هدایت شده از شهرنامه | شاهنامه | روایت ایران
⭕️قسمت جدید شهرنامه منتشر شد.
📺ریشه های جنگ ایران و اسرائیل | قسمت یک از دو:
اسرائیل چگونه ساخته شد؟
✅در این قسمت به دل تاريخ سفر می کنیم: به آغاز عصر استعمار . از استعمار پرتغال و اسپانیا سفر را آغاز می کنیم تا فرانسه و بریتانیا. از استعمار وطن گزین که در ایران به اشتباه شهرک نشین ترجمه شده است سخن می گوییم و بحثی کوتاه درباره ریشه های استعمار خواهیم داشت و در پایان، نظاره گر ساخت اسرائیل به عنوان محل تجمیع پانصد سال تجربه استعمار گران خواهیم بود.
🎥تماشا از یوتیوب:
https://youtu.be/fkZ31lsQSNg?si=9o2jesSsCLCRhyT1
تماشا از آپارات:
https://aparat.com/v/qna4zpq
@shahr_naame
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قطر متحد ما نیست ما با متحدانمان چنین نمیکنیم ...
آمریکا هیچ متحدی ندارد.
@USAempireofwar
هدایت شده از چی کتاب
49.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سی جلد کتاب استعمار شناسی ایرانی
زیر نظر دکتر موسی نجفی
معرفی جدیدمون رو ببنید تا با ماجرای این کتاب بیشتر آشنا بشید🙏
با چیکتاب همراه باشید 🌸
@cheeketab
هدایت شده از رویای امت
شکوفههای مصنوعی ...
نهاد #دانش در آمریکا مثل تیم ملی فوتبال عربستان است؛ این از نفت تغذیه میکند، آن از دلارِ بیپشتوانه ... ، اما هر دو محصولات یک نظم استعماریاند.
✍️ مهدی اخلاقی
💠 @ommat_Dream
هدایت شده از حبیباله بابائی
سه عنصر «ارعاب»، «اذلال»، و «اغوا» در واقعیت ارتباطی غرب با ما
(در ادبیات غربشناسی تجربیِ رهبر معظم انقلاب)
خاستگاه غربشناسی رهبر معظم انقلاب، نه صرفا کتابهای مربوط به غرب، بلکه تجربۀ واقعیت غرب در سطح کلان رهبری بوده است. در این رویکردِ متفاوت از غربشناسی و عرضۀ آن به سنتهای الهی در قرآن، ایشان به سه عنصر واقعی در ارتباط غرب با ما مطرح میکند. یعنی غرب با دنیای اسلام سه گونه مواجهه دارد:
مواجهه اول، مواجهۀ ارعاب و ایجاد ترس ـ دنیای استکباری توانايى رسيدن به اهداف خود را ندارد، ولی كار خود را با تشر زدن پيش مىبرند. آیت الله خامنه ای می گوید که «هياهوى دشمنان زياد است. هنر ابرقدرتها، همين تشر زدن و هياهو كردن است. كسانى كه از رموز كار مطّلع نيستند، خيال ميكنند اينها با انگشت خودشان ميتوانند همهى زمين را زيرورو و كنفيكون كنند؛ اينطور نيست.» «هيبت ابرقدرتىِ ابرقدرتها، هميشه بيشترين مشكلات آنها را در دنيا حل مىكرده و مىكند. در حقيقت، قدرت و سلاح و پول و سياست و عقلشان، به مراتب كمتر از هيبتشان است. اين هيبت آنهاست كه همه را مىترساند و جرأت نمىكنند در مقابل آنها بايستند. آیت الله خامنه ای در جاهای مکرر از بیانات خود به عنصر تهدید، تطمیع، و اینکه کار دشمن ایجاد دلهره و اضطراب و نگرانی است، اشاره میکند:
کار دشمن دلهره افکندن است. کار دشمن این است که دلهره بیندازد، بترساند، ناامید کند؛ این کار دشمن است، کار شیطان است؛ مال امروز هم نیست، همیشه بوده؛ در طول تاریخ و در طول تاریخ اسلام. إِنَّما ذلِکُمُ الشَّیطانُ یُخَوِّفُ أَولِیاءَهُ -[آیهی] قرآن است- این، شیطان است که دوستان و پیروان خودش را میترساند؛ فَلا تَخافوهُم وَ خافونِ إِن کُنتُم مُؤمِنینَ؛ [خدا میفرماید] شما که مؤمن هستید، از اولیای شیطان، از پیروان شیطان، از قدرتهایی که قدرتهای شیطانی هستند نترسید؛ از من بترسید، از انحراف از صراط مستقیم بترسید.
