هدایت شده از 🚩 زیرچتر شهدا 🚩
من تلنازم، دختر زباله گرد🥲
عاشق معلم مدرسهام شده بودم، یه روز که نزدیک خونه اش تو روستا چرخ می زدم، صدای خندهها و حرف زدن یه زنی رو شنیدم.
وقتی مامانم از در اومد بیرون دنیام بهم ریخت؛ باهم ازدواج کرده بودن.
بی طاقت همون روز از روستا فر.ار کردم.
شدم زباله گرد و کارتن خواب تو خیابونا...
یه شب بارونی که از گرسنگی هلاک
می شدم، تا کمر تو سطل آشغال خم شدم و دنبال یه چیزی برای خوردن بودم.
تمام جونم از سرما می لرزید و...
-چرا هیچ کوفتی برای خوردن نیست؟
صدای جیغ لاستیک اومد و توی یه لحظه رو هوا پرتاپ شدم.
با درد چشم باز کردم.
گرمای تن یه نفر دیگه رو حس کردم.
دیدن اون مرد غریبه و خودم دنیارو، روی سرم خراب کرد.
-اینجا چه خبره؟ چه بلایی سرم اومد؟
صدای دو رگهاش، قلبم رو از جا کند.
-زباله گرد خیابون،عروس خونه ام شده. باید برام بچه بیاری و....
ادامه👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/4142073583C2a8d4e1643
هدایت شده از 🚩 زیرچتر شهدا 🚩
بالاخره کانال اصلی استاد زارعی رو پیدا کردم😍
❌آموزش های رایگان طب سنتی❌
اگه میخوای طب سنتی رو ساده یاد بگیری فقط کافیه وارد کانالشون بشید و از آموزش های رایگانشون استفاده کنید 🤗😉👇🏻
برای ورود ضربه بزنید👇🔥
https://eitaa.com/joinchat/3415147944Ce63608b1d2
برای بقیه هم بفرست استفاده کنن😊
هدایت شده از 🚩 زیرچتر شهدا 🚩
تخفیفات ۴۰ درصدی کرم جوانه گندم و روغن کندش اصل شروع شد😍🌾
جهت استعلام قیمت وارد کانال زیر شوید👇🏼
https://eitaa.com/joinchat/3415147944Ce63608b1d2
خودکار بیک؛ حامی آموزش و یادگیری دانشآموزان ایران
🔹 آموزش تخصصی و رایگان پایه اول تا نهم
لینک کانال های درسونه👇🏽
اول دبستان 👈🏼 @darsoone1
دوم دبستان 👈🏼 @darsoone2
سوم دبستان 👈🏼 @darsoone3
چهارم دبستان 👈🏼 @darsoone4
پنجم دبستان 👈🏼 @darsoone5
ششم دبستان 👈🏼 @darsoone6
پایه هفتم 👈🏼 @darsoone7
پایه هشتم 👈🏼 @darsoone8
پایه نهم 👈🏼 @darsoone9
آموزش زبان 👈🏼 @en_darsoone
.
🎗میخوای کابینت آشپزخونه بزنی؟🎗
🎊🎊. اقساط بدون بهره. 🎊🎊
✅اندازه برداری و طراحی3D رایگان.
✅ضمانت ۴ساله محصولات.
✅دارای کارگاه تولیدی و نمایشگاه اختصاصی.
✅امکان بازدید از کارگاه در هرزمان و نظارت بر مراحل انجام سفارش مشتری.
🏭 آدرس کارگاه : کرج، شاهین ویلا،میدان باهنر ،۴باندی ظفر ،ظفر ۸غربی ، کارگاه کابینت سازی هاویران.
🚨سفارش کابینت خود را به کارگاه دار بدهید و کار باضمانت کتبی دریافت کنید.
🔸مشاهده نمونه کار در کانال ایتا👇
🆔 @haviran
🆔 @haviran
🔸جهت سفارش به آیدی زیر پیغام بدهید👇
https://eitaa.com/Haviran_admin
شماره تماس 👇
۰۹۱۲۴۶۱۷۳۴۱ مالمیر
🚩 زیرچتر شهدا 🚩
\╭┓ ╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\ #قسمت_۷۱۵ #رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم) به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی) عمه نشست رو م
\╭┓
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
#قسمت_۷۱۶
#رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم)
به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی)
_ عیبی نداره مامان پاشو معطلش نزار
عمه از ماشین پیاده شد با پدر شوهرم رفتن تو مغازه ناصر برگشت سمت من
_ به نظرت زنگ بزنم به ناهید بگم ما داریم میایم خونتون
_نمیدونم والا لج نکنه از خونش بره بیرون
نفسی کشید
_ خودمم همین فکرو میکنم، ای کاش حماقت نکنه بابا رو تحویل بگیره
_ منم دلم شور میزنه
گرم صحبت با هم بودیم که نگاهم افتاد به عمه و پدر شوهرم داشتن میگفتن و میخندیدن و میومدن، به ناصر گفتم
_ چقدر اخلاق مانانت خوبه، اگر از بابات کینه میگرفت و میگفت نمیبخشم اعصاب همه بهم میریخت
_ پیغمبر میفرماید، مَن عَفا عِندَ القُدرَةِ عَفا اللّه ُ عَنهُ يَومَ العُسرَةِ.
