دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز هجدهم چله دعای توسل به نیت شهیده فرشته باقری✅
روز نوزدهم چله دعای توسل به نیت شهید امیرعلی حاجی زاده ✅
آن سید تکرارنشدنی
بیستونهم اردیبهشت ۱۴۰۳، در همین ساعات، تلخترین خبر زندگیام را از اخبار شنیدم: «بالگرد حامل رئیسجمهور ، دکتر سید ابراهیم رئیسی، مفقود شده...».
انگار خواب بودم. تلفن را برداشتم: «محمد، میگویند بالگرد آقای رئیسی نیست... چی شده؟ از دوستانت پرسیدی؟»
پاسخ داد: «آره، هنوز خبری نیست...»
آن شب، تا صبح خواب به چشممان نرفت. لحظاتی که چشمهایمان روی هم میرفت، ناگهان از خواب میپریدیم و اخبار را چک میکردیم. نزدیکهای صبح بود که لرزیدم و به تو گفتم: «محمد... رئیسی شهید شد.»
روبهروی تلویزیون نشستیم و آن را روشن کردیم: «... متأسفانه تأیید شد که رییسجمهور ایران در حادثه دیروز به شهادت رسیده است...»
چشمان اشکبار هر دوی ما، گواه از دست دادن عزیزی بود که جبرانی برایش نبود.
دلبستگیمان به رئیسی عزیز آنقدر عمیق بود که از آن پس، غمی همیشگی در کنج دلمان خانه کرد. مدام آهی میکشیدیم و میگفتیم: «کاش او هنوز بود...»
و حالا، در سالروز میلاد آن عزیز تکرارنشدنی، خاطره آن روزها دوباره در ذهنم زنده میشود.
محمد عزیزم، تو بگو:
از آسمان چه خبر؟
از آن سید عزیز چه خبر؟
از زمانی که او بود از زمانی که تو بودی ، خیلی چیزها تغییر کرد. سلام مرا به او برسان و بگو:
«جای همه شهدا، این روزها خالی است...»
بگو آن انتظارِ ویژه، در وجود ما جان گرفته است.
بگو دنیا در آشوب است.
به آنان بگو و با هم دعا کنید؛ دعایی که پاسخش، بازگشتی همراه با حضرت ولی عصر(عج) باشد.
اللهم عجل لولیک الفرج بحق الشهداء و الصدیقین
به یادگار از زادروز رئیسی عزیز «۲۳ آذر»
https://eitaa.com/deltir
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز نوزدهم چله دعای توسل به نیت شهید امیرعلی حاجی زاده ✅
روز بیستم چله دعای توسل به نیت شهید سید ابراهیم رئیسی✅
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز بیستم چله دعای توسل به نیت شهید سید ابراهیم رئیسی✅
روز بیست و یکم چله دعای توسل به نیت شهید حسین انواری ✅
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزی که در این نقطه، در خانهی مادربزرگم، این فیلم را از تو گرفتم، فکرش را هم نمیکردم که نهال نوشکفتهی آرزوهایم، کمتر از یک سال عمر کند.
چه کسی گمان میبرد عشق نونوارمان، به آنی، دچار چنان صاعقهای شود و درخت نوپایش را بخشکاند؟
اما نه…
نخشکید.
پس از آن صاعقه، شیشهی عطر عشقمان شکست، اما عطر دلنوازش همهجا را فرا گرفت.
حالا در همان نقطه نشستهام و برایت مینویسم.
در همان نقطه از خانهی مادربزرگ.
با پسرکی که ثمرهی درخت وجودمان بود.
با عشقی که صاعقهی دشمن نتوانست ریشهاش را بخشکاند.
«مایِ» ما شکست، اما از پسِ آن، نام تو جاویدان شد.
عشق الهی تو را در برگرفت.
و چه زیباست این رهایی تو
و چه والاست این پروازت...
https://eitaa.com/deltir
شاید پاییز و من، رنجی یکسان داریم.
گویی هر دو داغداریم، گویی هر دو دلدادهای را باختهایم.
شاید این همه اندوه، طعم تلخ جدایی است.
شاید من و فصل برگریز، همدلانِ این روزهای خاکستری هستیم.
دلیلیش هم :
این انبوهِ غمِ سنگین،
این آسمانِ گرفته و بغضآلود،
و بارانِ ناگهانی که چون اشک میبارد.
هر دو از جهان و ناسپاسیهایش خستهایم.
گواهش همین سکوتی است که فرومینشیند،
همین حسرتی که در هوا موج میزند
و همین فریادِ خاموشی که یکباره در گلو میشکند...
https://eitaa.com/deltir
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز بیست و یکم چله دعای توسل به نیت شهید حسین انواری ✅
روز بیست و دوم چله دعای توسل به نیت شهید حسین سلامی ✅
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز بیست و دوم چله دعای توسل به نیت شهید حسین سلامی ✅
روز بیست و سوم چله دعای توسل به نیت شهید احمدرضا جهانبخش ✅
ارباً اربا شده چون برگ خزان می ریزی
کاش می شد که تو با معجزه ای برخیزی...