🍃هستی من
خدا را شکر که دوستت دارم.
من جز دوستی تو
هیچ سرمایۀ دیگری ندارم
و دارم خدا را برای همۀ سرمایهام شکر میکنم.
تو را دوست دارم و احساس فقر نمیکنم
مگر میشود کسی تو را دوست داشته باشد
و باز هم احساس فقر کند؟
هر چه قدر به محبّتی که به تو دارم فکر میکنم
خوف و رجا دست به دست هم میدهند
و وجودم را پر از هیجان و لبریز از وحشت میکنند.
هیجان و وحشت در کنار هم
طعم زندگی را همیشه تازه نگه میدارد.
کسانی که از وحشت فراریاند
حتماً هیجان را نمیفهمند
و فقط خانۀ دلشان پر از نقّاشیهای وحشتآلود است.
من از وقتی خوف و رجای محبّت تو را در کنار هم چشیدم
معنای زندگی را فهمیدم.
کاش زودتر از این خوف و رجا را این چنین برایم معنا کرده بودند!
خانۀ محبّتت را که در دلم آباد میبینم
همۀ وجودم میشود امید، میشود نشاط، میشود هیجان
و وقتی فکر میکنم به این که نکند کاری کنم
که پایههای این خانه بلرزد
همۀ وجودم میشود ترس، میشود اضطراب، میشود وحشت.
من از این وحشت فرار نمیکنم
زیرا طعم هیجان خالی را چشیدهام
حتّی اگر شیرین باشد، به تنهایی دلم را میزند
شیرینی هیجان داشتن تو را
باید کنار طعم وحشت از دست دادن تو چشید
تا فهمید که مزۀ خوف و رجا در کنار هم
چه طعم منحصر به فردی میشود.
خدا را شکر که دوستت دارم
و خدا را شکر که به من فهماند
دوستی تو همۀ سرمایۀ من برای زندگی در دنیا و آخرت است.
اگر من نفهمیده بودم این «همۀ سرمایه بودن» را
نه هیجانم این قدر اوج میگرفت
و نه وحشتم این قدر زیاد میشد.
باز هم زنده شد خاطرات آن روزهای سیاه و تلخ
روزهایی که تو را دوست داشتم
ولی دوستیات را همۀ سرمایهام نمیدانستم
روزهایی که خانۀ محبّت در دلم داشت میلرزید
و ترک افتاده بود به دیوارها و حتّی به سقفش
ولی مرا هیچ وحشتی احاطه نکرده بود.
ترکهای سقف و دیوار را میدیدم و میخندیدم.
چه قدر باید خدا را شکر کنم که به من فهماند
دوست داشتن تو همۀ سرمایۀ من است.
من اگر تو را دوست نداشتم، نیست میشدم
هستی من مدیون محبّت توست.
شبت بخیر همۀ سرمایۀ من!
#بهانه_بودن
#شب_بخیر
#محسن_عباسی_ولدی
https://eitaa.com/abbasivaladi
🍃تنها راه زندگی
خدا را که شکر که دوستت دارم.
وقتی که تو را دوست دارم
دوست دارم هر لحظه با تو حرف بزنم.
با تو که حرف میزنم
احساس میکنم دیگر هیچ وقت نمیمیرم.
اصلاً حرف زدن با تو، راز جاودانگی است.
من اگر تو را دوست نداشتم
مگر میتوانستم این قدر با تو حرف بزنم؟
من که دیدهام کسانی را که تو را دوست ندارند
و دیدهام فرار کردن آنها را از حرف زدن با تو
و دیدهام در زندگی
چگونه مرگ را هر روز چند بار تجربه میکنند
من اگر تو را دوست نداشتم
میشدم عینِ عین آنها
و باید هر روز مرگ را چند بار تجربه میکردم.
من از مرگ میترسم
فقط زندگی را دوست دارم
و چگونه میشود با تو حرف نزد و زندگی را چشید؟
مِیل حرف زدنهای هر روز و هر شب من با تو
ریشه در محبّتی دارد که خدا از تو به دلم انداخته
من به اندازۀ تک تک حرفهایی که تا امروز با تو زدهام
نه، به اندازۀ تک تک حرفهایی که تا امروز آدمها با تو زدهاند
و تا قیامت خواهند زد
نه، به اندازۀ تک تک حرفهایی که فرشتهها در گوشَت نجوا کردهاند
نه، به اندازۀ تک تک حرفهایی که خدا با تو زده
خدا را شکر میکنم که دوستت دارم.
من اگر تو را این قدر دوست نداشتم
نهایتش وقتی که به بن بست میرسیدم
سفرۀ دلم را پیش تو باز میکردم
و همین که بن بست را برایم باز میکردی
سفره را جمع میکردم و از پیشَت میرفتم.
ولی حالا که دوستت دارم
حاضرم با تو حرف بزنم
حتّی اگر قیمتش بسته شدن راههای باز زندگیام باشد.
کسی که با تو حرف نمیزند
در حصار توهمی دهشتناک زندانی است
ولی خودش خبر ندارد.
هیچ راهی برای کسی که با تو حرف نمیزند باز نیست
همۀ زندگی برای او بن بست است.
راه باز تنها در جایی است
که تو باشی و دلی به تو وصل باشد.
خدا را شکر که دوستت دارم
و خدا را شکر که دوست دارم با تو حرف بزنم
و خدا را شکر که حرف زدن با تو را
راز باز بودن راههای زندگی میدانم
و خدا را شکر که وقتی با تو حرف میزنم
هیچ راه بستهای در برابرم نمیبینم.
شبت بخیر تنها راه زندگی!
#بهانه_بودن
#شب_بخیر
#محسن_عباسی_ولدی
https://eitaa.com/abbasivaladi
🔰پرسش های تلنگری
1⃣اگر همسرم با عصبانیت با من برخورد کرد و من هم توانستم با حلم و بردباری پاسخش را بدهم، به هدف _ که همان خداست _ ، نزدیک شدهام یا دور؟ حال که به او نزدیک شدهام، باید خوشحال باشم یا ناراحت؟ باید احساس شکست کنم یا پیروزی؟
2⃣اگر همسرم در حقّ من جفایی کرد، من برای رسیدن به هدف، باید او را ببخشم یا کینهاش را به دل بگیرم؟ اگر از خطای او گذشت کردم، باید خوشحال باشم یا ناراحت؟ باید احساس شکست کنم یا پیروزی؟
3⃣اگر در زندگیام مشکلی حل ناشدنی وجود داشت و یا این که حل شدنش به زمانی طولانی نیاز داشت و وظیفۀ من هم صبر بود، باید خوشحال باشم یا ناراحت؟ باید احساس شکست کنم یا پیروزی؟
4⃣اگر شوهر، دستوری بر خلاف میل زن بدهد و از چیزهایی باشد که زن باید در آن امور، از شوهرش تبعیّت کند، زن باید خوشحال باشد یا ناراحت؟ باید احساس شکست کند یا پیروزی؟
✅پاسخ:
اگر مقصد زندگی خدا شد، خوشحالیها و ناراحتیها، شکستها و پیروزیها و بسیاری از مفاهیم کلیدی زندگی، تعریف جدیدی پیدا میکند. شکست، یعنی دور شدن و فاصله گرفتن از مقصد _ که همان خداست _ و پیروزی، یعنی نزدیک شدن و رسیدن به خدا. چه چیزی مرا خوشحال میکند؟ هر چیزی که مرا به خدا برساند. چه چیزی مرا آزرده خاطر میکند؟ هر چیزی که مرا از خدا، دور کند.
📚تا ساحل آرامش، کتاب اول، صفحه۳۴
#تا_ساحل_آرامش
#کتاب_اول
https://eitaa.com/abbasivaladi
🍃🌸🌸🌸
✅ خلاصهی #درس نود و ششم:
چرا اخلاق ما تو جنگ نظامی و اقتصادی فرق داره؟!
🍃🌸🌸🌸
☑️ تو این درس میخوایم چند تا نکتۀ مهم در رابطه با موضوع کمک به برادرای مؤمن بگیم؛ نکتههایی که هر کدومشون یه پنجرۀ جدیدی رو تو موضوع کمک به برادرای مؤمن به رومون باز میکنه.
🔻نکتۀ اوّل:
تو نوع نگاهی که دین از تربیت به ما نشون میده، بیرون اومدن از منیّت و خودمحوری یکی از پایههای اصلی رشد و تربیته.
▫️تو شیوۀ برخوردی که دین با انسان و اطرافش داره، کاملاً معلومه که میخواد خودخواهی رو از انسان بگیره.
▫️یکی از راههای گرفتن روح خودخواهی، توجّه دادن به دیگرانه. اگه حدیثایی رو که تا حالا خوندیم مرور کنید، میبینید که دین دائم حواس آدم رو داره به دیگران جمع میکنه:
• وقتی میخوری، حواست هست که بقیه سیرن یا گرسنه؟
• وقتی داری میپوشی، حواست هست که دیگران هم دارن بپوشن یا نه؟
• وقتی داری مینوشی، حواست هست که تشنهای دور و برت هست یا نه؟
• اگه زندگی راحتی داری، از بقیه غافل نشو، ببین دیگرانم زندگیشون راحته یا پر از غم و غصّه و ... .
☑️ پس معلوم میشه که یکی از فایدههای شکرگزاری از راه کمک کردن به دنیای برادر مؤمن، بیرون اومدن از منیت و خودخواهیه.
🔻نکتۀ دوم:
الآن که من دارم این درسا رو مینویسم و شما هم میخونید، کشور در وضعیت اقتصادی مناسبی به سر نمیبره. در حال حاضر من کاری به عوامل این تنگنای اقتصادی ندارم. میخوام از زاویۀ بحثایی که تا الآن در بارۀ کمک برادرای مؤمن داشتیم، به این تنگنا نگاه کنیم.
▫️از زاویۀ نگاهی که حدیثا تا این جا برامون درست کردن، میبینیم که اهالی جامعهای که دین برامون ترسیم کرده، خودشون رو در برابر همدیگه مسئول میبینن. این طوری نیست که هر کسی به فکر خودش باشه و تنها دغدغۀ بیرون کشیدن گلیم خودش رو از آب داشته باشه.
▫️اگه این نگاه تو جامعهای تبدیل به فرهنگ بشه، دیگه جنگ اقتصادی دشمن برا به زانو در آوردن جامعۀ ایمانی، نمیتونه به هدف خودش برسه.
✔️ خب بیاید همین حالا به صورت کاربردی وضعیت جامعۀ خودمون رو با این حدیثا بررسی کنیم:
🔸الآن یه عدّهای هستن که مشکل اقتصادی دارن و در کنار اینا کسایی هم هستن که توانایی کمک به افراد محتاج رو دارن. اگه این عده کمک به برادرای مؤمن رو وظیفۀ خودشون بدونن، یه عالمه از این آدمای محتاج، زیر بار فقر له نمیشن و میتونن یه زندگی حدّ اقلّی داشته باشن.
🔸یه عدّهای هم هستن که باید قناعت کنن تا بتونن به دیگران کمک کنن. اونا هم اگه دغدغۀ شکرگزاری خدا رو داشته باشن و باور داشته باشن که کمک به برادرای مؤمن، از محبوبترین راههای شکرگزاریه، برا قناعت کردن، انگیزه پیدا میکنن.
🔸الآن یه عده از ترس این که نکنه یه جنسی بعداً گرون بشه یا گیر نیاد، به بازار هجوم میبرن و یه جوّی ایجاد میشه که به صورت طبیعی اون جنس تو بازار کمیاب میشه و اگه هم پیدا بشه، قیمتش بالا میره. بنا بر این یه عدّهای به خاطر کمیابی نمیتونن به اون جنس دسترسی پیدا کنن و یه عدّه هم به خاطر قیمت بالا نمیتونن اون جنس رو بخرن.
‼️اخلاق یه جامعه، تو جنگ اقتصادی و نظامی، میتونه زمین تا آسمون تفاوت داشته باشه. تو جنگ نظامی از همۀ هستیش به خاطر جامعۀ ایمانی میگذره؛ ولی تو جنگ اقتصادی حاضر نیست از سود بیشتر چشم بپوشونه.
********
🔴دو تا نکته مهم دیگه تو متن کامل درس بهشون اشاره شده که توصیه می کنیم حتما اونا رو مطالعه کنید.
#خلاصه_درس نود و ششم
https://eitaa.com/abbasivaladi
➖➖➖🍃🌸🌸🌸🍃➖➖➖
🌸 اینم پیدیاف درس نود و ششم، برا کسایی که دوست دارن متن کامل درس رو بخونن:
👇👇👇👇👇
096 درس نود و ششم چرا اخلاق ما تو جنگ نظامی و اقتصادی فرق داره؟!.pdf
211.2K
#درس
درس نود و ششم:
چرا اخلاق ما تو جنگ نظامی و اقتصادی فرق داره؟!
https://eitaa.com/abbasivaladi
🍃پاسخ همه سؤال ها
خدا را شکر که دوستت دارم.
من همیشه از این که دوستیهایم
با نسیمی از سویی به سوی دیگر میرفتند
خسته بودم و منزجر
امّا هر کاری کردم، نشد که دوستیهایم را ثباتی ببخشم.
گاهی این را دوست داشتم و گاهی آن را
و این و آن شباهتی به هم نداشتند.
شاید این، اهل دین بود و آن، دوست شیطان.
فاصلۀ این دوستیها با هم
مثل خاری در چشم و استخوانی در گلو بود
که نمیگذاشت از دوستیهایم لذّت ببرم.
به سراغ این که میرفتم
وسوسههای آن مرا به سوی خود میکشید
وسوسهها که غالب میشد
فریاد وجدانم را میشنیدم
که مرا به سوی این میخواند.
حزب باد بودن در محبّت
نمیگذاشت محبّت بال پروازم شود
هر کسی را که دوست میداشتم
گویی باری سنگین میشد که با زنجیری به پایم بسته بود
و نمیگذاشت قدم از قدم بردارم
چه رسد به پرواز و پریدن رو به آسمان.
خدا را شکر که دوستت دارم
از وقتی که خانۀ محبّتت را در دلم آباد کردهام
دوستیهایم چه نظم و نظام خوبی به خود گرفتهاند.
محبّت تو شده نگهبان دل من.
هر محبّتی که میخواهد وارد دلم شود
در صورتی اجازۀ ورود مییابد
که رنگی از محبّت تو را داشته باشد.
محبّتهایی که با رنگ محبّت تو غریبهاند
از همان درگاه دل، پس رانده میشوند.
محبّتهایی را هم که از پیش در دلم بودهاند
و رنگی از محبّت تو ندارند
یکی یکی دارم بیرون میکنم از خانۀ دلم.
آرام آرام رنگ خانۀ دلم دارد یک دست میشود
و امید دارم همین روزها روی در و دیوار خانۀ دلم
جز رنگ محبّت تو هیچ رنگ دیگری یافت نشود.
دوستیها حالا چه قدر طعم خوبی دارند برایم
دیگر از دوست داشتنهایم فراری نیستم.
من با همۀ محبّتهایی که رنگ تو را دارند
آرام و قرار میگیرم.
و دغدغۀ ذهن و سؤال دلم این است:
تو چه چیزی را و چه کسی را دوست داری؟
چه سؤال قشنگی!
شبت بخیر پاسخ همۀ سؤالها!
#بهانه_بودن
#شب_بخیر
#محسن_عباسی_ولدی
https://eitaa.com/abbasivaladi
سلام
امروز دهمین قسمت از بحث #شخصیت_محوری رو تقدیم میکنیم به شمایی که دوست دارید بچه هاتون اهل آسمون باشن نه اهل زمین.
🌷این هفته فایلمون فقط شنیداریه چون استاد یه #قصه براتون تعریف کردن و نکاتی رو که تو سه قسمت گذشته در باره قصهگویی گفتن رعایت کردن.
🔰اگه دوست داشتید واکنش بچههاتونو بعد از شنیدن این قصه، برامون به این آدرس بفرستید👇
📌@modir_abbasivaladi
#تربیت_فرزند
https://eitaa.com/abbasivaladi
👇👇👇👇👇