eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
535 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
پاسخ جناب پودینه: درود بر شما بله موافقم؛ و اشاره هم کردم که سازمان بین الملل یک سازمان نوپا محسوب
جواب جناب سامیار رستمی: درود مجدد و نیز سپاس از پاسخ شما... فقط یادآوری میکنم که سوالات من هیچ ربطی به جمهوری اسلامی و ایدئولوژی آن که اشاره فرمودید ندارد زیرا این نواقص و ایراداتی که سازمان های بین المللی دارند قبل از جمهوری اسلامی هم داشته اند و در دو سال گذشته و با جنایات اسرائیل در غزه بوضوح مشخص شد که اینگونه سازمانها عمدتاً و نمی‌گویم تماماً ابزاری در دست قدرت های بزرگ هستند و نقصان ها و ایرادات و یا به عبارت بهتر ناکارآمدی آن نه به دلیل مشکلات ساختاری و قانونی درون آن بلکه به دلیل آن است که محملی عامه پسند برای پیشبرد اهداف و منافع قدرت های بزرگ بوده است و اینکه این قدرت ها کدامشان از جمهوری اسلامی دفاع کرده یا خواهند کرد نه تنها ارتباطی با سوالات من نداشت بلکه اتفاقا مؤید درستی آن مطلبی است که من عرض کردم یعنی استفاده ابزاری از این سازمان های بین المللی در راستای منافع و بده بستان های قدرت های بزرگ... و به گمانم با این اوصاف نه فقط برای ایران بلکه باید برای تمام ملت های دیگر دنیا و بخصوص پس از آبروریزی دو سال گذشته این سازمانها و نهادهای بین المللی در مواجهه با اسرائیل درس بزرگی باشد که باید به دنبال تمام منابع قدرت اعم از نظامی سیاسی اقتصادی فرهنگی و... باشند و اینکه این منابع چگونه و بر اساس چه مکانیزم هایی محقق می‌شوند برای هر کشور و ملتی متفاوت خواهد بود🙏
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
جواب جناب سامیار رستمی: درود مجدد و نیز سپاس از پاسخ شما... فقط یادآوری میکنم که سوالات من هیچ ربطی
جواب جناب پودینه: درود بر شما بله متوجه هستم؛ بنده هم نواقص سازمانهای بین المللی را نفی نمی کنم؛ اما این تنها راه بشر برای گذر از قدرت نمایی ( با هر معیاری ) و رسیدن به خرد جمعی است؛ مقایسه آز ان جهت بود که بنده در متن پیشین به آن اشاره داشتم والا برشمردن نواقص موجود در سازمانهای بین المللی – بدون مقایسه آن با معیار های دیگر – راهگشا نیست؛ اکنون اگر ایران نیز از اسرائیل یا هر کشور دیگری ، شکایتی داشته باشد ، اولین راه ، مراجعه به سازمانهای بین المللی است ، همانگونه که در مواردی اینکار را انجام داده است؛ مگر اینکه از مراجعه به این سازمانها نتیجه لازم را نگرفته باشد و یا عملا مورد تجاوز مستقیم و حمله قرار گرفته باشد که وظیفه ذاتی هر حکومتی دفاع از کشور است؛ ضمن آنکه در کنار این راه برای تعامل کشورها و مردم جهان ، به این مورد هم اشاره کردم که راههای رهبری جوامع با معیارهای ایدئولوژیک می تواند بسیار فاجعه آمیز باشد.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️در مصاف با «پوپولیسم» غرب‌گرا و «ساده‌انگاری» انقلابی 🔸از دکتر بیژن عبدالکریمی، علی‌رغم وجود اختل
نظر کاربری دیگر با عنوان مهدی: هیچ حکومت قدرتمندی دانش و تکنولوژی خود را رایگان و به بهای تشکر در اختیار ما قرار نخواهد داد . کما اینکه روسیه و چین نیز نشان دادند در تعامل با ما نه تنها دستکمی از غرب ندارند بلکه خساست بیشتری نیز بخرج می‌دهند . منی که جز آیات ، روایات ، خرافات و بدعت تولید کننده هیچ دانش و علمی نیستم ناچارم در اقتصاد ، صنایع ، فنون و حتی ورزش که برخاسته از بیگانگان است به آنها رجوع و مبتنی بر دستور العملی که کارآمدی خود را نشان داده از این امکانات بهره برداری کنم . از شرقی و اسلامیزه نمودن گزاره های مدرن وصله ناجوری چون جمهوری اسلامی زاییده نمیشود . که جمهورش از بیگانگان به عاریت گرفته و اسلامش را با اغماض اگر قبول کنیم از خودمان بوده و به آن چسبانده ایم ، نتیجه اش اینی است که اکنون نه حکومت جمهوری داریم و نه اسلامی ...... پاسداشت آزادگی ، فرهنگ ، آداب و سنن یک جامعه با روش جمهوری اسلامی در تقابل با غرب که برخی چون عبدالکریمی تمام قد و تا پای جان در کنارش ایستاده اند ممکن نیست . آنچه که شما میخواهید مستلزم ایجاد علوم و فنونی با خاستگاه ایرانی است تا ما را از بقول شما سلطه که در اصل تعامل و بده و بستان است بی نیاز کند . امروز باشکوه ترین مراسم برگزاری ماه رمضان ، حج و دیگر آموزه های اسلامی در همین کشورهای اسلامی از نظر جمهوری اسلامی بی عرضه و تحت سلطه استکبار برگزار می‌شود . حال اگر در حال مدرن سازی فرهنگی ، آزادی حجاب ، برگزاری کنسرت و دیگر تظاهرات غربی هستند بواسطه نیاز ، خواست و اراده اکثریت جامعه در برخورداری از امکانات و آزادی هایی است که در دنیای امروز خود را مستحق آن دانسته و منافاتی با حفظ شعائر و فرهنگ بومی ندارد . بگیر و ببند و قوانین حکومتی در برابر مدرنیته به اسم مقاومت در برابر سلطه کشور را بلحاظ صنعتی عقب مانده و گدای در خانه چین و روسیه گردانده و این فشار ها در بعد فرهنگی به شرایط اسفناکی چون پوشش اعتراضی می انجامد . باشد که با ادامه وضع موجود ( اگر تاب آوری آن را داشته باشیم که بعید میدانم ) کشورهای همسایه عربی به پیشرفته ترین تکنولوژی هسته ای غیر نظامی همچون آب شیرین کن ها و دیگر مواهب علم وارداتی دست یابند و سرمایه های خود را در مسیر درست مصرف کنند و ما دارایی مان را مسیر مقاومت در شکم مفسدان دور زننده تحریم ، نیابتی ها ، موشک ، روسیه ، چین ، توسعه امامزاده قلقلی و فسقلی و سرپوشیده کردن مسیر راهپیمایی اربعین و اموری از قبیل خرج کرده و در اشک بر وفات ائمه دین از ملائک پیشی گیریم ....
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
نظر کاربری دیگر با عنوان مهدی: هیچ حکومت قدرتمندی دانش و تکنولوژی خود را رایگان و به بهای تشکر در اخ
جواب کاربری با عنوان «فرشید» به جناب مهدی: خودتحقیری را مصداق تویی 🤷‍♂😁 البته که شما هیچ هنری جز حقارت ندارید ولی ما مسلمین اولین علم آوران در جهان هستیم به اعتراف هونکه و گوستاولوبون و ویل دورانت که پیش ازین مستندانش را ریپلای زدم اما چون در آن اسناد، ارباب تقدیس شده تان را بربر دانسته بود به تریج قبای تان برخورد . در باب ورزش نیز ۱۴۰۰ سال پیش توصیه به آموزش شنا ، سوارکاری ، تیراندازی، و ... کلهم اجمعین از همچی عقبی و چون نامسلمانی، خبر نداری که مسلمین قبل از طلوع بیدار شده و سحر خیز هستن و جمود و خمودی در دین شان مذموم شمرده شده است ! درباره عاریت گرفتن جمهوری از غرب نیز اشتباه میکنی زیرا که ۱۴۰۰ سال پیش بر "شورا بینهم" تاکید شده و طرح بیعت گرفتن معرب همان رای دادن است و چه بسا که آنان از ما کپی کرده باشند تنها چیزی که از غرب عقبیم، عریان شدن ست که شما برایش له له میزنید که آنهم در اصل تحجر ست و نه تجدد زیرا از بشر نئاندرتال بدینسو سعی در پوشش بود و هنر بافت پارچه در طول هزاره ها و با تلاش بسیار بدست آمد و هنوز هم در طبقه نجبا و اصیل زادگان مانند دربار انگلیس، رعایت پوشش از سنت های سلطنتی ست و عروس هنرپیشه شان را بخاطر عدم رعایت و پوشیدن دامن کوتاه از قصر بیرون کردند چرا که برهنگی را مختص کنیزکان و زنان طبقه پست جامعه میدانند و نه زنان اصیل درباری !
جامعه ما و ایران ما، به شدت نیازمند است. گفت‌‌وگو بین طیف‌ها، گفتمان‌ها، جریان‌ها و سلیقه‌های مختلف و متفاوت. این امر، نیازمند مؤلفه‌های مختلفی از ؛ مانند علم‌داشتن، صبوری، گشودگی ارتباطی، گستردگی زبانی، هوشمندی و... است.
🔹زهران ممدانی؛ کابوس ترامپ و نماد عبور از نظم آمریکایی 🔻آیت‌الله عباس کعبی در یادداشتی به موضوع انتخاب زهران ممدانی به عنوان شهردار نیویورک پرداخت؛ ◽️در میانه تحولات پرشتاب سیاسی و اجتماعی امریکا، پیروزی زهران ممدانی، مسلمان شیعه 34 ساله، در انتخابات شهرداری نیویورک، نشانه‌ای از شکاف عمیق در نظم لیبرال غربی و آغاز گفتمان جدیدی در سیاست آمریکاست. ◽️این پیروزی، شکست نمادین ترامپیسم و پیروزی گفتمان مقاومت، عدالت‌خواهی و همزیستی در قلب آمریکا است. ◽️ممدانی با نقد صریح سیاست‌های نژادپرستانه، سرمایه‌داری افراطی و فساد ساختاری، نشان داد که گفتمان ترامپ دیگر پاسخ‌گوی نیازهای جامعه شهری امریکا نیست. ◽️برخلاف بسیاری از سیاستمداران آمریکایی، ممدانی با صراحت از حقوق فلسطینی‌ها دفاع کرده و خواستار توقف حمایت بی‌قید و شرط واشنگتن از رژیم صهیونیستی شده است. ◽️ ممدانی با حضور در مراسم عاشورا و تأکید بر آموزه‌های امام حسین (ع)، مفاهیم ایثار، عدالت و مقاومت را به سیاست شهری در آمریکا پیوند زده است. ◽️او اسلام‌هراسی را محکوم کرده و خواستار همزیستی مسالمت‌آمیز میان ادیان و اقوام در نیویورک شده است. ◽️پیروزی او نشان‌دهنده قدرت نسل جدیدی است که با گفتمان عدالت‌محور، ضد نژادپرستی و ضد سرمایه‌داری، در حال بازتعریف سیاست آمریکاست. زهران ممدانی با تلفیق هویت دینی، عدالت اجتماعی و مقاومت فرهنگی، توانسته است گفتمانی نوین در مدیریت شهری و سیاست ملی آمریکا خلق کند. این رخداد، نه‌تنها کابوس ترامپ، بلکه نشانه‌ای از افول اقتدار آمریکا و انزوای آن در میان ملت‌های جهان است. @HawzahNews
اظهار نظر در این‌باره، نه شتابان و سریع، که نیازمند درک مناسبات سیاسی آمریکا است. آیا از ارتباط ممدانی با دموکرات‌ها خبر دارید؟ این احتمال وجود ندارد که این رخداد، توطئه دموکرات‌ها علیه ترامپ باشد؟ چه مقدار از رویکردهای سوسیالیستی ممدانی در شهر سرمایه‌داری آمریکایی خبر دارید؟ ممدانی با سرمایه‌داری و سرمایه‌داران آن‌جا چه خواهد کرد؟ ممدانی با اسرائیل مخالف است یا نتانیاهو؟ این‌هارا می‌دانید؟ حال، تناقضات رفتاری او را چه می‌کنید؟ این‌که در تجمعات همجنس‌گرایان حضور دارد، خط مشی سیاسی او حساب نمی‌شود؟ به‌خصوص کسانی اظهار نظر کنند که خود بخشی از حاکمیت جمهوری اسلامی محسوب می‌شوند! چه نیازی به این کار است؟ ضمناً او حداکثر شهردار یکی از شهرهای آمریکا است. چرا این‌قدر حماسه‌سرایی؟! چرا این‌قدر عجله در تحلیل و قضاوت؟ حالا بر فرض دستاورد باشه، چه ربطی به جمهوری اسلامی داره؟ چگونه میخاید اثباتش کنید؟ شاید از بغض سیاست‌های نژادپرستانه‌ی آمریکا و نسل‌کشی اسرائیل باشه! چه بسا اصلا دلیل اصلی، حمایت او از همجنسگرایی باشد که در بیان مواضعش علنا قول حمایت داده است. چه بسا مخابره‌کردن این تصویر غلط در ایران، یک توطئه بوده است که در نهایت زمینه‌ساز مذاکره با آمریکا در آینده شود. زمانی که شاید ممدانی در آمریکا رئیس جمهور شود. یعنی ممدانی، خارج از قدرت لابی آمریکا به کرسی قدرت رسیده است؟ در سیستم آمریکا، اگر مهره سیستم نباشی، حذفت می‌کنند. ساختار سیاسی آمریکا و لابی‌‌گری در سیاست کلان آمریکا به‌گونه ای است که اصلا عوض شدن یک مهره کوچک تأثیر چندانی ندارد. زمین بازی همان است حتی اگر مهره مخالفی باشی. شاید ممدانی برای این بالا آمده تا از چهره شنیع آمریکا که حامی جنایت‌های صهیونیست ها بود بکاهد. چگونه به استکبارستیزی ربطش می‌دهید؟ چه تخصصی درباره ساختار سیاسی آمریکا دارید؟
‌📌ساختار خودترمیم‌گر آمریکا یا انتقال پیام ۱۳ آبان به نیویورک!؟ 🔻من نمیدانم چگونه و با چه فرمولی با انتخاب زهران ممدانی به عنوان شهردار نیویورک «پیام ۱۳ آبان به نیویورک رسید»، اما امیدوارم به مانند سابق و طرح مباحثی همچون «تا ۱۰ سال آینده آمریکا تجزیه می شود»، این گزاره‌ جدی گرفته نشود! فواد ایزدی: پیام ‌ به ‌ رسید. سه شعار اصلی زهران ممدانی، شهردار جدید نیویورک، در مقایسه با دیگر نامزدها: ۱-حمایت از آرمان فلسطین. ۲-عدالت‌خواهی. ۳-مبارزه با نژادپرستی در سیاست‌های داخلی و خارجی. افرادی که سه شعار بالا را برجسته کنند حکمرانان آینده کل ‌ خواهند بود. 🔻انتخاب زهران ممدانی بازتابی از ظرفیت بازسازی و ترمیم درونی ساختار سیاسی ایالات متحده است. آمریکا در طول تاریخ خود نشان داده که با درک واقع‌گرایانه از تضادهای اجتماعی، تضاد را از میان نمی‌برد، بلکه آن را در خود جذب و هضم می‌کند. 🔻به همین دلیل، ساختار سیاسی منحصر به فرد این کشور، مسیر بقای خود را نه از راه نادیده گرفتن بحران، بلکه از طریق ادغام بحران در ساختار قدرت طی می‌کند و هر بحران اجتماعی یا سیاسی، فرصتی است برای نوسازی مشروعیت و اصلاح درون‌زا. 🔻به تعبیر گرامشی، این فرآیند نوعی «هژمونی نرم» است؛ یعنی جذب و همزیست‌سازی نیروهای منتقد در دل ساختار رسمی تا از شدت تضادها کاسته شود و انرژی اعتراضی جامعه در چارچوب مشارکت سیاسی کانالیزه گردد. 🔻وقتی از «خودترمیم‌گری» یا «هژمونی نرم» در آمریکا سخن می‌گوییم، در واقع به این نکته اشاره داریم که ساختار قدرت در این کشور، به‌جای حذف نیروهای مخالف—از چپ‌گرایان و رنگین‌پوستان گرفته تا مهاجران—آنان را در قالب‌های نهادی و رسمی جذب می‌کند. انتخاب چهره‌هایی چون ممدانی نمونه‌ای روشن از این سازوکار است: ادغام منتقد در دل سیستم تا خواسته‌های رادیکال یا اعتراضی در زبان سیاست رسمی ترجمه و تلطیف شوند. 🔻نتیجه‌ی این فرایند، کاهش احتمال شورش اجتماعی خشونت‌بار، افزایش مشروعیت سیاسی و در نهایت بازتولید ثبات در دل تغییر است. انتخاب زهران ممدانی، نماینده‌ای مهاجر و چپ‌گرا، شاید نقطه‌ی مقابل ترامپ است، اما از نظر کارکرد سیاسی، پیوستار همان منطق خودترمیمی محسوب می‌شود. 🔻اگر ترامپ صدای طبقات خشمگین و سفیدپوست حاشیه‌نشین بود، ممدانی صدای نسل جوان، اقلیت‌های رنگین‌پوست و مهاجرانی است که خواهان عدالت اجتماعی‌اند. 🔻در نبود چنین درک واقع‌گرایانه‌ای از سازوکارهای درونی قدرت در آمریکا، برخی‌ها در ایران مدام به این اشتباه خود پافشاری می کنند که این کشور در آستانه فروپاشی یا جنگ داخلی تغییر حکمرانی است. حال آن‌که تجربه تاریخی نشان داده، نظام سیاسی آمریکا از دل بحران‌ها تغذیه می‌کند و ساختار قدرت و مکانیزم‌های خودترمیمی آن، بحران‌ها را می‌بلعد و شکاف‌ها را ترمیم می کند نه آنکه بلعیده شود!
