامی محمد فنائی اشکوری راهکاری عملی و کاربردی برای رسیدن به علوم انسانی
اسلامیسازی علوم انسانی. علوم سیاسی. علم روابط بینالملل.
هدایت شده از علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
سید احمد فردید
فیلسوف معاصر ایرانی
و نخستین متفکر اصیل ایرانی که نسبت به فتنه یهود در آخر زمان متذکر شد.
@kriyaassess
هدایت شده از علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
نگاه نافذ و حکمی مرحوم سید احمد فردید دربارهی فتنه یهود در آخر زمان:
ما در عصر شدت هستیم، شدت قبل از ظهور. نیچه می گوید روح زمانه روح یورش است و همان روح کین توزی است.
غربی مظهر اسم طاغوت آخرالزمان، شیطان است که متحد با اوست و خدای او انانیت و نحنانیت اوست. شیطان نمی تواند وارث باشد، هیچگاه نمی تواند به تمام جهت غلبه بر رحمان کند.حتی این آخرالزمان نیز مطهر رحمانیان اوست.
یهودی ها آخرین مرحله کین توزی اند، همانطور که در قرآن آمده. اگر یهودیان مخالف با نازیسم اند، اما خود بدتر از زمان کین توزانه آنهایند. یهودیان بدترینِ زمانه اند و آخرین مرحله آخرالزمان اند.
شیطان در آخرالزمان مشارکت در اموال و اولاد دارد و مشارکت در اموال و اولاد حوالت شرق و غرب است، جهان امروز آشفته این مشارکت است. مشارکت در اموال و اولاد دو صورت دارد، یکی سرمایه داری و دیگری ضدسرمایهداری.
انقلاب حقیقی اسلام عبارت از انقلاب امام عصر در پایان تاریخ است.
حرکت مذبوحانه یهودیان علیه او قوی است. این نشانه رفتن آنهاست. یهودیانی که ابراهیمی نیستند. دین ابراهیم دین حنیف و اسلام است. اینها بیگانه و رانده و مانده از درگاه خدای عیسی و ابراهیم اند. رانده شده از خدای کتب آسمانی اند. Ex_out به معنی لغوی لفظ اند. اهل محاربه آخر زمان دست در دست هم داده اند، وضع آخر زمان را کمپانی ها و آراست ها با دو دست اینها ساخته اند ...هرچه جلوتر رویم اشتراک شیطان در اولاد و اموال تشدید شود.
نباید اینگونه باشد که یهودیان غرب آزاد باشند، من نمی گویم کشته شوند اما بالاخره باید جلوی آنها گرفته شود. این جمعیت بدسگال مفید و فاسد فی الارض را باید سر جای خود نشاند.
ظاهر و مطهر روح الطاغوت امروزی آخرالزمان همان صهیونیسم است. فرق امام زمان با عیسی این است که او با طاغوت و یهود می جنگد و در آخر جهان یهودکشی راه می افتد.
هیتلر که خود غربزده و روح الطاغوت زده بود به قلع و قمع یهودیان پرداخت باز یهودیان باقی ماندند. هیتلر شکست خورد و یهودی ها از این شکست هیتلر برای خود بهره بردند.
اما در جهان امروز اقلیت رجال یهودی آخرین نفس را می کشد و اسلام دیگر شکست نخواهد خورد.
پ ن:
مقصود فردید از یهود و یهودیان در این متن همان صهیونیسم و صهاینه است و نه پیروان یک دیانت ابراهیمی، چنانچه در نص قرآن مجید نیز با همین اسم از آنان یاد شده است.
منبع:
کتاب مفردات فردیدی به کوشش سید موسی دیباج
#فردید
#فتنه_آخرالزمانی_یهود
@kriyaassess
هدایت شده از 🔅 سید منیرالدّین حسینےِ الهاشمے
🔹مصاحبه با دکتر محمدباقر ذوالقدر درباره مرحوم سید منیرالدّین حسینیِ هاشمی
ramzeobour.com/برای-تصویب-اصل-ولایت-فقیه-شب-و-روز-نداشت.html
غربگرایان رمانتیک و متوهم که درکی از واقعیت آنارشیک جهان نداشتند و مدام توسعهی امارات را در چشم ما فرو میکردند و دوگانهی جعلی «موشک» یا «توسعه» را مطرح میکردند، کجایند؟
امنیت نه فقط پیشنیاز، که حاکم بر توسعه است. یعنی هرجا امنیت باشد، توسعه میتواند محقق شود. اگر امنیت نباشد، توسعهْ متزلزل و یا غیرممکن است.
