هدایت شده از مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه
❖ اصولگرایان هم بنیاد نظری ندارند!
❃ #اصولگرایان به طریق اولی فاقد مبانی نظری و بنیادین هستند، چراکه از ابتدا دغدغهشان سیاستی کوچه و بازاری بوده، نه تفکر و #اندیشه. در مقابل، اصلاح طلبان همواره پشت اصطلاحات علمی پنهان شدهاند، اما این مفاهیم نیز تقلیدی و برداشتی ناقص از غرب بوده است. حتی اساتید دانشگاه پایبند به جریان اصلاحطلبی و اصولگرایی را نیز نمیتوان مستثنی کرد، چرا که آنان نیز در نهایت بیشتر سیاستمدارند تا اندیشمند و اندیشگستر!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#ساخت_جهانی_دیگر #بازیابی_هویت #علوم_اجتماعی
📲 https://eitaa.com/AyeSchool
هدایت شده از "شهامت پرسش"
«هنگامي كه ما در آبادان محاصره شده بوديم، با اينكه توپخانه دشمن دزفول را به آتش و خون ميكشيد، كليد پيروزي ما و ديگر ارتشهاي جهان كه اگر بخواهند ميتوانند از آن بهرهمند شوند؛ اتكاء ما به الله بود. مبارزه و جهاد در راه او نيازي به موشكهاي روسي مانند آنچه كه در اختيار عراق گذاردهاند يا به تانكها و تجهيزات هوايي ندارد. پيروزي ما تنها با ايمان ما به خدا و اطاعت ما از فرامين الهي تضمين شده است.»
مصاحبه شهید صیاد شیرازی به زبان انگلیسی با نشریه فرانسوی مالین، خرداد 1362
https://eitaa.com/Question_the_Unquestioned
@M_Mozaffarpour
هدایت شده از در تکاپو | حمیدرضا تیموری
یه نکتهای آقای دکتر نجفی امروز گفتند: «چرا آمریکا به کرۀ شمالی و پاکستانِ اتمی کاری ندارد اما به ایران هستهای حمله میکند؟» چون ایران میخواهد چارچوب «مرکز - پیرامون» را به هم بزند (و نسبت به آمریکا در جایگاه «مرکز - مرکز» قرار بگیرد) ولی کرۀ شمالی و پاکستان و... گرچه بمب اتم دارند اما نمیخواهند این چارچوب استعماری را به هم بزنند.
#سیاست
#مرکز_پیرامون #ایران_هسته_ای #ایران_و_آمریکا #موسی_نجفی #آق_تیمور
🔆 @hrteimouri_ir
هدایت شده از ابوقاسم
📌بیانیه اصلاح طلب ها نه میتونه اراده ارکان قدرت در داخل رو تغییر بده و نه اراده طرف آمریکایی رو.
حتی اگه از توقف مادام العمر غنی سازی هم صحبت میشد برای آمریکا جذابیت نداره و نمیتونن مثل دوران برجام توجه بیرونی رو برای بازی داخلی جلب کنن. چون آمریکا این بازی رو بی اثر میدونه
ابوقاسم
https://eitaa.com/aboghasm
🔷دوستان کمی فکر کنید
✍احمد شیرزاد
🔸استاد دانشگاه و فعال سیاسی
🔻پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۴
این دومین باری است که دست به قلم میشوم تا از موضع نصیحت برادرانه و پرسش دوستانه با عزیزان جبهه اصلاحات سخن بگویم. شاهبیت بیانیه اخیر دوستان درخواست «اعلام آمادگی تعلیق داوطلبانه غنیسازی و پذیرش نظارت آژانس انرژی اتمی در قبال رفع کامل تحریمها» است.
