از سال ۲۰۰۴ به بعد، خامنهای فضای تدافعی را به تهاجمی چرخاند و از توسعهٔ موشکها، پهپادها، غنیسازی (تا سطح فناوری صلحآمیز با قابلیت عبور سریع از آستانه) و هر آنچه حق دفاع ایران بود حمایت کرد. او میدانست که ایران بدون «قدرت آستانهای اتمی» در این منطقه توسط آمریکا و اسرائیل بلعیده میشود.
۴. نهادسازی و مردمپایه کردن امنیت
خامنهای نهادسازی را مهم میدانست و حفظ بقای نظام را مهمتر از هر امر و فردی میخواند. آنچه از بیرون «موازیکاری» به نظر میرسد (تأسیس و تقویت نهادهایی مانند مجمع تشخیص، شورای نگهبان و سپاه پاسداران)، در واقع شبکهای عامدانه و همپوشان برای ایجاد تابآوری و مقاومت است.
او همچون امام خمینی یک مؤلفهٔ دیگر به امنیت ایران افزود: امنیت مردمپایه. حتی در بحرانیترین لحظات، مشارکت سیاسی را تعطیل نکرد – انتخابات ریاستجمهوری در بحرانها برگزار شد – و به «بعثت دوبارهٔ ملت» امید داشت. تجربهٔ پس از شهادت او نشان داد که همان مردم – حتی آنان که با حاکمیت زاویه داشتند – در میدانهای اصلی شهر جمع شدند و پرچم جمهوری اسلامی و پرچم ملی را در دست گرفتند.
5. هنر عملیاتی: امنیت در طوفانزدهترین منطقه
هنر عملیاتی خامنهای، ایجاد «امنیت در طوفانزدهترین منطقه» بود. بدون عدول از استقلال، ماهیت دینی و مردمسالاری، و بدون لغزش به سمت استبداد داخلی (نشانهٔ آن: برگزاری منظم انخابات و عدم انحلال تشکلهای منتقد در شرایط عادی)، او ایران را در منطقهای که هر سی سال یک نظام فرو میپاشد، امن نگه داشت.
6. غیرت ملی و شجاعت
غیرت ملی او توأم با شجاعتش شد. به جای اینکه در مقابل آمریکا زانو بزند، از حق توسعهٔ موشکی و هستهای ایران کوتاه نیامد، در برابر مستکبران کرنش و تعظیم نکرد، جان خود را داد و ذلت را نپذیرفت. این همان معماری امنیت ملی بود که از موشک آغاز شد و به شهادت انجامید – و در آن، مرگ یک مرد نیز به ابزاری برای بازدارندگی تبدیل گردید.
🆔@political_science14
هدایت شده از مَفْشُو| سیدمیثم میرتاجالدینی
قالیباف: همهٔ ما باید بدانیم که درگیر یکی از بزرگترین جنگهای معاصر ایران شدهایم و پیروزی نهایی در این جنگ، ایران را به یک بازیگر موثر در نظام بینالمللی تبدیل میکند. رسیدن به این دستاورد بزرگ با سختیهایی همراه است.
این حرف قالیباف درحالی است که ترامپ در روزهای اخیر یک گزاره را زیاد تکرار میکرد: تحمل سختی گرانی بنزین و... آسانتر از تحمل سختیهای ایران با بمب اتمی است.
سادهاش میشود: قالیباف خیلی واقعگرایانه سعی دارد برای ایرانیها "رؤیا" خلق کند. درحالی که ترامپ زور میزند برای کنترل افکار عمومی با دروغ "کابوس" بسازد.
تاریخ دوباره شاهد جدال کابوس و رؤیا و دروغ و راستیست.
#مرگ_بر_آمریکا
@Masihane
هدایت شده از حکمران
جنگ تکنولوژی در برابر جغرافیا: کدام پیروز است؟
💢 ماشاءالله شمسالواعظین، روزنامهنگار با سابقه، در گفتگویی به بررسی نسبت میان جغرافیا و تکنولوژی در منازعات جهانی پرداخته است.
🔹 وی با تأکید بر اهمیت مؤلفههای ژئوپلیتیک تصریح کرد که در طول تاریخ، بشر به یاد ندارد تکنولوژی بر جغرافیا پیروز شده باشد.
📊 این کارشناس خاطرنشان کرد که ایران در کنار موقعیت راهبردی جغرافیایی، از پیشرفتهای قابل توجهی در حوزههای تکنولوژیک نیز برخوردار است.