«امنیت برونسپاریشده» به قدرتهای بزرگ، امنیت نیست، که عامل ناامنی است.
پس توسعهی کشورهای عربی، نه توسعه، که «ابتذال» بودند.
هدایت شده از پژوهه
🔹خوانشی فلسفی- سیاسی از دو روایت قدرت در تجاوز نظامی استکبار علیه ملت ایران
حمداله اکوانی
🔻در تجاوز نظامی کنونی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، دو مفهوم متضاد از قدرت با یکدیگر روبهرو شدهاند؛ تقابلی که میتوان آن را فراتر از صرف درگیری نظامی، به مثابه برخورد دو «رژیم حقیقت» متفاوت تحلیل کرد. از یک سو، واشنگتن و تلآویو بر مفهوم کلاسیک «قدرت سخت» تکیه کردهاند؛ قدرتی که با هواپیماهای پیشرفته، ناوهای جنگی و موشک و دیگر سخت افزارها تعریف میشود. این نوع قدرت، تجسم عینی خرد مدرن و گفتمان توسعه خطی است که قدرت را در تمرکز، انباشت و قابلیت مشاهده جستجو میکند. در این گفتمان، قدرت همچون کالایی مادی و قابل اندازهگیری تصور میشود.
🔻از سوی دیگر، ایران با اتکا به «قدرت مقاومت» که پراکنده، غیرمتمرکز، شبکهای و مبتنی بر باورهای عمیق است، در برابر این ابرقدرت نظامی ایستاده است. فوکو در درسگفتارهای خود درباره حکومتمندی نشان داد که قدرت دیگر تنها در شکل سلبی و سرکوبگر خود ظاهر نمیشود، بلکه به مثابه شبکهای منعطف و فراگیر عمل میکند. اما آنچه ایران به نمایش گذاشته، قرائتی معکوس از این ایده فوکویی است؛ مقاومت نیز میتواند شبکهای، منعطف و نامرئی باشد. ایران در برابر «حکومتمندی» آمریکایی، نوعی «زیستمقاومت» را فعال کرده که در آن بدنها و باورهای سوژهها به میدان نبرد تبدیل میشوند. چنانکه فوکو در تحلیل انقلاب اسلامی ایران به این نکته اشاره کرد که چگونه «اراده جمعی» میتواند در برابر مستقرترین قدرتها قد علم کند؛ ارادهای که از دل تکنولوژیهای حکومتمندی مدرن سر برمیآورد و آنها را به چالش میکشد.
🔻در این میان، یکی از مؤلفههای کلیدی قدرت مقاومت، ماهیت شبکهای و غیرمتمرکز آن است که با مفهوم «ریزوم» ژیل دلوز قابل فهمتر میشود. دلوز در مقابل تفکر درختوار که مبتنی بر سلسله مراتب، ریشه و مرکزیت است، تفکر ریزومی را مطرح میکند؛ شبکهای بدون آغاز و پایان، با اتصالات افقی و چندگانه. ایران افزون بر نظام معنایی قدرت ملت ایران، طی دههها شبکهای از متحدان منطقهای ایجاد کرده که از آن با عنوان «محور مقاومت» یاد میشود. این شبکه که متحدانی با نظام معنایی مشترک منبعث از آموزه های اسلامی در لبنان، عراق، یمن، فلسطین و سوریه را شامل میشود، بر اساس منطق ریزومی عمل میکند؛ معتقد به آرمان مشترک بدون فرماندهی مرکزی متصلب، با قابلیت بازآرایی مداوم و مقاومت در برابر ریشهکنی. ریزوم «همواره دارای خطوط گریز است»؛ خطوطی که قدرت متمرکز و سخت قادر به ردیابی و انسداد کامل آنها نیست. مقاومت اسلامی با بهرهگیری از همین خطوط گریز، اعتبار قدرت متمرکز سخت را به روشهای مختلف «از رسمیت میاندازد» و آن را در مواجهه با امر سیال و ناپایدار، درمانده نشان میدهد؛ چیزی که در بیست روز گذشته، مقاومت شبکهای اسلامی بر سر قدرت برتر نظامی فیزیکی جهان آورده است.
