🔰ایستادگانِ بیمنت
در جهانی که پر از هیاهو و ادعاست و بسیاری از صداها در نهایت به پوچی و تهیبودن میرسند، هنوز انسانهایی هستند که بیآنکه فریاد بزنند، با عمل خود سخن میگویند. کسانی که اگر سوختهاند، برای چیزی فراتر از نام و شهرت سوختهاند؛ برای سرزمینی که به آن تعلق دارند و برای ارزشی که در نگاهشان از هر مرز و عنوانی والاتر است.
آنان بارها متهم شدند، بد فهمیده شدند و گاه به ناحق مورد قضاوت قرار گرفتند. برخی آنان را با برچسبهایی ساده و سطحی معرفی کردند، بیآنکه بدانند ریشه این آدمها در جایی عمیقتر از این حرفهاست. اینان مردمان معنا هستند؛ کسانی که نگاهشان از تنگنای قوم و نژاد فراتر میرود و معیارشان تنها یک چیز است: انسانیت.
در نگاه آنان، یاری مظلوم وظیفهای انسانی است؛ فرقی نمیکند آن مظلوم از کدام سرزمین باشد، چه عرب باشد چه عجم، چه در آسیا زندگی کند چه در اروپا. آنچه اهمیت دارد انسان است و کرامت او. مرزی که آنان میشناسند، مرزی الهی است؛ مرزی که برای پاسداری از حق و عدالت معنا پیدا میکند، نه مرزی که بهانهای برای تجاوز و برتریطلبی باشد.
در این میان، مردمانی از دل باورهای دینی و معنوی برخاستند که سختیها را به جان خریدند و در برابر طوفانها ایستادند. اگر پای دفاع از سرزمین و پاسداری از شرف به میان آمد، عقب ننشستند. ایستادند؛ بیهیاهو، بیادعا و بیآنکه منتی بر کسی بگذارند.
آنان هرگز فداکاری را سرمایه تفاخر خود نکردند. نه از رنجهایی که کشیدند سخن گفتند و نه از خطرهایی که از سر گذراندند. زیرا باورشان این بود که عمل باید برای آرمان باشد، نه برای ستایش دیگران. راهی که برگزیده بودند، راهی برخاسته از ایمان و جهانبینیشان بود؛ مسیری که در آن خدمت، ایستادگی و وفاداری به میهن معنایی عمیق پیدا میکند.
شاید در غوغای این جهان پر از صدا، نام چنین انسانهایی کمتر شنیده شود. اما حقیقت این است که بسیاری از آرامشها و بسیاری از سرافرازیها، بر شانههای همان کسانی استوار شده که بیصدا سوختند تا چیزی بزرگتر پابرجا بماند.
اینها همان ایستادگانی هستند که راهشان را با ایمان انتخاب کردند؛ کسانی که نه برای قدرت، که برای باورشان ایستادند، و اگر سوختند، برای آن بود که چراغی خاموش نشود.
✍🏻 جواد جعفری
–هیئت تحریریه بهانش
#یادداشت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🏴 ۴۰ روز احساس
۴۰ روز حماسه🏴
پنجرهی هفدهم؛ نسل سلمان
شاید آن روز بغضش را فرو برده، به یاد سلمان افتاده و لبخندی محو گوشهی لبش نشسته و با خود زمزمه کرده جای نسل سلمان خالی. همان روزها که ذوالفقار به دست روبهروی دشمن ایستاده و مردمش را به همراهی فراخوانده که کفر سپاه مقابل است و نفاق سپاه پشتسر و بارها شنیده زمستان است و هوا سرد، نمیتوانیم بجنگیم، تابستان است و هرم گرما تاب جنگ را ربوده؛ همان اشباحالرجالی که از مردانگی زنپرست بودنش را به ارث بردهبودند و از مسلمانی بیتالمال گرفتنش به ذائقهشان خوش میآمده.
شاید آن روز که قرآن سر نیزه میشد و عمروعاصها به مسند تصمیمسازی و تصمیمگیری مینشستند چشمهایش را میبسته، خشمش را فرو میخورده و دندان بر جگر میساییده در انتظار قوم سلمان، که از پیامبر شنیده قومی که خدا آنها را دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند، در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنش هیچ ملامتگری نمیهراسند، هموطنان سلمانند.
