زندگی در فرهنگ
متن توافق مکه منتشر شد توافق امنیتی ترکیه،پاکستان و عربستان که به امضای رهبران سه کشور در مکه عربس
::
هُبل آنها، بت اعظمِ آمریکا نتوانست هیچ غلطی بکند؛ اینها هم هیچ طرْفی نخواهند بست!
ما جبههی مقاومت اگر قرار بود از بمب اتم پاکستان بترسیم، با آمریکا و اسرائیل نمیجنگیدیم. ترکیه هم اگر توان و شجاعتی داشت برای جنگیدن، باید در نسلکشی غزه، خود را مینمود!
ایران، از همان لحظهی حمله به پایگاههای نظامی امریکا در منطقه، «قدرت برترِ منطقهای بودنِ» خود را عیان کرد و از همان آنْ که تنگه را بست، «قدرت جهانی بودنِ» خویش را اعلام کرد.
«ماییم که بار تاریخ را بر دوش میکشیم!» (سید مرتضی آوینی)
زندگی در فرهنگ
متن توافق مکه منتشر شد توافق امنیتی ترکیه،پاکستان و عربستان که به امضای رهبران سه کشور در مکه عربس
تحلیل دکتر مصطفی نجفی (کارشناس مسائل بینالملل):
🔺جنگ اخیر، بسیاری از مفروضات پیشین درباره نظم امنیتی خاورمیانه را به چالش کشید و معادلات منطقه را دگرگون کرد.
🔺بهزعم نویسنده، هدف اسرائیل تغییر موازنه قدرت منطقه با تضعیف ایران بود، اما نتایج جنگ با این محاسبه همخوان نبود.
🔺ایران توانست دامنه بحران را منطقهای کند و هزینههای جنگ را برای دیگر بازیگران نیز افزایش دهد.
🔺ورود تنگهی هرمز به معادلات جنگ نشان داد که درگیریهای بزرگ منطقهای بهسختی در مرزهای یک کشور محدود میمانند.
🔺 عربستان پس از جنگ، بیش از گذشته به محدودیتهای اتکای امنیتی صرف به آمریکا توجه کرده است.
🔺نزدیکی عربستان به ترکیه و پاکستان تلاشی برای تنوعبخشی به شرکای امنیتی و افزایش قدرت بازدارندگی ارزیابی میشود.
🔺توافق دفاعی مکه، با وجود اهداف مشترک، بر پایه انگیزهها و منافع متفاوت سه کشور شکل گرفته است.
🔺احتمال ورود مستقیم ترکیه و پاکستان به جنگ با ایران را پایین است و حمایت سیاسی، اطلاعاتی و لجستیکی را محتملتر خواهد بود.
🔺 کارکرد اصلی ائتلاف مکه، افزایش بازدارندگی و پیچیدهتر کردن محاسبات طرف مقابل است، نه ایجاد یک پیمان نظامی مشابه ناتو.
🔺خاورمیانه بهسوی ائتلافهای سیال و موازنههای چندگانه حرکت میکند؛ جایی که کشورها برای کاهش ریسک، گزینههای امنیتی خود را متنوع میکنند.
🌐@drAshiri
📱 بقائی:
🔻 رئیسجمهور آمریکا گفته است: «غنائم از آنِ فاتحان است.» او همچنین ادعا کرده که «ما مقدار زیادی نفت از ونزوئلا میگیریم؛ میلیاردها و میلیاردها بشکه نفت… و همین کار را درباره جمهوری اسلامی ایران نیز انجام میدهیم.»
🔴 این حرفها انسان را به یاد رمان «تبصره ۲۲» (catch-22) اثر جوزف هلر میاندازد؛ همان رمانی که در آن «میلو میندربایندر»، شخصیت فرصتطلب که جنگ را به فرصتی برای سودجویی تبدیل میکند. جوزف هلر جهانی را به تصویر میکشد که در آن «جنگ» و «سودجویی»، چنان در هم آمیخته شدهاند که همه میبینند آدمها دارند برای ثروتاندوزی شخصی میجنگند و نه برای کشورشان.
🔴به نظر میرسد هیات حاکمه آمریکا مصمم است همین منطق را از دنیای مجازی و قصه بیرون بکشد و آن را محور سیاست خارجی آمریکا قرار دهد.
