eitaa logo
حماسه جنوب،خاطرات
6.2هزار دنبال‌کننده
16.1هزار عکس
4.1هزار ویدیو
82 فایل
سرزمین عشق، جایی جز وادی پر جریان دشت عاشقی نیست بشنویم این قصه‌ی ناگفته‌ی انسانهای نام آشنای غریب را 💥 مجله دفاع مقدس 💥 ------------------ @defae_moghadas2 (کانال‌دوم(شهدا 🔸️انتقال مطالب با لینک بلااشکال است. ادمین: @Jahanimoghadam
مشاهده در ایتا
دانلود
🍂 🔻  باغ ملکوت قسمت ۵۷ خاطرات آزاده               مهدی لندرودی ༺◍⃟჻ᭂ༅༺◍⃟჻ᭂ࿐ ▪︎ کشتی انار مهرماه بود. هوا هنوز گرم، اما ما تا جایی که می‌شد لباس پوشیده بودیم تا درد کابل و چوب کمتر حس شود. من حتی حوله‌ای را دور تنم پیچیده بودم. – بچه‌ها، ساک‌هاتون رو سپر کنید. پیاده شدیم و دویدیم. – ندوید! آهسته... چرا این‌قدر عجله دارید؟ اسرای دیگری هم به جمع ما اضافه شدند. پوستشان سیاه‌سوخته بود و لباس‌های سرمه‌ای به تن داشتند. ما لباس‌های زرد پوشیده بودیم و ظاهرمان به‌مراتب مرتب‌تر و تمیزتر بود. وارد اردوگاه ۱۸ شدیم. حیاط تمیز بود، ساختمان‌ها نوساز و دارای مهتابی‌های کافی. دو سوی آسایشگاه‌ها پنجره داشت؛ سه آسایشگاه به موازات هم، و میانشان حیاطی با دستشویی‌هایی که فقط در دو آسایشگاه کناری تعبیه شده بود. آسایشگاه وسطی فاقد دستشویی بود. در حیاط، منظم روی زمین نشستیم. فرمانده اردوگاه آمد. – سلام علیکم – سلام علیکم – خسته نباشید، خوش آمدید. ان‌شاءالله اینجا بهتون خوش بگذره. – خیلی ممنون. فرمان داد: – زردپوش‌ها به بند ۱ بروند. بند ۱ واقعاً زیبا بود. آن‌سوی حیاط، ردیفی از درختان پرتقال صف کشیده بودند و سایه‌شان روی زمین افتاده بود. پشت آن‌ها، آسایشگاه عراقی‌ها قرار داشت. از دیدن درخت‌های پرتقال، دل‌مان شاد شد. به هر آسایشگاه نود نفر نیرو دادند. – شما از اردوگاه ۱۱ هستید؟ – بله. – همه‌تان کلوجی هستید؟ گفت که هرچه بگوییم باید اجرا کنیم، و اگر همکاری کنیم، همه چیز برایمان فراهم خواهد شد. – خیلی ممنون. اما ظاهراً در گوششان خوانده بودند که ما آدم‌های خبیثی هستیم. در مجموع، حدود صد نفر از اردوگاه ۱۱ منتقل شده بودند؛ نود نفرشان پاسدار، روحانی، و بسیجی. با ورود به آسایشگاه، اذان داده شد و نماز خواندیم. سپس در ماهیتابه‌های بزرگ غذا آوردند: گوشت گاو سرخ‌شده، نان کافی، خرما، و چای شیرین. چنین غذایی در عراق تا آن لحظه نخورده بودیم. بعد از شام، برای فردا نان برداشتیم و مقداری گوشت را در نان گذاشتیم و لقمه درست کردیم برای شب. هوا کاملاً تاریک شده بود. یکی از بچه‌ها که از مسئولان محور در لشکر سیدالشهدا بود، مسئول بند شد و سه نفر دیگر مسئول سه آسایشگاه. افسر، دکتر، و چند نفر دیگر آمدند. احترام گذاشتند و رسیدگی کردند. ای دل غافل... تکریت کجا، اینجا کجا؟ – تعال.(بیایید) دکتر صدایم کرد. – چشمت چی شده؟ – نمی‌بینه. – درد می‌کنه؟ – کمی. بیشتر بدنم درد می‌کنه. عفونت کرده. پاهایم را نشانش دادم. گفت: – باکر، بیا جلو. وقتی رفتند، بچه‌ها دوش گرفتند. سیر نمی‌شدند. در همان هفته اول، سطل، شکر، دمپایی، و کفش مجانی دادند. در مقابل، از ما نظم خواستند. به محض اعلام آمارگیری، در عرض سی ثانیه همه به خط می‌شدیم و سکوت می‌کردیم. محوطه را تمیز کردیم. تخم گل آوردند، سبزیجات و لوبیا کاشتیم. افسر مسئول حسابی ذوق می‌کرد. – شما بسیار پاکیزه، ساکت، و محترم هستید. در اردوگاه ۱۱ نگهبان‌ها قدر شما را ندانسته‌اند. نمی‌دانم چرا با عنوان