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
هدایت شده از حکمران
💢 نخبگان دارای امتیاز اما فاقد قدرت در کره شمالی
🔸 کتاب جدید «جیاون بک» با عنوان «دارای امتیاز اما فاقد قدرت»، ابعاد تازهای از نارضایتیهای پنهان در میان نخبگان کره شمالی را واکاوی میکند. بر اساس مصاحبههای عمیق با پناهجویان، این قشر که به اطلاعات ممنوعه و مزایای ویژه دسترسی دارند، علیرغم برخورداری از جایگاه اجتماعی، در هراس دائمی به سر میبرند.
🔸 وفاداری ظاهری این نخبگان به رژیم، نقابی بر آسیبپذیریهای بنیادین سیستم حاکم است. تحلیلگران معتقدند این تناقض میان امتیازات دریافتی و ناتوانی در تغییر ساختار، میتواند به یکی از بزرگترین نقاط ضعف امنیتی پیونگیانگ تبدیل شود که مسیر ثبات رژیم را در آینده تحت تأثیر قرار خواهد داد.
🔗 csis.org
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
هدایت شده از محمدباقر قالیباف
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍۵ درخواست محمدباقر قالیباف از مردم در دوره جدید جنگ
4️⃣ کشور نیازمند ایده و طرح نخبگان
📌بخشی از دومین پیام صوتی رئیس مجلس به مردم عزیز ایران | ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
📮 پایگاه اطلاعرسانی محمدباقر قالیباف
▫️ @Ghalibaf
هدایت شده از رسادین|فرهنگ و رسانه پژوهی دینی
🔺#سواد_رسانهای: منبع را چک کنیم
🔹سواد رسانهای به معنای مواجهه انتقادی با رسانهها در ابعاد چندگانه فرستنده، پیام، وسیله، مخاطب و ... است.
🔹در بُعد فرستنده، یکی از اولیهترین کارها، بررسی اعتبار پیامفرست است. آیا منبع دارای اعتبار لازم است؟
🔹اکسیوس (www.axios.com)، به عنوان یک رسانه آمریکایی - صهیونی، ابزار مهم جنگ روانی دشمن است و تاکنون بارها، اخبار جعلی منتشر کرده است تا افکار عمومی جهان و ایران را به نفع دشمن تغییر دهد.
🔹يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ (حجرات، ۶)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و سپس از کرده خود پشیمان شوید.
🔹پینوشت:
▫️باراک راوید (Barak Ravid)، نویسنده خبر اختصاصی فوق در اکسیوس، یک صهیونیست و دارای سابقه کاری در یگان جاسوسی ۸۲۰۰ رژیم صهیونیستی است (منبع).
▫️واکنش رئیس مجلس به خبر جعلی اکسیوس
🔸رسادین | فرهنگ و رسانهپژوهی دینی
🆔 Rasadin
هدایت شده از خانه اندیشهورزان
📊 چگونه جنگ غزه افکار عمومی اعراب را در مورد [شهید] خامنهای تغییر داد
▪️ افکارسنجی | شعوبا: طی نظرسنجی عرببارومتر از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، محبوبیت رهبر شهید انقلاب با روندی صعودی روبرو بوده است.
➖ تونس از ۲۰٪ به ۴۹٪
➖ عراق از ۲۸٪ به ۴۸٪
➖ فلسطین از ۱۶٪ به ۳۶٪
➖ مراکش از ۲۳٪ به ۳۵٪
➖ لبنان از ۲۴٪ به ۲۹٪
➖ اردن از ۸٪ به ۱۹٪
➖ روشنترین توضیح برای افزایش حمایت از سیاست خارجی ایران، علاقه به خود ایران نیست؛ بلکه به رسمیت شناختن حمایت آن از آرمان فلسطین است.
➖ در پنج کشور از هشت کشور مورد بررسی، حداقل نیمی از مردم گفتند که ایران به دفاع از حقوق فلسطینیان متعهد است، از جمله ۷۷ درصد در لبنان، ۶۲ درصد در عراق و تونس، ۵۲ درصد در مصر و ۵۱ درصد در فلسطین. تنها در اردن، مراکش و سوریه این میزان کمتر از اکثریت بود.
➖ حتی در جوامع سنی، حمایت از سیاست خارجی ایران افزایش یافته است. این یافته یک نکته اصلی را تقویت میکند: تغییر فعلی کمتر ناشی از هویت فرقهای و بیشتر ناشی از قضاوتها در مورد سیاستهای مربوط به جنگ غزه است. جنگ اخیر احتمالا افزایش حمایت از ایران را بیشتر کرده است.