🔴آنها درباره ایران وعده میدهند که همان مسیر ونزوئلا را دنبال خواهند کرد. اما در اینجا یک مسئله کوچک وجود دارد؛ پیش از آنکه کسی بتواند غنائم جنگ را تقسیم کند، باید در جنگ پیروز شده باشد؛ نه اینکه در تنگهای گیر افتاده باشد، هیچیک از اهداف (شرورانه) اعلامیاش محقق نشده باشد، دچار کمبود تسلیحات شده باشد و در نهایت هیچ اعتباری هم برایش باقی نمانده باشد.
🔴در چنین اوضاعی، «غنائم ایران» چیزی بیش از یک نشان کاغذی برای پیروزیای که هیچگاه محقق نخواهد شد، نیست.
🔴میلو دستکم روش ثروتاندوزی از جنگ را بلد بود، اما این جماعت بدون آنکه دستشان به غنائم برسد، مشغول تقسیم کردن غنائم خیالی جلوی دوربینها هستند.
🌐@drAshiri
هدایت شده از سپهر گپ
16.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 تضعیف پول ملی؛ راهحل اول!
🔹 برشی از برنامه یازدهم| جنگ و فرسایش داخلی؛ چگونه باید مانع از این شد که جنگ به خودفرسایی داخلی منجرنشود.
👤 دکتر سعید اشیری؛ کارشناس اقتصاد فرهنگ: «هر از چندگاهی، یک بلایی سر کشور میآوردیم و یکدفعه یک شوکی به کشور وارد میکردیم که این شوک متناسب با توان تابآوری اقتصاد خانوار نیست...»
📽️ مشاهده فیلم کامل این نشست در آپارات
@sepehr_gap | سپهر گپ
بخش ۱ از ۲
خرازی و مسئلهی حکمت سیاسی
سعید اشیری
یک. سخنان اخیر آقای سید محمدباقر خرازی دربارهی استعفای رئیسجمهور و واکنش دفتر رهبر گرامی، فارغ از صحت اصل روایت، یک اثر سیاسی قابل تأمل داشت: موضوعی را که در فضای شایعه و ابهام میچرخید، به سطح «تصریح» آورد و طرفهای اصلی را به واکنش واداشت. رئیسجمهور اصل ماجرای استعفا را تکذیب کرد و دفتر رهبر گرامی انقلاب نیز روایت خرازی از واکنش معظّمٌله را نادرست دانست. با نگاهی همدلانه، شاید بتوان این افشاگری را به نیشتر زدن به یک دُمل تشبیه کرد: خارجکردن یک شایعهی مزمن از منطقهی خاکستری.
از این جهت، اندکی میتوان با آقای خرازی همدلی کرد ــاز باب پیامد و نتیجهی این افشاگری ــ بیآنکه صورت کار او را تأیید کرد.
دو. اهمیت این ماجرا در شرایط کنونی بیشتر است. اگر آن را در کنار مباحث مربوط به «علیالأصول» و نیز شروط تفاهم با آمریکا و مطالبهی رهبری از شورای عالی امنیت ملی برای پیگیری شروط توافق قرار دهیم، با پدیدهی خاص و کمسابقهای روبرو هستیم: «وزنکشی نیروهای سیاسی و جریانهای نهادی».
شواهد متعددی را میتوان برشمرد که به نحو «کاملاً واضح» این وزنکشی را فریاد میکشد! آغاز دورهی جدید رهبری، خواهناخواه دورهی بازتعریف موقعیتهاست: شخصیتها، مدیران و نهادها میکوشند وزن خود را بسنجند و قواعد نظم جدید را از همان ابتدا شکل دهند. ازاینرو کنشهای نامتعارف و «برهمزننده»ی امروز ــ مثل استعفاء یا افشاگری و از این قبیل ــ معنای گفتمانی و تحلیلی فراتری دارند.
سه.بازگردیم به اصل بحث.
همینجا نخستین پرسش دربارهی آقای خرازی آغاز میشود. او مدعی است حدود شصت جلد برنامه و اسناد سیاستی برای ادارهی کشور در اختیار دارد؛ و فراتر از این، تا جزئیترین ساختارهای حاکمیتی هم «طرح» دارد و هم «برنامه»؛ ورای این، او حتی از الگویی برای «گذار از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی» سخن میگوید. این دعوی بزرگ، پرسشهایی همسنگ خود میطلبد: این اسناد محصول کدام خِرد جمعیاند؟ روششناسی، شواهد و مبانی آنها چیست؟ چه متخصصانی آنها را آزمودهاند؟ چقدر در دسترس نقد عمومیاند؟ بگذریم که حجم برنامه، جای اعتبار برنامه را نمیگیرد.
