eitaa logo
دعوت به نماز🇵🇸
1.3هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
586 ویدیو
180 فایل
بسم الله النور مطالب کانال: 🔰 شنبه: دعوت به نماز 🔰 ۱شنبه: نماز در دوره اول رشد 🔰 ۲شنبه: نماز در دوره دوم رشد 🔰 ۳شنبه: نماز در دوره سوم رشد 🔰 ۴شنبه: موانع نماز 🔰 ۵شنبه: اسرار نماز 🔰 جمعه: راهکارهای جذب به مسجد شناسه ارتباط: @namaznor
مشاهده در ایتا
دانلود
دو حدیث : رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند : حَرَامٌ عَلَى كُلِّ قَلْبٍ عُزِّيَ بِالشَّهَوَاتِ أَنْ يَجُولَ فِي مَلَكُوتِ‏ السَّمَاوَات‏ خیالت راحت باشد حرام است همراهی در ملکوت سماوات بر هر قلبی که با آن ممنوعات(شهوات) همراه شده باشد. او در همین طبیعت می ماند و از آن بالاتر نمی رود. در آیه ی شریفه می فرماید: تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ بیان و تبیین یعنی آشکار و واضح کردن چیزی خداوند می فرماید ما ممنوعات را برای شما گفته ایم به آن نزدیک نشوید. چون اگر به آنها وارد نشوید در زمره ی اهل تقوی قرار می گیرید لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ یبین الله را می فرمایند همین شرح وظایف و رساله ها ی عملی هستند. و تا زمانی که با این جبهه ی محذورات مبارزه نکند هرگز به طهارت نمی رسد. امیر المومنین هم می فرمایند : حَرامٌ على كُلِّ عَقلٍ مَعلولٍ بِالشَّهوَةِ أن ینتفع بالحکمة حرام است بر هر قلبی که معلول شهوت بشود (یعنی شهوات در او اثر می گذارند) حکمت نصیب این شخص نمی شود. و قرآن می فرماید : وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا خداوند می فرماید من به هرکس حکمت دادم خیر کثیر داده ام. به قلبی که معلول شهوات باشد هیچ وقت حکمت داده نمی شود و هیچ وقت مشمول این آیه نمی شود. محذورات می شوند حدود، و حد هم آن تیزی هر کار است که نباید به آن نزدیک شد. کسی که از اینها بر حذر شد اولئک هم المفلحون. باید اگر حرامی در زندگی هست آن را ترک کنیم. دید ما دید حدود باشد که نباید به آنها نزدیک شد. 📚استاد سعادتفر
رسیدیم به سر طهارت روح که اهل و مستمع خاص خودش را می خواهد و فقط به صورت مختصر بیان می کنیم. در مرحله ی روح چون عالم مشاهده است هرچه مانع مشاهده است باید در مراحل قبلی بریزند .تا شخص به این مرحله برسد که امیر المومنین فرمودند : اللَهُمَّ نَوِّرْ ظَاهِرِی‌ بِطَاعَتِکَ، وَ بَاطِنِی‌ بِمَحَبَّتِکَ، وَ قَلْبِی‌ بِمَعْرِفَتِکَ، وَ رُوحِی‌ بِمُشَاهَدَتَکِ، وَ سِرِّی‌ بِاسْتِقْلَالِ اتِّصَالِ حَضْرَتِکَ؛ یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الإکْرَامِ عالم طهارت روح عالم مشاهده است. گاهی انسان به فکر مشاهده است . گاهی مشاهده می کند . گاهی در فکر حضور است ولی اگر به حضور برسد دیگر در حضور است . عواملی که اگر انسان با اغیار خو بگیرد و عادت کند اصلا سرو کارش با اغیار و غیر هاست این ها نمی گذارند که او به مشاهده برسد . این حیات مادی قسمتی از حیات انسانی ما است . اما یک مرتبه ی نازله است . ما از حیات و قدرتی که خدا به ما داده است با کمترین استفاده از او قناعت کرده ایم. تاجری را در نظر بگیرید که ممکن است میلیاردها سزمایه داشته باشد اما با کمترین ان کار می کند . مثلا یک کشاورزی یک قنات پر ابی دارد ولی با یک مقدار جزئی از اب کار می کند . ما به نازلترین حیات انسانی که خداوند به ما داده است قناعت کرده ایم . که همین حیات مادی است . که هر چه با این چشم دیدیم و هر چه با این دهان چشیدیم و.... وقتی ما به کمترین قناعت کردیم روح ما به این عادت کرده . این حواس پنج گانه همان طور که حیاتشان مرحله به مرحله داده می شود اما اینها یک تاثیر و تاثر مقابل دارند . چشم ما همانطور که حیاتش را از روح می گیرد اما دارد با کار هایش روح را هم مورد تاثیر قرار می دهد . بخشی از مشغولیت های روح ما با ان چیز هایی است که ما دیده ایم. بخشی مربوط به شنیده ها است و بخشی مربوط به ان چیزی است که خورده ایم و ... انقدر روح به این ها عادت کرده که اگر بخواهید 5 دقیقه خلوتت داشته باشد و هیچ کدام از این غیرها نیایند مقدور نیست. غیر از اینها بخشی هم مشغولیت های فکری شما است که روی روح تاثیر می گذارد. حتی تعقلات و قوه ی واهمه و خیال همه ی این ها تاثیر می گذارند. 📚استاد سعادتفر
گاهی اغیار می روند سراغ روح و گاهی روح می رود سراغ اغیار! آن قدر با آن ها خوکرده روح می رود سراغشان و گویی به یک مرحله ی اتحادی رسیده اند . اینجا حجابها یعنی این ... و چه اتفاقی می افتد ؟ من با همین اغیاری که دارم به کمترین مرحله ی حیاتی قناعت کرده ام و گویا دیگر من چشم و گوش دیگری ندارم. گویا من فقط همینم! حضرت رسول صل الله علیه و اله می فرمایند : لولا أنَّ الشَّياطينَ يَحُومونَ على قُلوبِ بَني آدمَ لَنَظَروا إلى مَلَكوتِ السَّماءِ؛ اگر این شیاطین حلقه نزده بودند دور دل بنی ادم اینها ملکوت اسمان و زمین را می دیدند . اما نه تنها نمی بینم ، بلکه فکر می کنم چیزی نیست و وجود ندارد ! مشاهده کجا اینها کجا! قران در باره ی این نازلترین مرحله ی حیاتی که ما استفاده می کنیم می گوید حیات دنیا ! مثلا می گوید حیات دنیایی متاع غرور است . اما می فرماید کسانی که ایمان اوردند و عمل صالح انجام دادند فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً ما به نها حیات طیبه می دهیم. اگر انسان از این حجاب ها بیرون برود می رسد به حیات طیبه. و در آن حیات طیبه خبر ها است اما ما از خیر حیات طیبه گذشته ایم. و به همین حیات اکتفا کرده ایم. و امام سجاد در دعای ابو حمزه می فرمایند : أَنَّکَ لَا تُحْجَبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلَّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ‏ الْأَعْمَالُ‏ دُونَک حجاب اعمال یعنی اینکه کار کرد روح من شده همین چشم و گوش و...و من از ظرفیت ها استفاده نمی کنم. و مانع مشاهده یعنی این که من نمی توانم روحم را خالی نگه دارم از غیر . و هر مرحله ای حجاب مرحله ی بعدی است . ولی خداوند ظرف دنیا را ظرف رهایی از این حجاب ها قرار داده است و در را باز کرده و فرموده ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ من را بخوانید اجابت می شوید *وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ۖ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ* اگر کسی او را طلب کرد و آن حیات طیبه را طلب کرد او می دهد. شرطش هم این است که تعلقات را کم کند. اگر با کنترل خودش سعی کرد این اغیار را جدا کرد و فهمید که این ها مال این نازلترین حیات است ومیگوید من هنوز ظرفیت ها دارم می تواند به آن برسد. و جدا شدن از روح یعنی جدا شدن از همه ی این اغیار و موانع و رسیدن به مرحله ی مشاهده. 📚استاد سعادتفر