مواجهه دوم، مواجهۀ اذلال و تحقیر ـ آیت الله خامنه ای در نسبت بین غرب با ما تأکید می کند که استعمارگران از قرنهای شانزده و هفده كه وارد سرزمینهای شرق- از جمله سرزمینهای اسلامی- شدند، برای اینكه بتوانند كاملًا كمند اسارت را به دست و پای این ملتها ببندند و آنها را اسیر خود بكنند، شروع كردند آنها را نسبت به گذشتهی خود، نسبت به داشتههای خود، نسبت به مذهب خود، نسبت به آداب خود و نسبت به لباس خود بدبین كردن. پر واضح است که وقتی یك كشوری همه چیز خود را از دست داد و از درون تهی شد، استعمار انگلیس بهراحتی میتواند بر همه چیز او- نفت او، ارتش او، دارائی او، دستگاه سیاسی او- تسلط پیدا كند. این ضد عزت ملی است. حكومتهای دیكتاتوری وابسته و فاسد، ملت ایران را از اریكهی عزت فرود آوردند؛ نه علم او را توسعه دادند، نه دنیای او را درست كردند، بلكه آخرتش را هم از او گرفتند و لباس اسارت بر او پوشاندند.
وقتی یك چنین روحیهای در میان مردمی حاكم شد، دستگاه سیاسی آن كشور و آن ملت هم به طور طبیعی در مقابل مردم خود درنده و گرگ خونخوار، اما در مقابل دشمنان مثل برهی رام خواهد بود. یكی از اساسیترین نعمت هایی که انقلاب اسلامی به ما ملت ایران عطا كرد، احساس عزت بود. آن روزی كه امام خمینی ره علناً فرمودند که «آمریكا هیچ غلطی نمیتواند بكند»، اوج اقتدار سیاسی و نظامی آمریكا در دنیا بود. امام خمینی همین حس عزت را به مردم برگردانید.
مواجهۀ سوم، مواجهۀ اغوا و فریب ـ «استكبار جهانى جز با اغواى افكار عمومى نمىتوانند كار خود را پيش ببرند». به بیان دیگر، مشى اساسى استكبار در جهان امروز چیزی جز فریب و «گلآلود كردن آب» نیست. اساسا «بزرگترين جرائم استكبار جهانى اين است كه دروغگويى، فريب، تقلب و باطلگرايى را، با رفتار خود در دنيا توسعه و رشد مىدهد و ترويج مىكند». آیت الله خامنه ای به این نکته از نظام استکباری اشاره می کند که آنها از شیوه توجیه جنایت و پوشاندن لباس خدمت به جنایت، بهطور متعارف و معمول در همهی زندگیاش استفاده میكند.
https://eitaa.com/Habibollah_Babai
هدایت شده از آفلین | شناخت غرب و پهلوی
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌓سلاح مخفی آمریکا؛H1B
که بدون این سلاح تشکیلات علمی آمریکا فرو می پاشد
🔹آدم فکر میکنه سیلیکونولی( قطب فناوری جهان در جنوب خلیج سانفرانسیسکو) رو آمریکاییها ساختن
ولی واقعیتش اینه که نصف بیشتر اونایی که ساختنش مهاجر بودن
میچیو کاکو قشنگ میگه:
🔸بدون ویزای H1B، سیلیکونولیای وجود نداشت
نه گوگلی بود، نه اپلی، نه هیچ چیز دیگهای
🔹اینا رو علم و مغزای مهاجر ساختن، باهوشایی که از هر جای دنیا اومدن
وگرنه با سیستم آموزشی خودشون، به اینجا نمیرسیدن
🔸هر چی تکنولوژیه، نصفش رو مدیون آدماییه که مهاجر بودند.
