16.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 یاران عاشورا و شهدای کربلای ۴، دو کاروان یک حقیقتاند؛
آنان که در عطشِ داغِ صحرا جان سپردند
و آنان که در خروشِ آبهای اروند آرام گرفتند،
هر دو فانوسهای جاویدند که راه را به دلهای ما نشان میدهند.
#کلیپ #کربلای_چهار
@defae_moghadas
🍂 با توجه به استقبال دوستان از "روایت لحظهها" در بازحوانی عملیات کربلا چهار، در تلاش هستیم تا روایتی مشابه و مستند از عملیات والفجر هشت نیز در سالگرد این عملیات داشته باشیم.
شایسته است، با دعوت از جوانان و نوجوانان خود، نسبت به آگاهی بخشی از سختیهای دفاع مقدس و چگونگی حفظ این مرز و بوم در بدترین شرایط قدم موًثری برداشته باشیم.
❣ ناگفته های مادر سرلشکر رشید از فرزندش/ از همه بچههام بیشتر دوستش داشتم/ اگر میدانستم شهید میشود، بیشتر بغلش میکردم، بیشتر میبوسیدمش...
مطلب کامل رو در کانال دوم حماسه جنوب (شهدا) بخوانید ↙️
@defae_moghadas2
زمستان ۱۳۶۵
عملیات کربلای۴
گردان یاسین
نوجوانان غواصی که رفتند
و بعد از ۲۹ سال
پیکر پاکشان در یک گور دسته جمعی
تفحص شد و برگشتند..!
#لشکر۲۱_امامرضاعلیهالسلام
#عکس #کربلای_چهار
@defae_moghadas
🍂 کربلای چهار - جاده آسفالته ۷
رحمتالله صالحپور
━━🌼🍃━━━━━━━━━
لحظات دشواری را پشت سر میگذاشتم، توان تصمیمگیری از من سلب شده بود. تنها چند متر با کنارههای اروند فاصله داشتم. زیر نور سرد و لرزان منورها، سیمهای خاردار و خاکریزهای بعثیها همچون سایههای تهدیدآمیز در برابر چشمانم نمایان بودند. خبری از موجهای خروشان و سهمگین اروند نبود؛ سکوتی سنگین بر آب گسترده بود.
ناگهان نوری متناوب از چراغقوهای در میان سیمهای خاردار چشمم را گرفت. با دقت نگریستم؛ فردی در میان موانع به من علامت میداد. چارهای جز حرکت نداشتم. با ترس و لرز، شناکنان به سوی نور رفتم. هرچه نزدیکتر میشدم، صدای واضح او را میشنیدم که با احتیاط مرا به سمت جایگاهش فرا میخواند.
با تلاش فراوان خود را به آن نقطه رساندم. دو غواص از میان تاریکی به سویم آمدند، زیر بازوانم را گرفتند و مرا از آب بیرون کشیدند. نیروهای گردان یونس توانسته بودند خط دشمن در جزیره بلجانیه را درهم بشکنند؛ سنگرها را پاکسازی کنند و در میان سیمهای حلقوی و موانع، جایگاهی موقت برای پهلوگیری قایقها بسازند.
... ادامه دارد
#خاطرات_شما
@defae_moghadas
࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 فیلم «افق» (۱۳۶۷)
فیلم «افق» یکی از ماندگارترین آثار دفاع مقدس است؛ روایتی تلخ، انسانی و پرتنش از غواصانی که دل به آبهای اروند میزنند تا سکوی راداری «الامیه» عراق را منهدم کنند. رسول ملاقلیپور با نگاه واقعگرایانه و صمیمی خود، رفاقت، ترس، ایمان و ایثار رزمندگان را در دل عملیاتی سخت و نفسگیر به تصویر میکشد.
«افق» فقط یک فیلم جنگی نیست؛ یادنامهای است برای نسلی که در تاریکی شب جنگید تا افق ایران روشن بماند.
🎥 مشخصات فنی فیلم
- نام فیلم: افق
- کارگردان: رسول ملاقلیپور
- نویسنده: رسول ملاقلیپور
- سال تولید: ۱۳۶۷
- مدت زمان: حدود ۱۰۰ دقیقه
- ژانر: دفاع مقدس / جنگی
- محصول: بنیاد سینمایی فارابی
- موضوع: عملیات دریایی علیه سکوی راداری «الامیه» عراق
🔸 بازیگران فیلم «افق»
- جهانبخش سلطانی
- سید جواد هاشمی
- مهرزاد نوشیروانی
- علی داروییان
- حمید صالحین
- حبیبالله الهیاری
- حیدر خانبابایی
- سیدعلی سجادی حسینی
- رضا قلیپور
- فرهنگ حسینی
- اکبر محمدی
- اکبر شیرازی
- حسن یمنینژاد
- امید فردوس
🔸 خلاصهٔ داستان
گروهی از غواصان بسیج و سپاه برای انهدام سکوی راداری «الامیه» اعزام میشوند.
نصرت و احمد، دو غواص اطلاعات، در جریان شناسایی به محاصرهٔ دشمن درمیآیند. احمد برای نجات نصرت جانش را فدا میکند. نصرت با اطلاعات حیاتی بازمیگردد و همین اطلاعات باعث میشود عملیات اصلی با موفقیت انجام شود.
فیلم، هم سختیهای عملیات دریایی را نشان میدهد، هم عمق رفاقت و فداکاری رزمندگان را.
#کلیپ #سکانس
@defae_moghadas
🍂 کربلای چهار - جاده آسفالته ۸
رحمتالله صالحپور
━━🌼🍃━━━━━━━━━
با همراهی و راهنمایی یکی از غواصان، از راهرویی میان انبوه سیمهای خاردار و میلگردهای هشتضلعی حرکت کردیم. در مسیر، چشمم به پیکرهای مطهر شهدای غواص افتاد که در فاصلهای نزدیک، دو سوی راهرو را پوشانده بودند؛
پس از عبور از موانع، به جمعی از نیروهای گردان امام رضا (ع) رسیدیم؛ شاهنظری، جانشین گردان نیز همراه آنان بود. ظاهراً پیش از ما توانسته بودند از اروندرود عبور کنند و در آنجا منتظر بقیه نیروها بودند تا با پیوستن آنان، پیشروی در عمق جزیره ادامه یابد. غواصان نیز در میانشان حضور داشتند. اما هرچه انتظار کشیدیم، خبری از دیگر نیروها نشد؛ شواهد نشان میداد هیچ قایقی نتوانسته بود از زیر رگبار تیربارها و آتشبار دشمن عبور کند.
فرماندهی به این نتیجه رسید که با همین تعداد نیروی موجود، به سمت سنگرهای باقیمانده بعثیها حرکت کنیم. ضمن پاکسازی به عمق جزیره بلجانیه نفوذ و با یگانهای دیگر ارتباط برقرار کنیم و به آنها ملحق شویم.
لذا به چند گروه تقسیم شدیم که غواصان نیز در میان ما بودند. من با گروهی حدوداً پانزده نفره همراه شدم و از سمت چپ و با فاصلهای از دیگر گروهها، شروع به حرکت به عمق جزیره کردیم. در مسیر، برخی از سنگرهای عراقی خالی از نیرو بودند، اما مملو از تجهیزات و مهمات. مسافتی را طی کرده بودیم که ناگهان از یکی از سنگرها تیراندازی آغاز شد؛ رگبار گلولههای رسام بهطور ناگهانی به سینه دو نفر از بچهها اصابت کرد و آنها به شهادت رسیدند.
... ادامه دارد
#خاطرات_شما
@defae_moghadas
࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
🍂 کربلای چهار - جاده آسفالته ۹
رحمتالله صالحپور
━━🌼🍃━━━━━━━━━
یکی از بچهها با آرپیجی سنگر را منهدم کرد. نزدیک صبح بود و هوا کمکم رو به روشنایی میرفت. نماز صبح را خواندیم و مسیر را ادامه دادیم. هیچگونه ارتباطی با فرماندهی نداشتیم و بیسیم جانشین گردان هم از کار افتاده بود.