بعد از طهارت روح که چهارمین مرتبه از مراتب وجود ما است که جناب حضرت وصی امیر المومنین(علیه السلام) بیان فرموده اند، مرتبه ی پنجم طهارت سر است. اللَهُمَّ نَوِّرْ ظَاهِرِی‌ بِطَاعَتِکَ، وَ بَاطِنِی‌ بِمَحَبَّتِکَ، وَ قَلْبِی‌ بِمَعْرِفَتِکَ، وَ رُوحِی‌ بِمُشَاهَدَتَکِ، وَ سِرِّی‌ بِاسْتِقْلَالِ اتِّصَالِ حَضْرَتِکَ؛ یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الإکْرَامِ از باب این که فقط برانیم که این سر چیست. گفته می شود و باید این مراتب را خدای عزوجل روزی بفرماید و باید شخص وادی مرحله ی عمل بشود. سر چیست؟ سر آن حصه ی وجودی هر موجودی است که به خدای سبحان متصل است. آن حقیقت ، آن مراتب طهارت که گفته شد همه مربوط به مراتب دیگر بود. در مرتبه ی سر شخص از رب مقید می گذرد و به رب مطلق می رسد. رب مقید : پروردگاری که قید خورده است. ربی : رب من، قید خورده است و شده است رب من. و این قیدها برای هر کسی ممکن است متفاوت باشد. شخص خدای متعال را پرستش می کند چون خداوند او را آفریده است و حیات و ممات من در دست اوست. گاهی حتی در بعضی از مراتب طهارت گفتیم که شخص خودش را محضر می بیند. حدیثی داریم که اگر کسی مشغول به ذکر من باشد و این ذکر را با دعا قطع نکند، من بالاتر از آنچه او می خواست به او می دهم. حالا اگر بنده در چنین حالی قرار گرفت و این حدیث را هم می دانست و ذکر خود را قطع نکرد. اما از خودتان بپرسید چرا قطع نکردم؟ چون خدای سبحان فرموده اگر ذکر را قطع نکنی...... اینجا هم شد رب مقید! من ذکر را قطع نکردم باز هم به خاطر قیدی که به خودم خورد. چون می خواهم افضل را بهم بدهد قطع نمی کنم. این هنوز در قیدی است و باید پله هایی را طی کند تا به آن طهارت برسد. 📚استاد سعادتفر
رب مطلق آن حقیقت جمعی است که از آن حقیقت تعبیر می شود به حقیقت محمدیه یا بنیه ی محمدیه (صلوات الله علیه) در‌ حقیقت جمعی شخص نیست که رب مقید داشته باشد. او رب مطلق است که همه ی موجودات اند! همه ی مظاهر اسما و صفاتند! این که می گویند حقیقت محمدیه برای این است که : خدای سبحان می فرماید : هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا این بعد جسمانی ما از حضرت آدم خلق شد! اما آن باطن و حقیقت من از کی خلق شده است؟ با این سوالات یک معرفت خاصی نسبت به نبی اکرم و اهل بیت پیدا می کنید. *هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ* اینجا هم اشاره به هو است یعنی آن هویت مطلقه در بعد جسمانی آدم خلق شد و از او زوجش هم خلق شد و این ادامه داشت. آن نفس مطلقه ای که باطن من از آن خلق شده است آن نفس نفیس رسول اکرم(صلوات الله علیه) است! او می شود حد اتصال همه ی موجودات به حق! اول ما خلق الله یعنی این! در این حقیقت تجلی اعظم حق است با جمیع اسما و صفاتش. این جا آن نفس و سر و حقیقت رسول اکرم(صلوات الله علیه) است. این ظرف رسول اکرم(صلوات الله علیه) شد مخزن کلمات الله شد. او شد ظرف قران کریم... آن قدر این ظرف گسترش دارد که توانست کلمات الله را در خود جوع کند. می گویند قرآن صورت کتبی انسان کامل است که رسول الله(صلوات الله علیه) می باشد. همه ی اسرار این جاست... 📚استاد سعادتفر
گفتیم که :حصه ی وجودی هر موجودی که با خدای عزوجل مرتبط است را سر می گویند. و تطهیر آن هم با زوال قیدها است. اگر قید ها زایل بشوند و انسان به رب مطلق متصل بشود این می شود سر طهارت. *"ربی" * قید است! و گفتیم که: حضرت آدم پدر جسمانی ما است. قرآن می فرماید هو الذی خلقکم من نفس واحده و خلق... اما بعد روحانی و روح ما از کجاست و پدر روحانی ما کیست؟ که گفته شد آن شخص رسول اکرم است که فرمودند "من اول ما خلق الله هستم." می‌خواهیم دو تا مثال بزنیم برای درک این موقعیت برای درک طهارت سر! 1⃣ مثال اول: فرض کنید اگر کره‌ی زمین یک سطح کاملا صاف بود و هیچ پستی و بلندی نداشت، وقتی خورشید بر آن می تابید شما یک نور می دیدید .... ولی به خاطر پستی و بلندی ها اختلافاتی بوجود می آید یک جا سایه است، یک جا شب است، یک جا اول صبح است. 2⃣ مثال دیگر این که: آب را در نظر بگیرید آن حقیقت آب، آن آب طهور که قرآن می فرماید: وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا آن آب نه طعم، نه مزه ونه رنگ خاصی دارد، یک حقیقت است. اما همین آب به خاطر اختلاف محل، اختلاف پیدا می کند، در یک زمین شور، آب شور می شود در یک زمین معدنی، ممکن است تلخ شود. می گوییم آب چاه است، آب دریا است، آب چشمه است... اختلاف به خاطر محله ها است، اگر اختلاف را نداشتیم چه می‌شد؟ خداوند اراده فرمود و آن حقیقت محمدیه را خلق کرد. شما این حقیقت را مانند نور خورشید در نظر بگیرید که بر یک سطح مسطح بتابد که هیچ اختلافی وجود نداشته باشد، اما به خاطر تشخص‌ها این نورها با هم متفاوت شد یکی شد گیاه، یکی شد انسان! و انسان با تشخص هایی که پیدا کرد..... خدای عزوجل اراده فرموده که این تشخص‌ها وجود داشته باشند و الی الابد هم باقی بمانند. خداوند آنها را با این بدن ها آفریده! بدن برزخی و بدن جسمانی در قیامت. آن بدن که زنده می شود و در قیامت هست، این‌ها تشخص‌هایی پیدا کردند که شدند من و شما و دیگری.... و خدای متعال اراده کرده است که این تشخص‌ها باقی بماند. 📚استاد سعادتفر
اگر این تشخص ها و افراد به یک نکته واقف بشوند، معلوم می شود که همه ی ما ضلی از ضلال آن حقیقت هستیم. یعنی یک سایه ای از آن حقیقت هستیم. مثل همان مثالی که گفتیم زمین صاف بود و هیچ اختلافی نداشت ولی یک بلندی پیدا شد و پشتش سایه افتاد! ما هم سایه ای از سایه های آن حقیقت محمدیه هستیم. به تعبیر یکی از بزرگان ما قوه ای از قوات آن حقیقت هستیم. درک این معنا که شما خود را قوه ای از قوه های رسول اکرم ببینید، سایه از سایه های حضرت ببینید و بعد حضرت ضل الله است. آن وقت اگر شما خود را قوه ای از قوه های حضرت ببینید این مرحله ی فنا و تطهیر سر از اینجا آغاز می شود. دیگر قید ها می ریزد ریختن سر یعنی ریختن تشخص ها و پستی بلندی ها فرض کنید این شهر خانه ها و امارت های متعدد دارد هر کدام یک رنگی، یک شکلی ..و یک جا سایه است و یک جا نور است و اگر کسی بیاید و این شهر را صاف کند و دیگر هیچ اختلافی نباشد...