eitaa logo
حماسه جنوب،خاطرات
6.2هزار دنبال‌کننده
16.1هزار عکس
4.1هزار ویدیو
82 فایل
سرزمین عشق، جایی جز وادی پر جریان دشت عاشقی نیست بشنویم این قصه‌ی ناگفته‌ی انسانهای نام آشنای غریب را 💥 مجله دفاع مقدس 💥 ------------------ @defae_moghadas2 (کانال‌دوم(شهدا 🔸️انتقال مطالب با لینک بلااشکال است. ادمین: @Jahanimoghadam
مشاهده در ایتا
دانلود
🍂 جنگ عراق و ایران از دیدگاه فرماندهان صدام ۸ ● سپهبد عبيد محمد الكعبي ترجمه: عبدالمجید حیدری ✾࿐༅◉༅࿐✾ ▪︎ وودز: تا سال ۱۹۸۳م [۱۳۶۲ش]، صدام به این نتیجه رسیده بود که جنگ علیه ایران باید به حوزه اقتصادی نیز کشانده شود. از همین رو، برای آغاز حملات به خارک و منطقه اقتصادی شمال خلیج فارس، به نیروی دریایی متوسل شد. ممکن است توضیح دهید رویکرد شما در تعیین اهداف چگونه توسعه یافت؟ چه اطلاعاتی در این زمینه داشتید؟ خدمه آتشبارها چگونه توجیه می‌شدند؟ آیا از ماهیت اهداف آگاه بودند؟ و اصولاً به اهداف خاصی حمله می‌کردید یا هر هدف دریایی در تیررس مورد حمله قرار می‌گرفت؟ برای نمونه، اگر من یک خلبان بالگرد بودم و به خارک اعزام می‌شدم، مرا به‌طور خاص توجیه می‌کردند یا صرفاً دستور داده می‌شد هر هدفی را که یافتم مورد حمله قرار دهم؟ کعبی: با انتصاب من به فرماندهی نیروی دریایی، عملیات‌های آفندی آغاز شد. نخستین عملیات را با هدف قرار دادن کشتی‌هایی در منطقه بوشهر طراحی کردیم. ابتدا سه فروند قایق تهاجمی را برای شناسایی اهداف بین پایگاه خلیج فارس و آبراه خور عبدالله اعزام کردیم. سپس مسیرشان را به‌سوی سواحل ایران تغییر دادیم. عملیات حدود ۲۰ ساعت طول کشید و طی آن، قایق‌های موشک‌انداز با شلیک ۶ موشک، موفق شدند ۵ فروند کشتی [ایرانی] را غرق کنند. این تجربه نشان داد که باید دامنه عملیات‌های دریایی را گسترش دهیم. مورای: این ابتکار عمل از سوی صدام بود؟ کعبی: خیر، ابتکار عمل کاملاً از سوی خود من بود. صدام هیچ نقشی در طراحی یا هدایت آن نداشت. شخصاً به ستاد کل نیروهای مسلح رفتم تا طرح عملیات را ارائه دهم. اعضای ستاد ابتدا مخالفت کردند. اما چند دقیقه بعد، صدام وارد جلسه شد و پرسید آیا موضوع خاصی دارم که با او مطرح کنم. طرح خود را برای حمله به کشتی‌هایی که در بندر بوشهر پهلو می‌گرفتند ارائه کردم. او خواست جزئیات را توضیح دهم و من نقشه عملیاتی را برایش باز کردم. صدام با پرسشی زیرکانه گفت: «مطمئنی وقتی به این منطقه می‌روید کشتی‌هایی حضور دارند؟» پاسخ دادم: «این منطقه محل لنگر اندازی کشتی‌های ایرانی است و مطمئنم که آنجا اهداف وجود دارند.» صدام در نهایت طرح را تصویب کرد، اما تأکید می‌کنم که ابتکار آن کاملاً متعلق به من و فرماندهی نیروی دریایی بود. وودز: اما اجرای چنین عملیاتی مخاطرات زیادی داشت. تا آن زمان هیچ عملیات آفندی دریایی در خلیج فارس انجام نداده بودید. این مأموریت برای خدمه نیروی دریایی عراق تجربه‌ای کاملاً جدید محسوب می‌شد. کعبی: کاملاً درست است. اجازه دهید نمونه‌ای را ذکر کنم. در نخستین عملیات، یکی از قایق‌های موشک‌انداز تحت هدایت افسر جوانی که اکنون فرماندهی نیروی دریایی را برعهده دارد، در حدود ۹ مایلی (حدود ۱۴ کیلومتری) یکی از میدان‌های نفتی ایران از کار افتاد. دو گزینه داشتیم: یدک‌کشی قایق به عقب یا