در این درخواست، عبارت «در قبال رفع کامل تحریمها» در آخر جمله به کار رفته است؛ نکته ظریفی است در این نگارش. میشد عبارت را برعکس نوشت و از مقامات جمهوری اسلامی اینچنین درخواست کرد: «چنانچه طرف مقابل حاضر است تحریمها را کامل بردارد، شما نیز به تعلیق داوطلبانه غنیسازی و پذیرش نظارت آژانس رضایت دهید». به ظاهر هر دو بیان از یک موضعگیری حکایت دارند؛ اما معنایی که این دو بیان در فضای سیاسی القا میکنند زمین تا آسمان متفاوت است.
در عبارتی که دوستان به کار بردهاند فرض نانوشته آن است که اولا ادامه فرایند غنیسازی و ممانعت از پذیرش آژانس ریشه مشکل است و ثانیا ایران با پیشدستی در اعلام تعلیق غنیسازی میتواند دل طرف مقابل را نرم کند و آنها را به رفع تحریمها راضی کند. هر دو فرض با تردید جدی روبهروست. فراموش نکنیم که اصل حق غنیسازی، صرف نظر از چند و چون آن، در برجام مورد پذیرش ۱+۵ قرار گرفته بود و تنها مخالف سرسخت آن از ابتدا اسرائیلیها بودند. اگر به آرشیو خبرها مراجعه کنیم حتی در جریان مذاکرات غیرمستقیم اخیر بین نماینده آمریکا و وزیر خارجه ایران، گاهی صحبت از تعلیق غنیسازی شده بود، اما گهگاه نیز اصل موضوع مورد چالش نبود و آمریکاییها به نوعی نشان میدادند که میتوانند با اصل غنیسازی کنار بیایند.
در بحث بازرسیها هم تا قبل از جنگ ۱۲روزه چالشی وجود نداشت. در تمام سالهای اخیر و در دولتهای متفاوت بازرسیها انجام میشد و با وجود کشوقوسهای طرف مقابل، همکاری ایران با بازرسان محل مناقشه نبود.
دوستان جبهه اصلاحات طوری نوشتهاند که گویا ادامه غنیسازی، تحت هر شرایطی و با هر میزانی و عدم همکاری با بازرسان آژانس، موضع ازلی و ابدی جمهوری اسلامی ایران بوده و همین امر به تابویی بر سر مصالحه با غربیها و لغو تحریمها تبدیل شده است.
واقعیت تلخ آن است که پس از جنگ اخیر، که آمریکاییها و اسرائیلیها در تلاش هستند ژست طرف پیروز آن را بگیرند، مواضع غربیها در قبال ایران به ظاهر سختتر شده و کار رسیدن به توافق را دشوارتر میکند.
در چنین شرایطی جفا در حق کشور است که کاسه و کوزه نرسیدن به توافق را بر سر جمهوری اسلامی ایران بشکنیم و جفای بیشتر، نادیدهگرفتن عهدشکنی، زیر میز مذاکره زدن و دستزدن به تجاوز نظامی آشکار آمریکاییهاست.
سؤال طبیعی آن است که چرا عزیزان جبهه اصلاحات در این مقطع، که ضرورت همدلی ایرانیان از هر طیف و طایفه بیشتر است، برعکس زدهاند به سیم آخر و اجرای داوطلبانه خواسته حداکثری طرف مقابل را از حکومت درخواست میکنند.
فرض نانوشته بیانیه حاکی از آن است که گویا امکان دستیابی به مصالحهای که در آن ایران بتواند به نوعی فعالیتهای هستهای خود را تحت نظارت آژانس ادامه دهد، وجود ندارد و تنها راه رسیدن به توافق، دستشستن از همه چیز است.