شاید این نسل همان نسل سلمان است، تابستان و زمستان نمیشناسد، باران و برف به جانش نشسته و سرما استخوانش را دریده اما رجزهای میدانش را کمرنگ نکرده؛ فرزندانش را به مقابله با سپاه پیش رو فرستاده و خود به نفاق زخم میزند. زنانش از مردانگی چیزی کم نمیآورند و مردانش معنای مجسم مردانگی. نه به مکر آتشبس آرام میگیرند و نه به حیلهی صلح پا پس میکشند. نه تنگه را رها میکنند و نه داغ راهبرانشان پایشان را سست و کمرشان را خم. به اَموالِهم و اَنفُسِهم میانهی میدانند و به وعدهی الهی «لا خَوفٌ عَلیهِم وَ لا هُم یَحزَنون» دل گرم.
شاید این قوم همان قوم سلمان است که اگر علی را شهید یافتند صلحی به مجتبی تحمیل نمیکنند تا عاشورا تکرار شود، که به چند قدمی خیمهی کفر رسیدهاند و تا کار را تمام نکنند بانگ رحیل نمینوازند. شاید آرزوی دیرین انبیا و آمال اوصیا همه در تجلی استقامت این تبار خلاصه شده و دعای وارثان زمین از آدم تا خاتم بدرقهی مقاومتشان. شاید آن روز بغضش را فرو خورده و امروز به تماشای حضور نسل سلمان لبخندی عمیق روی گونهاش چال میاندازد و نشسته خیره به آسمان به انتظار ظهور.
✍🏻 سعیده اجتهادی
– هیئت تحریریه بهانش
#روایت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
در بیان روایت. نسخه موبایل.pdf
حجم:
2.1M
📔مجموعه بیانات رهبری
با موضوع روایت
✍🏻 #رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📸 قابی ماندگار از حضور رهبر شهید انقلاب بر کرانهٔ خلیج فارس
#قاب_روایت
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📌داستانِ ما
جمهوری اسلامی در کمتر از ۵۰ سال به چنان قدرتی دست یافته است که دوست و دشمن به آن اذعان دارند.
به زودی این علامت سوال در اذهان و افواه بوجود خواهد آمد که این قدرت چگونه بوجود آمد و چگونه تثبیت شد و رشد کرد؟
راوی داستان ما کسی غیر از ما نخواهد بود؛ البته در درون ما نیز افرادی میتوانند بدرستی این روایت را ارایه دهند که پلههای ترقی را درک کرده باشند.
بنظر میرسد سرخط اولیه داستان ما مبتنی بر آیه ۵ سوره قصص باشد به صواب نزدیک است. اهالی فکر، اندیشه، هنر و قلم باید خود را برای این روز آماده کنند.
✍🏻 محمدرضا بابایی
– مهمانِ تحریریه بهانش
#کوتاه_نوشت
#جریان_آیهها
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #ببینید
🎙️ #مسعود_فراستی:
«مردم رو که تو میدون تجریش دیدم، عوض شدم...»
🔹این حرفها، نسخهای عالی برای طیف روشنفکری ایران است. کافیست یکبار بین مردم واقعی حاضر شوند تا از بند فالورهای مجازی و گعدههای روشنفکری رهایی یابند.
#پاتوق_خبری_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📌تحلیل جامع وضعیت جنگی کشور
🎙مهدی محمدی، تحلیلگر کارکشته مسائل سیاسی و بینالمللی
🔗 سه فایل صوت تحلیلی بسیار مفید و جامع
▫️ وضعیت فعلی جنگ و دستاوردهای فعلی ما چه بوده؟
▫️ وضعیت آینده ما، کشورهای منطقه و جهان چگونه خواهد بود؟
▫️ احتمال حمله زمینی، حمله به زیرساختها و شورشهای داخلی تا چه اندازه است؟
▫️ آیا روزهای سختی در پیش داریم؟
▫️ آیا در حال مذاکره هستیم و به سمت یک آتشبس تحمیلی میرویم؟
▫️ شروطی که برای پایان جنگ اعلام شد، به چه منظور بود؟
🔻توصیه به اصحاب تبیین🔺
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh
اگر پای دشمن به شهر ما برسد. یک.pdf
حجم:
114.7K
📒 این روایتی است تاریخی-داستانی از ایران فتح شده به دست دشمن. آینده اگر شکست باشد، چیزی شبیه این است.
✍🏻 #محمدرضا_جوانآراسته
#روایت
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh