eitaa logo
شعر انقلاب
3.5هزار دنبال‌کننده
840 عکس
267 ویدیو
4 فایل
انقلاب اسلامی ایران در آینۀ شعر ارسال پیام: @Shaere_Enghelab
مشاهده در ایتا
دانلود
عمّار ولی اَلسَّلام ای خادم اسلام و قرآن، اَلسَّلام ای عَلَم در عِلم، ای علامۀ عالی‌مقام علم را از نور مصباح هدایت یافتی هرچه در توحید داری از ولایت یافتی در هجوم فتنه‌ها یار ولی بودی و بس در تمام عمر عمّار علی بودی و ‌بس فلسفه، اخلاق، عرفان و کلامت یک طرف آن حمایت‌های دائم از امامت یک طرف این ولایت‌محوری مشهور عام و خاص بود آبرو و اعتبارت در کف اخلاص بود تو به منطق پرده از روی نفاق انداختی تو به جدّ و جهد، دِینت را به دین پرداختی ما که در آثار تو خیر فراوان دیده‌ایم هرکجا جای تو خالی بود خسران دیده‌ایم سرنوشتت آنچه عمری می‌نوشتی می‌شود با شهیدان روح پاک تو بهشتی می‌شود تو شهیدی زنده بودی، غربتت مشهود بود شاهد مظلومی تو مهدی موعود بود ای دل دریایی‌ات، همواره «صَبّارٌ شَکور» حکمت و علم تو از سرچشمۀ «اَلعِلمُ نور».. اعتلای علمی‌ات را تا قیامت، قم گواه «يَرفَعِ اللَّهُ الّذِينَ آمَنُوا مِنكُم...» گواه همدم علامه و تفسیر المیزان شدی در حریم اهل‌بیت آکنده از قرآن شدی.. طرح نو آوردی و سقف فلک بشکافتی نقشۀ این راه را، «طرح ولایت» یافتی «راه حق» تو صراط المستقیم انقلاب رسم تو خط امام و مکتبت اسلام ناب فرقه‌ای که طالب اسلام امریکایی‌اند با وجود منطقت محکوم بر رسوایی‌اند باید اکنون در زکات علم تو همت گماشت با همه آثار تو توفیق حشر و نشر داشت ای مقاوم در هجوم فتنۀ خناس‌ها ای دلت مجروح از دست ولی‌نشناس‌ها در مصاف خصمِ قرآن، تیغ برهان داشتی تو مدادی افضل از خون شهیدان داشتی ای قلم در دست تو تفسیری از «ما یسطرون» ای عروجت معنی «انا الیه راجعون» داغ ما در سالگرد حاج قاسم تازه شد داغ رهبر در غم هجر تو بی‌اندازه شد اینک «اَلحِقنی بِنور عِزّکَ الاَبهَج» بخوان با امام عارفان همصحبت بهجت بمان شاهد اوج جهاد و اجتهادت حیدر است در جنان اجر تو «جامی از زلال کوثر» است.. ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
مکتب بندگی ای طالب معرفت! «ولی» را بشناس آن جان ز عشق مُنجلی را بشناس زیبندۀ او مقام «عبداللهی»ست در مکتب بندگی، علی را بشناس ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
اسم اعظم پر است از عطر یاس و نرگس و باران شبستانش شبستانی که می‌روید بهشت از روح و ریحانش شبستانی مُقَرنَس مَفرشش عرش خداوندی ملائک بر سر سجّاده محو نقش ایوانش و چشم‌انداز مُلک لم‌یزل در چار سویش سبز شکفته‌ست آسمان‌ها در حیات نوربارانش مقدّس معبدی، لاهوتیان را مظهرُ الأسماء قیامت عالمی، پیغمبران نادیده حیرانش جمالُ اللّه، نورُ اللّه، وجهُ اللّه، سترُ اللّه حجاب از «قُل هُوَ اللهُ أَحَد» برداشت سلمانش هِیَ السّرُ الخفیّ فی لیلةِ‌الإسرا وَ لاتُدرَک به اسم اعظم مکنونه‌اش زنده شهیدانش بیا تسبیح بردایم و تسبیحش به جای آریم که از آیات ربّانیّه سرشار است عرفانش قیامش در دل آتش ظهور سرخ رستاخیز گلستانی‌ست از خون خدا، جان‌ها به قربانش :: علی تنها علی آیینۀ زهراست ای مردم! خداوندی که بی‌همتاست، بی‌همتاست قرآنش علی را ایستاده دیده‌ام تا دیده‌ام تنها علی تنها علی حق است و حق برهان برّانش سلامش را تو پاسخ گو، به دیدارش تو در بگشا علی را سایه‌بانی نیست الّا بیت‌الأحزانش چه کردی آی سیلاب دل‌آشوب آشیانش را؟ که غرق آه می‌بینم پریشان پریشانش اگر خاری به او نازک‌تر از گل گفته، بی‌پروا بزن ای رعدِ هستی‌سوز، از بنیان بسوزانش نمی‌دانم کجا این قصّه را باید به پایان برد؟ اگرچه انتقامی سخت خواهد داد پایانش ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