ارسال قطعات یدکی با بالگرد. اما آن افسر، با استفاده از لوله‌های کپسول آتش‌نشانی، لوله‌های سوخت‌رسان آسیب‌دیده را تعویض کرد و با یک پمپ دستی، مخزن اصلی موتور را پر کرد. با وجود خرابی پمپ‌های اصلی، توانست قایق را به عقب برگرداند و دو قایق دیگر مأموریت را ادامه دادند. با شلیک ۶ موشک، آن‌ها توانستند ۵ فروند از قایق‌های [ایرانی] را غرق کنند. وودز: در منطقه‌ی عملیات، فعالیت‌های تجاری نیز جریان داشت. چه نوع کشتی‌هایی را هدف قرار دادید؟ کعبی: یک نفت‌کش هندی، دو کشتی تجاری یونانی، یک کشتی تجاری ایرانی و یک قایق تفریحی متعلق به ایران را هدف قرار دادیم. وودز: موشک‌ها را از چه فاصله‌ای شلیک می‌کردید؟ گفتید برد آن‌ها را اصلاح کرده بودید. کعبی: موشک‌ها را از فاصله‌ی حدود ۳۵ کیلومتری شلیک می‌کردیم. با گسترش دامنه‌ی عملیات‌ها، تمامی میدان‌های نفتی منطقه بوشهر را مورد حمله قرار دادیم. در مرحله‌ی دوم مأموریت‌های آفندی نیروی دریایی عراق، مجموعاً ۱۷۸ عملیات انجام شد که به غرق شدن ۱۰۲ نفت‌کش و ۱۴۵ کشتی تجاری انجامید. ┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌┅••༅✦༅••┅┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌ کانال بچه‌های جبهه و جنگ @defae_moghadas ࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
بعد از کربلا دیگر هیچ بهانه‌ای برای یاری نکردنِ امام پذیرفته نمی‌شود..! حضرت رقیه (سلام‌الله‌علیها) به ما آموخت که می‌شود حتی با سلاحِ اشک ، در گوشه‌‌ی یک خرابه خواب را از چشم پلید یزیدیان رُبود... ┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌┅••༅✦༅••┅┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌ کانال بچه‌های جبهه و جنگ @defae_moghadas ࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنا رُقَیَّةَ بِنْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهیدِ ▪︎ شهادت بنت الحسین علیه السلام تسلیت باد ┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌┅••༅✦༅••┅┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌ کانال بچه‌های جبهه و جنگ @defae_moghadas ࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍂 🔻  باغ ملکوت قسمت ۵۴ خاطرات آزاده               مهدی لندرودی ༺◍⃟჻ᭂ༅༺◍⃟჻ᭂ࿐ ▪︎ در یک عصر دل‌انگیز، بچه‌ها دور هم جمع شدند و به تماشای کارتون‌های محبوبشان روی تلویزیون دائمی پرداختند. وقتی وقت اذان فرا رسید، یکی از بچه‌ها به سمت در رفت و اذان گفت. همه بدون استثنا از جا بلند شدند و به نماز ایستادند. من هم وضو گرفتم و جانماز و مُهری که تا آن روز ندیده بودم، به من دادند. ما معمولاً با سنگ نماز می‌خواندیم، اما اینجا بچه‌ها با مهر و جانماز نماز می‌خواندند. اکثر آن‌ها نماز را با نافله‌های مربوطه می‌خواندند و یک جلد قرآن بود که هر بیست دقیقه دست به دست می‌چرخید. آقای ترابی، دبیر مسن و با معلومات از اهالی مازندران، در آنجا تدریس می‌کرد. او از زمان‌های گذشته با نهضت اسلامی و علما همراهی کرده بود. هر ساعتی که می‌گذشت، احساس اسارت را فراموش می‌کردم. فردای آن روز، وقتی برای قدم زدن به حیاط رفتیم، جو عجیبی میان بچه‌ها حاکم بود. لباس‌ها را در تشت می‌انداختند و وقتی به دنبال آب می‌رفتند، می‌دیدند