یکی از بزرگترین ارتشها رو تشکیل میده و با کلی فیل بزرگ، به سمت ایتالیا حمله میکنه.
توی این جنگ اتفاقهای بزرگی میفته اما کلیتش به این شکله که اون از کوههای آلپ گذر میکنه و وارد خاک ایتالیا میشه.
ارتش ایتالیا که هیچ توقعی از فیلهای غول پیکر نداشتن زیر پای همشون له میشن و جونشون رو از دست میدن.
هانیبال به قدری به عمق ایتالیا حمله میکنه که نزدیک به پیروزی هست ولی در همین حین اون رو به کارتاژ فرا میخونن.
و وقتی ارتش، هانیبال رو از دست میده و تسلط فرماندهی قدرتمند رو روی خودش نداره، با ضعف رو به رو میشه. سربازای ایتالیا هم ارتش رو به عقب میکشونن و اونقدری مداخله میکنن تا وارد خاک آفریقا میشن.
هانیبال باز هم سعی میکنه اونجا باهاشون بجنگه و پیروز میدان بشه ولی نمیتونه و این مساوی میشه با شکست مبارزهی قدرتمند و بزرگی که ترتیب داده.
سال دقیق مرگ هانیبال رو هر شخصی یک چیز میگه و به طور دقیق معلوم نیست.
تیتوس پومپونیوس آتیکوس مرگ هانیبال رو در سال ۱۸۳ قبل از میلاد میدونه ولی پولیبیوس که نزدیکترین مورخ به این رویداد بود، سال ۱۸۲ قبل از میلاد رو ذکر کرده، و سرانجام سولپیکیوس بلیتو مرگ هانیبال رو سال ۱۸۱ پیش از میلاد ثبت کرده.
هانیبال نقش بزرگی توی تاریخ خودش داشت و داستانی که داره خیلی طولانیه،
ولی خب، مهم اینکه ژنرال ما تونست تا آخرین قطرهی خون روی سوگندی که به پدرش داده بمونه.
زیرزمین
تا اینجای ۴۰۵: ۱.غرور و تعصب ۲.فریدون سه پسر داشت ۳.بیگانه ۴.وزن رازها ۵.عشق خدا ۶.تاریخ زندگی پیامب
بیست و پنجم؛ شوهرم داستایوفسکی
بیست و ششم؛ غربزدگی
من طرز فکر جلال آلاحمد رو خیلی دوست دارم، منتها کتابای داستانیش خستهکننده و حوصلهسربرن. ولی کتابایی مثل غربزدگی که یه حالت مقالهمانند دارن خیلی دلچسب و جالبن. خلاصه که کتاب خیلی خوبی بود وقت پیدا کردید بخونید.