این خا‌م‌اندیشی‌ها، امکان واقع‌بینی و تصمیم صحیح و کارآمد را از تصمیم‌گیر می‌گیرد.
⭕️ ایران و بحران استراتژی؛ سرزمین نبوغ بی‌بنیان! 🔻در تاریخ ایران، از دوران باستان تا امروز، همواره نام‌هایی درخشان از سیاست و حکمرانی دیده می‌شود؛ از کوروش بزرگ و داریوش گرفته تا نظام‌الملک طوسی، امیرکبیر و دکتر مصدق. با این حال، در مقایسه با دیگر تمدن‌های بزرگ، ایران در پرورش و تداوم تفکر استراتژیک ضعیف بوده است. این ضعف نه‌تنها در عرصه‌ی سیاست و نظامی‌گری، بلکه در فرهنگ تصمیم‌گیری و آینده‌نگری نیز ریشه‌دار است. 🔻یکی از دلایل اصلی این وضعیت، غلبه‌ی فردگرایی بر نهادگرایی در تاریخ ایران است. ساختار سیاسی ایران در بیشتر ادوار، بر محور شخصیت‌ها استوار بوده نه بر سیستم‌ها. هرگاه فردی نیرومند و اندیشمند ظهور کرده، کشور جهش یافته؛ اما با رفتن او، همه چیز فرو ریخته است. در حالی‌که در تمدن‌های غربی و شرق آسیا، اندیشه‌ی حکمرانی از فرد به نهاد منتقل شد، در ایران اندیشه و قدرت همواره در گرو حضور یک شخص باقی ماند. به همین سبب، عمر هر استراتژی بزرگ در ایران معمولاً به اندازه‌ی عمر صاحب آن بوده است. 🔻مشکل دیگر، نبود نهادهای آموزشی و اندیشه‌ساز برای تربیت سیاستمداران و مدیران راهبردی است. در حالی‌که از دوران باستان در یونان، چین و سپس اروپا، مدارس نظامی و مراکز فکری برای آموزش هنر حکومت‌داری و طراحی استراتژی شکل گرفته بود، در ایران چنین سنتی نهادینه نشد. چهره‌هایی چون نظام‌الملک و امیرکبیر حاصل نبوغ فردی بودند، نه محصول یک نظام آموزشی هدفمند. ایران در طول تاریخ استراتژیست به دنیا آورده، اما هیچ‌گاه استراتژیست تربیت نکرده است. 🔻از سوی دیگر، سیاست در ایران اغلب ماهیتی واکنشی داشته است. تصمیم‌گیری‌ها بیشتر در پاسخ به تهدید و بحران انجام می‌شده تا بر اساس طرحی بلندمدت و پیش‌دستانه. از حمله‌ی اسکندر و مغول گرفته تا رقابت‌های استعماری قرن نوزدهم، سیاست ایران بر محور دفاع و بقا شکل گرفته است، نه بر اساس طراحی برای گسترش و توسعه. در نتیجه، تفکر راهبردی در ذهن سیاستمداران ایرانی جای خود را به مصلحت‌گرایی کوتاه‌مدت داده است. 🔻گسست‌های تاریخی نیز نقش مهمی در تضعیف حافظه‌ی استراتژیک ایران داشته‌اند. هر بار که سلسله‌ای سقوط کرده، میراث فکری و اداری آن نیز از میان رفته است. نه انتقال تجربیات وجود داشته و نه استمرار نهادی. برخلاف اروپا که اندیشه‌ی حکمرانی از امپراتوری روم تا دوران مدرن پیوسته تحول یافته، در ایران هر حکومت جدید با ویران کردن ساختار پیشین، از صفر آغاز کرده است. این گسست تاریخی موجب شده هیچ تجربه‌ای در زمینه‌ی تصمیم‌سازی و آینده‌نگری به صورت ماندگار انباشته نشود. 