eitaa logo
تماشاگه راز
302 دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
1.5هزار ویدیو
20 فایل
اینجاپاتوق 👇🏻 شعر قطعات لطیف ادبی عکس نوشته ها طنز های اجتماعی و اندکی موسیقی فاخر است اگه دوست داشتید مطالب ما رو با لینک کانال منتقل کنید ! از همکاری شما صمیمانه ممنونم✍🏻🍒✍🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
گفتم: با زخم‌هایت چه می‌کنی گفت: نور... نور از محل همین زخم‌هایمان وارد می‌شود 💔
هوالنور🌱 روضه ی خلد برین خلوت درویشان است مایه محتشمی خدمت درویشان است گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد فتح آن در نظر رحمت درویشان است قصرفردوس که رضوانش به دربانی رفت منظری از چمن نزهت درویشان است آنچه زر میشود از پرتو آن قلب سیاه کیمیایست که در صحبت درویشان است آنکه پیشش بنهد تاج تکبر خورشید کبریاییست که در حشمت درویشان است از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی از ازل تا به ابد فرصت درویشان است دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال بی تکلف بشنو دولت درویشان است خسروان قبله ی حاجات جهانند ولی سببش بندگی حضرت درویشان است گنج قارون که فرو می رود از قهر هنوز خوانده باشی که هم از غیرت درویشان است ای توانگر مفروش این همه نخوت که تورا سر و  زر در کنف همت درویشان است روی مقصود که شاهان به دعا می طلبند مظهرش آینه ی طلعت درویشان است ار آب حیات ازلی می خواهی منبع اش خاک‌در خلوت درویشان است اینجا به ادب باش که سلطانی و ملک همه از بندگی حضرت درویشان است من غلام نظر آصف عهدم ، کو را صورت خواجگی و سیرت درویشان است 🌱
هر که شد بی‌طرف امروز در این عاشورا در ستم با همه‌ی حرمله‌ها مشترک است...
جنگ است در آسمان ،زمین، تا دریا رزمی که به حیرت آورد دنیا را گفتید که حافظ خیابان باشید پیروزی پایدار میدان با ما
مــا راوی یـک حـمـــاسه‌ی پرشــوریم از هرچه به جز عزتِ میهن، دوریم ایـــن قــــصـــه ســـرِ دراز دارد، امّـــا بـــا لطـــف خــداونـد هـمـه مسروریم
هلالی جغتایی🌱 مگر جانی که هر جا آمدی ناگه برون رفتی؟ مگر عمری، که هرگه می‌روی دیگر نمی‌آیی؟ ‍ @TAMASHAGAH
‌ أعُوذُ بِك مِنْ کُلِ غَمٍ فی الْعالَم جان جانان من! ما کجا رو داریم جز آغوشت،برای آرامش؟ !
ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت حیف است طایری چو تو در خاک‌دانِ غم زین جا به آشیانِ وفا می‌فرستمت در راهِ عشق مرحلهٔ قُرب و بُعد نیست می‌بینمت عیان و دعا می‌فرستمت هر صبح و شام قافله‌ای از دعای خیر در صحبتِ شمال و صبا می‌فرستمت تا لشکرِ غمت نکند مُلکِ دل خراب جانِ عزیزِ خود به نوا می‌فرستمت ای غایب از نظر که شدی هم‌نشین دل می‌گویمت دعا و ثنا می‌فرستمت در رویِ خود تَفَرُّجِ صُنع خدای کن کآیینهٔ خدای‌نما می‌فرستمت تا مطربان ز شوقِ مَنَت آگهی دهند قول و غزل به ساز و نوا می‌فرستمت ساقی بیا که هاتفِ غیبم به مژده گفت با درد صبر کن که دوا می‌فرستمت ، سرودِ مجلس ما ذکرِ خیرِ توست بشتاب هان که اسب و قبا می‌فرستمت
...و تکان دهنده ترین لحظه زمانی است که متوجه شوی؛در و پنجره و درخت و شکوفه همه بهانه است.باغ خود تویی!🌱
به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست زحمتی می‌کشم از مردم نادان که مپرس زاهد از ما به سلامت بگذر کاین میِ لعل دل و دین می‌بَرد از دست بدان‌سان که مپرس گفت‌وگوهاست در این راه که جان بگدازد هر کسی عربده‌ای این که مبین آن که مپرس
نیست غیر از رخنه‌ی دل،عارفان را قبله‌ای روی گرداندن ز دل،از قبله رو گرداندن است