متنبّي شاعر معروف عرب شعر خوبي دارد، ميگويد :
«و اذا كانت النفوس كبارا
تعبت في مرادها الاجسام..»
ميگويد وقتي كه روح بزرگ شد، جسم و تن چاره اي ندارد جز آنكه به دنبال روح بيايد، به زحمت بيفتد و ناراحت شود .
روح وقتي كه بزرگ شد، خواه ناخواه بايد در روز عاشورا سيصد زخم به بدنش وارد شود . آن تني كه در زير سم اسبها لگدمال ميشود، جريمه يك روحيه بزرگ را ميدهد، جريمه يك حماسه را ميدهد، جريمه حقپرستي را ميدهد، جريمه روح شهيد را ميدهد.
📖حماسهٔ حسینی
در این گوشه از دنیا
شبِ سیزدهم: تماشای زندگی پس از زندگی و هزار جور فکر ناگفتنی........
شبِ چهاردهم:
هر چقدر هم اوضاعم بد باشه یه چیزایی هست مثل گریه های این شبا که واقعاً امیدوارم میکنه.
و میدونم که رها نمیشم..
تو می تونی چشمات رو ببندی و یه کتاب یا گل یا مداد رو مجسم کنی
اما نمیتونی چشمات رو ببندی و تجسم کنی یه نور متولد میشه
و تاریکی پشت چشمت رو روشن میکنه...
ذره ای به دنبال افزایش ممبرهای اینجا نیستم! ذره ای!
اینو مینویسم چون میدونم باید اینطور باشه و درستش هم همینه
و مینویسم که بعدها زیر حرفم نزنم!
به طور میانگین از هر ده موضوعی که میخوام اینجا مطرح کنم در نهایت دو تاش رو مطرح میکنم✋🏻
وقتی یه آدم میره رو اعصابم صرفاً رفتارای غلطش نیست که رو مخمه!
دیگه حتی صدای راه رفتنش، صدای در زدنش، صدای برخورد دستش با اجسام، و همه جور ابراز وجودی ازش رو مغز منهههه
حالم داره از محتوای دپ و منفی و آه و ناله های بیخود و بی منطقی که تو مجازی ولوئه بهم میخورههههه
نگید خودت هم خیلی وقتها دپ میشی
منظورم اونجور حرفای دلی و درونی و روحی نیست
منظورم اینهمه نالیدن بی نتیجه از وضع جامعه و بدبختی های مردمه!
خو اگه میتونی یه کاری بکنی در حد خودت بکن، اگه نه سکوت کن و جو منفی رو افزایش ندههههه
یه عده که اصن از اول گله دارن که چقد بدبختن تو ایران به دنیا اومدن، خب الان هی میگی که چیییی؟
که اونی که با این قضیه مشکل نداره هم جوگیر شه و همه مشکلاتش رو به ایرانی بودنش اسناد بده و بیخیال حلشون بشه و جمع معترضین افزایش پیدا کنه؟
حالا این عده به کنار.
یه عده هم هستن به خیال خودشون هوادار ایران و جمهوری اسلامی ان ولی انقد از بدبختیها و مظلومیت ایرانی ها و علیالخصوص قشر مذهبی میگن که اثر عکس میزاره.
آقا تمومش کنید غر زدن و مظلوم نمایی و روضه خونی های بیفایده رو!
میتونید کاری کنید بکنید
نمیتونید انقدر ناله نکنید!
تازه اینم بماند که خیلی هاشون اطلاع درست حسابی ندارن و دنبالش هم نیستن یکی که بیشتر میدونه قانعشون کنه
یعنی تنها حرکتشون آه و ناله کردن و اشتراکش با چندصد نفر دیگه س!
در این گوشه از دنیا
شبِ چهاردهم: هر چقدر هم اوضاعم بد باشه یه چیزایی هست مثل گریه های این شبا که واقعاً امیدوارم میکنه
شبِ پانزدهم:
نمی دونم تا چه حد بتونم منظورم رو برسونم.
ولی میخوام بگم مرگ یه حادثه ی عجیب و کاملاً بینظیر و به شدت کم تکرار و ناشناخته و برتره که در حالت عادی اینجور وقایع شگفت انگیز فقط برای تعداد کمی از آدما یا فقط توی فیلما اتفاق میوفته درحالی که شما اون قد خوششانس هستید که تک تکتون تجربه ش کنید و از این حیث واقعاً فوقالعادهس!