اونی که دیر فهمید هم فرق زیادی با اونی که هرگز نفهمید نداره؛ یه بی شرف تمام عیار که شاهد تمام اتفاقات بود ولی ترجیح داد مثل بزدلها فقط تماشا کنه و حتی تو دلش ادای ناراحت ها رو هم در نیاره؛ فرقی با مدفوعِ یه گربه ماده خیابونی نداره از لحاظ ارزش؛ از لحاظ معنا؛ و از لحاظ شعور و سطحِ درک و زندگی.
پنجاه و یکمین روز قطعی اینترنت:
سه پایه به دست رفتم مَلِک؛ از یه مکانی چند ماه میخوام فیلمبرداری کنم اما نکته این بود که اگر هروز میومدم جای قبلیمو پیدا نمیکردم بنابرین با اسپری رنگی که قبلا خریده بودمش روی آسفالت یه سری علامت زدم که هر دفعه اومدم اونجا تنظیم کنم دوربین رو؛ خدا رو شکر کوچه خلوت بود و فقط دو تا آقا بودن که درمورد ساخت یه خونهای صحبت میکردن، وگرنه حوصله دیدن قیافهی تینیجر های متعجب رو نداشتم
Colo𐑾Ful d⍺Ys
پنجاه و یکمین روز قطعی اینترنت: سه پایه به دست رفتم مَلِک؛ از یه مکانی چند ماه میخوام فیلمبرداری کن
امروز زیاد ویولن تمرین نکردم متاسفانه؛ اصلا هم با آهنگِ یکی از کتابها کنار نمیام چهل تا دو لا چنگ و صد تا چنگ داره 🙏 راستی از جلوی آموزشگاه رد میشدم یکی از استاد ها رو دیدیم و با مامانم بودیم و به هم سلام کردیم؛ امروز تینا و بابا بیرون بودن حوصلم سر رفت
پنجاه و دومین روز قطعی اینترنت:
امروز بالاخره (به زور) رفتم سر کلاس آنلاین های مدرسه، زنگ اول یادم نیست(خواب بودم) زنگ دوم عربی داشتیم معلممون هر از گاهی سوال میپرسید که باعث میشد خوابم بپره، زنگ سوم معلم علوم رو ۲۰ دقیقه علاف کردیم؛ همه باهم میگفتیم صدا نیست؛ اول من و ترلان برنامشو چیدیم و به طرز عجیبی بچه ها همکاری کردن و در آخر یه معلمی اومد گفت صدا هست و برناممون خراب شد. خلاصه یه فحش ریزی هم از معلم علوم خوردم. بعد با وایان مثل سالهای قبل ناشناس گذاشتیم اینجا؛