عرض بنده این است که تا قبل از جنگ اخیر فرض رسیدن به یک مصالحه بدون تعطیل کامل برنامه هستهای موضوعیت داشت و اصلا به همین دلیل مذاکره انجام میشد. الان هم چنین مصالحهای منطقی و دستیافتنی است. حال چه ضرورتی دارد که صورتمسئله در بیانیه جبهه اصلاحات با این صراحت و تندی بر اجرای خواستههایی از طرف مقابل متمرکز شود که حاصل ژست قلدرمآبانه و تبلیغاتی نابجای آمریکاییها و اسرائیلیها پس از جنگ تحمیلی ۱۲روزه آنان است. دوستان کمی فکر کنید.
https://www.sharghdaily.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-65/1043192-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%85%DB%8C-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF
🆔@nazm_jahani
هدایت شده از فکرت | گفتگو پیرامون ایران نوین
22.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ| #نشست
💠 توسعهی متوازن یعنی شناخت صحیح
ابراهیم متقی
📌جهاد شناخت مقدم بر جهاد تبیین است و لذا ما تا زمانی که شناخت درستی از هستیشناسی امنیت نداشته باشیم، مثل جنگ اخیر، غافلگیر خواهیم شد.
➕نسخه کامل ویدیو
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️چهار سناریو برای آیندۀ ایران/Responsible Statecraft
جنگ ۱۲ روزه و آینده روابط آمریکا و ایران
جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، فرضیات قدیمی را در هم شکست و روابط آمریکا و ایران را به قلمرویی ناشناخته برد.
این درگیری، اوج تنشهای چندین دههای، خاورمیانه را در آستانه بیثباتی گسترده قرار داده است. آمریکا در مقطع حساسی برای بازتعریف رویکردش به ایران قرار دارد که میتواند منطقه را برای دههها شکل دهد. چهار سناریوی محتمل پیش رو است:
🔹تشدید بیپایان: چرخهای از حملات، خرابکاری و تحریمها که در جنگ اخیر به اوج رسید. ایران غنیسازی را ادامه میدهد اما از تسلیحاتی شدن خودداری میکند. آمریکا و اسرائیل با تحریم یا حملات پاسخ میدهند. این مسیر خطر جنگ منطقهای را افزایش میدهد.
🔹توافق در صورت عقبنشینی: مذاکرات جدی نیازمند تسلیم یکی از طرفین در موضوع غنیسازی است. پیشنهادهایی مانند کنسرسیوم غنیسازی منطقهای مطرح شده، اما فشار اسرائیل و سیاستهای تندرو در آمریکا مانع پیشرفت است. بدون تغییر سیاسی بزرگ، توافق بعید است.
🔹شتاب هستهای ایران: ایران ممکن است تحت فشار به سمت سلاح هستهای حرکت کند، اما این اقدام انزوای بیشتر و مسابقه تسلیحاتی را به دنبال دارد و مشکلات اقتصادیاش را حل نمیکند.
🔹صبر استراتژیک و چرخش به شرق: ایران با حفظ وضع موجود، روابط با چین و روسیه را تقویت میکند و از مذاکره با غرب ناامید میشود. این استراتژی، با تکیه بر فناوری نظامی چین، به ایران امکان بقا و انتظار برای تغییر توازن جهانی را میدهد، اما انزوا و وابستگی به شرق هزینههای خود را دارد.
🔹سؤال اصلی این است: ایران چه گزینهای دارد؟ سیاست فشار حداکثری به تغییر رژیم منجر نمیشود، بلکه بیثباتی و جنگ داخلی در کشوری با ۹۰ میلیون نفر را محتمل میکند، که پیامدهای آن منطقه را متلاطم خواهد کرد. چالش واقعی، نه فقط توقف برنامه هستهای، بلکه تعیین هدف نهایی و پذیرش تبعات آن است.
🆔@nazm_jahani
📌الهه کولایی، استاد دانشگاه تهران و تحلیلگر حوزه روسیه:
کتابم در مورد روابط روسیه و اسرائیل را در دهه هشتاد خمیر کردند
حاصل پژوهش یک معلم دانشگاه به زباله دان در کنار بقیه کاغذهای باطله دانشکده سپرده شد تا خمیر شود
این بدین خاطر بود که تحلیل و دیدگاه من را جریانی که در دوران احمدینژاد حاکم بود قبول نداشتند
#عصراندیشه
🆔@nazm_jahani
⭕️از رنجی که می بریم
📖محمدرضا اسلامی: نقد محمدرضا جلاییپور به «بیانیه امروز جبهه اصلاحات» را خواندید. متن بسیار محترمانه و در عین حال منطقی تنظیم شده و «پرسش هایی جدی» را برای نویسندگان بیانیه اصلاحات طرح کرده است.