اگر قیدها بریزد، دیوارها و سقف ها قیدند. اگر قیدها بریزد یک حقیقت وجود دارد. این دیوارهایی که در شهر هست و می گوییم خانه ی من و میگوییم این جا مسجد است ... اینجا قیدی می خورد و می شود مسجد و آن وقت اگر طاهر نیست پایش را هم در مسجد نمی گذارد این جا شد کعبه آن جا شد حرم و هر جا هم احکام خود را دارد. اگر این قید ها بریزد می شود یک حقیقت .... و اگر ما قید ها را ریختیم، دیگر من من نیست. خودش را قوه ای از قوات حقیقت محمدیه می بیند. خودش را سایه ای از آن سایه ها می بیند. این قوه فانی در اوست امام صادق علیه السلام فرمودند : هر صبح اعمالمان بر حضرت رسول(صل الله علیه و آله و سلم) عرضه می شوند. امام صادق(علیه السلام) فرمودند حیا کنید که کسی در برابر حضرت یک عمل خلافی ظاهر بشود. هر کاری می خواهید بکنید، فردا صبح شمایید و رسول اکرم(صل الله علیه و آله و سلم) برای همین امام صادق(علیه السلام) فرمودند: حیا کنید! یعنی در طول روز خود را آزاد نگذارید که هر کاری خواستید بکنید .... آیا طاقت این حضور و دین اعمالتان را دارید .... مراقبه یعنی این، کنترل نفس یعنی این، تذهیب نفس یعنی این. 📚استاد سعادتفر
حالا اگر این قید ها آن قدر مرا جدا کند که یک حالت استقلال بوجود بیاورد، مثل این که این خانه آن قدر مستقل باشد که گویی جزئی از زمین نیست. حجاب ها و قید ها با ما این کار را کرده اند. وَ قَعَدَتْ بِي أَغْلاَلِي یعنی این. قیدها آن قدر مرا مقید کرده اند که من برای خودم تشخصی پیدا کرده ام و اصلا حضرت را نمی شناسم! چه باشد این که خود را قوه ای از قوه های حضرت ببینم. خیلی به این نکته فکر کنید که شما قوه ای از قوه های حضرت هستید .... یعنی شما دارید با حضرت عمل می کنید ... می گویید بسم الله الرحم الرحیم این قوه ای از قوای حضرت است و این حضور و مراقبه ای را به ما روزی می کند. و اگر کسی با دید مقید بودنش حرف هایی رابشنود‌، آنها را درک نمی کند. 📚استاد سعادتفر
وقتی قید ها خودش را فرو ریخت رب مطلق خود را نشان می دهد. آیت الله بهجت می فرمودند : وقتی شما قرآن می خوانید از زبان رسول اکرم بشنوید. شما نمی خوانید حضرت قرآن می خوانند. چون شما قوه ای از قوای حضرت هستید. این طور نیست که فقط حضرات در بیست و سه سال قرآن خوانده باشند، آن فقط بعد جسمانی حضرت بود ... حضرت تلاوت می کنند و شما می شنوید حدیثی از امام صادق(علیه السلام) را شاید قبلا هم شنیده باشید ولی الان بادید فرو ریختن قید ها بشنوید : حضرت فرمودند : خدا تجلی کرده است برای خلقش در کلامش شما وقتی در محضر قرآن هستید، دیگر شما نیستید ، او می ماند و آن تجلی حق. نتیجه ای که باید بگیریم: وقتی فهمیدیم یک چنین خبرهایی هم هست بعد مقایسه کند و ببیند من کجا هستم؟ بعد می بیند من از اول عمرم یک عمر در این قید ها بودم گناه یعنی در قید بودن ... و این عبارت دعای کمیل که می گوید : وَ قَعَدَتْ بِي أَغْلاَلِي یعنی آن قدر این مقید شده است که فرمان رب را نمی شنود تا چه برسد به آن که خود را قوه ای از قوای رسول اکرم ببیند. در دعای کمیل می گوییم من را آزاد کن از این طناب های محکمم! من چون مقیدم و خود را می بینم گناه می کنم. من چون مقیدم گوش به فرمان حق نیستم. ولی اگر من آزاد بشوم و قیدها برداشته شود گناه معنا ندارد .... و در دعای عرفه هم هست که : فک رهانی .... خلاف یعنی قید خدا در قیامت می گوید عده ای را بگیرید با زنجیری که هفتاد زرع است ! آن ها این قید هایی است که من خودم را با آنها بسته ام و با همین قید ها از این دنیا می روم و در قیامت هم با همین ها حشر پیدا می کنم. قید ها باعث می شود که حرامی انجام شود و واجبی انجام نشود... 📚استاد سعادتفر
