eitaa logo
دشت جنون 🇵🇸
4.4هزار دنبال‌کننده
6هزار عکس
1هزار ویدیو
3 فایل
ما و مجنون همسفر بودیم در #دشت_جنون او به مطلبها رسید و ما هنوز آواره ایم #از_شهدا #با_شهدا #برای_دوست_داران_شهدا خصوصاً شهدای نجف آباد ـ اصفهان همه چیز درباره ی #شهدا (زندگینامه،وصیت نامه، خاطرات،مسابقه و ...) آی دی ادمین : @shohada8251 09133048251
مشاهده در ایتا
دانلود
🌼🍀🌺🌼🌺🍀🌼 جناب عبدالعظیم حقاً و انصافاً به و به تاریخ آبرو داد و عظیمی به گردن همه‌ی و اهل دارد . یاعلی بگذر ز بی پرواییم هرچه هستم، مڪتب الزهراییم ما محبان خادم و خاک دریم حضرت عبدالعظیم را نوڪریم فرخنده میلاد با سعادت مبارک باد . 💐 @dashtejonoon1💐🍀
🕊🌹🌴🥀🌴🌹🕊 مادر دچار بیماری سختی شده بود انواع و اقسام داروهای محلی رو به او داده بودند اما بی‌فایده بود . بناچار او را برای معالجه به اهواز می‌برند. دکتر پس از معاینه می‌گوید خانم شما سه ماهه باردارید!! اما مادر آنقدر بیمار بود که از بارداری خود خبر نداشت! دکتر برای ده روز به او دارو می دهد تا پس از مصرف مجدد مراجعه کند . در مراجعه بعدی دکتر باز ۳۰ عدد آمپول تجویز می‌کند. مادر بهبودی پیدا می‌کند اما نگران سلامتی فرزندش است که داروها روی او اثر نگذاشته باشد . در هفت ماهگی بارداری باز حادثه‌ سختی برای مادر اتفاق می‌افتد که نگرانی مادر بیشتر می‌شود ، اما گویا خداوند این بچه را برای یاری دینش برگزیده است و خود نگهدارش است . بارداری مادر به ۹ ماهگی می رسد و در تاریخ سی‌ام مرداد ماه سال چهل و شش گل پسرش بدنیا می‌آید. نامش را می گذارند، باز در نوزادی در اثر گرما دچار خفگی می‌شود و کف بالا می‌آورد، اما به لطف خدا باز سلامتی خودش را به دست می‌آورد . به سن نوزده سالگی می‌رسد و خداوند می‌شود و نام زیبای را برایش بر می‌گزیند و در ۲۶ دی ماه ۶۵ در اثر بمباران شیمیایی به می‌رسد . و افتخار مادر می‌شود . 🌹 @dashtejonoon1🌴🥀
🌹🕊🥀🌴🥀🕊🌹 دفترچه خاطرات یک مرزبان بسم الله الرحمن الرحیم امروز 9/3/97 روزی هست که دارم خاطره می نویسم تا سالهای آینده بدردم بخوره برجک شماره 4 هستم. امروز نگهبانم البته هر روز نگهبانم ولی پاس 3 هستم از دیشب تا الان 4 ساعت بیشتر نخوابیدم الان ساعت 11:45 دقیقه است دقیقا 15 دقیقه دیگر پست من تمام می شود میرم می خوابم. آنقدر هوا گرمه که آدم پوست می ندازه جلو آفتاب، من الان جلوی آفتاب ایستادم و مرز را نگاه می کنم که کسی رد نشه خدایی نکرده بیاد داخل خاک ایران کاری انجام بده تا مردمش در آسایش نباشند و اینجا ایستادم روبروی پاکستان روستای باز محمد، بچه هاشون، شترهاشون جلوی من هستند. حیف که عکس نمیشه گرفت وگرنه الان می گفتم. ده قدمی من میل مرزی 93 هست الان گرد و خاک است دو عدد ماشین توی نوار مرزی پاکستان مسلح هستند. خلاصه اینم از خاطره امروز . من سرباز مرزبانم جانم فدای رهبر تا آخرین قطره خون از مرز محافظت می کنیم ما سربازها مدافع وطن از سربازان مرزبانی ناجا در هنگ مرزی میرجاوه یازدهم اسفند 97 بر اثر جاری شدن سیل در نقطه صفر مرزی در حین کمک کردن به همرزمان دیگرش غرق و به رسید. در این حادثه دو تن دیگر از مرزبانان و نیز به رسیدند. 🥀 @dashtejonoon1🌹🌴
🕊🌹🌴🥀🌴🌹🕊 باید خیلی بلد باشی که تاب بیاوری این وداع را. باید خیلی بلد باشی که در نگاه دخترک نگران پدر وقتی کنار تابوت پدر زانو زده غرق نشوی. باید خیلی بلد باشی که بتوانی به فرزندش بگویی بابا رفت، بابا شد و رفت. بابا برای من و تو و برای وطن تا آخر ایستاد. شادی روح و و سلامتی سبز پوشان محافظ امنیت و مدافع وطن 🌹 @dashtejonoon1🌴🥀
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀 یاد باد یاد جبهه ها یاد دفاع مقدس ارسالی از اعضاء شادی روح و و سلامتی رزمندگان اسلام 🥀 @dashtejonoon1🌹🕊
🌺🌼💐🍀💐🌼🌺 امروز سالروز طلوع چند آسمون نشین شهرستانمونه تولدتان مبارک 🌺 بسیجی مجتبی ناصحی 🌼(جواد) 🌼 پاسدار مهدی پورقاسمیان 🌺 (مانده علی) 🌺 پاسدار محمد نورمحمدی 🌼(علی) 🌼 جهادگر احمد صالحی 🌺(حسین) 💐 @dashtejonoon1🍀🌺
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀 🌹 🌹 فرزند: حاجی آقا : 🗓 1345/05/02 🗓 محل تولد : نجف آباد ـ روستای هسنیجه وضعیت تاهل : متاهل شغل : آزاد : 🗓 1368/07/17 🗓 مسئولیت : سرباز محل : اصفهان نام عملیات : بر اثر عوارض شیمیایی مزار : 🥀 @dashtejonoon1🌹🕊