اما شوربختانه ماجرا فراتر از این یادداشت محترمانه محمدرضا جلاییپور است. و این حکایت همان رنجی است که میبریم. ما در ایران مبتلا به دو طیف فکری هستیم. یک طیف فکری نمایندگانش فؤاد ایزدی، حسین شریعتمداری، جواد لاریجانی و حمید رسایی است و در سمت مقابل یک طیف تفکر سیاسی را شاهدیم که «تبلورش» می شود همین بیانیه جبهه اصلاحات.
بیانه جبهه اصلاحات گویی در خلاء تنظیم شده است. انگار نه انگار که نویسندگان این بیانیه شاهد برندینگ چهره ای مشابه جولانی (احمد الشرع سابق) بوده اند. آیا ندیده اند که جولانی در توافق با غرب آمد، از سیمای «چهره جهادی» تحریرالشام به چهره کراوات زده تغییر شکل داد، با ترامپ دست داد، ولی اسرائیل تمام پایگاههای هواپیماهای نظامی سوریه را بمباران کرد. در بیانیه اصلاحات بحث «ترک تخاصم» شده، اما این بحث در مضحک ترین شکل خودش طرح شده است. گویی نویسندگان بیانیه ندیده اند که طرف مقابل در موضع تخاصم «تفکری» است که وزارت دفاع جولانی را وسط دمشق بمباران می کند و همزمان کودکِ قحطی زده ایستاده در صف غذا را نیز رگبار گلوله می بندد. نویسندگان بیانیه چطور اینقدر دنیا را رمانتیک می بینند؟
این بیانیه مایه شرم ابدی جبهه اصلاحات ایران خواهد ماند.
طرف مقابل در میانه مذاکرات (رسما در میانه مذاکره) آمده و ما را بمباران کرده و بعد متن این بیانیه اینگونه نازل تنظیم شده است.
گویی که نویسندگان این بیانیه در ویلایی در داخل ایران زندگی می کنند و کلا از اخبار سایر نقاط دنیا بیخبر و بی اطلاع اند.
🔵 ما گرفتار شده ایم. و عمر ما در این گرفتاری گذشت. از یک سو با جریانی مشابه حمید رسایی و فواد ایزدی و زاکانی سر و کار داریم و از سوی دیگر با جریانی که چنین نگاه رمانتیک و غیرواقعی به «دنیای امروز» دارند.
بیانیه جبهه اصلاحات طوری تنظیم شده که مشخص است نویسندگان این بیانیه نه درکی از قدرت دارند و نه درکی از مفاهیم پایه روابط انسانی. متن بیانیه مشابه انشای چند دانش آموز دبیرستانی است که «آرمانشهر ذهن نوجوان دبیرستانی» را بر سطور کاغذ به نگارش درآورده اند.
رنجی که می بریم این است که نه آن چند نوجوان جبهه اصلاحات، و نه حمید رسایی و رفقایش در جبهه پایداری، نیازی به بازنگری در خویش ندیده و نمی بینند.
ایام و روزها بر ما می گذرد.
🆔@nazm_jahani
⭕️از تغییر رژیم تا تغییر پارادایم
👤شهاب اسفندیاری:
یک زمانی بسیار شایع شده بود افرادی که میخواستند اظهار فضل کنند میگفتند «باید گفتمان کنیم». از نشانههای دانش و به روز بودن محسوب میشد! حالا رایج شده میگویند «باید تغییر پارادایم بدهیم». کأنه پارادایم دندهی خودرویی است که به ارادهی شخصی میتواند عوض شود. بزرگواران! آن چه که دنبالش هستید را صریح بگویید. طامات نبافید. تنِ توماس کوهن را هم در گور نلرزانید. تغییر پارادایم شرایط و مقدمات فراوان دارد که برخی از آنها اصلا از ارادهی افراد خارج است.
