eitaa logo
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
4.3هزار دنبال‌کننده
14.3هزار عکس
16.3هزار ویدیو
108 فایل
شورانگیز ترین مهر، دلدادگی به زادگاه است... 👇👇 محمدفرازی @mfarazi20 ✏️✏️✏️ محموداسماعیلی @m_esmal
مشاهده در ایتا
دانلود
15.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه خوش گفت مهدی اخوان ثالث : سرگشته‌ی محضیم و در این وادیِ حیرت عاقل‌تر از آنیم که دیوانه نباشیم ... شب بخیر.🌼 @aghmiun
ایمان داشته باش... - ایمان داشته باش....mp3
زمان: حجم: 5.1M
صبح 7 آبان به جاى آنكه بگردى و ببينى چه چيز افسرده ات مى كند، بدنبال موهبتهاى زندگى‌ات، جهت شكرگزارى باش... خدايا شكرت كه يك روز ديگر فرصت زندگى، لبخند، نگاه كردن و صحبت كردن دارم... صبحتون بخیر🍮 🍂 @aghmiun
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندگی یعنی امیدوار بودن محبوب من زندگی مشغله‌ای جدی است درست مثل دوست داشتن معشوق ناظم حکمت @aghmiun
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘 مصاحبه رادیوآمریکاباعلی اکبردهخدا وصحبتهای شنیدنی وجالب ایشان درمورد مردم ایران درآن زمان(سال1332غرب وحشی، ایران متمدن) @aghmiun
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #قمر_تاج #قسمت_سیوچهارم تمام بدنم درد میکرد و احساس میکردم غرورم شکسته،
مادرم با دیدنم جا خورد و تا چشمش به بقچه توی دستم افتاد اخم هاشو توی هم کشید وگفت اومدی چیکار؟آخر کار خودتو کردی؟ تا اومد با ملاقه توی دستش بکوبه تو کمرم گفتم اومده بودم برم حمام,گفتم یه سرم به شما بزنم. انگارانتظار چنین حرفی رو نداشت و گفت خوش اومدی برو بالا تا منم بیام. رفتم توی اتاق، بدری و خاتون بازی می کردن و تا منو دیدن پریدن بغلم. توی دست هر دوتاشون النگوهای پلاستیکی رنگی خیلی قشنگی بود. گفتم النگوها رو کی براتون خریده؟ بدری حرفی نزد. اما خاتون زود گفت خاله آورده. پرسیدم کدوم خاله؟بدری دست خاتونو کشید و گفت بیا بریم سر بازی مون. تازه یادم افتاد از کماج هایی که هادی گرفته بود،گذاشته بودم تا براشون بیارم ولی یادم رفته بود. بقچه مو گذاشتم روی طاقچه، دو سه تا پارچه خیلی قشنگ پیراهنی و چادری و دوتا روسری توی پلاستیک روی طاقچه بود. پارچه هارو برداشتم و نگاهشون کردم.روسری هارو هم سرم زدم. خیلی قشنگ بودن!دوباره همه رو تا کردم و گذاشتم توی پلاستیک و رفتم توی حیاط. منیر توی مطبخ،سیب زمینی پوست می گرفت و تا منو دید باخوشحالی بغلم کرد. سیب زمینی ها رو از دست منیر گرفتم و شروع کردم به پوست گرفتن. منیر گفت حالت خوبه قمرتاج بهتر شدی؟؟ با تعجب نگاهش کردم. تعجبمو که دید گفت عفت خانوم همسایه زهرا اینا انگار از کبری خانوم شنیده بود که هادی تورو زده و افتادی تو رختخواب.چندروز پیش اومد اینجا وبه مامان گفت هنوز دوماه نیست که دخترت رفته و عروس تازه رو گرفتن زیر بار کتک! برو دخترتو بیار تا اونجا از دست نرفته. تا اون لحظه فکر می کردم مادرم خبرنداره، ولی وقتی فهمیدم خبر دارن و یه سر به من نزدن، بغض گلومو گرفت. منیر تا دید میخوام گریه کنم گفت توروخدا گریه نکن قمرتاج,مامان بدونه بهت گفتم پوست از سرم میکنه. آروم گفتم کاش ماهم پسر بودیم منیر, حداقل دوستمون داشتن. منیر آهی کشید و هیچی نگفت. کارها که تموم شد با منیر رفتیم توی اتاق, چشمم به طاقچه افتاد. دیگه پارچه ها روی طاقچه نبودن.باذوق گفتم اینجا چه خبره منیر؟منیرگیج نگاهم کردو گفت هیچی؟گفتم برای اصغر میخوان برن خواستگاری یا برای تو خواستگار اومده؟وااای نکنه برای بدری خواستگار اومده؟؟خدا کنه از بدری خوششون نیاد. منیر اگه اینم مثل ما بدبخت شه چی؟ منیر که هاج و واج نگاهم می کرد گفت:چرا این حرفارو میزنی؟گفتم ازم پنهون نکن که خودم وقتی بقچه مو گذاشتم روی طاقچه, پارچه هارو دیدم. رنگ صورت منیر پریدو گفت من برم تا دستشویی و بیام.معلوم بود میخواد از گفتن یه چیزی فرار کنه. با خودم گفتم نکنه خان دوباره میخواد برش گردونه و این پارچه هارو فرستاده. ولی حتی برای عروسیش هم همچین پارچه و روسری قشنگی برای منیر نیاورده بودن. اومدن منیر خیلی طول کشید. دوباره رفتم حیاط,مادرم و منیر پچ پچ می کردن. تا منو دیدن حرفشونو قطع کردن. مادرم آش بار گذاشته بود. تو اون هوای سرد حتی بخار آش هم هوس انگیز بود. رفتم و کنارشون وایسادم.مادرم گفت اینجا وایسادی چیکار؟ مگه خزینه نبودی، برو بالا تا سرما نخوردی.به هادی گفتی میای اینجا دیگه ؟ دلم ازش خیلی گرفته بود و آروم گفتم بله بهش گفتم که میام.هادی هم گفت برو غروب خودم میام دنبالت. مادرم سری تکون دادو حرفی نزد.نگاهی به مادرم کردم، دست هاشو گذاشته بود لای چادری که به کمرش بسته بود و با اخم زل زده بود به دیگ.تو نگاهش هیچ مهرو محبتی نبود. من انتظار داشتم وقتی خبر دار شده هادی منو کتک زده به دیدنم می اومد یا حداقل الان حالمو میپرسید. اما خودشو به اون راه زده بود و تند و تند کارهاشو انجام می داد. به مادرم گفتم کمک لازم داری بگو منم کمکتون کنم. مادرم همونطور که کارهاشو انجام می داد گفت نه توبرو بالا تا سرما نخوردی. تو دلم پوزخندی زدم. نگران سرما خوردن من بود، اما اصلا نپرسید وقتی کتک خوردی و پنج روز تمام تورختخواب افتادی حالت چطور بود. دست منیرو کشیدم و با خودم بردمش بالا. ازش پرسیدم نگفتی پارچه ها از کجا اومده.تورو خدا اگه خان برات فرستاده تا دوباره برت گردونه قبول نکنیا.یادت رفته چقدر کتک خوردی؟ منیر آروم گفت اونا رو خان نیاورده؟حامد آورده! ادامه ساعت ۲۱ شب @aghmiun
جانمایی مجدد. درخواست برخی همراهان گرامی... ✳️ خـــــــــــاور ننه همسر یکی از همکاران وقتی خبر باردار بودنش را فهمید , از خوشحالی اشک شوق می ریخت, شوهرشان هم  همینطور, و واقعا هم حق شان بود که چنان خوشحال باشند. با شنیدن خبر بارداری خانم اش, قانون زندگی شان عوض شد و مقررات جدیدی در زندگی عادی شون حکمفرما شد, خانم خانه دیگر حق جارو کردن و غذا درست کردن و لباس و رخت شستن را نداشت و همه اینها به خاطر سلامتی نوزاد و مادرش بود, در ماه های اول بارداری هر هفته برای آزمایشات و تست های جور وا جور به مراکز درمانی مراجعه می کردند, در انجام این کارهای ضروری بیش از اندازه افراط می کردند, تا اینکه روز موعود فرا رسید و خانم خانه برای زایمان , یه لیست بلند