🔻آنچه در این میدان نبرد رخ میدهد، صرفاً برخورد دو ارتش نیست، بلکه برخورد دو «روایت» و دو «نظام دلالت» است؛ نظام معنایی قدرت مادی سخت که به دنبال زور و غلبه و شکستن اراده مردم است، در مقابل نظام معنایی قدرت مقاومت که بر اذهان و قلوب مردم استوار است. پس از گذشت چند هفته از جنگ، ترامپ درباره معنای پیروزی سردرگم مانده است. در اینجاست که فلسفه پسامدرن با نقد «فراروایتها» به کمک ما میآید. فراروایت پیروزی در گفتمان غربی، روایتی خطی و تجمیعی است؛ نابودی بیشتر زیرساختها، کشتن بیشتر انسانها و اشغال جغرافیای بیشتر. از منظر قدرت سخت، آمریکا و اسرائیل توانستهاند زیرساختهای نظامی ایران را هدف قرار دهند. اما از منظر قدرت مقاومت، ایران نهتنها تسلیم نشده، که با حضور اراده جمعی در خیابانها، بستن تنگه هرمز و هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی و اثبات مانایی شبکه مقاومت، روایت دشمن از «پیروزی سریع و کمهزینه» را به چالش کشیده و ترامپ را در اعلام پیروزی مستاصل کرده است.
🔻لذا جنگ کنونی، در واقع تقابل دو جهانبینی متضاد درباره چیستی قدرت است. آمریکا و اسرائیل بر این باورند که با انباشت بینهایت قدرت سخت میتوانند اراده ملتها را درهم بشکنند. اما ایران با تکیه بر قدرت مقاومت، نشان داده که ایمان، هویت و شبکههای مردمی، ظرفیتی پایانناپذیر برای ایستادگی ایجاد میکند که از دید تحلیلهای کلاسیک روابط بینالملل پنهان میماند. نبرد کنونی، نبردی است که نتیجه آن نه با قدرت فیزیکی، که در باور ملتها رقم خواهد خورد؛ در روایتهایی که روح جمعی مردم را جهت میدهد، در خاطره جمعی که شکل میگیرد و در ارادهای که همچنان بر گفتمان مقاومت استوار است. نتیجۀ این جنگ نظریههای قدرت را هم بازسازی خواهد کرد.
مدرس دانشگاه
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
هدایت شده از مثلِ بهشتی l نسل جدید انقلاب
🔻گسست پارادایمی در دکترین هستهای؟
✍️مصطفی نجفی
🔻در چارچوب یک ارزیابی راهبردی جدید در تهران، نشانهها حاکی از آن است که ایران ممکن است در آستانه یک گسست پارادایمی در دکترین هستهای خود قرار گرفته باشد؛ گسستی که الزاماً در امتداد منطق تدریجی و محافظهکارانه دو دهه گذشته تعریف نمیشود، بلکه میتواند بیانگر گذار به یک الگوی بازدارندگی و کنشگری متفاوت باشد.
در ادراک بخشی از نخبگان حاکم در تهران به ویژه پس از جنگ اخیر، تجربه دو حمله نظامی، بنیانهای اتکا به ترتیبات و رژیمهای بینالمللی از جمله NPT را با چالش جدی مواجه کرده است. در این قرائت، تداوم پایبندی به این رژیم نهتنها تضمینکننده امنیت ملی تلقی نمیشود، بلکه بالقوه میتواند به محدودسازی گزینههای راهبردی در شرایط تهدید منجر شود.
بر این اساس، فضای تصمیمگیری در تهران در حال نزدیک شدن به یک نقطه عطف است؛ نقطهای که در آن بازتعریف اهداف، ابزارها و سطوح تعهد در برنامه هستهای، بهعنوان یک ضرورت راهبردی در حال صورتبندی است.
همانطور که جنگ ۸ ساله در ابتدای انقلاب، بنیانهای بازدارندگی ایران را شکل داد، جنگ فعلی تفکر بازدارندگی و دکترین امنیت ملی ایران را چندوجهی و متحول خواهد کرد.
#نبرد_با_آمریکا
"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید👇
✅️ @mesle_Beheshti