که لباس‌هایشان شسته شده و روی طناب پهن شده است. بسیجی‌های کهن‌سال و جوان در کنار هم، در حالتی روحانی و شگفت‌انگیز بودند. بسیاری از بچه‌ها جزءهای قرآن را حفظ کرده بودند. یکی از بچه‌ها که به او دکتر می‌گفتند، ۲۵ جزء قرآن را حفظ کرده بود. اگر به کسی می‌گفتی که با تو کار دارد، می‌گفت: «فردا نه، پس فردا بعد از ظهر ساعت سه الی پنج فرصت دارم» زیرا همه در کلاس‌های زبان، فیزیک، زیست‌شناسی و اخلاق شرکت می‌کردند. وقتی فهمیدم که هفتاد و پنج نفر از چنین افرادی را به جای بیست و پنج نفر ما به ملحق برده‌اند، غمی در دلم نشسته بود. آن‌ها را صد روز تمام صبح و عصر کتک می‌زدند. با جعفر زنوزیان، غواص و متولد ۱۳۴۹، گرم گرفتم و هر دو با یک پتو می‌خوابیدیم. آقا مهدی از من پرسید: «نام تو را برای قرآن بنویسیم؟» گفتم: «هر روز باید بخوانم؟» و او پاسخ داد: «نه، هر سه روز بیست دقیقه قرآن دست تو می‌افتد.» قبول کردم و با آن‌ها هماهنگ شدم. اسدالله تکلفی، مداح و متخصص در قرآن و تجوید، و سید حسین قشم که دیپلمه بود، کلاس‌های متفرقه‌ای داشتند. روزی آمدند سراغ من و گفتند: «برای شما هم کلاس خواهیم گذاشت. حالا ما را نصیحتی بکنید.» گفتم: «دست بردارید. چه نصیحتی؟» آن‌ها در حالتی روحانی و با دل‌های پاک، نماز شب و روزه را واجب می‌دانستند. بچه‌ها هنگام درس خواندن، اسفنج را در سطل آب فرو می‌کردند و با آن بر زمین می‌نوشتند. آقا سیدی روزی به من پیشنهاد کرد: «آقا مهدی، حاضری یک تئاتر خوب برای بچه‌ها اجرا کنی؟» گفتم: «از نظر من ایراد ندارد.» قرار شد نمایشنامه «آشیانه گرگ» را بازی کنیم. به مدت دو هفته بدون نوبت به دستشویی می‌رفتیم و در آسایشگاه تمرین می‌کردیم. محمدعلی کوه کمری در کار تئاتر خبره بود و با مهارت تمام گریه می‌کرد یا می‌خندید. او شاه شد و من وزیر او شدم. پس از دو هفته تمرین مداوم، نمایشنامه روی صحنه رفت و بچه‌ها آنقدر خندیدند که اشک از چشمانشان سرازیر شد. بعداً همین نمایشنامه را دوباره بازی کردیم و خاطرات شیرینی از آن روزها برایمان باقی ماند. ادامه دارد ┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌┅••༅✦༅••┅┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌ کانال بچه‌های جبهه و جنگ @defae_moghadas      ࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
گفتند دختر است... کودک است... نمی‌داند، تشخیص نمی‌دهد... بی‌تاب است، باید آرامش کرد. اما نمی‌دانستند این دخترِ کوچک، رقیه خانم بابایی‌ست خیلی هم بابایی‌ست... که صدای پدر، لالایی‌اش بود و سایه او، جهانِ امنِ خیال‌پردازی‌های کودکانه‌اش. آرامش را نخواست، وقتی راسِ پدر را در برابرش گذاشتند نخواست، چون دلش آرام نمی‌گرفت از این تاریکیِ عظیم، از این زخمِ بی‌پایان. با نگاهش، حقیقت را فریاد زد با اشکش، ریشه‌های ظلم را لرزاند. او کودک بود، اما فهمید نه با عقلِ تاریخ‌نویسان، که با دلِ سوخته عاشقی بی‌پناه. دنیا خواست بگوید: "طفل است" اما کربلا نوشت: "شهیده روشنگر." و شام لرزید از صدای بغضی که با دست‌های کوچکش، راسِ حقیقت را در آغوش کشید. و خود چون شمعی، آب شد و.. آب شد و.. آب شد‌ @defae_moghadas 🍂