هر كس در زمانى كه قدرت داره و میتونه انتقام بگیره گذشت كنه، خداوند در روز دشوارى که منظورش قیامته ازش گذشت میکنه
یه شوخی گفتم
_ سند روایت
فوری جواب داد
_ كنز العمّال
لبخندی زدم
_ ناراحت نشی گفتم سند شوخی کردم
_ نه چرا ناراحت شم اتفاقا خوبه که بدونی
پدر شوهرم و مادر شوهرم در ماشین رو باز کردند نشستن پدر شوهرم یه کیف کولی کوچیک خیلی قشنگ که روش مونجوق دوزی شده بود گرفت سمت من
_ بیا نرگس جان بابا، اینم برای تو خریدم
کیف رو ازش گرفتم لبخند پهنی زدم
_ ممنون آقا جون چقدرم خوشگله
نگاهم رو دادم به عمه
_ کیف شما رو ببینم
عمه کیفش رو از زیر چادرش در آورد.
_ مبارک باشه چه خوشگل و جا داره
سلامت باشید نرگس جان
نگاهش رو داد پایین
_ کفشم برام خرید
نگاهی به کفشش انداختم
_ چه خوب هر دوشون قهوهایند. بهم میان
آهسته لب خونی کرد
_ حاجی هیچ وقت از خرجی و رخت و لباس و وسایل خونه کم نذاشت فقط همه رو خودش میخرید، نظر منو نمیپرسید و برای خریدهای خودمم باهام نمیومد یا خودش میخرید یا پول میداد میگفت با ناصر یا محمد برو بخر
نرگس جان برام شده بود آرزو که یه بار با حاجی بیام خرید امروز انقدر بهم خوش گذشت و تو دلم حاجی رو دعا کردم
دستش رو گرفتم
_ خدا رو شکر به به خواستتون رسیدید
پدر شوهرم از آینه جلو نگاهی به ما انداخت
_ پچ پچ ممنوع، بلند بگید ما هم بشنویم
عمه گفت
_ دستت درد نکنه حاجی جان منو خوشحال کردی خدا خوشحالت کنه
پدر شوهرن چهره در هم کشید...
جمعه ها و روزهای تعطیل پارت نداریم🙏
⛔️کُپی حَرام اَست⛔️ و پیگرد الهی و قانوی دارد❌
پارت اول👇👇
https://eitaa.com/chatreshohada/78183
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
🚩 زیرچتر شهدا 🚩
\╭┓ ╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\ #قسمت_۷۱۶ #رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم) به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی) _ عیبی نداره م
\╭┓
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
#قسمت_۷۱۷
#رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم)
به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی)
اونی که خدا ازش راضیه تویی که با یه مرد بد اخلاقو خودخواهی مثل من زندگی کردی و تا بهت گفتم منو حلال کن بدون چونه زدن گفتی حلالت کردم
من منتظر بودم عمه حرفی بزنه ولی ساکت موند و هیچی نگفت نگاهش کردم دیدم از بغض گلو نمیتونه حرف بزنه...
پدر شوهرم رو کرد به ناصر
_ بابا یه شیرینی فروشی خوب نگه دار یه دو کیلودشیرینی بگیریم دست خالی نریم خونه بچهم
_ باشه بابا، سر کوچهشون هم گل فروشیه و هم شیرینی فروشی، شیرینیهاشم همیشه تازهست از اونجا میخریم
تا برسیم تو کوچه ناهید دیگه کسی حرفی نزد. چند قدم مونده به خونهش ناصر ماشین رو پارک کرد و رو کرد به ماها
_ از ماشین پیاده نشید تا من گل و شیرینی رو بخرم بیام با هم بریم
پدر شوهره گفت
_ باشه بابا، ما میشینیم تا تو بیای
ناصر رفت از سر کوچه یه جعبه شیرینی و یه سبد گل گرفت و قبل از اینکه ما از ماشین پیاده شیم و فوری زنگ خونه ناهید رو زد.
من فهمیدم چرا این کارو کرد. ترسید ناهید پدرشو توی تصویر ببینه درو باز نکنه، تو دلم گفتم خب بدی بده دیگه اگه پدرت در مورد تو اشتباه کرده تو که بدتر داری انجام میدی، والا این رفتارها نسبت به پدر و مادر عمر انسانو کوتاه میکنه، برکتو از آدم میگیره اونم بابایی که به خاطر تو غرورش رو زیر پاش گذاشته
در باز شد ناصر برگشت سمت ماشین
_ پیاده شید در ماشین رو قفل کن
همه پیاده شدیم، ناصر گل رو داد دست پدر شوهرم، شیرینی رو گرفت سمت مادر شوهرم، عمه سر انداخت بالا
_ مادر من دستم درد میکنه یا بده نرگس یا خودت بیار
ناصر نگاهش رو داد به من
_ تو میاری
_ نه، خودت بیاری بهتره
ناصر در ماشین رو قفل کرد و وارد حیاط ناهید شدیم. سید عباس اومد با هممون سلام و علیک گرمی کرد
_ خیلی خوش آمدید بفرمایید
عمه ازش پرسید
_ مامانت خونهست؟
بله مامان جون خونهست
سید عباس در حال رو باز
مامان آقا جونیینا اومدن
همگی وارد خونه شدیم نشستیم روی مبل
عمه از سید عباس پرسید
_ پس کو مامانت
سید عباس شرمنده از این کار مامانش نگاهش رو دور خونه چرخوند...
جمعه ها و روزهای تعطیل پارت نداریم🙏
⛔️کُپی حَرام اَست⛔️ و پیگرد الهی و قانوی دارد❌
پارت اول👇👇
https://eitaa.com/chatreshohada/78183
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و اینک خلاصه اخبار😁
#حسین_دارابی | عضوشوید 👇
@hosein_darabi
🔴 دانش آموزای دهم، یازدهم و دوازدهمی
✅ اگه می خوای 30 ویدئوی "رایگان" شیمی
از تدریس دکتر صالحی راد رو داشته باشی
همین الان روی لینک زیر کلیک کن👇🏻
https://link.emrooz.ir/shimi
⚠️⚠️بچه ها ظرفیت این تدریس رایگان محدوده