eitaa logo
تماشاگه راز
302 دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
1.5هزار ویدیو
20 فایل
اینجاپاتوق 👇🏻 شعر قطعات لطیف ادبی عکس نوشته ها طنز های اجتماعی و اندکی موسیقی فاخر است اگه دوست داشتید مطالب ما رو با لینک کانال منتقل کنید ! از همکاری شما صمیمانه ممنونم✍🏻🍒✍🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
هر که شد بی‌طرف امروز در این عاشورا در ستم با همه‌ی حرمله‌ها مشترک است...
جنگ است در آسمان ،زمین، تا دریا رزمی که به حیرت آورد دنیا را گفتید که حافظ خیابان باشید پیروزی پایدار میدان با ما
مــا راوی یـک حـمـــاسه‌ی پرشــوریم از هرچه به جز عزتِ میهن، دوریم ایـــن قــــصـــه ســـرِ دراز دارد، امّـــا بـــا لطـــف خــداونـد هـمـه مسروریم
هلالی جغتایی🌱 مگر جانی که هر جا آمدی ناگه برون رفتی؟ مگر عمری، که هرگه می‌روی دیگر نمی‌آیی؟ ‍ @TAMASHAGAH
‌ أعُوذُ بِك مِنْ کُلِ غَمٍ فی الْعالَم جان جانان من! ما کجا رو داریم جز آغوشت،برای آرامش؟ !
ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت حیف است طایری چو تو در خاک‌دانِ غم زین جا به آشیانِ وفا می‌فرستمت در راهِ عشق مرحلهٔ قُرب و بُعد نیست می‌بینمت عیان و دعا می‌فرستمت هر صبح و شام قافله‌ای از دعای خیر در صحبتِ شمال و صبا می‌فرستمت تا لشکرِ غمت نکند مُلکِ دل خراب جانِ عزیزِ خود به نوا می‌فرستمت ای غایب از نظر که شدی هم‌نشین دل می‌گویمت دعا و ثنا می‌فرستمت در رویِ خود تَفَرُّجِ صُنع خدای کن کآیینهٔ خدای‌نما می‌فرستمت تا مطربان ز شوقِ مَنَت آگهی دهند قول و غزل به ساز و نوا می‌فرستمت ساقی بیا که هاتفِ غیبم به مژده گفت با درد صبر کن که دوا می‌فرستمت ، سرودِ مجلس ما ذکرِ خیرِ توست بشتاب هان که اسب و قبا می‌فرستمت
...و تکان دهنده ترین لحظه زمانی است که متوجه شوی؛در و پنجره و درخت و شکوفه همه بهانه است.باغ خود تویی!🌱
به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست زحمتی می‌کشم از مردم نادان که مپرس زاهد از ما به سلامت بگذر کاین میِ لعل دل و دین می‌بَرد از دست بدان‌سان که مپرس گفت‌وگوهاست در این راه که جان بگدازد هر کسی عربده‌ای این که مبین آن که مپرس
نیست غیر از رخنه‌ی دل،عارفان را قبله‌ای روی گرداندن ز دل،از قبله رو گرداندن است
🔻"در باب تواضع‌های الکی"🔻 تواضع‌های ظالم مکرِ صیادی بوَد بیدل که میل آهنی را خم شدن قلاب می‌سازد ✍ تواضع‌های دشمن مکرِ صیادی بوَد بیدل که خم خم رفتن صیاد بهر قتلِ مرغان است ✍ نَبوَد گُلِ تواضعِ دشمن به‌جز گزند پابوسِ تیشه افکَنَد از پا نهال را ✍ بر تواضع‌های دشمن تکیه کردن ابلهی‌ست پای بوس سیل از پا افکند دیوار‌‌ ها
دیدی که یار، جز سَرِ جور و ستم نداشت بشکست عهد، وز غمِ ما هیچ غم نداشت ✍ دیدی که یار چون زِ دل ما خبر نداشت ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت... ✍