#واقعیت_غرب | #علم
📮آفلین؛ رسانه شناخت غرب👇
https://eitaa.com/joinchat/3934585746C38fef30482
هدایت شده از شهید مدافع حرم محمد حسن قاسمی
❌کشور کوچک و بیابانیِ امارات متحده عربی، بدون هیچ معدن طلایی، دومین صادرکننده بزرگ طلا در جهان است..!
طلای قاچاق از سودان به امارات منتقل میشود← در دبی تبدیل به ارز میگردد← سلاح و مهمات خریداری میشود← با کارگو به سودان (RSF) ارسال میشود؛ این چرخه، جنگ داخلی سودان را تغذیه و آنرا به یک «بحران بشری تمامعیار» تبدیل کرده است.
تحلیل مرکز مطالعات طلای اروپا (LBMA) میگوید؛ امارات بدون ثبت خرید در بازارهای جهانی، در ۱۲ ماه گذشته ۲۶٪ به ذخایر طلای خود افزوده است. این میزان، با حجم طلای قاچاقشده از معادن جبل عامر سودان مطابقت دارد. شبهنظامیان RSF معادن طلای دارفور را تصرف کرده و طلاها را از طریق شبکه قاچاق در چاد و لیبی، و با پروازهای غیرقانونی به فرودگاههای رأسالخیمه و الشارقه منتقل میکنند.
امارات با این اقدام نه تنها قوانین بینالمللی را نقض میکند، بلکه به طور مستقیم جنایات جنگی در #سودان را تامین مالی میکند.
🔴 #بیداری_ملت 👇
@bidariymelat
🇮🇷
@ShahidMohammadHasanGhasemi
کتاب «بانوی بازار» نوشتهی استیفان ای. جونز-راجرز استاد تاریخ دانشگاه کالیفورنیا که در سال ۲۰۱۹ توسط انتشارات دانشگاه ییل منتشر شد، یکی از مهمترین و تکاندهندهترین مطالعات معاصر درباره بردهداری در جنوب آمریکا است؛
پژوهشی تاریخی در ژانر غیرداستانی که با تکیه بر منابع آرشیوی، شهادتهای دست اول و اسناد حقوقی، نقش زنان سفیدپوست را در اقتصاد بردهداری بازخوانی میکند و افسانهی دیرپای «بیگناهی جنسیتی» آنان را به چالش میکشد. جونز-راجرز با رویکردی صبورانه و بیامان، نشان میدهد که زنان سفیدپوست نه تنها شاهدان منفعل نظام بردهداری نبودند بلکه در بسیاری موارد مدیران، سرمایهگذاران و مالکانی فعال و حسابگر بودند؛ افرادی که بردگان را بهعنوان دارایی قابل خریدوفروش، منبع درآمد و ابزار قدرت اجتماعی میدیدند.
