eitaa logo
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
4.9هزار دنبال‌کننده
495 عکس
559 ویدیو
13 فایل
کانال رسمی آثارخانم طاهره سادات حسینی #رمان هایی که نظیرش رو نخوندید #کپی برداری فقط با نام نویسنده مجاز است، بدون ذکر نام نویسنده حرام است تأسیس 26 خرداد ماه 1400 پاسخ به سؤالات...فقط در گروه کانال https://eitaa.com/joinchat/1023410324C1b4d441aed
مشاهده در ایتا
دانلود
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ وقتی مجری انگلیسی توسط کارشناس ایرانی له می‌شود! 📍ایران لقمه ای بزرگتر از دهان شماست، شما اهالی طبقه اپستین با کسانی درگیر شدید که نباید با آن‌ها وارد یک نبرد می‌شدید، ما خواهیم جنگید و گلوی آمریکا را در تنگه هرمز رها نخواهیم کرد...
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
#داستان_واقعی #رنج_دنیا #قسمت_۴۱🎬: شاهین یک ربعی در آنجا ماند و گلجان بی خبر از دامی که برایش چید
🎬: شاهین با دیدن گلجان در چادر سفید، لبخندی زد و انگار کمی جا خورده بود گفت:سلام، خدای من! شما چقدر زیبا و برازنده هستین، هر چه بپوشین به شما میاد و مثل قرص ماه می درخشید، خوش به حال پرویزخان... گلجان با تعجب به شاهین چشم دوخته بود و گفت: ش...شما اینجا چکار می کنید؟! آدرس خونه منو از کجا آوردین؟! شاهین لبخندش پررنگ تر شد و گفت: آدرس را خود پرویزخان دادن و گفتن بیام دنبال شما... گلجان ناباورانه ابروهایش را بالا داد و‌گفت: دنبال من؟! پرویزخان گفتن؟! اما چرا من در جریان نیستم؟! شاهین شانه ای بالا انداخت و‌گفت: من مأمورم و معذورم، گفتن به شما بگم همراه من بیاین، انگار لطف ملوکانه ی شاه به شما افتاده و به یک میهمانی خصوصی دعوت شدین، شاهین صدایش را پایین تر آورد و گفت: این از قدم خوب شماست، یعنی بعد از عمری نوکری، الان شاهنشاه اجازه دیدار به شوهرت را که عمری توی دربار جون کنده را داده... شاهین چیزهایی می گفت که گلجان درست نمی توانست هضمشان کنه...در همین حین صدای مراد علی بلند شد: کیه دخترم؟! گلجان سرش را به عقب برگرداند و‌گفت: یه آقا که میگه قاصد پرویزخان هست که من همراهش برم مراد علی لنگ لنگان خودش را به در رساند، شاهین نگاه عجیبی به او کرد و سرش را به نشانه سلام تکان داد و به گلجان گفت: اگر میشه زودتر آماده بشین و همراه من بیاین که دیر نشه گلجان که احساس امنیت نمی کرد گفت: نه ...نه...یا باید پرویزخان خودش باشه،یا اینکه حداقل یه زنگ به من بزنه تا... شاهین که انگار نمی خواست صحبت به اینجا بکشه گفت: چرا مساله را پیچیده میکنی؟! مگر قرار چی بشه که اینقدر پرویز خان پرویزخان می کنی؟! بعدم دختر پرویزخان، سارا خانم هم هست... گلجان نمی دانست چکار کند، مراد علی که مردی ساده بود و چیزی از اوضاع درباریان نمی دانست اشاره کرد و گفت: اگر دختر پرویزخان هست و دستور شوهرت هست برو... گلجان که هنوز دو دل بود، سرش را پایین انداخت و‌گفت: چشم، اجازه بدین آماده بشم... شاهین خنده ریزی کرد و گفت: بفرمایید بانو...فقط لطفا همان لباس صورتی رنگ که توی مهمانی تنتون بود همونو بپوشید که برازنده تان بود و اگر خدمت اعلی حضرت برسید مناسب هست. گلجان که کلا گیج شده بود باشه ای گفت اون هنوز باورش نمیشد که باید بره شاه را ببیند، آخه برای چی؟! گلجان زود آماده شد و بیرون آمد، ماشین شاهین جلوی در بود و او را سوار کرد. بعد از ده دقیقه ای از حرکت، جلوی آرایشگاه زنانه ایستاد و گفت: بفرمایید اینجا منتظرتون هستن آرایشگاه دربار هست و از قبل براتون نوبت گرفتن، تا شما آماده میشین من برم دنبال سارا خانم... گلجان آه کوتاهی کشید و گفت: آخه...