eitaa logo
کانال ‌متن روضه
81.7هزار دنبال‌کننده
790 عکس
462 ویدیو
67 فایل
👈ارتباط با ما: @babolharam_admin تبلیغ نداریم سایت: www.babolharam.net #شماره_کارت جهت مشارکت در #نذر_فرهنگی شامل تامین هزینه‌های جاری کانال، تایپ مطالب ، حفظ و نگهداری سایت و .. :👇 6273817010150831 به نام گروه جهادی بابُ‌الحَرَم
مشاهده در ایتا
دانلود
•|یا قاسم‌ابن‌الحسن مددی|• . پشتِ لشکر همه با ترس به هم می‌گفتند پسـرِ شیـر جمـل نیست؟ چه جنگی دارد .. 🆔 @babolharam_net 🖥 www.babolharam.net
┈•‌‌‌‌‌‌꧁بٰابُ༼﷽༽الْحَرَم꧂•┈ |⇦•با غمت میخرم آقا خوشیِ .. / و توسل به امام زمان روحی له الفدا اجرا شده شب ششم محرم 99 به نفس حاج محمد رضا طاهری •ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● 【توجه】: جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. ●•┄༻↷◈↶༺┄•● با غمت میخرم آقا خوشیِ عالم را و به عالم ندهم تا به ابد این غم را * مرحوم حاج آقای کوثری رحمت الله علیه که عمری برای حضرت امام روضه میخواندن نقل از پدرشونه که از روضه خوان های با اخلاص بودن داشت رد میشد دید بچه ها یه تکیه زده بودن توی محل، حاج آقا رو که دیدن گفتن حاج آقا فقط روضه های بزرگ میری نمیای برای ما یک روضه بخوانی؟! گفت چرا نمیام ! نشست کنار بچه ها روی زمین یه روضه خواندن و بچه ها اومدن یه چایی برای آقا آووردن دلش نیومد بخوره .. این بچه ها دست میکردن توی این لگن آب، کثیف شده بود آبه جوری که بچه ها نفهمن چایی رو خالی کرد پشت چادر؛ گفت بچه ها من برم به روضه‌م برسم .. تشکر کردن و رفتن . شب خواب حضرت صدیقه سلام الله علیها رو دید، آقای کوثری سلام کرد به بی بی، بی بی جوابشو با ناراحتی داد گفت خانم جان مادر جان یک عمرِ دارم نوکریتونو میکنم چه خطایی از من سر زده ؟! فرمود اون چایی رو ما درست کردیم جلوت گذاشتیم .. حالا این بیت: و به عالم ندهم تا به ابد این غم را حرف دل همتونه .. هیچکس نمیتونه این گریه کردن برای حسین رو از ما بگیره ..* ریشه‌ی بیرقتان عزتمان بخشیده از سرم باز مکن سایه‌ی این پرچم را نمک روضه‌ی مارا خود زینب داده شور ما زنده کند خیل بنی آدم را دم من هست حسن باز دمم هست حسین تا نفس هست نگیر از نفسم این دم را ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 ــــــــــــــــــ ‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در سایت و کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال نبوده و مصداق بارز می باشد. ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://sapp.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net ✓اینستاگرام↶ http://instagram.com/babolharam__net
Taheri_moharram99_shb6_1.mp3
1.15M
|⇦•با غمت میخرم آقا خوشیِ .. / و توسل به امام زمان روحی له الفدا اجرا شده شب ششم محرم 99 به نفس حاج محمد رضا طاهری •ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● ✍️توصیه‌های سردار به مداحان: باید بر بستر روایت و در مسیر توسعه‌ی باشد. اگر مداحی تعلق به انقلاب نداشته باشد، قسم می‌خورم که این مداحی قابل قبول نیست. 🆔 @babolharam_net 🖥 www.babolharam.net