خلاصه ای از مباحث : نماز محفل انس و قرب است و طهارت خاص می خواهد. وضو و غسل شروع طهارت است. خدا با اسم شریف قدوس عالم را خلق فرموده و از قدوس غیر مقدس ظاهر نمی شود، و این یعنی هرچه او خلق فرموده مقدس است .... انسان خلیفه ی خداست ؛ جانشین حرف خلیفه را می زند. و اگر حرف قدس را نزد می شود کالانعام بل هم اضل! امیر المومنین(علیه السلام) فرموده اند : «اللَهُمَّ نَوِّرْ ظَاهِرِی‌ بِطَاعَتِکَ، وَ بَاطِنِی‌ بِمَحَبَّتِکَ، وَ قَلْبِی‌ بِمَعْرِفَتِکَ، وَ رُوحِی‌ بِمُشَاهَدَتَکِ، وَ سِرِّی‌ بِاسْتِقْلَالِ اتِّصَالِ حَضْرَتِکَ؛ یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الإکْرَامِ» طهارت با پنج مرحله ای که حضرت امیر فرمودند را بررسی کردیم: اولین مرتبه طهارت طهارت قوای ظاهری( گوش و چشم و....) است. تا انسان اولین مرحله ی طهارت را دارا نشود فتوحات باطنی ( که مقصد نهایی است ) مقدور نیست. وضو و غسل و تیمم اولین مرحله ی طهارت ظاهری هستند. همه ی قوای ما ( گوش و چشم و ....) امانات الهی هستند و پاک خلق شده اند و باید همین جور پاک تحویل داده شوند. نجاسات هم یک سری نجاسات ظاهری هستند و یک سری نجاسات باطنی. و فرق بین نجَس (صفت است. کسی دارای این صفت شده است و موصوفی هم وجود دارد ) و نجِس(مصدر است به معنی پلید شدن) گفته شد. و گفته شد که گاهی برای مبالغه از مصدر به جای صفت استفاده می شود ؛ مانند این ایه که می فرماید : إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ و این به این معنا است که: بزرگترین نجاسات و الودگی ها شرک است. و در جای دیگر گفته می شود : إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ و بدست آوردن طهارت ظاهری عمل به رساله های عملی است. دومین مرحله ی طهارت طهارت باطن است . باطن با محبت تطهیر می شود. محب برخلاف محبوب عمل نمی کند. مکروهات هم مخالف با محبت است.و گناه اهل حب نبودن است. و چیزهایی که او دوست ندارد می شود آلودگی های باطن. و سومین مرحله ی طهارت طهارت قلب است. و قلب هم با معرفت پاک می شود. و علم و معرفت فرق می کند. معرفت با عمل همراه است. وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ هرچه تقوا بالاتر معرفت بالا می رود و معرفت بالاتر یعنی تطهیر قلب.... و عرفان با عمل بدست می آید . و آخرین مرحله ی طهارت طهارت روح است. و تطهیر روح هم با مشاهده و شهود است . و شهود هم وقتی است که حجاب ها برداشته شوند. و این جاست که بنده به مرحله ی اجابت می رسد : اجابت هم یعنی تاثیر پذیرفتن اجابت از ناحیه ی حضرت سبحان یعنی ما را بپذیردو توفیق را روزی کند. 📚استاد سعادتفر
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
*«اللَهُمَّ نَوِّرْ ظَاهِرِی‌ بِطَاعَتِکَ، وَ بَاطِنِی‌ بِمَحَبَّتِکَ، وَ قَلْبِی‌ بِمَعْرِفَتِکَ، وَ رُوحِی‌ بِمُشَاهَدَتَکِ، وَ سِرِّی‌ بِاسْتِقْلَالِ اتِّصَالِ حَضْرَتِکَ؛ یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الإکْرَامِ»* 📚استاد سعادتفر التماس دعا