#روخوانی:
این پاراگراف خلاصهای از مقالهای علمی منتشر شده توسط Pearson، یکی از بزرگترین ناشرهای آموزشی و علمی دنیا، است درباره فواید یادگیری زبان برای ذهن و سلامت روان:
Learning a new language is a strong exercise for your brain. 🧠
It can improve memory, focus, and thinking skills. Learning more than one language may even help delay problems like Alzheimer’s.
It also helps reduce stress, improve mood, and build confidence while giving you new ways to meet people and grow as a person. 🌱
یادگیری یک زبان جدید تمرین قویای برای مغز شماست. 🧠
این کار میتواند حافظه، تمرکز و مهارتهای فکری شما را بهبود دهد. یادگیری بیش از یک زبان حتی ممکن است به تأخیر انداختن مشکلاتی مانند آلزایمر کمک کند.
همچنین یادگیری زبان استرس را کاهش میدهد، خلق و خو را بهتر میکند، اعتماد به نفس را بالا میبرد و به شما فرصت میدهد با افراد جدید آشنا شوید و به رشد شخصی خود ادامه دهید. 🌱
#reading
@avalingoapp
🔔واژگان 🔤
مرتبط با مشکلات در سفر🤦♂️🧳
1️⃣ cancel – لغو کردن ❌
✅ They had to cancel the flight because of the storm.
به خاطر طوفان مجبور شدن پرواز رو لغو کنن.
2️⃣ delay – تأخیر(داشتن) ▫️
✅ There was a long delay due to heavy rain.
به خاطر بارون شدید، تأخیر طولانی داشتیم.
3️⃣ tourist trap – جای توریستی گرون و بیارزش 📷
✅ That restaurant near the beach was such a tourist trap!
اون رستوران کنار ساحل خیلی گرونفروش و بیکیفیت بود!
4️⃣ seedy – مشکوک، کثیف یا ناامن ⚠️
✅ We stayed in a seedy part of town by mistake.
اشتباهی تو یه محلهی مشکوک و ناامن موندیم.
5️⃣ mug – خفتگیری کردن / دزدی با زور 💰
✅ Someone tried to mug me near the train station.
یه نفر نزدیک ایستگاه قطار خواست خفتم کنه.
6️⃣ broad daylight – روز روشن/ جلوی چشم همه ☀️
✅ He got mugged in broad daylight!
جلوی چشم همه خفت شد!
7️⃣ bite – نیش زدن، نیش حشرات و حیوانات 🦟
✅ I got a few mosquito bites last night.
دیشب چندتا نیش پشه خوردم.
8️⃣ language barrier – مانع زبانی 🙊
✅ The language barrier made it hard to ask for directions.
به خاطر مانع زبانی سخت بود آدرس بپرسم.
9️⃣ food poisoning – مسمومیت غذایی 🤮
✅ I think I got food poisoning from that seafood place.
فکر کنم با اون رستوران غذای دریایی مسموم شدم.
🔟 culture shock – شوک فرهنگی 🌎
✅ Moving abroad gave me a bit of culture shock.
رفتن به خارج یهکم شوک فرهنگی برام داشت.
#vocab #واژگان
@avalingoapp
🗣"کلمات دو بخشی" ✌️
⭐️RECORD و CONTRACT
⬅️کلمات دو بخشی که هم میتونن اسم باشن و هم فعل، اما تلفظشون با هم فرق داره!
📣توجه:
بخشی از کلمات که با حروف بزرگ نوشته شده، نشون میده که اون بخش بلند تر تلفظ میشه و تاکید روی اون بخشه.
⭐کدوم؟ REcordیا reCORD؟
REcord (اسم) = رکورد جهانی
reCORD (فعل) = ضبط کردن
⚡️مثال:
1️⃣He broke the world record.🥇
او رکورد جهانی را شکست.
⚡️مثال:
2️⃣Can you record this song for me?🎙
میتونی این آهنگ رو برام ضبط کنی؟
⭐کدوم؟ CONtract یا conTRACT؟
CONtract (اسم) =قرارداد
conTRACT ( فعل) =منقبض شدن
⚡️مثال:
3️⃣We signed the contract today.🤔
ما امروز قرارداد را امضا کردیم.
⚡️مثال:
4️⃣The muscles contract when you lift weights.💪
عضلات وقتی وزنه بلند میکنی منقبض میشوند.
#تلفظ #Pronunciation #لهجه #Accent
@avalingoapp
انگلیسی موقعیتی: مشکلات در سفر😬💼
⬅️ وقتی پروازت تأخیر داشته: ✈️
⭐️ My flight was delayed for 6 hours in Portland.
پروازم توی پورتلند ۶ ساعت تأخیر داشت
⬅️ جایگزینها:
👉 There was a six-hour delay on my flight.
پروازم شش ساعت عقب افتاد.
⬅️ وقتی از اختلاف ساعت خستهای: 🥱
⭐️ I'm just jet-lagged.
فقط از اختلاف ساعت خستهم.
⬅️ جایگزینها:
👉 I’m still tired from the long flight.
هنوز از پرواز طولانی خستهم.
⬅️ وقتی خفت گیری کردن یا دزدی شده: 😰
⭐️ I was mugged in London.
توی لندن خفت شدم.
⬅️ جایگزینها:
👉 Someone stole my bag in London.
یه نفر کیفم رو توی لندن دزدید.
👉 I got robbed while walking in London.
وقتی توی لندن قدم میزدم، ازم دزدی شد.
⬅️ وقتی از هوا و غذا ناراضیای:
⭐️ Miserable weather and rubbish food.
هوای افتضاح و غذاهای آشغال!
⬅️ جایگزینها:
👉 The weather was awful, and the food was terrible.
هوا افتضاح بود و غذا هم داغون.
⬅️ وقتی چیزی خیلی گرون یا بیارزش بوده:
⭐️ What a rip-off!
سر گردنه ست مگه.
⬅️ جایگزینها:
👉 That was way too expensive!
خیلی گرون بود!
⬅️ وقتی یه چیزی خوردی که حالت رو بد کرده: 🤮
⭐️ I ate something that didn't agree with me.
یه چیزی خوردم که بهم نساخت.
⬅️ جایگزینها:
👉 I think something I ate made me sick.
فکر کنم یه چیزی خوردم که حالمو بد کرد.
👉 That food really upset my stomach.
اون غذا حسابی معدهمو بههم ریخت.
انگلیسی موقعیتی: مشکلات در سفر😬💼
⬅️ وقتی پروازت تأخیر داشته: ✈️
⭐️ My flight was delayed for 6 hours in Portland.
پروازم توی پورتلند ۶ ساعت تأخیر داشت
⬅️ جایگزینها:
👉 There was a six-hour delay on my flight.
پروازم شش ساعت عقب افتاد.
⬅️ وقتی از اختلاف ساعت خستهای: 🥱
⭐️ I'm just jet-lagged.
فقط از اختلاف ساعت خستهم.
⬅️ جایگزینها:
👉 I’m still tired from the long flight.
هنوز از پرواز طولانی خستهم.
⬅️ وقتی خفت گیری کردن یا دزدی شده: 😰
⭐️ I was mugged in London.
توی لندن خفت شدم.
⬅️ جایگزینها:
👉 Someone stole my bag in London.
یه نفر کیفم رو توی لندن دزدید.
👉 I got robbed while walking in London.
وقتی توی لندن قدم میزدم، ازم دزدی شد.
⬅️ وقتی از هوا و غذا ناراضیای:
⭐️ Miserable weather and rubbish food.
هوای افتضاح و غذاهای آشغال!
⬅️ جایگزینها:
👉 The weather was awful, and the food was terrible.
هوا افتضاح بود و غذا هم داغون.
⬅️ وقتی چیزی خیلی گرون یا بیارزش بوده:
⭐️ What a rip-off!
سر گردنه ست مگه.
⬅️ جایگزینها:
👉 That was way too expensive!
خیلی گرون بود!
⬅️ وقتی یه چیزی خوردی که حالت رو بد کرده: 🤮
⭐️ I ate something that didn't agree with me.
یه چیزی خوردم که بهم نساخت.
⬅️ جایگزینها:
👉 I think something I ate made me sick.
فکر کنم یه چیزی خوردم که حالمو بد کرد.
👉 That food really upset my stomach.
اون غذا حسابی معدهمو بههم ریخت.
#Situational_English #انگلیسی_موقعیت
@avalingoapp
avalingo problems on vacation explanation.mp3
زمان:
حجم:
2M
🎤توضیح صوتی پست بالا🔝
@avalingoapp
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔔 واژگان
⭐️ taboo / تابو، خط قرمز اجتماعی 🚫
◀️ مثالها:
1️⃣ In some cultures, eating pork is a taboo.
توی بعضی فرهنگها، خوردن گوشت خوک یه تابوئه.🐷
2️⃣ Discussing death is still a taboo subject for many people.
برای خیلیها حرف زدن دربارهی مرگ هنوز یه موضوع تابوعه.⚰️
3️⃣ It’s a taboo to ask a woman’s age in many societies.
توی خیلی جوامع، پرسیدن سن خانمها یه تابو حساب میشه.🎂
#vocab #واژگان
@avalingoapp
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نقل قول از فیلم The Shawshank Redemption (1994)🍿
💬 Get busy living, or get busy dying.
🌐 مشغول زندگی شو، یا مشغول مردن شو.
✅ نکته:
عبارتِ get busy یعنی "مشغول شدن"، "دستبهکار شدن" یا "شروع کردن"، و تأکیدِ بیشتری داره از فعلِ سادهی start.
◀️مثالها:
Get busy studying for your exam! 📚
مشغولِ درس خوندن برای امتحانات شو!
We need to get busy organizing the trip.
باید مشغولِ برنامهریزی سفر بشیم.
#Quotation #نقل_قول
@avalingoapp