نیازی به این... شاهین به میان حرفش دوید و گفت: آخه و اما و اگر نداریم، انگار نمی فهمی کجا میریم، باید مرتب باشید، این چیزا را که من به شما که یک خانم متشخص هستین نباید بگم... گلجان آه کوتاهی کشید و پیاده شد، یعنی مجبور بود که حرف گوش کند. شاهین اینقدر توقف کرد تا مطمئن شد که گلجان وارد آرایشگاه شده است. . ادامه دارد... @bartaren 🌼🍂🌼🍂🌼🍂🌼
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
من و تو منتخب خدا هستیم 💠هر ساله افراد زیادی در تصادفات جاده ای عید نوروز از بین می روند اما من و تو جزو آنان نبودیم 💠آن روزهایی که کرونا بلای جان کل عالم بود،من و تو جزو قربانیان کرونا نبودیم 💠من وتو جزو آن دسته از افراد بی گناهی که در آشوب ها قربانی کشته سازی دشمن می شوند هم نبودیم 💠من و تو حتی از جنگ ۱۲ روزه هم جان سالم به در بردیم و جزو شهدای آن دوران هم نبودیم 💠حتی جزو شهدای همین چند روز اخیر هم نبودیم ✅ و انتهای عمر ما دست خداست اما 💠من و تو منتخب شدیم که به امروز برسیم شهادت نائب را ببینیم هرشب را در خیابان بگذرانیم و با این گردش خیابانی در فهرست مبارزین با اسرائیل قرار بگیریم منتخب شدیم تا با شبی دو سه ساعت حضور ،زمینه ساز ظهور باشیم خدای را چه دیدی عزیز، شاید من و تو منتخب شدیم تا در حکومت مهدوی تنفس کنیم شایسته بودنت را نشان بده،خسته نشو تو میتوانی از دسته ی اصحاب آخر الزمانی امامت باشی میدان را خالی نکن
زمزمه های خیانت شروع شد ... خواب لاس زدن پساجنگ با نتانیاهو و ترامپ رو ببینید ... جنگ تا شکست قطعی و نابودی پایگاه های آمریکا در منطقه ادامه خواهد یافت.  . ━━═━━⊰❀🦋❀⊱━━═━━ عضویت در خط مقدم افشاگری:  @efshagari57
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
زمزمه های خیانت شروع شد ... خواب لاس زدن پساجنگ با نتانیاهو و ترامپ رو ببینید ... جنگ تا شکست قطعی و
امشب به این نیت توی گردهمایی هر شبه شرکت کنید که با مشت محکم بزنید توی دهن امثال آشناها و آتش بس چی ها... چقدر ایران عزیز باید از دست این منافقین و وفاقیون ضربه بخوره... هنوز امام شهید ما دفن نشده که اینا اومدن یاوه گویی می کنن هنوز خون بچه های مینابی تازه است، هنوز کفنشون خشک نشده که ندای عمر عاص ها بلند شده با دست های مشت شده بزنید توی دهن اینا دندان و دهان و زبانشون خورد بشه و نتونن حرف بزنن
💢توییت رئیس کشور امارات بعد از حملات دیشب نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران دیگه سلام فرمانده هم بخونی فایده نداره آقای بومرسال زاید😏😂
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پیام_نوروزی_رهبر_معظّم_انقلاب_اسلامی_1405.pdf
حجم: 320.1K
📖 | متن کامل پیام حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۵ شمسی 🔗 farsi.khamenei.ir/news-content?id=62807 📲 @rahbar_enghelab_ir
سلام و رحمت عید در عید هست اما دلمون داغدار پدر شهیدمان هست. در این اعیاد آرزو می کنم که امسال سال آرزوهایتان باشد و هر چه را که در عمرشریفتان از خدا می خواستید امسال یکجا به شما عنایت فرماید. و از خدا می خواهم که این عید پر از غم را به عید ظهور پیوند بزند و همه با هم در لشکر عظیم ظهور مهدی زهرا سلام الله علیها خدمت کنیم