کلاهبردار اینجا آوردنتان. مدتی گذشت و ورزش را شروع کردیم. در تکریت، دویدن ممنوع بود. صبح‌ها ساعت هفت در آسایشگاه را باز می‌کردند و ساعت هشت آمارگیری می‌شد. روزهای اول کمی بیمار شدم، اما می‌دانستم برای حفظ سلامتی باید ورزش کنم. مسن‌ترین فرد بین ما، حاج اسدالله خالقی بود؛ متخصص کشاورزی و وارد در مسائل عقیدتی و فلسفی. هر کس مشکلی داشت، به او رجوع می‌کرد. موهای سرش یک‌دست سفید بود. آقای سلیمی هم بود، پیرمردی مازندرانی. آقای سید مهدی حسینی از آموزش‌وپرورش ساری اعزام شده بود. فضا، فضای تفاهم و آموزش بود. اردوگاه، کم‌کم رنگ زندگی گرفت. ادامه دارد ┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌┅••༅✦༅••┅┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌ کانال بچه‌های جبهه و جنگ @defae_moghadas      ࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
🍂 سلام و خداقوت به همراهان عزیز برای اینکه بدونیم کدوم نوع محتوا رو بیشتر دوست دارید و در آینده بیشتر روی اون تمرکز کنیم، لطفاً از بین گزینه‌های زیر انتخاب کنید و عدد یا عنوان مورد نظرتون رو در کامنت یا پیام خصوصی برای ما ارسال کنید: 👇👇👇 https://EitaaBot.ir/poll/rl5a7 https://EitaaBot.ir/poll/rl5a7 🍂
حماسه جنوب،خاطرات
🍂 سلام و خداقوت به همراهان عزیز برای اینکه بدونیم کدوم نوع محتوا رو بیشتر دوست دارید و در آینده
. "نظرسنجی گذاشتیم که بدونیم چی دوست دارید، نه اینکه با حدس و گمان پست بذاریم! یه ☝️ دقیقه وقت بذار، نظر بده، دل ما رو شاد کن!"😁
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍂 سلام به همرزمان قدیم و جدید 👋 سلام به صبحگاه و سلام به شیطنت‌های اون روز بچه‌های گردان 😜، درست زمانی که... بذار از اول بگم... یه روز اول صبح، آقا جاسم خبر داد که دوتا کره‌خر پیدا کرده و آورده پشت چادرها بسته. رگ شیطنت و بازیگوشیم جنبید 😈، با جاسم سوار کره‌خرها شدیم و هی‌شون کردیم. خوب می‌دویدن، لابلای تپه‌ها می‌گشتیم، یهویی از یه تپه‌ای سرازیر شدیم... خوبه کجا در بیایم؟ درست وسط نیروهای تیپ که به صف ایستاده بودن و می‌خواستن مراسم صبحگاه رو برگزار کنن معاون تیپ هم در حال سخنرانی بود که ما با کره‌خرها از تپه سرازیر شدیم. جالب هم این بود که بلد نبودم ترمزشون کجاست و چطور می‌شه مسیرشون رو لااقل عوض کرد 😅 بله دیگه... با سرعت به سمت محل صبحگاه رفتیم. تنها زرنگی که کردم، خودم رو پرت کردم پایین و الفرار 🏃 لباس‌هام رو عوض کردم و زیر پتوها قایم شدم خب، اومدن و پیدام کردن... و تحت‌الحفظ بردنم سنگر فرمانده تیپ😂😂🚶‍♂️ ┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌┅••༅✦༅••┅┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎ کانال بچه‌های جبهه و جنگ @defae_moghadas ࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
🍂 دیروز، رو در رو امروز دوشادوش در مسیر اهل بیت "ع" دیدار در مشایه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳ دیدار آزاده سرافراز ایرانی «آقا ابراهیم فخاری» با اسیر عراقی « سید عبدالعالی» در مسیر پیاده روی اربعین (طریق الجنه) «عمود ۴۵۷» موکب حوراء زینب سلام الله علیها ┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌┅••༅✦༅••┅┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎ کانال بچه‌های جبهه و جنگ @defae_moghadas      ࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍂 نکته‌های دفاع مقدس ۲ در آینه تحلیل مجموعه توییت‌های مردم جهان درباره جنگ ۱۲ روزه ┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌┅••༅✦༅••┅┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌ 🔸 رضا از ایتالیا They bombed my hometown. I can't sleep. I can't breathe. شهرم را بمباران کردند. نمی‌توانم بخوابم. نمی‌توانم نفس بکشم. 