@USAempireofwar
امپراطوری جنگ
کتاب «بانوی بازار» نوشتهی استیفان ای. جونز-راجرز استاد تاریخ دانشگاه کالیفورنیا که در سال ۲۰۱۹ توسط
کتاب «بانوی بازار» نوشتهی استیفان ای. جونز-راجرز که در سال ۲۰۱۹ توسط انتشارات دانشگاه ییل منتشر شد، یکی از مهمترین و تکاندهندهترین مطالعات معاصر درباره بردهداری در جنوب آمریکا است؛ پژوهشی تاریخی در ژانر غیرداستانی که با تکیه بر منابع آرشیوی، شهادتهای دست اول و اسناد حقوقی، نقش زنان سفیدپوست را در اقتصاد بردهداری بازخوانی میکند و افسانهی دیرپای «بیگناهی جنسیتی» آنان را به چالش میکشد. جونز-راجرز با رویکردی صبورانه و بیامان، نشان میدهد که زنان سفیدپوست نه تنها شاهدان منفعل نظام بردهداری نبودند بلکه در بسیاری موارد مدیران، سرمایهگذاران و مالکانی فعال و حسابگر بودند؛ افرادی که بردگان را بهعنوان دارایی قابل خریدوفروش، منبع درآمد و ابزار قدرت اجتماعی میدیدند. او با جمعآوری شواهدی از وصیتنامهها، سوابق دادگاه، قبوض فروش، اسناد سرشماری و بهویژه مصاحبههای پروژه نویسندگان فدرال، جزئیات چگونگی تملک، مدیریت و استثمار بردگان توسط زنان را بازسازی میکند و نشان میدهد که مالکیت برده برای بسیاری از آنان نه یک امتیاز حاشیهای، بلکه عنصر مرکزی استقلال اقتصادیشان بوده است. روایت کتاب آشکار میکند که دختران سفیدپوست از همان سنین پایین با منطق مالکیت انسانی اجتماعی میشدند: بردهها را بهعنوان هدیه دریافت میکردند، در ارث میبردند و حتی پیش از ازدواج بر آنها کنترل قانونی داشتند. برخلاف تصور رایج که آموزههای حقوقی آن دوره را مانعی برای قدرت اقتصادی زنان میداند، جونز-راجرز نشان میدهد که زنان با استفاده از قراردادهای پیش از ازدواج، امانتها و وصیتنامهها، ابزارهای پیچیدهای برای حفظ کنترل مستقل بر بردگان در اختیار داشتند و اغلب حتی در برابر ادعاهای شوهران خود مقاومت میکردند. این کتاب همچنین با صداقت و سختگیری پژوهشی روشن میکند که این مالکیت چگونه اعمال میشد: انضباط خشونتآمیز، مجازات بدنی، و در مواردی استثمار جنسی بخشی از سازوکار قدرت زنان سفیدپوست بر بردگان بوده است. یکی از دستاوردهای مهم پژوهش، پیگیری واکنش زنان سفیدپوست به دوران آزادی است: برخی از آنان برای حفظ کنترل اقتصادی خود به دادگاهها متوسل شدند و برخی دیگر از قراردادهای کار و ساختارهای حقوقی تازهتأسیس بهره بردند تا عملا شکلهای جدیدی از سلطه را اعمال کنند. اهمیت کتاب در این است که عاملیت اقتصادی زنان را در مرکز قرار میدهد و نشان میدهد که چگونه جنسیت، خشونت و سرمایهداری بردهدارانه در هم تنیده بودند. جونز-راجرز در برابر روایتهای سانتیمانتال درباره «بانوی جنوبی» میایستد و چهره زنانی را تصویر میکند که بهطور فعال در استثمار انسانی مشارکت داشتهاند. قدرت کار او در اتکا به منابع اولیه و بازگرداندن صدای بردگان سابق به متن تاریخ نهفته است، هرچند کتاب به دلیل ماهیت کیفیاش شاید نتواند تصویری آماری از میزان مشارکت زنان در سراسر جنوب ارائه دهد. با این حال، این محدودیت کوچک از ارزش مداخله تاریخنگارانه کتاب نمیکاهد. در نهایت، «بانوی بازار» بازبینی ضروری و جسورانهای از تاریخ بردهداری است؛ اثری که نشان میدهد زنان سفیدپوست نه حاشیهنشین، بلکه بازیگران اقتصادی و صاحبان قدرتی بودند که نهاد بردهداری بر تصمیمها و منافع آنان استوار بود. جونز-راجرز به خواننده یادآوری میکند که فهم گذشته بدون مواجهه با این واقعیت ناراحتکننده ممکن نیست و تاریخ جنسیت و بردهداری باید از نو بر پایه حقیقتی روشنتر و عریانتر نوشته شود.
@USAempireofwar