پایه از بیمارستان های شخصی تهیه کردند و بالاخره بیمارستانی انتخاب و مادر بستری شدند, دوربین فیلم برداری از هر اتفاق کوچک فیلم می گرفت , و هر لحظه صفحات تلگرام و اینستاگرامشان وضعیت مادر و نوزاد را گزارش می کردند البته هر از گاهی از دیوارها و اتاق و تابلو بیمارستان هم فیلمبرداری میشد تا در دفتر خاطرات باقی بماند. زایمان به سلامتی پایان یافت و مادر و نوزاد به خانه منتقل شدند. منظور از نوشتن این مطالب فقط یه مقایسه ای بود در ذهن خودم با زندگی های دهه های قدیم در آغمیون خودمان.آن موقع ها روستای آغمیون یک متخصص زنان و زایمان داشت که یک تنه با آن قامت خمیده و کوله باری پر از تجربه, به داد زنانی که وقت زایمان شان فرا رسیده بود, می رسید, در مطب شان همیشه باز بود , شب و روز نداشت , چه وسط روز زیر آفتاب سوران, یا نصف شب در میان سکوت شب های ظلمانی, هر جا بود خود شو میرسوند, هیچ اجرت و دستمزدی هم نمی ستاند, فقط کافی بود پدر خانه , موقع نیاز میرفت دم درشان و دقل باب میکرد, خاور ننه با آن چادر خال خالی کودریش  , بلافاصله راه می افتاد و خودشو بالا سر زایو میرساند, نه اتاق زایمانی بود, نه اتاق شخصی ای بود, تو همون خونه ای که همه زندگی میکردند خاور ننه نوزاد را بدنیا میاورد تمام وسایل پزشکی هم یک دیگ بزرگ آب داغ و چند 🍔تا حو له و دستمال, بود. نه سونو گرافی بود نه آزمایشات رنگارنگ, بیچاره مادرها نه ماه زحمات طاقت فرسا را متحمل می شدند , در حال بارداری کارهای خانه و پخت و پز غذا و شستشوی لباس و حتی در کارهای دامی و کشاورزی هم به شوهرانشان کمک میکردند, ناز نمی دیدند , میوه های الوان و غذاهای رنگارنگ و پیتزا های مدهوش کننده هم میل نمی کردند ولی بچه های سالم تندرست و توپولی لپ قرمز بدنیا می آوردند, بچه که متولد میشد همون اولین لحظه , خاور ننه با یک تیغ مخصوص دو تا خط پشت بچه می زد و خون می زد بیرون و صدای نوزاد فضای خانه را پر میکرد و دل مادر از صدای گریه بچه جلز میشد, و بچه با این تیغ شفا بخش خاور ننه بیمه سلامت میشد. اکثر متولدین سالهای ۱۳۴۳ و قدیمی ها مزه تیغ خاور ننه را کشیده اند و همه آنها فرزندان خاور ننه هستند, و خو ش به حال خاور ننه که چقدر فرزند داشت, قامت خمیده اش را فراموش نمی کنم وقتی راه می رفت و موقع غذا خوردنش را که هیچ دندانی نداشت و چشمان مهربان اش را, خاور ننه , ننه همه آن نسل قدیم آغمیون بود, همه دوستش داشتند و احترام خاصی داشتند , برای همه عزیز بود, حقیر به نوبت خودم هر وقت یادم بیفتند فاتحه ای و صلواتی برایشان تقدیم می کنم , به رسم ادب و احترام و تکریم از زحمات چندین ساله این مادر بزرگوار , چه آنهاییکه ایشان را دیده اند و یا ندیده اند, با نثار سلام و صلوات به روحش   , یادش را گرامی بدارند. البته کسان دیگری هم در این راستا زحماتی کشیده اند و از این دنیا رخت بر بسته اند که بنده فقط مرحومه کربلایی غنچه ننه , را بیاد دارم , برای همه این مادران سفر کرده , چه خاور ننه , و چه کربلایی غنچه ننه, و یا دیگرانی که ما بیاد نداریم , از خداوند متعال رحمت و مغفرت خواهانیم. خاور ننه در بهمن ماه سال ۱۳۶۳ حدودا در ۹۰ ( نود) سالگی در روستای آغمیون جان به جان آفرین تسلیم کردند و در آرامستان آغمیون آرام گرفتند . ممنون از دوست عزیزم غلامعلی شکوهی نوه عزیز خاور ننه بابت ارائه تاریخ فوت مادر بزرگ شان که مادر بزرگ همه ما هم هستند. محمود اسماعیلی کانال آناوطن آغمیون. @aghmiun