در ادامهی مسیر به محوطهی وسیعی رسیدیم که با بقیهی جاها فرق داشت؛ چون سراسر آن به شکل دایرهای با خاکریز بلندی احاطه شده بود و دکل بیسیم در آن دیده میشد. هنوز هوا کاملاً روشن نشده بود و دقیق نمیدیدیم، اما حدس میزدیم که باید مقر فرماندهی نیروهای عراقی باشد.
داخل کانالی رفتیم که انتهایش به سنگر بزرگی میرسید؛ سنگری خالی از نیرو. همانجا سنگر گرفتیم. وقتی هوا کاملاً روشن شد، محوطهی روبهرو را واضح دیدیم: پر از نفربر و تانکهای عراقی که با فاصله، پشت خاکریز چیده شده بودند. ما دقیقاً چند متری خاکریز این محوطه رسیده بودیم. فاصلهی کانالی که در آن بودیم آنقدر نزدیک بود که صدای حرفزدن نیروهای عراقی را بهوضوح میشنیدیم.
خدمهی یکی از تانکها که لباس شبیه خلبانی پوشیده بود، روی تانک مشغول کار روی تیربار بود. نفر دیگری کنار تانک ایستاده بود و بیآنکه از حضور ما خبر داشته باشند، با هم صحبت میکردند؛ طوری که صدایشان را کاملاً میشنیدیم. نفسها در سینهمان حبس شده بود. برای فکر کردن و تصمیم گرفتن خیلی دیر شده بود.
یکی از بچهها برای بررسی وضعیت، سرش را از داخل کانال بالا آورد. ناگهان خدمهی روی تانک متوجه حضور ما شد. قبل از آنکه فرصت واکنش یا تصمیمگیری داشته باشیم، شروع به داد و فریاد کرد و در یک لحظه پشت تیربار تانک قرار گرفت. تانک را به سمت کانال گرفت و رگبار گلوله مثل باران بر سر و رویمان ریخت.
شدت رگبار تیربار آنقدر زیاد بود که در همان مرحلهی اول شلیک، عدهی زیادی از همرزمانم از ناحیهی سر مورد اصابت قرار گرفتند و به شهادت رسیدند. نیروهای عراقی که داخل سنگرها خواب بودند، سراسیمه بیرون آمدند و از چند جهت به سمت کانال حرکت کردند. ما کاملاً در محاصره قرار گرفتیم و همراه دیگر عزیزانی که مجروح شده بودند، به اسارت نیروهای بعثی درآمدیم.
پایان
#خاطرات_شما
@defae_moghadas
࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 شهدای غواص کربلای ۴،
آن دلیرمردانی که بیصدا در آغوش آبها آسمانی شدند، و همه کسانی که با نفس و زندگیشان مرزهای ایران را نگه داشتند، یادشان مثل تپش قلب این سرزمین است؛ خاموش نمیشود و راه را روشن نگه میدارد.
#کلیپ #کربلای_چهار
@defae_moghadas
🍂 یادش بخیر
یادش بخیر روزهایی که خانهمان همین چادرهای ساده بود؛ چادرهای ششنفرهای که ده نفره در آن جا میشدیم و هیچکس نمیگفت اینجا مال من است. روی چادر را با مشماء و کف چادر را با پلاستیک و پتو میپوشاندیم، فانوس را به لوله سقف میبستیم، صندوق مهمات میشد قفسه قرآن و مفاتیح، و قابلمه و لیوانهای قرمز پلاستیکی همه داراییمان بود.
باران که میآمد، دور چادر جوی میزدیم تا آب نریزد داخل. پوتینها روی گونی، سلاحها ردیف کنار دیوار، و دلهایمان گرمتر از هر چراغ والری که روشن میکردیم.
در آن فضای تنگ، بیهیچ رفاهی، برادرانه کنار هم زندگی میکردیم؛ نه کدورتی، نه ادعایی، نه مرزی میان ما.
روزگاری در چادرهای نمور و سنگرهای تنگ نفسمان آزاد بود؛ امروز در خانههای بزرگ سیر نمیشویم. یاد آن روزها بخیر…
روزهایی که سادگی، ما را بزرگ کرده بود.
حمید حسنزاده
#یادش_بخیر #خاطرات_شما
@defae_moghadas