eitaa logo
تماشاگه راز
279 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
20 فایل
اینجاپاتوق 👇🏻 شعر قطعات لطیف ادبی عکس نوشته ها طنز های اجتماعی و اندکی موسیقی فاخر است اگه دوست داشتید مطالب ما رو با لینک کانال منتقل کنید ! از همکاری شما صمیمانه ممنونم✍🏻🍒✍🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃بسم الله الرحمن الرحیم🍃
خدای من !❤️ مرا ، آن موهبت بخش؛ که افکار بیهوده ذهنم را در کشاکشِ غوغای روزمره ی بودن؛ خاموش گردانم و لحظه هایم به یادتو ؛ معطر گردند. عشق جاویدان من! ❤️ مرا ؛ چنان متبرک گردان که ندای تو را بشنوم و .... سیمای لطیف و زیبایت را به چشم دل مشاهده کنم. آمین یا رب العالمین🙏 https://eitaa.com/TAMASHAGAH
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟ اگر جان را خدا داده‌ست چرا باید تو بستانی؟ https://eitaa.com/TAMASHAGAH
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
اگر توانگرى و درويشى قصد عالم عشق كند، مثلا در دست توانگر چراغى بود افروخته و در دست درويش هيزم نيم ‏سوخته، نسيمى كه از آن عالم بوزد، چراغ توانگر را بنشاند و هيزم درويش را برافروزاند، بحكم سر چوگان «انا عند المنكسرة قلوبهم و عند المندرسة قبورهم». بردند شكستگان ازين ميدان گوى https://eitaa.com/TAMASHAGAH
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
خداوند قلبم را نورانی کرد و پروردگارم مرا به راه مستقیم هدایت کرد و بر بصیرتم باب ملکوت آسمان ها و زمین را با کلید معرفت نفس گشود ؛ پس به درستی که معرفت نفس کلید گنجینه های ملکوت است. اسفار https://eitaa.com/TAMASHAGAH
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨🍃🍂🌺🍃🍂🍀🍃 🍃🍂🍀🍃🍂 🍂🌺🍂 🍀 🍂 🌺 🍀 به یکدیگر مِهر بورزید، اما از مِهر بند نسازید. بگذارید که مِهر دریای مواجی باشد در میان دو ساحل روح های شما. جام یکدیگر را پُر کنید، اما از یک جام منوشید. از نان خود به یکدیگر بدهید، اما از یک گرده نان مخورید. با هم بخوانید و برقصید و شادی کنید ولی یکدیگر را تنها بگذارید همانگونه که تارهای ساز تنها هستند با آن که از یک نغمه به ارتعاش در می آیند... جبران خلیل جبران ☘ 🌺🍂 🍂🍀🍂 🍃🍂🌺🍃🍂 ✨🍃🍂🍀🍃🍂🌺🍃
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹 چونک عاشق اوست تو خاموش باش او چو گوشَت می کشد تو گوش باش جریان لطیف عشق فرآیندی دوطرفه است که با کشف از جانب عاشق آغاز می شود و پس از آن تماشاها و کشف های مکرر رخ می دهد. چون دو آینه که وقتی مقابل هم قرار می گیرند تصاویر متعددی تا بی نهایت خلق می کنند. کشف و تماشایی چنین شورانگیز به نقطه اتحاد عاشق و معشوق و عشق منجر می شود. در این نقطه هر یک هم عاشق هستند و هم معشوق و این لحظه های مکرر عاشقی و معشوقی گویی عشق محض است. در عشق الهی نیز سالک در جریان کشف و تماشاهای مکرر اندک اندک خود به عشق بدل می گردد و هر لحظه طعم عاشق بودن حق را می چشد. مولانا به چنین سالکی می گوید که چون به لحظه ای رسیدی که دریافتی او عاشق است از هر کوشش و تقلایی دست بردار این نقطه، نقطه خاموشی است. اینجا لحظه ای است که او گوشتَ را کشیده و به سوی خود می برد. لحظه ای است که او تو را به سوی خود می خواند. حالا باید تمام وجودت گوش باشد تا کلمات متبرک او را جرعه جرعه بنوشی. 🌹 https://eitaa.com/TAMASHAGAH
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
"خانه و صاحبخانه" گر شبی در خانه جانانه مهمانت کنند گول نعمت را مخور مشغول صاحبخانه باش عاشقان صاحبخانه را می‌جویند و از او تمنّایی جز او ندارند چنانکه رابعه عدویه گفت: اگر تو را از بیم دوزخ عبادت می‌کنم، مرا در آتش بسوزان و اگر به طمع بهشت عبادت می‌کنم، از بهشت بیرون کن، و اگر تو را از این حیث که شایسته پرستشی عبادت می‌کنم، جمال خود را از من دریغ مدار. هر کسی را سر چیزی و تمنّای کسی است ما به غیر از تو نداریم تمنّای دگر به قلم دکتر الهی قمشه ای تصویر: مجلس بزم، کاخ چهلستون https://eitaa.com/TAMASHAGAH
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