زنده‌تر از دیروز هی چشم به فردای زمین می‌دوزی افتاد سرت به پای این پیروزی هر چند که امروز شهیدت کردند ای شیخ نمر، زنده‌تر از دیروزی ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
شیخ شهیدان شهر نعره‌زنان ایستاد بر سر میدان شهر رِند خیابان عشق، شیخ شهیدان شهر حیله و ترفند را، مکر و زد و بند را کیست که رسوا کند در بِده بِستان شهر! شیخ شبی با چراغ آمد و پیدا نکرد گفت کجا گم شدی ایّهاالانسان شهر زاهد خلوت‌نشین دوش به میخانه شد از سر پیمان برفت بر سر پیمان شهر این‌همه نیرنگ چیست؟ قصّۀ امروز نیست دوش به ما گفته بود پیر جماران شهر... غیرت اگر گل کند، زین برِ دُلدُل کند، بر سرِ نی کی رود قاری قرآن شهر «سلسلۀ موی دوست حلقۀ دام بلاست هر که در این حلقه نیست» نیست مسلمان شهر شیردلان بعد از این از تو حکایت کنند از تو روایت کنند تعزیه‌خوانان شهر ✍🏻 🏷 🗓 ۱۲ دی‌ماه؛ سال‌روز شهادت شیخ نمر باقرالنمر توسط جلادان آل سعود [سال۱۳۹۴] 🇮🇷 @Shere_Enghelab
چشم‌های ندبه‌خوان خار چشم دشمنان بود و بهار دوستانش یک بهار تازه در خود داشت هر دم بوستانش در سکوت بی‌کران‌ها دل ربود از آسمان‌ها چشم‌های ندبه‌خوانش، گریه‌های بی‌امانش کوه بود و با صلابت، استوار و باشهامت باد و طوفان لحظه‌ای حتی نداد از جا تکانش دشت بود و بی‌نهایت، باغ بود و باطراوت سبز بود و سبز حتی زردی فصل خزانش شد گواه ما براهین الهیات چشمش شد سلاح ما میان عرصه‌ها تیغ بیانش.. روشن است و جاودانه، آبی است و بی‌کرانه تا همیشه کهکشانش، تا همیشه آسمانش ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
مصباح پرفروغ دردآشنای شهر که دردآشنا نداشت یک عمر جز صدای خودش هم‌نوا نداشت رودی که عاشقانه به دریا گسیل بود از زخم صخره‌های مزاحم ابا نداشت از انعکاس محض حقیقت عقب نرفت ترس از بغل گرفتن آیینه‌ها نداشت با اتهام و طعنه ترور شد هزار بار اما دلِ بزرگ غم افترا نداشت مصباح پرفروغ بیانش صریح بود هرگز دریغ از کلمات رسا نداشت.. مردی که با تمام وجود مطهرش آغوش دل گشود و سر انزوا نداشت.. طرح دقیق ذهن و دلش را نوشته بود از ابتدا به غیر ولایت ولا نداشت.. کوهی که سرفرازترین سرفراز بود هرگز به ارتفاع خودش اعتنا نداشت.. آن باشکوه هیئت عرفانی نجیب سروی که ذره‌ای هیجان بقا نداشت روحی که میلۀ قفسش را شکسته بود انگار رفته بود، در این دخمه جا نداشت آمادۀ سفر به عصا تکیه داده بود هر روز جز تذکر مرگ و فنا نداشت حکمت در این فراق اگر خون گریسته است جای شگفت نیست، جز او رهنما نداشت ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
محبت مولا ایمان قدحی زلال از جام علی‌ست بر شانۀ آسمان رد گام علی‌ست پروندۀ مؤمنان چو تابنده شود بر تارک آن تلألؤ نام علی‌ست ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