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍂 🔻  عبور از دجله - ۱۹ خاطرات سرباز اسیر عراقی   مترجم:  حمید محمدی ࿐࿐༺◍⃟჻ᭂ༺࿐࿐ ༺◍⃟჻ᭂ༅༺◍⃟჻ᭂ࿐ 🔸 خاطره دوم ¤ تاکتیک جدید متوقف شدن ضدحمله ها برای بازپس‌گیری فاو بدون شک مانع وارد آمدن شکستهای بیشتر به ارتش می‌شد؛ ولی به هیچ وجه نمی توانست روحیه های خرد شده و متزلزل افراد را جبران کرده آنها را برای انجام یک ضد حمله در موقع مناسب آماده کند. در اینجا هم باز غزاله به یاری مغزهای خسته فرماندهان ارتش آمد. او تنها راه بالا بردن روحیه ها را انجام یک عملیات تاکتیکی و تصرف بخشی از مناطق تحت کنترل ایرانی‌ها بدون توجه به اهمیت منطقه می دانست. این فکر ،فرماندهان را واداشت تا خیلی سریع سراسر جبهه را برای یافتن یک راهکار آسان و کم خطر انتخاب کنند. سیل اطلاعات به فرماندهی عراق سرازیر شد؛ اطلاعاتی که از جاهای مختلف به دست می آمد از واحدهای گشت و شناسایی گرفته تا هواپیماهای آواکس آمریکایی که در آسمان عربستان پرواز می کردند. اوضاع بحرانی جبهه فاو کار را به جایی رسانده بود که دیگر سردمداران رژیم از لو دادن اسرار پشت پرده هم بیمی به دل راه نمی دادند. درست در همین ایام عدنان خیرالله» وزیر دفاع، در صفحه تلویزیون ظاهر شد و در خلال سخنانی که صرفاً به منظور دلگرمی دادن به روحیه های خسته و از هم پاشیده افراد ارتش بر زبان می راند، افتخارات گفت: «ما بسیاری از اطلاعات مورد نیازمان را از طریق ماهواره های مصنوعی آمریکا به دست می‌آوریم. به طور حتم او با این جمله اش میخواست سربازان شکست خورده اش را مطمئن کند که در این جنگ آمریکا نیز در پشت آنهاست؛ پس دیگر جای نگرانی نمی باشد. به هر حال پس از چندی نقطه مورد نظری که باب میل فرماندهان باشد، تعیین شد. «مهران" شهری که در جریان اشغال اول توسط ما با خاک یکسان شده و جز تلی از خاک و ویرانه، چیزی از آن باقی نمانده بود، اینک بار دیگر انتخاب شده بود تا با اشغال مجدد آن فضاحت شکست عظیم فاو جبران شود؛ در حالی که برای همه ما روشن بود که یک شهر ویران شده بدون این که هیچ نقش مهم اقتصادی و یا حتی نظامی داشته باشد هرگز با فاو و آن اهمیت فوق العاده اش قابل مقایسه نخواهد بود. در تاریخ ۱۹۸۶/۵/۱۷ - ۱۳۶۵/۲/۲۷ ، بالاخره فرمان حمله ای که قرار بود جو یأس و هراس حاکم بر عراق را به طور کلی عوض کند و اندکی از فضاحت سیاسی عراق به دلیل شکست در فاو در سطح جهانی بکاهد، صادر شد. تیپ ما یکی از مهره های اصلی این بازی بود. یک ربع قبل از شروع مرحله اول، حمله توپخانه هایمان با آخرین توان مواضع ایرانیها را زیر آتش گرفتند و همه چیز را درهم کوبیدند. سر ساعت دو نیمه شب هنگ یکم مرحله اول عملیات را شروع کرد. از آنجا که ایرانی‌ها چندان نیرویی در منطقه نداشتند، هنگ یکم، خیلی راحت خود را به هدف رساند و پس از نیم ساعت ما - هنگ دوم - مرحله بعدی را شروع کردیم و به قصد تصرف «تپه ۳۳۰» که بلندترین ارتفاع منطقه بود، پیش رفتیم. از این که هیچ نیرویی در روی تپه نبود تا جلو ما را بگیرد یا حداقل کمی در برابرمان مقاومت کند، خیلی تعجب کردیم. با زمینه تلخی که از درگیریهای فاو در ذهنمان بود تصور می کردیم درگیری سخت و آتشینی را در پیش روی داشته باشیم ولی حالا درست بر خلاف انتظارمان - به طور باور نکردنی بدون هیچ گونه درگیری خود را بر روی تپه مورد هدف می دیدیم. از شواهد و قرائن مشخص بود