در میان جمع تنها نشسته بودم که سخن خداوند به من رسید همان دم چشم های تاریک من فروغ یافت و شعله ای از آتش بر دهان من نهادند اکنون می خندم و فریاد می زنم که چقدر زندگی خوب و زیباست اگرچه پای مرا در راهی خلوت و خاموش نهاده اند به شادی جمع را ترک می گویم تا در باغ خویش گشت و گذار کنم و در این گردش دستهایم را از میوه ها و گلها پر می کنم و با دلی پرنشاط به خورشید سلام می کنم که سرتاسر باغ را برافروخته است همراه بادها می روم که بوی خوش گل و یاسمن را تا گرداب ها با خود می برند سرانجام به جایی می رسم که یاسهای بلند می رویند و چهره های خود را چون قدیسان سفیدرو به سوی خدا می کنند و هنگامی که یاسها به نماز و نیایش می آیند من نیز با آنها بر زمین زانو می زنم زیرا خود را در پرستشگاه قدس الهی می یابم. هلن کلر باغ خداوند🌺 ترجمه دکتر الهی قمشه ای https://eitaa.com/TAMASHAGAH
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
عشق آتشی است كه چون در دل افتد، هر چه در دل يابد همه را بسوزاند، تا حدى كه صورت معشوق را از دل محو كند. مگر مجنون درين سوزش بود، گفتند:«ليلى آمد». گفت: «من خود ليليم»، سر به گريبان فراغت فروبرد. ليلى گفت: «سر بردار، كه محبوب و مطلوب توام»، آخر بنگر كه از كه مى‏مانى باز؟ مجنون گفت: «اليك عنى فان حبك قد شغلنى عنك» آن شد كه به ديدار تو مى ‏بودم شاد از عشق تو پرواى توأم نيست كنون‏ در دعا، نبى صلوات الله عليه ازين مقام چنين خبر داد كه: «اللهم اجعل حبك احب الى من سمعى و بصرى»، هم درين مقام تواند بود مگر مى ‏گويد: اى آنكه شنوايى و بينايى من تويى، خواهم كه چنان كنى به عشقم مشغول كز عشق تو هم با تو نپردازم بيش‏ جملگى شرح اين رموزاتست، كه عشق بحكم «احببت» نخست سر از گريبان عاشقى برزند، آنگاه به دامن معشوقى درآويزد و چون هر دو را بسمت دويى و كثرت موسوم يابد، نخست روى عاشق از معشوق بگرداند و روى معشوق از عاشق، آنگاه لباس دويى از سر هر دو بركشد و هر دو را به رنگ خود، كه يگانگى صرفست برآرد، اين همه رنگهاى پر نيرنگ خم وحدت كند همه يكرنگ لـمـعـات https://eitaa.com/TAMASHAGAH
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
محو‌دیدارم‌و‌دیدار‌ نمی‌دانم‌چیست بی‌دل و دینم و دلدار نمی‌دانم چیست شبنمی نیست درین باغ به محرومی من که قماش گل رخسار نمی‌دانم چیست دهنی تلخ نکردم ز شکایت هرگز باعث رنجش دلدار نمی‌دانم چیست خط‌شناسان نتوانند به مضمون پرداخت هیچ مضمون خط یار نمی‌دانم چیست از سر خود خبرم نیست ز بی‌پروایی مغز آشفته و دستار نمی‌دانم چیست درد جانکاه من این است که با چندین درد آرزوی دل بیمار نمی‌دانم چیست محرمی نیست به جز چاه ذقن راز مرا همدمی غیر لب یار نمی‌دانم چیست خانه هستیم از خواب گران دربسته است چشم باز و دل بیدار نمی‌دانم چیست بهره از صنعت خود نیست چو حلاج مرا بالشی غیر سر دار نمی‌دانم چیست از شکرخند گلش شیر جگر می‌بازد خار این وادی خونخوار نمی‌دانم چیست خودفروشی نبود پیشهٔ من چون دگران گرمی و سردی بازار نمی‌دانم چیست کشش بحر چو سیلاب دلیل است مرا رهبر و قافله سالار نمی‌دانم چیست با دل من که چو آیینه به دشمن صاف است سبب خصمی زنگار نمی‌دانم چیست نیست در آینهٔ حیرت من نقش دویی زشت و زیبا و گل و خار نمی‌دانم چیست جای رحم است به بی‌حاصلی من صائب همه تن چشمم و دیدار نمی‌دانم چیست https://eitaa.com/TAMASHAGAH
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
داوود (ع) به پروردگارش گفت: الهی! هر پادشاهی گنجینه‌ای دارد، گنجینه‌ی تو کجاست؟! خداوند تعالی فرمود: مرا گنجینه‌ایست بزرگتر از عرش، وسیع‌تر از کرسی، پاکیزه‌تر از بهشت و زیباتر از ملکوت... زمینش معرفت، آسمانش ایمان، خورشیدش شوق ماه‌اش محبت، ستارگانش اندیشه‌ها ابرهایش خِرَد، بارانش رحمت درختانش طاعت، نهرهایش خدمت دیوارهایش یقین و جایگاهش همّت است. ابو عبدالرحمن السُلَمی؛ ص ۲۵ https://eitaa.com/TAMASHAGAH
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ای زِ عشــق‌ات این دل دیوانــه خوش جان و دردت هردو در یک خانه خوش گر وصال‌ست از تو قسمم گر فراق هست هـر دو بر مـنِ دیوانه خوش من چنـــان در عشــق غرقــم کــز توام هم غرامت هست و هم شکرانه خوش دل بسـی افســانه‌ی وصـــل تـــو گفت تا که شد در خواب ازین افسانه خوش https://eitaa.com/TAMASHAGAH
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌼🍃بسم الله الرحمن الرحیم🌼🍃
پروردگارمن !❤️ من؛ به هر خیری ،که به سویم ، فرو فرستی نیازمندم . قصص_۲۴ https://eitaa.com/TAMASHAGAH