eitaa logo
دهڪده ‌مثبت
2.8هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.7هزار ویدیو
13 فایل
یه دهڪده مثبت، تا توے اون یه زندگی آروم‌ و بدور از افڪار منفی رو تجربه ڪنی♥️ پیشنهادات وارسالی‌هاے زیباتون رو اینجا می‌خونم🌱 @Goolnarjes313 https://harfeto.timefriend.net/17400377624639 لطفامعرفی‌مون کن @Dehkade_mosbat
مشاهده در ایتا
دانلود
✍رفیق بی‌کلک 💡شاید این جمله را بارها شنیده باشید که گفته‌اند: «رفیق بی‌کلک مادر هیچ به این فکر کرده‌ای چرا؟ »🤔 💯زحمت مادر برای فرزند چه از نظر مادی و چه معنوی بیشتر از پدر است. مادر شرایطی را تحمل کرده است که هیچ‌کس حاضر به انجام آن نیست. ⭕️دوران سخت بارداری یک‌طرف و تغذیه فرزند از شیره جانش یک‌طرف. چه شب‌های طولانی بر بالین فرزندش بیدار مانده است از سوی دیگر. 🔺چه ایثارها برای خورد و خوراک و پوشاک فرزند نموده است و چه تشنگی و گرسنگی‌ها بر خود تحمل کرده است تا فرزندش آسایش داشته باشد. 🔆زیبا و جالب اینجاست که همه‌ی این موارد را با رضایت و بدون هیچ منت و چشم‌داشتی انجام داده است. 🔹حضرت امام صادق(علیه‌السلام) می فرماید: 🔸فردی خدمت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمد و از نیکی به پدر و مادر سؤال کرد، حضرت فرمود: 🍁«به مادرت نیکی کن، به مادرت نیکی کن، به مادرت نیکی کن، به پدرت نیکی کن، به پدرت نیکی کن، به پدرت نیکی کن»؛ و نیکی به مادر را بر نیکی به پدر مقدم داشت. 📚اصول کافی، ج۲، ص۱۶۲. 📣کانال در ایتا، سروش، بله @Mahdiyar114
🐛🦋 جاده صاف و بدون دست انداز کسالت آور است این جاده های پر پیچ و خم هستند که از تو راننده ماهر می‌سازند پس از پیچ و خم‌های زندگی شکایت نکن چون دارن به بهترین راننده تبدیلت می‌کنن! 📣کانال در ایتا، سروش، بله @Mahdiyar114
▪️▪️▪️ ✍عطش عصر عاشورا امام‌حسین علیه‌السلام با اینکه نرسیدن آب، دید چشمانش را تار کرده بود؛ ولی با همان لب‌های‌خشکیده، از هدایت جاهلان ناامید نشد. در آن لحظه او بیشتر تشنه شنیدن "لبیک" به ندای "هل‌من‌ناصرینصرنی‌اش" بود تا آنان را به بهشت برساند. 📣کانال در ایتا، سروش، بله @Mahdiyar114
✨ من گفته‌ام به همه اربعین حرم هستم این تن بمیرد آبرویم را نبر حسین 🌙 📣کانال در ایتا، سروش، بله @Mahdiyar114
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ اللَّهِ وَ رَبَّانِيَّ آيَاتِهِ لابه‌لاى اين همه حرف و سخن بين گنگى پيغام‌هاى روزانه وسط ازدحام گروههاى مختلف روزم را با سلام بر شما آغاز می‌کنم. 🌤أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌤 🏴🏴🏴🏴🏴 📣کانال در ایتا، سروش، بله @Mahdiyar114 عجل الله فرجه عجل الله فرجه
❤ زیر علمت‌ امن‌ترین‌ جایِ‌ جهان‌ است چیزی‌که‌عیان‌است‌چه‌حاجت‌به‌بیان‌است💚 🙏🏻 📣کانال در ایتا، سروش، بله @Mahdiyar114
صدایِ کربلا ۱۱.mp3
11.35M
۱۱ 🏴 (ره) ▪️آنچه در کربلا رخ داده است، یک نماد است❗️ و کربلا، میدان مقابله‌ی امام با یزید نیست! 🔺کربلا نمادی بود از میدان مقابله‌ی حقیقی شخص شما با یزید! - آیا شما تاکنون امام را در درون خود، دیده‌اید؟ - آیا تا امروز مقابله با یزید برای شما، موضوعیت داشته است؟ - آیا پیروزی در برابر یزیدیان در زندگی شما، منشاء انتخابها و ارتباطات‌تان بوده است؟ 💥همه شاهرگ حیاتِ انسانی‌شان را، زیر تیغ شِمر نمی‌بینند! 📣کانال در ایتا، سروش، بله @Mahdiyar114
🐛🦋 💫اگر امروز را خوب زندگی کنی همه‌ی دیروزهایت به خاطره‌ای خوش و فرداهایت به امید تبدیل خواهد شد! 📣کانال در ایتا، سروش، بله @Mahdiyar114
✍گمشده‌ی زندگی ❄️به تازگی مشکلات یکی پس از دیگری از در و دیوار برایم می‌بارید. آنقدر زندگی سخت شده بود که تا دیر وقت کار می‌کردم؛ ولی نمی‌توانستم احتیاجات اولیه خانواده‌ام را تأمین کنم. ⚡️توی افکار خودم غرق بودم که دختر کوچکم رقیه، با چهره معصوم و ناامیدانه گفت: «بابا برام موز می‌خری؟ » 🌸نتوانستم دل او را بشکنم و بگویم الان آخرماه است؛ پول ندارم. با خودم فکر کردم. امروز پیاده به خانه می‌آیم. پولش را برای او موز می‌خرم. دستی روی موهای مشکی و بلندش کشیدم و گفتم: «باشه عزیزم موقع برگشت از سرکار برات می‌خرم. » ☀️ساعت دو که کارم تمام شد. وارد خیابان شدم. گرمای آن‌وقت ظهر طاقت‌فرسا بود. مسیری را انتخاب کردم که درختان بیشتری داشته باشد تا سایه آن‌ها از شدت گرما بکاهد. 🤔با خودم فکر می‌کردم چه کاری در زندگی می‌بایست انجام می‌دادم و کوتاهی کردم؟ چرا برکت از زندگی‌ام رفته است. 💥صدای بوق ماشینی مرا از افکارم بیرون کشید. راننده از من آدرسی را پرسید. خیابان محل زندگی‌مان بود. وقتی آدرس دادم گفت: «اگه شمام به مسیرت می‌خوره سوار شید. خواستم تعارف کنم؛ ولی طولانی بودن راه مرا منصرف کرد و سوار شدم. » 🍁صندلی‌ عقب ماشین پر از کارتن‌‌های دربسته بود. راننده موهای جوگندمی و صورتی آفتاب‌سوخته داشت. شروع به صحبت کرد. با لهجه شیرین اصفهانی حرف می‌زد. برایم توضیح داد که مناسبت‌های خاص و جشن‌ها خوراکی‌هایی‌ را بسته‌بندی می‌کند، برای مردمی که به مراسم می‌آیند. همه را نذر سلامتی و ظهور امام زمان ارواحناله‌الفداء می‌کند. ☘این کارتن‌ها هم برای مسجد علی‌اصغر علیه‌السلام است. امشب متعلق به شش‌ماهه امام‌حسین علیه‌السلام، باب‌الحوائج است. به همین علت آن مسجد را انتخاب کرده است. 🌺گمشده زندگی‌ام را پیدا کردم. بغض گلویم را می‌فشرد. به سختی جلوی اشک‌هایم را گرفتم. وقتی به مسجد رسیدیم، از داخل کارتن یک بسته‌خوراکی به من داد و برای مراسم آن شب مرا دعوت کرد. تشکر کردم و از ماشین پیاده شدم. 💦از او که جدا شدم قطرات اشک امان ندادند. با خود نجوا می‌کردم: «چرا توسل به اهل‌بیت ‌علیهم‌السلام را فراموش کرده‌ام. » در دل به راننده غبطه خوردم. دعای خیر برای او کردم که مرا بیدار کرد. با امام زمان‌علیه‌السلام عهد کردم من هم کاری در جهت معرفی او به دیگران و ایجاد محبت آن‌ها به امام انجام دهم. 🍌🍬نگاهی به بسته‌ی توی دستم کردم. کیک، شکلات و موز داخل آن بود. در دل از امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه تشکر کردم که نگذاشت شرمنده دخترم بشوم. زنگ در را که زدم صدای ناز کودکانه رقیه را شنیدم که می‌گفت: «آخ‌جون بابا اومد. خودم درو وامی‌کنم! » در را باز کرد با دیدن بسته، آن را گرفت. نگاهی ناباورانه به آن کرد. خود را در آغوش من رها کرد. 📣کانال در ایتا، سروش، بله @Mahdiyar114