🔸 لیلا از فرانسه Les enfants de Téhéran méritent la paix. Pas les sirènes. کودکان تهران سزاوار صلح‌اند، نه آژیر خطر. 🔸 احمد از مصر ما يحدث في إيران هو اختبار حقيقي لإنسانية العالم. آنچه در ایران رخ می‌دهد، آزمونی واقعی برای انسانیت جهان است. 🔸 سارا از آمریکا This war is not just about Iran. It’s about the future of resistance. این جنگ فقط درباره‌ی ایران نیست. درباره‌ی آینده‌ی مقاومت است. 🔸 کارلوس از برزیل Drawing Tehran tonight. The bombs fall, but the spirit resists. امشب تهران را می‌کشم. بمب‌ها می‌افتند، اما روح مقاومت می‌کند. 🔸 رانیا از لبنان Iran bleeds while Western media debates semantics. Disgusting. ایران خون می‌دهد، در حالی که رسانه‌های غربی مشغول بازی با واژه‌ها هستند. منزجرکننده است. 🔸 آمینا از آمریکا My prayers go to the mothers of Iran. May your courage be louder than the sirens. دعای من برای مادران ایران است. باشد که شجاعت‌تان بلندتر از آژیرها باشد. 🔸 علی از فلسطین Iran is Gaza now. And the world still fails to learn. ایران حالا غزه است. و جهان هنوز درس نمی‌گیرد. 🔸 آرونداتی از هند The silence around Iran is not ignorance. It’s complicity. سکوت درباره‌ی ایران نادانی نیست. همدستی است. ┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌┅••༅✦༅••┅┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌ کانال بچه‌های جبهه و جنگ @defae_moghadas      ࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
🍂 سلام بر آنان که مشتاقانه ندا سر می‌دادند سوی دیار عاشقان، رو به خدا می‌رویم به « کربلا » می‌ رویم... و اینک ما به راهی می‌رویم که شما راه گشودید بهمن ماه ۱۳۶۴ بیمارستان طالقانی خرمشهر قبل از عزیمت به عملیات والفجر۸ ┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌┅••༅✦༅••┅┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎ کانال بچه‌های جبهه و جنگ @defae_moghadas      ࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍂 جنگ عراق و ایران از دیدگاه فرماندهان صدام ۱۳ ● سپهبد عبيد محمد الكعبي ترجمه: عبدالمجید حیدری ✾࿐༅◉༅࿐✾ ▪︎ وودز: تا اواخر سال ۱۹۸۴ میلادی (اواسط ۱۳۶۳ شمسی)، شما منطقه شمال خلیج فارس را با اهداف خاصی تحت نظر داشتید. ایران در آن زمان هنوز می‌توانست فعالیت‌هایی محدود در بندر امام خمینی انجام دهد، اما فشارهای مداوم شما باعث شد دیگر نتواند عملیات بزرگی در آن منطقه اجرا کند. درست است؟ کعبی: بله، کاملاً درست است. وودز: از چه زمانی هماهنگی با کویت، امارات متحده عربی و دیگر کشورهایی که از عراق در جنگ حمایت می‌کردند آغاز شد؟ شما که نمی‌خواستید نفتکش‌های این کشورها، به‌ویژه کویت که به عراق وام می‌داد، مورد حمله قرار گیرند. آیا در این مرحله، برای جلوگیری از تعارض میان نیروی دریایی عراق و این کشورها هماهنگی‌هایی انجام دادید؟ کعبی: بسیاری از حملات ما دست‌کم در فاصله ۱۲ مایلی (حدود ۱۹ کیلومتری) از آب‌های ساحلی انجام می‌شد. مورای: نفتکش‌ها از میان آب‌های ساحلی کشورهای خلیج فارس عبور کرده و وارد کویت می‌شدند؟ کعبی: معمولاً این منطقه را تحت نظر داشتیم، اما در فعالیت‌های جاری آن دخالت نمی‌کردیم. اگر هم عملیاتی انجام می‌دادیم، معمولاً خارج از آب‌های ساحلی بود. وودز: آیا نیروی دریایی عراق، جنوب بندرعباس را نیز به‌طور مؤثر زیر نظر داشت؟ کعبی: بله، چون آن منطقه جزو مناطق عملیاتی محسوب می‌شد. وودز: شما از حمله به کشتی‌هایی که به سمت کشورهای حوزه خلیج فارس حرکت می‌کردند خودداری می‌کردید و تمرکزتان بر خطوط کشتیرانی ایران بود، درست است؟ کعبی: دقیقاً همین‌طور بود. منطقه عملیاتی را در نقشه‌ای کلی مشخص می‌کردیم و آن را اعلام می‌نمودیم. از این جنگ آموختیم که عراق برای موفقیت نمی‌تواند تنها به عملیات در محدوده خلیج فارس بسنده کند، بلکه باید در خارج از این منطقه نیز قدرت دریایی و تأسیسات لازم را در اختیار داشته باشد. وودز: مثلاً در چه مناطقی؟ کعبی: رهبری سیاسی عراق تلاش داشت پایگاه‌هایی در برخی کشورهای عربی مانند سومالی، یمن و جیبوتی ایجاد کند. وودز: این ایده از چه زمانی مطرح شد؟ آیا دیپلمات‌های عراقی آن را فعالانه دنبال می‌کردند؟ کعبی: این طرح در دوران جنگ به ذهن رهبری عراق خطور کرد. اما ناکامی ما در این زمینه به دلیل نفوذ کشورهای اروپایی در آن مناطق بود. مثلاً جیبوتی با طرح ما موافقت نکرد چون فرانسوی‌ها مخالف بودند. همین موضوع در مورد سومالی نیز صدق می‌کرد. وودز: اگر عراق موفق به ایجاد پایگاه‌هایی خارج از خلیج فارس می‌شد، چگونه می‌توانست شرایط را تغییر دهد؟ اگر شمال منطقه را در اختیار می‌گرفتید، ایران مجبور می‌شد محموله‌های نفتی‌اش را به بندرعباس منتقل کند. آیا هدف شما کشاندن جنگ اقتصادی به جنوب خلیج فارس بود؟ کعبی: در مراحل پایانی جنگ، به‌تدریج از موشک‌های کرم ابریشم در هواپیماهایمان استفاده کردیم و کل منطقه خلیج فارس را هدف قرار دادیم. وودز: موشک‌های کرم ابریشم سنگین هستند. آن‌ها را از چه نوع هواپیماهایی شلیک می‌کردید؟ کعبی: هواپیماهای ترابری روسی را برای پرتاب این موشک‌ها تجهیز کردیم. در آغاز سال ۱۹۸۸ میلادی (اواخر ۱۳۶۶ شمسی)، هنگامی که هواپیماهای عراقی به نفتکش‌ها و تأسیسات ایران در منطقه حمله کردند، درگیری شدیدی رخ داد. طول این موشک‌ها حدود شش متر بود و از فاصله ۶۰ تا ۷۰ کیلومتری قابل شلیک بودند. وودز: در جایی خوانده‌ام که هواپیماهای عراقی دست‌کم در یک مورد، برای سوخت‌گیری یا به دلیل آسیب، مجبور شدند مسیرشان را به سمت کشورهای حوزه خلیج فارس تغییر دهند. کعبی: این اتفاق به‌ندرت رخ می‌داد. وودز: اگر عراق موفق به ایجاد تأسیسات دریایی در جیبوتی، سومالی، عمان یا یمن می‌شد، فکر می‌کنید چه تأثیری بر اوضاع می‌گذاشت؟ کعبی: می‌توانستیم مانع تردد کشتی‌ها بین اروپا و ایران شویم و از این طریق ایران را برای پذیرش صلح تحت فشار قرار دهیم. بر همین اساس، عراق برای ساخت ناوچه‌های کلاس لوپو (Lupo) با ایتالیا وارد مذاکره شد. ┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌┅••༅✦༅••┅┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌ کانال بچه‌های جبهه و جنگ @defae_moghadas ࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