eitaa logo
هیئت ابوالفضلی و حسینیه علیا شهر کدکن
154 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
1.9هزار ویدیو
66 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
السَّلامُ عَلَيْكِ يا سَیِّدَتَنا فاطِمَةَالْمَعصُومَةَ ( سلام‌الله‌علیها ) 🏴🏴🏴🏴 مائیم گدای حضرت معصومه محتاج عطای حضرت معصومه همراه رضا ز دیده خون می ریزیم در روز عزای حضرت معصومه 🏴🏴🏴🏴 🏴🏴🏴🏴 باسلام همزمان با سلام الله علیها مشهد مقدس همراه با شما خواهران و برادران گرامی اقامه عزا مینماید : 🏴🏴🏴🏴 سخنران : مدیریت محترم امور مساجد آستان قدس رضوی خطیب ارجمند حجت‌الاسلام والمسلمین نبئی مرثیه خوانان :ذاکر أهل البیت کربلایی سید امیرحسین حسینی کدکنی و دیگر ذاکرین آل الله 🏴🏴🏴🏴 🔹️زمان : یکشنبه ۱۴۰۳/۷/۲۲ از ساعت ۲۰ الی ۲۲ 🔹️مکان : خیابان احمد آباد ، بلوار رضا ، ( کوهسنگی ۱۹ ) حد فاصل رضا ۳۴ و ۳۶ مسجد الرضا علیه السلام 🏴🏴🏴🏴 ▪️خادمان هیأت جوانان بنی هاشم مشهد مقدس 🔰@heyatjavananbanihahem
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✅ ما هم تو جوونی کارهای یواشکی انجام می دادیم. تو مترو تجریش شهرری ، ی جوون بهم گفت حاجی مثل اینکه اهل جبهه و جنگ بودی ، آیا زمان شما هم کارهای یواشکی داشتید؟ گفتم اوه ، تا دلت بخواد. میگه میشه یواشکی بهم بگی؟ بهش میگم : ما یواشکی برای جبهه ثبت نام کردیم ، دست تو شناسنامه مون بردیم. بدون خداحافظی رفتیم جبهه ، آموزش رزمی را دیدیم و ندیدیم ، اعزام شدیم ، طول تفنگ با سر نیزه اش از قدمون بلندتر بود. جنگیدیم ، زخمی شدیم ، بستری شدیم ، از بیمارستان فرار کردیم و دوباره برگشتیم جبهه ، نماز شب خون شدیم ، وصیت نوشتیم ، جای دیگری نگهبانی دادیم ، ظرف ها رو شستیم ، کفش ها را واکس زدیم ، توالت ها را تمیز کردیم ، دعا کردیم ، گریه کردیم ، ترسیدیم ، دلتنگ شدیم ، خندیدیم ، خدا حافظی کردیم ، حلالیت طلبیدیم ، چند باره رفتیم جبهه ، مسئولیت گرفتیم، مسئولیت را پس دادیم ، خوابیدیم ، بیدار ماندیم ، تشنگی کشیدیم ، گرسنگی کشیدیم ، مهمات از ارتش کش رفتیم ، به سنگر تدارکات تک زدیم ، بجای دیگری اسیر شدیم و حتی به جای دیگری شهید شدیم ، اسیر شدیم ، مفقود شدیم ، جانباز شدیم ، به میدون مین زدیم ، شلیک کردیم ، موج گرفتمون ، موجی شدیم ، یدفعه نمی فهمیم چرا داریم خونواده مون را کتک می زنیم ، اذیت میکنیم ، خانمم میگه دوباره موجی شدی ، بچه هارو نزن ، فقط منو بزن ، بعد که حالم جا میاد ، گریه می کنم و دلم به حال فرزندانم می سوزه، دخترم میگه بابا وقتی تو اون حالت مارو می زنی ، ما هم ثواب جبهه را می بریم؟ بعضی وقت ها تو کوچه و خیابون مسخره ام می کنند ، رانندگی کردیم ، قول شفاعت گرفتیم ، قول شفاعت دادیم ، خبر شهادت دادیم ، خبر اسارت دادیم ، خبر مجروحیت دادیم ، ترک پست کردیم ، اشتباه کردیم ، تلفات دادیم ، شهید دادیم ، مجروح دادیم ، ولی همیشه خودمون را به عملیات می رساندیم ، حقوق برامون معنی نداشت ، چه معنی داره که داری خدمت می کنی و در قبالش حقوق بخواهی؟ غرب رفتیم ، جنوب رفتیم و یواشکی بعد از جنگ هم سکوت کردیم ، البته اسم بعضی از رفقامون را هم روی خیابون ها و کوچه ها گذاشتند و البته با جنگ و دعوایی که در شورای شهرها بوده ، آنجا گفته بودند چقدر شهید شهید ، به حاشیه رانده شدیم ، نادیده گرفته شدیم ، انگ خوردیم ، دروغ شنیدیم ، شعار شنیدم ، جفا دیدیم ، زخم زبان خوردیم ، ی روز از جبهه برگشتیم ، مثل پل های عملیات خیبر دیگه به درد نمی خوردیم، رفتیم نماز جمعه ، بهمون گفتن جلمبر ، می فهمی جلمبر یعنی چی؟ یعنی ژولیده ، ژنده پوش ، عقب مونده ، کهنه پوش ، فتنه های دنیا طلبی رو تو دهه 70 و 80 و 90 دیدیم ، تو شهرها با منافقین ، سلطنت طلب ها ، بریده ها ، و با سربازان دشمن و جمع یواشکی کاران که دیگه علنی کار می کردند ، جنگیدیم. دوباره تو میدون اومدیم ، رفتیم و...... برای ثبت نام بچم تو مدرسه نگفتم رزمنده ام ، دخترم گفت بابا میشه اصلأ نیای در مدرسه دنبالم ،؟ اصلأ نیا یا اگر میای با پراید نیا ، دخترم میگه بابا پس کی ما میتونیم هرچی دلمون خواست بخریم؟ ما هم مریض میشویم ، هممون ی جایی از تنمون به وسیله انفجار گلوله ها و یا اصابت گلوله ، جای حک ترکش و عبور گلوله وجود دارد ، بیمار شدیم ، بستری شدیم ، ترخیص شدیم ، البته ناله هم کردیم ، اینقدر رفتیم بیمارستان که موزائیک های آنجا هم ما را میشناسند ، سنم زیاد شده ، بعضی هامون پولمون هم زیاد شد ، علممون هم زیاد شد ، بعضی هامون جبهه را فراموش کردیم ، جلمبری هم یادمون رفت. محتاط شدیم ، یهو یواشکی مردیم و یواشکی هم دفن شدیم. اصلأ نسل ما نسل طلایی یواشکی ها بود.ازش پرسیدم حالا اگر میشود تو یواشکی هاتو بگو، دیدم سرشو انداخت پائین و داره یواشکی گریه می کنه.
((به نام خدا)) ((حضرت معصومه(س)) قم از وجود پاک شما نامدار شد در رتبه علوم ، همی تاجدار شد این شهربا وجود شما هست غرق نور آید به شهر شور ونشاط دم ظهور بی بی هرآنکه در حرمت گریه میکند حق هرچه هست از کرمش هدیه میکند اینجا حریم تو شده معنای اتحاد آیند از سراسر هستی پی سواد در راه کسب علم تشیع به عاشقان اینجا گذر کنند همی پیر و هم جوان اینجا حریم تو گذر قدسیان و حور اینجا مقدس است بمانند کوه طور اینجا شده است ملجا هرفرد و انس وجان اینجا کند زیارت تو صاحب الزمان(عج) ای خواهر امام رضا (ع)کن نظر به ما طوف بقیع و کرببلا ده به جمع ما آیا شود زبعد حریمی چنین رفیع یا فاطمه، شویم همی زائر بقیع یافاطمه ز بعد برادر فسرده ای رفتی تو از جهان و برادر ندیده ای جان داده ای زهجر برادر تو از وفا آخرشدی تو محو ز هجر و غم رضا رفتی تو از جهان و ندیدی تن رضا مسموم گشت از غضب و جور اشقیا درکربلا فتاده زمین پیکر حسین زینب نظر نمود بر آن نور عالمین جسمش بروی خاک ،میان دو نهر آب بی سر فتاده در وسط سوز آفتاب از غصه گفت جان برادر تو ای حسین من زینبم کجا توشدی عشق و نور عین ناگه صدا بلند شد از قتلگه چنین زینب بیا حسین منم شاه عالمین آمد کنار پیکر او زینب غمین لب را گذاشت بر رگ آن یار بهترین گفتا منم که بوسه زنم بر رگت حسین تنها منم که بوسه زنم پیکرت حسین یا فاطمه کنار حریمت به شور و شین گرییم از وفا به شه کربلا حسین(ع) من عاشق حریم تو هستم علائیم بر دیدن حریم ائمه هوایی ام بمناسبت سالروز وفات حضرت معصومه(س)دوشنبه ۲۳مهر۱۰ ربیع الثانی ایتا: https://eitaa.com/sma1212
سلام صبح شهادت حضرت فاطمه معصومه س عرض تسلیت محضراقا امام رضا ع نایب زیاره همه دوستان وعاشقان اهلبیت ع
هدایت شده از Saeed
🔅 ✍ از خدا زیاد بخواه و به او ایمان داشته باش 🔹روزی حاکمی برای گردش به بیرون از شهر رفته بود که مرد میانسالی را در حال کار بر روی زمین کشاورزی دید. 🔸حاکم پس از دیدن آن مرد بی‌مقدمه به کاخ برگشت و دستور داد کشاورز را به کاخ بیاورند. 🔹روستایی بی‌نوا با ترس‌ولرز در مقابل تخت حاکم ایستاد. 🔸به‌دستور حاکم لباس گران‌بهایی بر او پوشاندند و یک قاطر به‌همراه افسار و پالان خوب هم به او دادند. 🔹حاکم که از تخت پایین آمده بود و آرام قدم می‌زد، به مرد کشاورز گفت: می‌توانی بر سر کارت برگردی. 🔸ولی همین که دهقان بینوا خواست حرکت کند، حاکم کشیده‌ای محکم پس گردن او نواخت! 🔹همه حیران از آن عطا و حکمت این جفا، منتظر توضیح حاکم بودند! 🔸حاکم از کشاورز پرسید: مرا می‌شناسی؟ 🔹کشاورز بیچاره گفت: شما تاج سر رعایا و حاکم شهر هستید. 🔸حاکم گفت: آیا بیش از این مرا می‌شناسی؟ 🔹سکوت مرد حاکی از استیصال و درماندگی او بود. 🔸حاکم گفت: به‌خاطر داری ۲۰ سال قبل که من و تو باهم دوست بودیم، در یک شب بارانی که درِ رحمت خدا باز بود، من رو به آسمان کردم و گفتم خدایا به حق این باران و رحمتت، مرا حاکم کن! 🔹و تو محکم بر گردن من زدی و گفتی که ای ساده‌دل! من سال‌هاست از خدا یک قاطر با پالان برای کار کشاورزی‌ام می‌خواهم، هنوز اجابت نشده، آن وقت تو حکومت را می‌خواهی؟! 🔸یک‌باره خاطرات گذشته در ذهن دهقان مرور شد. 🔹حاکم گفت: این هم قاطر و پالانی که می‌خواستی، این کشیده هم تلافی همان کشیده‌ای که به من زدی! 🔸فقط می‌خواستم بدانی که برای خدا، حکومت یا قاطر و پالان فرق ندارد. این ایمان و اعتقاد من و توست که فرق دارد. 🔹از خدا بخواه و زیاد هم بخواه. خدا بی‌نهایت بخشنده و مهربان است و در بخشیدن بی‌انتهاست. به خواسته‌ات ایمان داشته باش. 🆔 @Masaf
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهادت کریمه أهل البیت حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها را به تمامی دوستداران و شیعیان آن بزرگوار تسلیت عرض مینماییم خادمان هیأت جوانان بنی هاشم مشهد مقدس https://eitaa.com/heyatjavananbanihahem
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
. ┄┅═✧☫✧═┅┄ 💠 قطــار انقلاب در میدون انقلاب تهران اقدام شایسته آقای زاکانی، شهردار انقلابی . ┄┅═✧☫✧═┅┄
💠 🔸امام علی علیه السلام: مهمان خود را گرامى دار، اگر چه حقیر و کوچک باشد، و در برابر پدر و آموزگار خویش از جاى خود برخیز، اگر چه امیر و فرمانروا باشى. 💐💐💐💐💐 ✍🏼مهمان، پدر و معلم، از کسانی هستند که خداوند به آنها عنایت ویژه دارد و توجه به آنها موجب توجه و عنایت خدا به ما می شود. 🌸🌸🌸🌸 سلام مهمان خدا باشی با ذکر سه صلوات براي سلامتی وفرج آقا امام زمان
🍂🌺🍂🌺🍂🌺 📝 ‼️ ✍یکی نقل می‌کرد که در یکی از کشورهای آفریقای ساحلی شخصی که حافظ قرآن کریم و عالم شریعت بود. در یکی از مساجد مسئولیت امامت را پذیرفت و مردم محل از او استقبال بسیار زیادی کردند. و هر خانواده تلاش می‌نمود که امام، میهمان خانه‌ی او شود خصوصا در ماه مبارک رمضان، از جمله یکی از نمازگزارن در روزهای پایانی رمضان، امام را به افطار دعوت نمود. 🔸امام دعوت ایشان را اجابت نموده به خانه‌اش رفت و میزبان از امام به گرمی استقبال نمود و مورد عزت و اکرام قرار داد و امام بعد از افطار در حق میزبان و خانواده‌اش دعا نموده، مرخص شد. زمانی که خانم میزبان، نظافت خانه را شروع کرد به یادش آمد که در طاقچه سالن مقداری پول گذاشته بود، فورا وارد سالن شد ولی پولی ندید، تمام اطراف سالن را جستجو کرد اما پول را نیافت. 🔹وقتی که شوهرش از مسجد برگشت برایش جریان را گفت و سوال کرد آیا تو پول را از سالن برداشتی؟ شوهر جواب داد نه! بعد از فکر زیاد به این نتیجه رسیدند که به غیر از امام، هیچ کسی به خانه‌ی شان در این مدت نیامده است و همچنان یک دختر شیرخوار دارند که او در گهواره‌ است، به همین خاطرتنهامتهم همان امام است.❗️ آن شخص بسیار عصبانی شده گفت: 🔸چطور امکان دارد که امام چنین کاری را انجام دهد، در حالی که اورا به خانه‌ی خود دعوت کرده‌ام و به احترام ماه مبارک رمضان اورا اکرام و عزت نموده‌ام. او می‌بایست پیشوا و الگو باشد نه دزد! با وجود خشم و غضبش، آن قضیه را پنهان کرد و از روی حیا نتوانست با امام بخاطر پول، موضوع را مطرح کند. لکن از امام دوری می نمود تا مجبور به سلام دادن و سخن گفتن با او نشود.❗️ 🔹بعد از گذشت یک سال کامل دوباره ماه مبارک رمضان آمد و مردم با همان شور، شوق، علاقه و اخلاص امام را به خانه‌های شان جهت افطار دعوت کردند و زمانی که نوبت دعوت امام به خانه‌ی این شخص رسید؛ قضیه سرقت پول به یادش آمد و با خانم خود مشورت کرد که آیا امام را دعوت کند یا خیر؟ از آنجایی که خانم آن شخص، یک زن صالحه و نیکوصفتی بود شوهرش را تشویق نمود تا امام را دعوت کند. 🔸و گفت شاید امام از روی احتیاج آن پول را برداشته باشد به همین خاطر او را باید مورد عفو و بخشش خود قرار دهیم، شاید که خداوند متعال ما را هم ببخشد. او امام را به افطاری دعوت نمود ولی در پایان افطاری نتوانست خود را نگه دارد و امام را مورد خطاب قرارداد. و گفت: امام محترم، شاید متوجه شده باشید که در طول یک سال گذشته رفتار من در قبال شما تغییر کرده؟ 🔹امام گفت: بلی، ولی من فراموش کردم علت آنرا جویا شوم؛ زیرا مشغول کار بودم. آن شخص گفت : امام محترم! از شما یک سوال می کنم امید است که جواب واضح بدهید، یک سال قبل و در ماه مبارک رمضان خانم من مقداری پول را بالای طاقچه ی سالن پذیرایی گذاشته بود و فراموش کرده بود که آن‌ را بردارد و لکن آن پول بعد از رفتن شما از نظر غایب شد و جستجوی بسیاری کردیم ولی نتوانستیم پیدا کنیم. حالا بگویید آیا شما آن را برداشته بودید؟ 