که ایرانی‌های مستقر روی تپه اندکی قبل از رسیدن ما و یا شاید در اثر گلوله باران قبل از حمله، تپه را رها کرده و رفته بودند. تنها کسی که روی تپه ها مانده بود و گاه به گاه هم آتش خمپاره های ایرانی را روی سرمان هدایت می‌کرد یک افسر دیده بان بود و کار به همین راحتی انجام شده بود و حال نوبت تبلیغات بود که کار خود را شروع کند. سر ساعت هفت صبح، رادیو با چنان آب و تابی خبر فتح مهران را پخش کرد که آدم فکر می کرد حتماً خیال کرده اند «تهران» را فتح کرده ایم. بیچاره مردم که خبر نداشتند از مهران جز تل خاکی باقی نمانده و هیچ موجود زنده ای در آن به چشم نمی خورد. 👈 ادامه دارد ┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌┅••༅✦༅••┅┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌ کانال بچه‌های جبهه و جنگ @defae_moghadas      ࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍂 نکته‌های دفاع مقدس ۲ در آینه تحلیل قسمت ۸ — سردار مرتضی طلایی ┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌┅••༅✦༅••┅┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌ 🔸 اسرائیل، پیمانکار جنگ بود؛ نه طراح نهایی سردار طلایی گفت: «عملیات را پنتاگون طراحی کرده بود؛ از یک سال قبل در آمریکا و یونان تمرین مشترک انجام داده بودند. اسرائیل فقط پیمانکار این جنگ بود.» او تأکید کرد که فرمانده نظامی آمریکا در منطقه، در مصاحبه با CNN از نقشه‌های وحشتناک علیه ایران پرده برداشت. طلایی افزود: «ما با آمریکا می‌جنگیدیم، نه فقط با اسرائیل.» 🔸 طلایی به نقل از ژنرال مکنزی گفت: «برخی عناصر سلفی از خاک آذربایجان وارد شدند و مأموریت داشتند دو مرکز نظامی مهم در پایتخت را تصرف کنند.» او تأکید کرد که این نقل‌قول از منابع آمریکایی‌ست و نباید به‌صورت تقطیع‌شده منتشر شود. طلایی هشدار داد: «در برخورد با اتباع خارجی، به‌ویژه افغان‌ها، باید از افراط‌گرایی پرهیز کرد؛ این افراد مسلمان‌اند و با ما پیوندهای تاریخی دارند.» 🔸 او گفت: «نفوذی الزاماً کسی نیست که مستقیم از صهیونیست‌ها مأموریت گرفته باشد؛ نفوذ یعنی کسی حرفی بزند که دشمن خوشش بیاید.» طلایی افزود: «دامن‌زدن به اختلافات قومی، مذهبی و سیاسی، دقیقاً همان چیزی‌ست که دشمن می‌خواهد.» وی تأکید کرد: «در این شرایط، حفظ انسجام ملی از اوجب واجبات است.» 🔸 طلایی گفت: «رئیس‌جمهور، چه شهید رئیسی باشد، چه آقای پزشکیان، شخص دوم کشور است؛ تخریب او یعنی تخریب کل نظام.» او افزود: «وزیر خارجه در دل بحران برای مذاکره رفت، اما در داخل هزار برچسب به او زدند؛ این یعنی سوءبرداشت از فرمایشات رهبری.» وی تأکید کرد: «وزیر خارجه نمایندهٔ نظام است، نه یک فرد جناحی.» 🔸 او گفت: «اصولگرا و اصلاح‌طلب، همه در یک کشتی‌اند؛ اگر سوراخ شود، همه غرق می‌شویم.» «دشمن ما یکی‌ست؛ او بین جناح‌ها تفکیک نمی‌کند، بلکه به‌دنبال تجزیهٔ ایران است.» وی هشدار داد: «رفتارهای ما نباید مثل موریانه، ستون‌های خیمهٔ انقلاب را از درون بخورد.» ┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌┅••༅✦༅••┅┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌ کانال بچه‌های جبهه و جنگ @defae_moghadas      ࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