eitaa logo
چند جرعه با من بخوان
86 دنبال‌کننده
227 عکس
41 ویدیو
0 فایل
@E_shokoohi اگه حرفی با من داشتی
مشاهده در ایتا
دانلود
52.07M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسم الله الرحمن الرحیم به لطف خدا و همت شما عزیزان در بازارچه مقاومت خونه‌ی آقاجون حدود ۸۸ میلیون تومان تراکنش مالی ایجاد شد. از این مبلغ تقریباً ۴۸ میلیون تومان سود حاصل شده، به جبهه مقاومت اختصاص می‌یابد. حدود ۳۵ میلیون تومان از طریق یکی از رابطین مستقیماً در لبنان، هزینه جبهه مقاومت لبنان خواهد شد. حدود ۱۳ میلیون تومان هم از طریق وب‌سایت دفتر رهبری به جبهه مقاومت پرداخت شد. اجرکم عندالله مقاومت ادامه دارد ... https://eitaa.com/chand_jore_ba_man
مثل هر هفته برگه‌های سفید را بین بچه ها پخش کرد. سبد مداد رنگی‌ها را گذاشت روی میز. اما این‌بار به بچه‌ها گفت :《همه مداد آبی بردارین. قراره برای یه کار مهم نقاشی بکشیم》 حسنا موهای لختش را زد کنار:《خاله قشنگ بکشیم بازم می‌زنین به دیوار》 به رویش لبخند زد :《 نه قرار بزنیم روی زمین تا راه درست قدم برداشتن رو به آدم بزرگا یاد بدیم》 https://eitaa.com/chand_jore_ba_man
داستان بلند خار و میخک قسمت اول قسمت دهم
کتاب صوتی " خار و میخک " اثر شهید یحیی سنوار ترجمه اسماء خواجه زاد تولید ایران صدا با صدای حسن همایی بقیه رو هم برای شنیدن این کتاب دعوت کنید👇 https://eitaa.com/chand_jore_ba_man
پلی برای ساختن خاطره پله‌های مهد را یکی یکی آمدیم پایین.جلوی مهد جای پارک نبود. ماشین را گذاشته بودم کوچه بغل. دست آلا را گرفتم تا از جوب ردش کنم. آرام پا را گذاشت روی پل. فاصله میان میله‌ها کمی استرس نشاند توی جانش. دستم را محکم گرفت. قدم دوم را برداشت. دستم را فشار داد و پرید آن طرف جوب. توی صورتم خندید:《دوباره دوباره》 دیرم شده بود. می‌خواستم دستش را بکشم که باشد برای فردا. یک لحظه مکث کردم. فکر کردم به تکرار شیرینی این حس برای گنجینه‌ی خاطراتمان. چشم گذاشتم روی هم که باشد. حالا چند هفته‌ای می‌شود، ماشین را زیر درخت چنار کوچه بغلی پارک می‌کنم. و هر بار بعد از رد شدن از پلی که دیگر اسمش پل شادی است، یک پله توانستن را در آلا بالاتر می‌بینم. https://eitaa.com/chand_jore_ba_man