https://eitaa.com/chatreshohada/186
قسمت اول رمان قبله عشق
https://eitaa.com/chatreshohada/976
پارت امروز👆👆
https://eitaa.com/chatreshohada/541
قسمت اول فرار از زندان داعش👆👆
https://eitaa.com/chatreshohada/613
قسمت امروز فرار از زندان داعش👆👆
👈مبادا فراموش ڪنیم !!👉
👈روزے عدہ اے جوانے خود را دادند؛
تا ما بتوانیم جوانے ڪنیم ...👌
🌸🌼سلام بر علے اڪبرهاے
امام زمان (عج)
ڪہ نسل جوان ما را
رو سفید ڪردند
╲\╭┓
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\╲
@chatreshohada
چشم برزخی دختر دبیرستانی و طلبه جوان
حاج اقا محمد رضایی (مبلغ دینی) میگویند راهی شدم به منطقه محروم وعشایری #کرمان
مدیر مدرسه منطقه محرومی که روحانی کم آنجا میرود به من گفت: اگر میشد به شما نشان میدادم
که خیلی از بچههای ما در اینجا نماز شب میخوانند، خلاصه ما در این مدرسه سخنرانی کردیم و بعد از سخنرانی به سؤالهای دانشآموزان پاسخ میدادیم تا اینکه دانشآموزی پیش من آمد و گفت: من وقتی به چهره بعضیها نگاه میکنم، چهرهشان خیلی نورانی است و بعضی دیگر چهره بسیار وحشتناک و ترسناکی دارند که شبها از ترس خوابم نمیبرد.خیلی برای من عجیب بود که یک دانشآموز دختر دوم دبیرستانی به این درجه رسیده باشد، من که هنگام پاسخ به سؤالها سرم پایین بود، هنگامی که دانش آموز این جمله را گفت، مو بر تنم سیخ شد و پیش خودم گفتم که الان آبروی من رفته است و معلوم نیست(با چشمانی #برزخی) من را چگونه میبیند! بنابراین اولین سؤالی که کردم گفتم: من را چگونه میبینی؟!
گفت: ....
ادامه ماجرا باز شود👇👇
https://eitaa.com/joinchat/4208001059Cd28dff4e11
_
بعد از نوشیدن آب، یکی یکی، لیوان خالی را به سقا می دادیم. او اصرار داشت عبارتی بگوئیم که تا حالا کسی نگفته باشد و برای همه هم جالب باشد. یکی می گفت:
از «سلام بر حسین (ع)، لعنت بريزيد» | دیگری می گفت: «سلام بر حسین (ع)، لعنت بر صدام» اما از همه بامزه تر عبارت: «سلام بر حسین (ع)، لگد بر
يزيد» بود که برای همه بسیار جالب بود. "😅
نگاہ کن
چه زیـبا از #خستگی خوابـش برده
ای شهیـــد🌷
دعایی کن🤲
که ما از خستـگیِ #گناہ
خوابمـان نبـرد
و از قافله ی #مهدی_فاطمه
جا نمانیم😔
#شبتون_شهدایی🌙
╲\╭┓
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\╲
@chatreshohada
سلام بر تو ای شهید راه حق ...
سلام به لبخند های زیبای شهادتت...
سلام صبحتون شهدایی ✋
☘☘☘
╲\╭┓
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\╲
@chatreshohada
یکی از نیروها از نگهبانی که برگشت، پرسیدم: «چه خبر؟»
گفت: «جاتون خالی یه گربه عراقی دیدم.»
گفتم: «از کجا فهمیدی گربه عراقیه؟» ( گفت: «آخه همینجور که راه می رفت جار می زد: الميو الميو»😅
╲\╭┓
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\╲
@chatreshohada
🍃🌺
#خاطره_از_شب_اعزام
#نقل_از_همکار_و_همرزم #شهید_سیدرضا_طاهر
🔸ساعت حدوداً ۹ شب بود. ۱۴ فروردین ۱۳۹۵، که دیدم گوشیم زنگ میخوره.
#سیدرضاطاهر بود.
#فرمانده دسته.
🔹_سلام #سیدجان خوبی؟ چه خبر؟
_سلام، خوبی؟
_جانم #سید در خدمتم..
_خبر داری؟
_چه خبری #سید؟
_امشب یا فردا پروازه...
_پرواز کجا؟؟ اونور...؟ جعفر طیار؟
_آره.
_چه بی خبر...!؟
_حسین تو توی لیست نیستی بخاطر فوت پدرت. اگه امکان داره من و میثم رو برسون آخر شب...
_چشم #سیدجان، حتما.
_ممنون؛ منتظریم؛ خوابت نبره؛ یاعلی.
_چشم؛ یاعلی.
🔸حدوداً ساعت یک شب شده بود.
من رفتم دنبال میثم و بعدشم رفتیم دنبال #سیدرضا.
داداش میثم اومد و ازمون چندتا عکس یادگاری جلو در خونه #سیدرضا گرفت وحرکت کردیم به سمت پادگان.
تو پادگان کنار سید که رو تخت دراز کشیده بود، نشستم و آخرین عکسم رو باهاش گرفتم.
🔹آخرین عکس یادگاری من و #سیدرضا
🍃وَه که جدا نمیشود؛ نقـشِ تو از خیالِ من
تا چه شود به عاقبت؟! در طلبِ تو حالِ من!🍃
╲\╭┓
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\╲
@chatreshohada
سفر به محضر محبوب
شرط ها دارد...!
#حبیب باش
که دعوت به کربلات کنند...
خداوند مقرب ترین بندگان خویش را
از میان عشاق برمی گزیند که گره کور دنیا را به معجزه عشق می گشایند...
#شهید_آوینی🌹╲\╭┓
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\╲
@chatreshohada