یدالله حق روز ازل کل نِعَم را به علی داد بین حکما حُکمِ حَکَم را به علی داد معنای یدالله همین است و جز این نیست کاتب که خدا بود قلم را به علی داد می‌خواست به تصویر کشد قدرت خود را در معرکه شمشیر دو دم را به علی داد عمّال شیاطین همه ماندند تهی‌دست تا احمد محمود علم را به علی داد یاران ولایت به خدا اهل بهشت‌اند الله کریم است، کرم را به علی داد هر مملکتی تابع فرمان امیری‌ست ایران، دلِ افتاده به غم را به علی داد از نسل علی یک علی آمد به خراسان یعنی که خدا کل عجم را به علی داد کوچک‌تر از آن است عجم فخر فروشد گو حیدری‌ام، یار دلم را به علی داد سبقت بگرفت اُمّ علی ز اُمّ مسیحا روزی که خدا حق قدم را به علی داد مملوک ببین مالک دین در شب میلاد تنظیم سند کرد و حرم را به علی داد بودی همه اشراف عرب طالب زهرا طاها گهر عهد قِدَم را به علی داد بگذاشت کف فاطمه را بر کف حیدر با فاطمه شش دانگ ارم را به علی داد.. ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
فتح قریب هر نصر من الله به شمشیر علی بود هر فتح قریب از دل چون شیر علی بود در خیبر و بدرش همه یک‌پارچه گفتند: پیروزی اسلام به شمشیر علی بود آن رعشه که بر کاخ معاویه درافتاد پیداست که از نعرۀ تکبیر علی بود در سینه اگر بغض علی داشت عجب نیست چون سینۀ دشمن هدف تیر علی بود یک قوم در اندیشۀ تحقیر علی بود یک طایفه مشغول به تکفیر علی بود گفتند و نماندند ولی نام علی ماند الحق که علی شاهد تکثیر علی بود حتی به سکوتش کمر تفرقه خم شد این وحدت ما حاصل تدبیر علی بود صد رنگ عوض کرد بشر در طی ایام تاریخ کجا شاهد تغییر علی بود؟ فرمود که دوزخ چه بسا خلق نمی‌شد در هر دل اگر مهر فراگیر علی بود پیغمبر ما آینۀ حسن خدا بود در آینه هر آینه تصویر علی بود هنگام سحر فاطمه بر منبری از نور با یازده آیینه به تفسیر علی بود از خاک نجف شاخۀ انگور بر آمد این معجزۀ تاک به اکسیر علی بود ایوان نجف! هان تو شهادت بده فردا این دل همۀ عمر به تسخیر علی بود ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
زنده‌تر رود است، که تا همیشه جریان دارد کوه است و صلابتی فراوان دارد هر سال دوباره زنده‌تر خواهد شد عشق است! چگونه عشق پایان دارد؟ ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
در آسمان شهادت دوباره آمده آن شب، شب جدایی او سرم فدایی او شد، دلم هوایی او دوباره نیمه‌شب قدر و ساعت یک و بیست سکوت ثانیه در لحظۀ رهایی او تمام خاطره را بُرد با خودش ناگاه چقدر گریه کنم از غم جدایی او چه حال و روز خوشی داشت آن یگانه‌ترین که بود رشک ملک حال ربنایی او چقدر مردم دنیا هوایی اویند چقدر خاطره دارند از آشنایی او.. هنوز هم که هنوز است پی نبرده کسی به خُلق اَحسَن و اخلاق مصطفایی او به زهد حیدری و شور مرتضایی وی به صبر زینبی و داغ کربلایی او.. کسی ندیده‌ام این‌گونه بی‌ریا هرگز کسی سراغ ندارم به با صفایی او هزار پنجره واکرده دست غیبی وی هزار عقده گشوده گره‌گشایی او نشسته‌ام به تماشای صبح لبخندش کجاست عکس غریبی به دلربایی او شبی به فطرت دیرین خویش برگشتم گرفت شهر دلم حال روستایی او.. بلند مرتبه پرواز سربلندی داشت در آسمان شهادت دل هوایی او میان این همه سردار و آن همه سرباز ندیده‌ایم کسی را به بی‌ریایی او نرفته است ز خاطر، نمی‌رود پس از این به روی خاک وطن عشق جبهه‌سایی او کنار صحن غریبی هنوز می‌سوزد چراغ نیمه‌شب خادم‌الرضایی او.. بیا و روضۀ قاسم بخوان در این پایان به شرحه شرحۀ آن جسم کربلایی او ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab