قطرههایی از یک عاشقانه
عزیزقلبم، سلام.
دیروز باران بارید. آه، از این بارانِ خاص… قطراتِ رحمت، اینبار حاصلی جز تلخندی بر لب و بغضی در گلو برایم نداشت.
همه خوشحال بودند و من نیز…
اما خاطرهای آرام، روحم را نوازشی چنان ناگهانی داد که گویی من هم، همچون تو، میان ابرها ایستادهام. شاید هم دلم چونان همان ابرها، از دنیا پر شده بود و وقت باریدنم فرا رسیده بود.
ناگهان خود را در ششم مرداد ۱۴۰۱ یافتم؛ روز پس از عقدمان. پنجشنبهشب بود. پس از نخستین نماز جماعتِ زندگی مشترک، از مسجد به سمت ماشین قدم میزدیم. میخواستیم به مرقد شهدای گمنام شهر برویم و در دعای کمیل شرکت کنیم. هوا صاف بود. با اشاره به شیرینیفروشی گفتم: «آقا محمد، میشه کمی شکلات بخریم و آنجا پخش کنیم؟»
در حال خرید شکلات بودیم که صاعقهای، زلزلهوار، شهر را لرزاند. اما من نترسیدم. چشمانم به قامتِ تو خیره مانده بود. وقتی از مغازه بیرون آمدیم، با بارانی روبهرو شدیم که عجیبترینِ عمرم بود. چنان میبارید که گویی آسمان شیرِ آبی را بر سرِ ما گشوده است. شگفتزده به هم نگاه کردیم و به سمت ماشین به راه افتادیم. وارد کوچهای شدیم که از آن شب، بوی عشق گرفته است.
آن لحظهٔ رویایی هرگز از خاطرم نمیرود: دستهای درهمتنیده، دویدن زیر بارانِ سیلآسا، در حالی که خیس تا استخوان شده بودیم وآنگاه سرت را به گوشم نزدیک کردی و نخستین سخن عاشقانهات را آهسته در گوشم خواندی: «با تو، باران که هیچ… مرگ هم عاشقانه است.»
همهی وجودم لرزید. در گرمای مرداد، در آن کوچهٔ تاریک، در کنار مردی که تا یک روز پیش با او محرم نبودم، شگفتی وجودم را فراگرفت. آن لبخند و آن وجود لبریز از عشق، تا امروز با من مانده است. گواهش همین اشکهای شیرینی است که اکنون، با یادآوری زیباترین عاشقانهی زندگیمان، بر گونههایم جاری میشود…
هرگز نفهمیدم چرا آسمان آن شب، با دیدنِ با هم بودنمان، گریست. حتی هنگام تولد علیرضا هم که آسمان بارید، دلیلش را درنیافتم…
اما اکنون،
آنگاه که سلول به سلول وجودم، از دردِ نبودنِ همسری عاشق چون تو، دلتنگ شده است،
دلیل را میفهمم:
آسمان آن شبها برای ما گریست.
برای عاشقانهای که چونان همان باران، بینظیر و گذرا بود…
و اینک،
یادگارِ نخستین بارانی که تو در کنارم نیستی…
۲۱ آذر ۱۴۰۴
https://eitaa.com/deltir
دوش که غم پرده ی ما میدرید
خـار غـم انـدر دل مـا می خلیـد
در بَرِ استــاد خـرد پیشه ام
طرح نمودم غم و اندیشهام
کاو به کف آیینه ی تدبیر داشت
بخت جـوان و خـرد پیـر داشت
پیـر خرد پیشه و نورانیام
برد ز دل زنگ پریشانیام
گفت که: «در زنـدگی آزاد بـاش
هان! گذران است جهان شاد باش
رو به خودت نسبت هستی مده!
دل به چنین مستی و پستی مده!
زانچه نداری ز چه افسردهای
و زغم و اندوه، دل آزردهای؟
گر ببرد ور بدهد دست دوست
ور بِبَرد ور بنهد، مُلک اوست
ور بِکِشی یا بکُشی دیو غم
کج نشود دست قضا را قلم
آن چه خـدا خواست، همان میشود
وآن چه دلت خواست، نه آن میشود
(علامه محمد حسین طباطبایی)
https://eitaa.com/deltir
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز هفدهم چله دعای توسل به نیت شهید مهدی قاسمی✅
روز هجدهم چله دعای توسل به نیت شهیده فرشته باقری✅
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز هجدهم چله دعای توسل به نیت شهیده فرشته باقری✅
روز نوزدهم چله دعای توسل به نیت شهید امیرعلی حاجی زاده ✅
آن سید تکرارنشدنی
بیستونهم اردیبهشت ۱۴۰۳، در همین ساعات، تلخترین خبر زندگیام را از اخبار شنیدم: «بالگرد حامل رئیسجمهور ، دکتر سید ابراهیم رئیسی، مفقود شده...».
انگار خواب بودم. تلفن را برداشتم: «محمد، میگویند بالگرد آقای رئیسی نیست... چی شده؟ از دوستانت پرسیدی؟»
پاسخ داد: «آره، هنوز خبری نیست...»
آن شب، تا صبح خواب به چشممان نرفت. لحظاتی که چشمهایمان روی هم میرفت، ناگهان از خواب میپریدیم و اخبار را چک میکردیم. نزدیکهای صبح بود که لرزیدم و به تو گفتم: «محمد... رئیسی شهید شد.»
روبهروی تلویزیون نشستیم و آن را روشن کردیم: «... متأسفانه تأیید شد که رییسجمهور ایران در حادثه دیروز به شهادت رسیده است...»
چشمان اشکبار هر دوی ما، گواه از دست دادن عزیزی بود که جبرانی برایش نبود.
دلبستگیمان به رئیسی عزیز آنقدر عمیق بود که از آن پس، غمی همیشگی در کنج دلمان خانه کرد. مدام آهی میکشیدیم و میگفتیم: «کاش او هنوز بود...»
و حالا، در سالروز میلاد آن عزیز تکرارنشدنی، خاطره آن روزها دوباره در ذهنم زنده میشود.
محمد عزیزم، تو بگو:
از آسمان چه خبر؟
از آن سید عزیز چه خبر؟
از زمانی که او بود از زمانی که تو بودی ، خیلی چیزها تغییر کرد. سلام مرا به او برسان و بگو:
«جای همه شهدا، این روزها خالی است...»
بگو آن انتظارِ ویژه، در وجود ما جان گرفته است.
بگو دنیا در آشوب است.
به آنان بگو و با هم دعا کنید؛ دعایی که پاسخش، بازگشتی همراه با حضرت ولی عصر(عج) باشد.
اللهم عجل لولیک الفرج بحق الشهداء و الصدیقین
به یادگار از زادروز رئیسی عزیز «۲۳ آذر»
https://eitaa.com/deltir
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز نوزدهم چله دعای توسل به نیت شهید امیرعلی حاجی زاده ✅
روز بیستم چله دعای توسل به نیت شهید سید ابراهیم رئیسی✅
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز بیستم چله دعای توسل به نیت شهید سید ابراهیم رئیسی✅
روز بیست و یکم چله دعای توسل به نیت شهید حسین انواری ✅