بَــرقِنگــاه.
_دیشب چه لحظات خوبی بود کنار تو.. وقتی که به کفِ دست راستم بوسه زدی و گذاشتی که لحظاتی بدون پلک زدن
آن شب عجب خواب شرینیست درخیالت
آرزویم است بیدار نشدن ز رویای چشمانت
زندگی من تو کاش خلاصه میشه ، همش کاش اینجوری بشه ، کاش اینجوری نشه ، کاش ..
"حواسم پرتِ زیباییات شد.
منِ دست و پا چلفتی
نصف بیشتر شعرم را ریختم زمین
فقط ماند، یک دوستت دارم ساده!
- حامد نیازی
بَــرقِنگــاه.
او ماه بود..
گاهی کامل و پر نور
گاهی زخمی رنگ و پریده
اما این چیزی از ماه بودنش کم نمیکرد
ماه برای آسمان همیشه ماه است
"پرسیدند : چگونه در میان شلوغی او را دیدی؟
گفتم : کدام شلوغی من به غیر از او کسی را ندیدم..)
بَــرقِنگــاه.
_"
"چه زیبا می شـود گاهـي به شخصي مبتلا گشتـن ؛
براي یك نفر مانـدن ، براي یك نفر مـُردن ..