|⇦•دشمن شناس بود و .. / و توسل به حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام اجرا شده شب ششم محرم 99 به نفس حاج محمد رضا طاهری •ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● دشمن شناس بود و سرباز بی بدل بود فرزند بی مثالِ جنگ آور جمل بود شمشیر میکشید و سر روی خاک میریخت مثلِ علی اکبر در رزم بی مثل بود ارثیه‌ی پدر بود عشق عمو حسینش در کربلا شد اثبات عشقی که بی خِلَل بود ترسیده بود اَزرق چون در کشاکش جنگ همواره کار قاسم آوردن اجل بود *ازرق شامی از دلاوران سپاه ابن سعدِ ملعون بود وقتی این آقازاده اومد با اون هیبت که هیچ زرهی به تنش نخورد .. راوی میگه داشت میرفت به میدان پاش به رکاب اسب نمیرسید .. (عیبی نداره یه خورده جلوجلو بری به روضه* اما وقتی داشت از میدان میاوردش سینه‌ی حسین به سینه‌ی قاسم بود پاهاش به زمین میکشید .. گفت کی میاد به جنگش؟! ازرق شامی گفت برای من که افت داره من یکی از بچه هامُ میفرستم چهارتا از بچه هاش که دلاور بودن فرستاد هرکدوم فرستاد قاسم بن الحسن به یه ضربه‌ی شمشیر به درک واصلش کرد .. خودش گفت گناه عرب به گردن من باشه اگر داغشُ به دل مادرش نذارم .. اما داغشُ به دل مادرش قاسم گذاشت .. ازرق که روی زمین افتاد قمر بنی هاشم گفت لا حول و لا قوة الّا بالله .. ابی عبدالله میگفت جانم قاسم ..* هرکس که در جدالِ با چشم هایش افتاد مستأصل و پریشان دنبال راه حل بود تاریخ غبطه خورده إن تَنکرونی اش را اینکه همیشه حرفش همراه با عمل بود *گفت شهادت نزد تو چطوریه قاسمم؟! عرضه داشت احلی من العسل سه بار ابی عبدالله فرمود فِداکَ عَمُّکَ .. عمو جان فردا منم شهید میشم؟! فرمود به بلای عظیم دچار میشی قاسم .. من اینو خوندم برای این بیت یاد کنیم از اونی که عاشق شهادت بود* یک عمر مثلِ قاسم در نزد حاج قاسم طعم خوش شهادت احلی من العسل بود *هرکاری کرد عمو اجازه نداد .. به دست و پای عمو افتاد .. دیشب خود عمو گفته قسمت توام میشه! چرا بهم اجازه نمیده؟! هرکاری کرد فرمود نه قاسمم برگرد خیمه .. تو امانت داداشم حسنی .. اومد تو خیمه زانوهای غم بغل گرفت .. جانم به این مادر، جانم به مادرای شهدایی که خودشون بچه های خودشونُ آماده میکردن میفرستادن میدان .. اومد تو خیمه حضرت نجمه جلو آمد .. غصه نخور من نمیتونم ببینم پسرم زانوی غم بغل گرفته .. الان بهت یه چیزی میدم ببری پیش عموت، دیگه میدونم عموت نه نمیاره یه ساروق بسته ای رو باز کرد یه دستخطی رو بیرون آورد حضرت نجمه بوسید .. گفت اینو ببر بده عمو بهت اجازه میده بری میدان .. دیدن دست خط امام حسنُ گرفته با لبخند داره میاد سمت عمو .. عموجان بازم اجازه نمیدی؟! ببین بابام نوشته .. نوشته حسین جان کربلا من نیستم جونمو فدات کنم .. اما پسرام همراهتن .. نذار آبروم پیش مادرم زهرا بره .. (هرچی برای اینجا گریه کنی کمه والا) چرا که خود ابی عبدالله نوشتن برای این لحظه که قاسم دیگه دستای حسینُ بست با دستخط امام حسن .. دست انداخت گردن قاسم اینقدر گریه کرد روایت نوشته حَتی غُشی عَلیهِما .. هردو غش کردن پشت خیمه ها روی زمین افتادن .. (امشب غریب نوازی کن از بقیع امام حسن امشب یک نگاهت کنه بگه جانم به تو گریه کن ..) رفت میدان صدای ضعیف قاسمُ شنید ابی عبدالله نوشتن مثل عقاب خودشُ رسوند .. یه لحظه ای رسید بالای سرش، دید نانجیب نشسته کاکلِ قاسم توی دستشه .. میخواد سر از بدن قاسم جدا کنه .. ابی عبدالله هم شمشیرُ حواله کرد دست این نانجیب قطع شد صدای نحسش بلند شد قومش اومدن نجاتش بدن، همه با اسب ها اومدن .. این بدن زیر پای اسب ها ..* سینه به سینه رو به حرم میبرم تو را باشد به روی زخم پرم میبرم تو را آنقدر خاطر تو برایم عزیز هست حتی شده به روی سرم میبرم تورا *من سریع میخونم رد میشم حقه‌شو ادا کن ..* چه آبرویی از من تنها خریده ای ای داغ مانده بر جگرم میبرم تو را خیلی مواظبم که نریزی ز دست من بر مژه های چشم ترم میبرم تو را *عزیز دلم، حسین داره التماسش میکنه ..* از هم مپاش کار مرا زار تر نکن من قول داده ام ببرم میبرم تورا در چشم مادرت به چه رویی کنم نگاه ای بی زره شده سپرم میبرم تورا بردند در عبا پسرم را ولی خودم هرطور هست ای پسرم میبرم تورا روشن شده‌ست چشم من از قد کشیدنت سینه به سینه رو به حرم میبرم تورا *بدن قاسمُ آوورد توی خیمه‌ی دار الحرب، کنار بدن علی اکبر گذاشت .. خود حسین نشست مابین این دو بدن شروع کرد دعا کردن خدایا این قربانی ها رو از ما بپذیر .. ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 ــــــــــــــــــ ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://sapp.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net ✓اینستاگرام↶ http://instagram.com/babolharam__net
Taheri_moharram99_shb6_2.mp3
3.71M
|⇦•دشمن شناس بود و .. / و توسل به حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام اجرا شده شب ششم محرم 99 به نفس حاج محمد رضا طاهری •ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● دست من‌گیر که این دست همانست که من سالها از غم هجران تو بر سر زده ام 🆔 @babolharam_net 🖥 www.babolharam.net
|⇦•داری پا میکشی رویِ خاکا .. / و توسل به حضرت قاسم سلام الله علیها اجرا شده شب ششم محرم 99 به نفس حاج محمد رضا طاهری •ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● 【توجه】: جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. ●•┄༻↷◈↶༺┄•● داری پا میکشی رویِ خاکا ای وای، دیگه شدی مثل زهرا قاسم دیگه زره شد اندازت ای وای به زیر سم مرکب ها پُر خون شده بدنت منو میکُشه نفس زدنت کشته حسینُ غمت که سینه به سینه میبرمت عمو ، بمیرم برات .. چشمات به سویِ خیمه وا مونده زیر چشم تو جای پا مونده من رو خس‌خس سینه ات سوزونده چند تا نیزه تو سینت جا مونده ای وای کبوده تنت میده شمشیرا بوی پیرهنت پر خون شده روی تو یه نیزه زدن به پهلوی تو عمو ، بمیرم برات .. *اشکاتُ روی دست بگیر دستاتُ بالا ببر بحق زینب سلام الله علیها عجل لولیک الفرج ..* ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 ــــــــــــــــــ ‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در سایت و کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال نبوده و مصداق بارز می باشد. ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://sapp.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net ✓اینستاگرام↶ http://instagram.com/babolharam__net
Taheri_moharram99_shb6_3.mp3
1.15M
|⇦•داری پا میکشی رویِ خاکا .. / و توسل به حضرت قاسم سلام الله علیها اجرا شده شب ششم محرم 99 به نفس حاج محمد رضا طاهری •ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● فریادهای اَحلی مِنَ العَسَلِ قاسم(ع) تفسیرِ عِندَ رَبِّهِم یَرزَقُونِ قرآن است... 🆔 @babolharam_net 🖥 www.babolharam.net
┈•‌‌‌‌‌‌꧁بٰابُ༼﷽༽الْحَرَم꧂•┈ |⇦•آه .. بساطم به غیر آه ندارد .. / و توسل به امام زمان روحی له الفدا اجرا شده شب هفتم محرم 99 به نفس حاج محمد رضا طاهری •ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● 【توجه】: جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. ●•┄༻↷◈↶༺┄•● آه .. بساطم به غیر آه ندارد کاش بیایی, نگو که راه ندارد شیعه به دنبال لطف توست کجایی شیعه به غیر از تو تکیه گاه ندارد ما همه جمعیم در این روضه نشستیم خصم نگوید علی سپاه ندارد من که خودم را فروختم به پشیزی هیچکس اینقدر اشتباه ندارد حرف زیاد است ولی مثلِ دوتا بیت هیج گدا نامه ای به شاه ندارد گرچه سیه روی شدم غلام تو هستم خواجه مگر بنده‌ی سیاه ندارد شکر خدا را که در پناه حسینم عالم از این خوبتر پناه ندارد *خیلی از بزرگان ما این بیتُ میخوندن .. مرحوم نظام رشتی بسیار این بیتُ میگفت: شکر خدا را که در پناه حسینم .. مرحوم نظام رشتی مدت‌ها تو بستر افتاده بود تویِ بستر بیماری بلندش میکردن وضو بگیره کمکش میکردن نماز بخونه کمکش میکردن به سختی این لحظه‌ی آخر گفت دختر بیا زیر بغل‌هامُ بگیر میخوام روی پام بایستم .. گفت بابا یه عمره توی بستر افتادی برای چی روی پات میخوای باییستی؟! گفت مگه نمی بینی آقام ابی عبدالله اومده .. به احترام آقام میخوام بایستم .. رو پاش ایستاد دست به سینه‌ش گذاشت: صلی الله علیک یا اباعبدالله .. * شکر خدا را که در پناه حسینم عالم از این خوبتر پناه ندارد روی دو دستش گرفت رو به همه زد صدا زد آب دهیدش اگر گناه ندارد رو به همه زد ولی هلهله کردند گفت که لب میزند سلاح ندارد ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 ــــــــــــــــــ ‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در سایت و کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال نبوده و مصداق بارز می باشد. ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://sapp.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net ✓اینستاگرام↶ http://instagram.com/babolharam__net
Taheri_moharram99_shb7_1.mp3
1.7M
|⇦•آه .. بساطم به غیر آه ندارد .. / و توسل به امام زمان روحی له الفدا اجرا شده شب هفتم محرم 99 به نفس حاج محمد رضا طاهری •ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● کوچک‌ ترین هم بود با خودش تمام را موعظه کرد.. 🆔 @babolharam_net 🖥 www.babolharam.net
|⇦•از حریرِ خیمه .. / و توسل به باب الحوائج حضرت علی اصغر سلام الله علیه اجرا شده شب هفتم محرم 99 به نفس حاج محمد رضا طاهری •ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● 【توجه】: جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. ●•┄༻↷◈↶༺┄•● از حریرِ خیمه دُرّ ناب بیرون آمده روی دست آسمان مهتاب بیرون آمده از دل گهواره بر یاریِ شاه بی سپاه آستین بالازده بی تاب بیرون آمده *گرفتارا .. هفت شب گفتید اگر حاجتم داشته باشم شب هفتم به باب الحوائج علی اصغر توسل میکنم .. درستم گفتی .. بزرگان ما مراجع علما گرفتاری هاشونو میذاشتن میاوردن با روضه‌ی علی اصغر توام میکردن میگفتن آقاجان یه کاری کن ..* عازم میدان شده‌ستُ جان گرفته روی دست این دلاور زاده بی اسباب بیرون آمده *نه زره داره .. نه کلاه خود داره .. خود ابی عبدالله لباس پیغمبر تن کرد .. کلاه خود برداشت عمامه‌ی رسول خدا به سر گذاشت .. اما نذاشتن آقا حرف بزنه .. هرچی میومد صحبت کنه یه عده هو میکردن .. یه عده هلهله میکردن .. اما بعضیا لابه‌لای این هلهله ها صدا حسینُ میشنیدن که میفرمود اگر من گناه دارم این بچه که گناهی نداره .. (اگر برای این روضه امشب آب بشیم جون بدیم جا داره والا .. ) همه‌ی عالم منت حسینُ زیر این آسمون میکشن .. رو به یه عده پست و بی مقدار ابی عبدالله کرده میگه مُنّوا عَلَیّ.. منت بذارید سر ما .. من به مادرش وعده کردم .. پیرمردایِ سپاه ولوله افتاد توشون یه عده میگفتن حسین راست میگه شیرخواره چه گناهی داره بگیرید آب بهش بدید .. عمر سعد دید وضع سپاه داره به هم میریزه یه نگاه به حرمله کرد .. گفت چرا جوابشُ نمیدی .. گفت امیر بابا رو نشونه بگیرم یه بچه رو؟! گفت اگر بچه رو بزنی بابا هم میمیره .. هنوز حرفای حسین تموم نشده یه وقت دید علی داره دست و پا میزنه .. فَذُبِحَ الطِّفلُ مِنَ الاُذُنِ الیَ الاُذُنِ .. آخ بمیرم ..* گُر گرفته مادرت از بس زبانِ خشک تو از لبت در جست و جوی آب بیرون آمده ابی عبدالله فرمود ببینید بچه‌م داره تلظّی میکنه .. (امام زمان معذرت میخوام..) * تازه‌شش ماهت شده خب از کجا فهمیده اند بهر ذبحت این همه غصاب بیرون آمده *تو رو خدا امشب ناله‌تُ نذار حبس بشه .. بذار ناله‌ی گره بخوره به ناله های رباب .. آی امان از تیر سه شعبه ..