▫️بزرگواری اخیراً مقالهای در جریدهی فرنگی دیپلماتیک نوشته و در پایان گفتهاند: «انتخاب پیش روی ایران، منطقه و قدرتهای جهانی واضح است: ادامه گذشته فاجعهبار، یا شجاعت برای ساختن آیندهای مشترک. زمان تغییر پارادایم فرا رسیده است.» یعنی ایشان فیالجمله کل عالم را به «تغییر پارادایم» امر فرمودهاند! سؤالی که پیش میآید این است که راقم آن سطور خود را بر کدامین سکو و در کدامین جایگاه (Standpoint) فرض میکند که میتواند همزمان برای «ایران»، «منطقه» و «قدرتهای جهانی» یک نسخهی واحد تجویز بفرماید؟
▫️صحنه بسیار روشن است: طرف مقابل آمده وسط مذاکره کشور شما را بمباران کرده. مردم شما، دانشمندان شما، فرماندهان شما را به خاک و خون کشیده است. خواستهی خود را هم صریح و واضح گفته: «تسلیم بیقید و شرط». حالا شما در جواب او میگویید «عزیزم! بیا با هم برویم یک پارادایم شیفت بدهیم»؟! خودتان از این سخنان به خنده نمیافتید؟ ما اكثر العبر و اقل الاعتبار.
▫️سالها مملکت به بهانهی «رفع نگرانی غربیها» معطل شد. سالها اقتصاد کشور به امید سرمایهگذاری غربیها تعطیل شد. آخر مشخص شد که مسئله آنها اصلا هستهای نیست. مسئلهی آنها ایران است. با ایران مستقل و قوی مشکل دارند. تغییر رژیم مطلوب آنها یعنی حذف ایران قوی و مستقل. مدعیان «تغییر پارادایم» توضیح دهند که طرح آنها آیا نتیجهای جز این دارد؟
▫️این سخنان را لطفا به معنی نفی دیپلماسی مصادره نکنید. از قضا نظریهپردازان جنگ هم گفتهاند که «جنگ همان دیپلماسی است. فقط با ابزار متفاوت». لذا فاتحان جنگهای تاریخ هم، برای تثبیت دستاوردها و ترسیم مرزها و معادلات جدید قدرت پس از پیروزی، «با دست پر» با طرف شکست خورده مذاکره کردهاند.
▫️طبعاً کسانی که معتقدند ایران از جنگ ۱۲ روزه سربلند بیرون آمده مخالف دیپلماسی برای تثبیت دستاوردهای این پیروزی نیستند. مشکل این است که عدهای با فرض غلطِ «شکست در جنگ»، و با فرض غلط اندر غلطِ «نادرست بودن سیاستهای هستهای و منطقهای» پیشاپیش پرچم تسلیم را بالا برده و میخواهند ایران سرافکنده و ذلیل وارد مذاکره شود. همانگونه که سال ۱۳۹۲ در تبلیغات انتخابات چنان روایتی پر عجز و لابه از فلاکت اوضاع مملکت ارائه کردند و آنگاه از موضع ضعف و خفت وارد مذاکره شدند و آن کلاه گشاد بر سرشان رفت.