➖ این در حالی است که نگرش به آیت الله شهید خامنهای و سیاست خارجی ایران سالها در سایه حملات اتهامات شیعه گری، نفوذ و سلطه طلبی در منطقه و دوگانه های فرقه گرایی مورد حملات شدید قرار داشته است.
#رصد #یادداشت
#رهبری
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse
هدایت شده از ساخت ایران|حسین مهدیزاده
اگر مأموریت «جهاد تبیین» که قائد شهید در سال ۱۴۰۰ فرمودند را به همان معنایی که ایشان در روزهای اول خودشان تعریف کردند بگیریم؛ یعنی «روایت صحیح در جنگ روایتها»، آنگاه باید بدانیم که روایت چه فرقی با فرهنگسازی، گفتمانسازی، سوادآموزی، مطالبهگری، آمادهسازی قلبها و دلها و خلاصه انواع و اقسام متنوعی از فرمهایی که متولیان جامعه باید محتواهای آگاهیبخش را در آن بریزند، دارد؟
سابقاً درباره روایت و اهمیت آن زیاد گفتهام. روایت، به نوعی بیان معناها و ایدهها از زبان رخدادهاست؛ یعنی نه زبان مفهوم، نه زبان استعاره و نه زبان شعار، بلکه زبان رخدادها و به تصویر کشیدن رخدادهایی که در زمین عینیت رخ دادهاند یا ممکن است رخ بدهند. روایت، زبان عالم عینیت است.
ما عادت داریم با زبان مفاهیم و اصول و عقاید و ضرورتهای منطقی و فلسفی با مردم حرف بزنیم، اما زبان روایت میگوید آن را به زبان تحقق دربیاور و بگو مثلاً اگر ما تا امروز در جنگ رمضان پیروز شدهایم، این دقیقاً روی زمین و در توالی رخدادها چگونه نیروهای متخاصم با ملت ایران را در موضع شکست قرار داده است.
روایت کردن کار سختی است. اشراف اطلاعاتی به رخدادها میخواهد، لذا اهل روایت معمولاً از خود رخدادها عقب میافتند و رسیدن به یک روایت جامع ممکن است، به فراخور بزرگی رخداد، سالها تا قرنها طول بکشد. لذا تاریخ، روایتی است که مورخان از رخدادهای گذشته میسازند و اگر یک مورخ واقعاً بتواند روایت از یک رخداد را ارتقا ببخشد، هر وقت در تاریخ که این اتفاق بیفتد باید دست او را بوسید.
حالا انسان در دنیای مدرن مدعی است که میتواند یک «روایت روزمره» و روایت اکنون بدهد؛ یعنی در دوران متحول نو، اتفاقات روزمره را با آرمان مدرنیته بسنجد و هر روز و هر ساعت وقایع را در پرتو و شعاع آرمان اصلی روایت کند تا همه از پیشرفتها یا عقبگردهای جامعه مطلع شوند. این نوع روایت از اکنون را امروز ژورنالیسم مینامند که در فارسی به خبرنگاری ترجمه شده است؛ یعنی خبر، روایت بهروز از اکنون است. تولید چنین روایتی واقعاً تا قبل از دوران مدرن حتی ادعایش هم نمیشد، ولی حالا در عصر ارتباطات و اطلاعات در اوج آن هستیم.
اما میبینید که ایران امروز، در حالی که دهههاست ژورنالیسم دارد و رهبر شهید آن هم چهار سال قبل از شهادت فرمان جهاد بر روی تبیین و روایت صادر کرد، باز هم در اوج جنگ، ژورنالیسم و روایت جنگ ندارد، یا اگر دارد ناچیز و نحیف است.
ما نمیتوانیم قصه جنگ را برای مردم بگوییم. همه قدرت روایت ندارند، اما آنها که قدرت روایت دارند هم دسترسی به رخدادها ندارند تا وجه روایی آن را استخراج کنند. خط روایت در سالهای پس از طوفان الاقصی بهشدت در کنترل آمریکا و رژیم است و ما اهل روایت در این پایین دستوپا میزنیم و اصلاً در دل جامعه حکمران کسی که حس کند روایت چیز مهمی است انگار پیدا نمیشود. انگار سِن، تخم این آدمها را در دل متولیان فرهنگ و رسانه زده است.
در جنگ رمضان، تنها استثناء ـ و تأکید میکنم تنها استثناء ـ فایلهای صوتی «گزارش بهروزرسانی وضعیت جنگ» از مهدی محمدی است. اگر از حبوبغضهای سیاسی دست برداریم، او تنها کسی است که دسترسی به اطلاعات دارد ولی فرم روایت را در این گزارشها رعایت میکند. بهاندازه و با زبان فارسی معیار و با کلمهسازیهای استوار و پایانبندی درست، رخدادها را کنار هم میچیند و در ذهن مخاطب سناریوهایی میچیند که مثل فعل مضارع در عربی، از اکنون شروع میشود و به آینده هم سرایت میکند و ذهن ما را تا چند روز آینده جنگ پرواز میدهد و شوق بازیسازی را در ذهن ما زنده میکند. مهدی محمدی فرم گزارش جنگ را بالاخره در ایران خلق کرد و فعلاً بقیه با او فرسنگها فاصله دارند.
البته او هم مثل همه آدمها اضلاعی از جنگ را میشناسد و دانش و فکر او چیزهایی را میبیند و چیزهایی را نمیبیند، چون قصه و روایت این خصلت را دارد که با قدرت تصویرسازی و بصیرت ما کار دارد. برای چشم ما آدمهای معمولی همیشه یک فروسرخ و فرابنفش وجود دارد و با توجه به ذخیره معرفتی و ادراکیمان، محدودهای برایمان مرئی میشود و بخش بزرگی از میدانهای بزرگ برای ما آشکار نمیشود.
بزرگترین چالش علوم اجتماعی ایران برای پشتیبانی از روایت جنگ این است که دانش سیاست آن به دانش جغرافیا و اقتصاد وصل نیست و فقط به اصول و کلیات فلسفه و کلام وصل شده. در این بحران معرفت، باید روایان متعدد به میدان بیایند تا در قصه هر کدام، یک بعدی از جنگ گل کند. مثلا از جنگ تنگه هرمز گفتن، بدون گره های روایی از اقتصاد کلان و داستان بلند جغرافیای ایران در تاریخ، اصلا قصه گیرایی نمی سازد! اما چه کسی روایت آنها را بلد است! فعلا کسی را نمی شناسم!
اما فعلاً ماییم و همین روایت. اجالتاً شکر همین را بهجا بیاوریم تا خدا بیشترش کند.
🆔 @social_theory
هدایت شده از MajidBehestani مجید بهستانی
به احترام «فواد ایزدی»
مجید بهستانی
اینکه مشهور است در شرایط فراگیری بیماری، همه پزشک میشوند؛ در شرایط رونق بازار سرمایه، همه متخصص نوسانات بازار بورس؛ یا در شرایط بحرانی سیاست، همه کارشناس مسائل سیاسی و نظامی. گویا این خصلت بشری است، و فقط شاید در فرهنگ ایرانی پررنگتر باشد؛ شاید.
در وضعیت جنگی کنونی، مخاطبان با صدها شبدر و صنوبر مواجه شدند که بدون تخصص در «امنیت بینالملل»، «تاریخ جنگها»، «جامعه شناسی جنگها»، «حقوق بینالملل و رژیمهای بینالمللی امنیت»، «اقتصاد سیاسی بینالملل»، یا «مسائل نظامی» ترهاتی طرح کردند.
با این حال، هر قاعده مستثنی دارد و حتما، به نظرم، استاد فواد ایزدی یکی از آنهاست. با آنکه متخصص رسانه و ارتباطات جمعی است ولی اشراف خوبی بر جریان شناسی سیاسی در غرب و آمریکا، و فضای امنیتی بینالمللی دارد. نکتهسنجی های خوبی از سیاست آمریکایی مبتنی بر فضای رسانهای و اتاق فکرهای شان به دست میدهد. ذهن خوبی دارد و این در فرآیند رشد ۲۰ ساله ایشان, که در فضای دانشگاهی و رسانهای داخلی، شروع به طرح بحث کردند، خصوصا از نقد برجام، تاکنون، قابل شناسایی است. رشدی قابل احترام.
امروز هم در چارچوب مکتب امنیتی ایرانی که از بنیانگذاران آن مرحوم عسگرخانی بودند، از منافع ملی کشور دفاع میکند.
البته طبیعی است که تایید کلی ایشان به معنی تایید همه نظرات و سیاست های او نمیشود. برای او آرزوی موفقیت میکنم.
https://eitaa.com/mbehestani
هدایت شده از مجله منطقه نظامی
⚜ فایننشال تایمز: قایقهای تندروی ایران، در کنار زرادخانهای از موشکها و پهپادها، به ایران کمک کردهاند تا بازدارندگی کافی برای دور نگه داشتن کشتیها از تردد در تنگه هرمز حفظ کند.
@Military_zone_magazine