هدایت شده از خبرفردا
🔺پیش‌بینی اولین برف پاییزی ایران در ۵ روز آینده 🔸بر اساس پیش‌بینی مدل‌های هواشناسی از بارش برف در کشور، ۸ شهرستان شامل سرعین، مشکین شهر، سراب، اردبیل،نیر، طالقان، چالوس و تنکابن طی پنج روز آینده بارش برف را‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ تجربه خواهند کرد. @khabarfarda_ir
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این زن ۱۸۹ ساله ، یک تاریخ معاصر است! ۶ پادشاه : ناصرالدین شاه؛ مظفرالدین شاه؛ محمدعلی شاه و احمدشاه از سلسله قاجار و رضاشاه و محمد رضا شاه پهلوی  را به یاد دارد. او یک تاریخ معاصراست... *این بانوی تاریخی ایران زمین ، هنوز زنده است و در روستایی کوچک، ازتوابع بخش کاکی درشهرستان دشتی استان بوشهر سکونت دارد و زندگی می کند... او به شوخی گفته، احتمالا پرونده ام نزد خداوند مفقود شده و مرا فراموش کرده ‎‌‌‌‎‌‎‌‌است.* @aghmiun ارسالی: آقای بهروز قرایی
۱۰۶ سال انتظار برای خرید خانه!/تامین مسکن برای کارگران آرزو شد 🔹مسکن یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های قشر کارگر در ایران است. برآوردهای کارشناسان نشان می‌دهد کارگران حدود ۷۰ درصد از درآمد ماهیانه خود را صرف هزینه‌های مسکن می‌کنند و انتظار آنها برای خرید یک متر خانه در کلانشهرها به بیش از ۳۰ سال رسیده است! 🔹به‌طور استاندارد افراد باید یک سوم حقوق ماهیانه خود را به مسکن اختصاص دهند و بر همین اساس حالا زمان انتظار برای خانه‌دار شدن کارگران افزایش چشمگیری پیدا کرده است. با توجه به حقوق هشت میلیون تومانی وزارت کار، اکنون کارگران باید حدود ۲۸ سال در انتظار باشند تا بتوانند با یک سوم حقوق خود در تهران،  تنها یک متر خانه بخرند! 🔹با همین محاسبات همچنین کارگران باید ۱۰۶ سال منتظر بمانند تا بتوانند خانه‌ای ۵۰ متری بخرند! این در حالی‌ست که وام خرید مسکن نیز عملا برای این اقشار کارایی ندارد و گرهی از مشکلات آنها باز نمی‌کند، زیرا اقساط این وام ماهانه تا ۲۰ میلیون تومان هم می‌رسد! آرمان حاجیان‌فرد, کارشناس مسائل اقتصادی: 🔹متوسط قیمت مسکن بر اساس آمارها در تابستان فقط پنج درصد کاهش داشته است. بانک مسکن برای اعطای وام خرید مسکن با جعاله تعمیر آن جمعا به مبلغ ۹۶۰ میلیون تومان، با نرخ ۲۲.۵ درصد و بازپرداخت ۱۲ساله، حدود یک میلیارد و پانصد میلیون تومان از خریداران مسکن سود می‌گیرد که با توجه به قیمت حدود ۱۸۰ میلیون تومانی اوراق مسکن، نرخ تسهیلات مذبور به بالای ۳۰ درصد می‌رسد. 🔹در واقع اگر ۱۸۰ میلیون تومان قیمت اوراق مسکن را از مبلغ تسهیلات که ۹۶۰ میلیون تومان است کم کنیم، تسهیلات خرید مسکن برای خریداران حدود ۷۸۰ میلیون تومان خواهد بود که طی ۱۲ سال حدود ۲۰۰ درصد سود از خریداران مسکن اخذ می‌کند!/تجارت‌نیوز @aghmiun