🔻 عامل دیگر، شکاف تاریخی میان خرد و قدرت است. در بسیاری از دوره‌ها، صاحبان اندیشه و تدبیر قربانی قدرت‌طلبی حاکمان شده‌اند. سرنوشت نظام‌الملک، امیرکبیر، قائم‌مقام و مصدق نمونه‌های آشکار این تقابل است. در ایران غالباً صاحبان قدرت از استراتژیست‌ها بیم داشته‌اند، زیرا تفکر مستقل و آینده‌نگر با تهدید قدرت اشتباه گرفته شده است. نتیجه آنکه قدرت در ایران کمتر به عقل اعتماد کرده و در غیاب پیوند میان فکر و سیاست، استراتژی جای خود را به تصمیم‌های مقطعی داده است. 🔻افزون بر این، تفکر ایرانی از دیرباز در عرصه‌ی فلسفه، عرفان و اخلاق غنی بوده، اما در طراحی سیستمی و عمل‌گرایانه ضعیف مانده است. اندیشه‌ی ایرانی بیشتر به نجات فرد و جامعه می‌اندیشید تا ساختار و نهاد. در نتیجه، حکیمان ما بزرگ بودند، اما کمتر سیاست‌ساز. به تعبیر جامعه‌شناسان، ایران در حوزه‌ی «اندیشه» ژرف بوده اما در حوزه‌ی «سازمان» کم‌عمق. 🔻 جغرافیای ایران نیز این ضعف را تشدید کرده است. قرار گرفتن در چهارراه امپراتوری‌ها و فشار دائمی قدرت‌های بیرونی، سیاست را به سمت بقا سوق داده است. وقتی بقای کشور در خطر باشد، طراحی بلندمدت جای خود را به واکنش فوری می‌دهد. از همین رو، سیاست ایرانی در بیشتر دوران‌ها دفاعی و اضطرامحور بوده است، نه برنامه محور و آینده‌نگر. 🔻در مجموع، کمبود استراتژیست در تاریخ ایران محصول هم‌زمان چند عامل است: نبود نهادهای فکری، شخص‌محوری در سیاست، گسست‌های تاریخی، حذف صاحبان اندیشه و ضعف نگاه سیستمی. هرگاه اندیشه و قدرت به‌طور هم‌زمان در یک فرد جمع شده‌اند ــ از کوروش تا امیرکبیر ــ ایران جهشی تاریخی را تجربه کرده است. اما این جهش‌ها کوتاه‌مدت و ناپایدار بوده‌اند، زیرا بر بستر نهادهای فکری و آموزشی پایدار بنا نشده‌اند. 🔻 امروز اگر بخواهیم از چرخه‌ی تاریخی ضعف استراتژی بیرون بیاییم، بیش از هر زمان دیگر به نهادسازی فکری، تربیت استراتژیست و پیوند دوباره‌ی عقل و قدرت نیاز داریم. تاریخ نشان داده است که بدون تفکر راهبردی، هیچ ملتی—حتی با ثروت و قدمت ایران—نمی‌تواند آینده‌ی خود را طراحی کند./
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️ ایران و بحران استراتژی؛ سرزمین نبوغ بی‌بنیان! 🔻در تاریخ ایران، از دوران باستان تا امروز، همواره
تفکر در ایران همیشه بوده، اما گرفتار اندوهِ بی‌استراتژی مانده است. در دل تاریخ این سرزمین، نسل‌هایی از اندیشمندان ایرانی بودند که می‌دانستند و می‌فهمیدند؛ اما در ساختار قدرت، مجال عمل نیافتند.