eitaa logo
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
4.9هزار دنبال‌کننده
495 عکس
559 ویدیو
13 فایل
کانال رسمی آثارخانم طاهره سادات حسینی #رمان هایی که نظیرش رو نخوندید #کپی برداری فقط با نام نویسنده مجاز است، بدون ذکر نام نویسنده حرام است تأسیس 26 خرداد ماه 1400 پاسخ به سؤالات...فقط در گروه کانال https://eitaa.com/joinchat/1023410324C1b4d441aed
مشاهده در ایتا
دانلود
بازگرداندن دوباره به ایران با انهدام سامانه راداری برد بلند آمریکا در منطقه آمریکا با استفاده از امواج راداری در منطقه و انتشار مواد شیمیایی از طریق پرواز هواپیماهای امارات بر فراز ایران موجب تخلیه ابرها می شد. سناتورهای آمریکا در کمیته House Oversight Committee به ریاست مارجوری تیلور گرین جلسه‌ای با عنوان "Playing God with the Weather" برگزار و در مورد: ➖پراکنده کردن ابرها ➖کنترل در ➖خطرات ناشناخته صحبت کردند تهدیدات ناشی از عقیم‌سازی ابرها 🚨 خشکسالی 🚨حریق جنگل ها 🚨ایجاد نارضایتی اجتماعی سلاحی که در رسانه آمریکا لقب می‌گیره اما در در مورد اثراتش صحبت میشه برخی شیوه‌های پراکنده نمودن ابر امواج صوتی 🔹 Shock wave generators 🔹 acoustic hail suppression امواج باعث رشد کریستال یخ داخل ابر شده و تگرگ به بارون تبدیل شده یا اصلاً تشکیل نمیشه ➖امواج صوتی پایین‌فرکانس 🔹 Infrasound 🔹 low-frequency sound امواج زیر ۵۰ هرتز با شدت بالا قطرات آب داخل مه یا ابرهای خیلی متراکم بشن مثل fog dispersal تو فرودگاه‌ها این روش برای پاک کردن مه استفاده می‌شه 🔦 تکنولوژی های محرمانه نظامی هارپ (HAARP): ارتش آمریکا با امواج رادیویی قوی ابرها رو پراکنده می‌کنه ➖امواج رادارهای آمریکا در منطقه: این امواج باعث ابرها می‌شن و مانع بارش میشه. حالا پس از انهدام رادارهای دشمن و توقف پروازهای امارت از ایران، شاهد بازگشت ابرها و بارش های گسترده در ایران هستیم.. 📚 موسسه جهاد تبیین
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 حالا فهمیدید چرا صهیونیست‌ها بایکوت خبری و سانسور شدید میکنن؟! ✍ این فیلم رو چینی‌ها منتشر کرده‌اند، فقط ببینید چه بر سر اسرائیل آوردیم، اصابت‌های ما در تلاویو با حملاتی که اسرائیل به تهران میکنه، اصلا قابل مقایسه نیست. ‌‌‌‌‌‌‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
♨️سه شرط ایران برای برقراری آتش‌بس 🔹سفیر جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا: از هر ابتکار و ایده‌ای که به پایان جنگ و برقراری صلح پایدار منجر شود، حمایت می‌کنیم. 🔹به رسمیت شناختن حقوق مشروع ایران، جبران خسارت‌های وارد شده و ارائه تضمین‌های قوی بین‌المللی برای جلوگیری از تجاوز آینده، سه شرط اصلی تهران برای دستیابی به صلحی عادلانه و پایدار است. 👤 پنج شرط بود، شد سه شرط. نمیدونم این کلمه تضمین رو مخمه
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
♨️سه شرط ایران برای برقراری آتش‌بس 🔹سفیر جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا: از هر ابتکار و ایده‌ای که
امشب توی تجمعاتمون باید دهن گشاد این آقایون را گِل بگیریم و دندوناشون را توی دهانشون خورد کنیم. ما از خون رهبرمون نمیگذریم تا اسراییل نابود نشه به هیچ چیزی قانع نیستیم
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_ششصد_شانزده 🎬: قوم یهود با قساوت تمام پیامبری را که خداوند برای
🎬: یهودیان ترسو و فریبکار به بخت النصر آنچنان التماس کردند که بخت النصر تحت تاثیر قرار گرفت، طلاها و اشیاء باارزشی را که برایشان مانده بود از آنها گرفت و یک عهدنامه تنظیم کرد که به موجب این عهدنامه حکومت یهودیه به پادشاهی یهویاکیم بلید خراج و مالیات سرزمینش را برای حکومت بابل بفرستد. یهودیان خوشحال از اینکه توانسته بودند از جنگ و مرگ خود جلوگیری کنند و بخت النصر هم به آشور حمله کرد و سرزمین آنها را با خاک یکسان کرد و در اینجا حکومت آشوریان منقرض شد و دیگر نام و نشانی از آن نبود. اما یهودی ها به دلیل همان تکبر و خود بزرگ بینی که داشتند و اینکه انسان های پست و حیله گری بودند، به عهد خود پایبند نماندند و خیلی زود زدند زیر هر چه که قول و قرار کرده بودند و دوباره به سمت مصر رفتند و با آنها هم پیمان شدند و نه تنها خراج به حکومت بابل نمی دادند بلکه نقشه هایی علیه آنان می کشیدند اما این مردمان ترسو هرگز نمی توانستند حریف آریایی ها و اعراب شجاع این خطه شوند، چرا که که حکومت شرقی خدا پرست بود و بر دین ابراهیم حنیف اما یهودیان باز به بت پرستی و شیطان پرستی روی آورده بودند و بی شک دست خدا بالاترین دست هاست و از طرفی یهودیان غرق در سحر و جادو بودند و به خاطر همین با مصری ها احساس نزدیکی می کردند و چه بسا می خواستند از طریق سحر و جادو حکومت شرق را متزلزل کنند. خبر عهد شکنی یهودیان به بخت النصر رسید و بخت النصر درنگ را جایز ندانست او نمی توانست تحمل کند حکومت کوچک و بت پرستی مثل یهودیه برای او ابراز وجود و عرض اندام کنند پس لشکری بزرگ فراهم آورد و به سمت اورشلیم حرکت نمود و خیلی زود به آنجا رسید اما قبل از رسیدن به آنجا حکومت های کوچک فلسطینی در اشدود و عسقلان را که متحد مصر بودند از بین برد. خبر امدن بخت النصر و سپاه عظیمش ترس در جان موش های ترسوی یهودی انداخت و هر کدام به سوراخ موش خود خزیدند. بخت النصر اورشلیم را محاصره کرد و به آنها اخطار داد، این محاصره آنچنان طول کشید که قحطی در سراسر اورشلیم به وجود آمد و مردم برای دانه ای گندم به جان یکدیگر می افتادند ادامه دارد... @bartaren 🌑🌑🌑🌑🌑
‌‌ 🪧 خیابون سنگره/ مذاکره ابتره/ سازشگر ...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مجله نیوزویک: حسن روحانی ممکنه یکی از گزینه‌های مورد نظر یا قابل بررسی آمریکا برای دوران پس از جنگ (یعنی بعد از پایان درگیری‌ها و احتمالاً تغییر در ساختار قدرت در ایران) باشه بی خود نیست که سران اسرائیل کودک کش میگن اصلاح طلبان سرمایه ما در ایران هستن
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا حرز جنگی استفاده نمی کنید⁉️ همه خانم ها و آقایان همه رزمندگان حتی به کودکان یاد بدید حسبنا الله و نعم الوکیل سی یم
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
#داستان_واقعی #رنج_دنیا #قسمت_۵۰🎬: هق هق گلجان به هوا بلند شده بود، حلیمه که تازه متوجه اشتباهش ش
🎬: اکبر آقا درحالیکه ظرفی در دست داشت و سعی می کرد با گوشه ی لباسش بپوشاندش داخل ساختمان شد و مستقیم به سمت آشپزخانه رفت و اشاره ای نامحسوس به حلیمه خانم کرد و حلیمه در حالیکه به سمت گلجان لبخند میزد از جا بلند شد و به سمت آشپزخانه رفت. اکبرآقا با هیجانی در صدایش گفت: الحق که این دختر روزی داره، ببین چی براش گیر اوردم. حلیمه با تعجب به ظرفی که اکبر آقا مثل یک کاپ قهرمانی آورده بود خیره شد و سپس قاشقی برداشت و همانطور که محتویات ظرف را بهم میزد و بالا پایین می کرد گفت: این چیه دیگه؟! اکبر آقا شانه ای بالا انداخت و گفت: نمیدونم، فقط اینقدر بدون که ملکه هوس غذای فرانسوی می کنه و تا هواپیما از فرانسه غذاش را برسونه، خانم خانما هوسش میریزه و اینقدر غذا زیاد بود که یه ظرف هم به من دادن، من نمی دونم چی هست اما هر چی هست حتما مقوی و خوشمزه هست، بده این دختر بخوره تا جون بگیره... حلیمه بشقابی برداشت و همانطور که چند قاشق از غذای فرنگی داخل ظرف را توی بشقاب می ریخت با تمام وجود بو کشید و گفت: بوش خیلی خوبه، دستت درد نکنه، پرویزخان خیلی دین به گردن ما داره، شاید اینجوری دینش ادا بشه و بعد با بشقاب دستش داخل هال شد. گلجان بعد از چند روز غذایی مطبوع می خورد، حالا دیگر دل و روده اش با بوی غذا بهم نمی پیچید چون دیگر بچه ای نبود که او ویار داشته باشد. غذا را که خورد اکبر آقا با محبت نگاهش کرد و گفت: اگر صلاح بدونی من برم یه خبر از شما به پرویز خان بدم، احتمالا خیلی دلنگرانتون شدن... گلجان گفت: نه...میشه منو ببرین خونه ام؟! اکبرآقا نگاهی هراسان به حلیمه و بعد به گلجان کرد و گفت: نه دختر....من چه جوری تو را بیرون ببرم، حکمن هنوز دنبالت هستن، اگر ببیننت و بفهمن اینجا بودی هم برای شما بد میشه و هم برای ما، بهتره بگیم شوهرت بیاد، اون عقلش بیشتر از ما هست و میدونه چکار کنه... گلجان سرش را پایین انداخت و آرام چشمی گفت و اکبر آقا هم از جا بلند شد و بیرون رفت ادامه دارد... @bartaren 🌼🍂🌼🍂🌼🍂🌼