🔸امام گفت: بلی! من آن را برداشته بودم. صاحب خانه از این جواب صریح، مبهوت، متعجب و حیران شد . ولی امام سخنان خود را ادامه داده گفت: وقتی که در سالن تنها بودم دیدم پنجره باز است، باد تندی هم وزید و پول‌ها را پراکنده و پخش کرد به همین خاطر پول‌ها را جمع نمودم و دقت کردم که پول‌ها کجا بگذارم مناسب است. در این موقع امام سر خود را اندوهگین تکان داده به گریه افتاد... 🔹و در ادامه صاحب خانه را خطاب قرار داده گفت: به نظرت من برای چه چیزی اندوهگینم و گریه می‌کنم؟😔 حاشا که به خاطر تهمت دزدی که به من میزنی گریه ‌کنم، اگرچه این تهمت دردناک است و لکن من بخاطر این گریه می‌کنم که ۳۵۵ روز گذشت و هیچ یک از شما صفحه‌ای از قرآن کریم را هم نخواندید و اگر قرآن کریم را یک بار باز می‌کردید، 🔸البته پول را در آن پیدا می‌کردید. صاحب خانه با عجله قرآن کریم را آورده، باز کرد و پول ها را کامل در آن دید...!!!و...😥 الهی! مارا از مسلمانان دور از قرآن‌کریم قرار مده و قرآن را در بین ما «مهجور» مگردان🤲
إنا لله و إنا الیه راجعون خانواده محترم حاج حسن کدکنی و حاج حسین جانقلی از شنیدن خبر فوت عزیز شما بسیار متاثر شدیم این واقعه دردناک را خدمت شما تسلیت عرض مینمائیم و از درگاه خداوند متعال برای عزیزان بازمانده صبر مسالت داریم ما را هم در غم عزیز از دست رفته تان شریک بدانید از طرف هیئت ابوالفضلی علیا شهر کدکن و پسران کربلایی حاج سید رضا علائی
ای نـــام خـــوشت ورد زبـــــانم زهـرا از داغ تـــو سوخت جـسم و جـانم زهـرا بـر خیز عــــــــلی به دیدنت آمـده است ای درد و بــلای تــــو بـــه جــــانم زهرا زهــــرای مـن راز دلــت از من نـهفتی از مــــــــــــاجرای کوچه و سیلی نگفتی زهرای من پیراهن تو غرق خون است رویت کـــــبود و سینه تو لاله گون است ای وای مــن بــر بـــازویت باشد نشانه از بــس کـــه خوردی پیش چشمم تازیانه
اولین شب ها ازده فاطمیه ۴۵ روز
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
آنچه در رسانه ها سانسور شد ولی خود شهرک نشین های اشغالگر فیلمبرداری کردند. الله اکبر قدرت خدا را ببیند. •┈••✾🔹✾••┈•
هدایت شده از آگهی ترحیم شهر کدکن
· · «و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله واناالیه راجعون با نهایت تاسف و تاثر درگذشت پدری دلسوز و مهربان شادروان حاج حسن کدکنی را به اطلاع کلیه دوستان و آشنایان می‌رسانیم مراسم تشییع و خاکسپاری روز چهارشنبه مورخ (۲۵ / ۷ /۱۴۰۳) ساعت ۱۱ در بهشت رضا بلوک ۴۸ برگزار می‌گردد. مجلس ترحیم پنجشنبه ۱۴۰۳/۷/۲۶ عصر از ساعت ۱۵ الی ۱۶/۳۰ و جمعه صبح ۹ الی ۱۱ مسجد سیدالشهدا واقع در وکیل آباد ۹ مدرس ۱ منعقد می باشد از طرف خانواده مرحوم https://eitaa.com/joinchat/2936537282C4efe194192
هدایت شده از آگهی ترحیم شهر کدکن
مکان مجلس ترحیم تغییر کرده ✅