* از کمانِ حرمله سر نیزه ای عباس کُش جای تیری لحظه‌ی پرتاب بیرون آمده *این همون تیری که عباسُ از روی اسب انداخت .. یه لحظه ابی عبدالله متحیر شد سر رو نگه داره یا بدنُ .. با یک تیر سر جدا شد روی دستاش ..* ماهیِ تنگ تلظی در گلویِ تشنه ات از سه گوشه تیزیِ قلاب بیرون آمده بند به مویی شده حالا سرت زیر عبا خوب از شرم لبت ارباب بیرون آمده *بعضی بیت هاشم باید رد بشم .. بابا بالاترین روضه‌س این روضه‌ی شیرخواره .. یه وقت به خودت نگی خوب گریه کردم برای علی اصغر .. دشمن برای این روضه گریید .. وقتی اومد پیش امام سجاد گفتش که آقاجان اومدم خبر خوش بهت بگم .. آقا فرمود چه خبر شده؟! گفت آقاجان مختار قیام کرده قتله‌ی باباتون رو گرفت به سزای اعمالشون رسوند .. حضرت شروع کرد گریه کردن .. تعجب کرد؛ گفت من الان برم این خبرُ بدم آقا چقدر خوشحال میشه .. گفت آقا خوشحال نشدی؟!.. فرمود چرا خدا جزای خیر بده به مختار .. اما بگو ببینم حرمله رو هم گرفتن؟.. گفت آقا اینهمه قتله شمر سنان فرمود نمیدونید این نانجیب چه جگری از ما آتیش زد .. آخه مگه یه شیرخواره چقدر آب سیرابش میکنه ..وقتی گرفتنش گفت نانجیب شنیده ام تو جزو سنگدل ترین دشمن بودی کربلا .. گفت امیر درست میگی من همه جا جزو اونایی بودم که وقتی کار گره میخورد من شروع میکردم هلهله کردن .. گفت جایی هم شد دلت بسوزه به حال حسین؟! گفت فقط یه جا . یه لحظه دیدم بچه رو زیر عبا گرفته .. هی یه قدم میاد سمت خیمه ها .‌ دوباره برمیگرده .. به عبارتی حسین به چه کنم چه کنم افتاد ...*
Taheri_moharram99_shb7_2.mp3
2.8M
|⇦•از حریرِ خیمه .. / و توسل به باب الحوائج حضرت علی اصغر سلام الله علیه اجرا شده شب هفتم محرم 99 به نفس حاج محمد رضا طاهری •ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● کوچک‌ ترین هم بود با خودش تمام را موعظه کرد.. 🆔 @babolharam_net 🖥 www.babolharam.net
|⇦•مادر، داری تو از اینجا میری.. / و توسل به باب الحوائج حضرت علی اصغر سلام الله علیه اجرا شده شب هفتم محرم 99 به نفس حاج محمد رضا طاهری •ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● 【توجه】: جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. ●•┄༻↷◈↶༺┄•● مادر، داری تو از اینجا میری میری، جون منو هم میگیری انقدر دیگه شده دیر میدونم آبم بهت بدن تو میمیری .. لالا گل پرپرم بمون پیشِ من نرو از حرم .. لالا منم مادرم یه ذره بخواب علی اصغرم .. لالا ، علی اصغرم .. رفت از حرم ربابم تنها شد لبیک بی کسیِ بابا شد ای وای توی گلوی کوچیکش آخه چجوری سه شعبه جا شد ای وای، چرا بی هوا یه جوری زدن سرش شد جدا ای وای، رو دست بابا بدون صدا زده دست و پا لالا ، علی اصغرم .. این غم دل حسینُ خون کرده دیگه تن علی اصغر سرده ارباب میون میدون ایستاده مونده چطور به خیمه برگرده لالا شده درد من که قنداق تو برات شد کفن لالا من از غم پُرم چجوری تو رو به خاک بسپرم لالا ، علی اصغرم .. *بدم المظلوم به همون خونی که ابی عبدالله به سمت آسمان پاشید دستای گداییتو بالا ببر الهی بدم المظلوم عجل لولیک الفرج .. * ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 ــــــــــــــــــ ‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در سایت و کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال نبوده و مصداق بارز می باشد. ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://sapp.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net ✓اینستاگرام↶ http://instagram.com/babolharam__net