▫️اکنون که ملتهای آزادهی جهان پیروزی ایران در جنگ با دو قدرت اتمی را میستایند، برخی که گویی بر ناصیهشان باختگرایی و تسلیمطلبی نوشته شده، دوباره مشغول برشمردن «سیاستهای اشتباه گذشته» ایران شدهاند. اشتباهی هم اگر بوده کوتاهی دولتها در حمایت از جبههی مقاومت بوده. اشتباهی اگر بوده کوتاهی دولتها در حمایت از توسعهی صنعت موشکی بوده. اشتباهی اگر بوده خون به دل حاج قاسمها و حاجیزادهها کردن بوده. اشتباه تعطیلی آزمایشهای موشکی و برنامه فضایی و خانهنشین و آوارهکردن دانشمندان بوده. اشتباه دست و دل بازی در ارائهی اطلاعات هستهای و اطلاعات دانشمندان عزیز ما به آژانس انرژی اتمی بوده.
▫️لذا اگر تغییر پارادایمی هم ممکن و ضروری باشد، عبور از آن پارادایم استعماری لازم است که سرمنشاء این اشتباهات مهلک و خطاهای راهبردی شد. اگر توبهای لازم باشد، توبهی اشخاصی لازم است که با تحلیلهای فریبندهی مشاورانی از اندیشکدههای غربی و مغزهای استعمارزده ایران را در موضع ضعف و آسیب قرار دادند. تأسفآور و البته مضحک است که متهمان اصلی در این مقوله امروز در مقام مدعی و طلبکار و حتی منجی ظاهر شوند. کل اگر طبیب بودی سر دولت خود دوا نمودی. اگر با ابراز ضعف و تواضع در برابر «کدخدا» قرار بود چیزی عاید شود که همان زمان شده بود.
🆔@NAZM_JAHANI
⭕️یادداشت قوچانی علیه بیانیه اصلاحطلبان: دیپلماسی جای بیانیه نیست
📖محمد قوچانی، رئیس کمیته سیاسی حزب کارگزاران سازندگی، در یادداشتی تحلیلی، بیانیه اخیر جبهه اصلاحات درباره سیاست خارجی کشور را اقدامی ناپخته، پرهزینه و تهدیدکننده برای انسجام ملی ارزیابی کرد.
قوچانی ابتدا با اشاره به سابقه تاریخی و تشکیلاتی جبهه اصلاحات، تأکید کرد که این جبهه هنوز یک «ائتلاف» انتخاباتی است نه یک حزب منسجم، و صدور بیانیههای تحلیلی در حوزههای حساس، بدون اجماع نهادی و تدوین سند مواضع مشترک، میتواند موجب اختلاف و چندصدایی شود.
قوچانی با اشاره به تمایز ماهوی میان «حزب» و «جبهه»، هشدار داد که ورود به مباحثی چون سیاست خارجی، بدون ابزار مشروعیت حزبی، از لحاظ کارشناسی خطا و از منظر سیاسی مناقشهآمیز است. قوچانی تأکید کرد که در دیپلماسی، برخلاف رقابتهای داخلی، یک ملت در برابر ملت دیگر مینشیند، نه اکثریت و اقلیت.
قوچانی، صدور این بیانیه را دارای سه هزینه کلان برای ایران میداند:
۱- تضعیف دست دولت مسعود پزشکیان در مذاکرات، در حالی که دشمن صلح را بهمعنای تسلیم میفهمد.
۲- تقویت جریانهای تندروی اصولگرا که درصدد تقابل دولت با نظاماند.
۳- تخریب فضای وفاق ملیِ بهوجود آمده پس از تجاوز اخیر اسرائیل.
قوچانی تأکید کرد که دولت پزشکیان با اعتماد نظام روی کار آمده و اصلاحطلبان باید بهجای صدور بیانیه علنی، از مسیرهای مشورتی، حمایت خود را از روند دیپلماسی اعلام کنند. او هشدار داد که دادن بهانه به دست جنگطلبان داخلی و خارجی، ضربهای است به مشروعیت اصلاحات و انسجام ملی.
🌐https://www.tabnak.ir/fa/news/1323679/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D9%82%D9%88%DA%86%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D8%A8%D9%87%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA
#عصراندیشه
🆔@nazm_jahani