چهار. مسئلهی دوم، اتکای مکرر آقای خرازی به اطلاعات محرمانه و غیرعمومی است. کنشگر سیاسی نمیتواند اعتبار گفتارش را پیوسته از اخباری بگیرد که مخاطب هیچ راهی برای سنجش آنها ندارد. اهمیت تکذیب اخیر دفتر رهبری نیز از همینجا بیشتر میشود. افشاگری وقتی فضیلت سیاسی است که اطلاع، مصلحت، زمان و پیامد آن سنجیده شده باشد؛ وگرنه مرز میان «اطلاع داشتن» و «تولید اقتدار از طریق ادعای دسترسی به امر محرمانه» باریک میشود.
این سنّت سیئهای است که سالهاست برخی از متنفذان سیاسی از آن بهره میجویند و انگلوار از خون اعتماد مردم میمکند! بارها و بارها، همین جماعت، رهبر شهید را مجبور کردند که تصریح کنند سخن درِگوشی با کسی ندارند!
🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
بخش ۱ از ۲ خرازی و مسئلهی حکمت سیاسی سعید اشیری یک. سخنان اخیر آقای سید محمدباقر خرازی دربارهی ا
بخش ۲ از ۲
خرازی و مسئلهی حکمت سیاسی
سعید اشیری
پنج. این مسئله هنگامی جدیتر میشود که ادعای اطلاع از امور محرمانه با ادعای اطلاع از «عوالم غیب» درآمیزد، مثل: سخنگفتن از وضعیت برزخی اشخاص درگذشته یا مشاهدهی اجنّه و حالات آنان. مسئله، انکار باور دینی به غیب نیست؛ مسئله، تبدیل ادعای شخصی دربارهی دسترسی به غیب به بخشی از گفتار عمومی یک کنشگر سیاسی است. ادعایی که اصولاً در معرض سنجش مشترک قرار نمیگیرد، نمیتواند بهآسانی پشتوانهی اقتدار سیاسی قرار گیرد.
شش. سوی دیگر مسئله، تصور آقای خرازی از بسیج اجتماعی است. از برخی سخنان او چنین برمیآید که با گردآوردن جمعیتهایی با ضرایب معین در شهرها و آوردن آنان به خیابانهای تهران میتوان مسائلی چون «حجاب» را حل کرد. اینجا با نوعی سادهسازی مسئلهی اجتماعی مواجهیم. حجاب در ایران امروز با تحولات نسلی، فرهنگی، خانوادگی، رسانهای، دینی و رابطهی جامعه و حکومت درهمتنیده است. قدرت بسیج اجتماعی در ایران، بنیاد اصلی پایداری ایران اسلامی است و نمیتوان آن را با روشهای غیرعالمانه و نادقیق و غیرمتناسب بهکار برد و آن توان ارزشمند را به یک ابزار مبتذل اجتماعی بدل کرد.
هفت. شاید بتوان مجموعهی این نقدها را در دو میل در تاروپود سخنان ایشان خلاصه کرد: «میل به افشاگری» و «میل به جمعکردن نیرو».
این هر دو نیرو، شاید برای سیاست لازماند؛ اما هر دو بدون حکمت سیاسی میتوانند به ضدّ خود تبدیل شوند. سیاستورزی فقط دانستن نیست؛ دانستن این نیز هست: اینکه چه چیزی، چه هنگام، چگونه و با چه پیامدی باید گفته شود.
سیاست فقط جمع کردن نیرو نیست؛ تشخیص اینکه کدام مسئله با قدرت و کدام با اقناع، اصلاح نهادی و گفتوگو حل میشود نیز هست. ازاینرو حتی افشاگری اخیر آقای خرازی که در آغاز میشد با آن همدل بود، در پرتو این الگوی رفتاری دوباره محلّ پرسش میشود.
با این نشانهها، دشوار است بتوان بیتحفظ از آقای خرازی بهعنوان یک استراتژیست، راهبردنگر و کنشگر برخوردار از درایت در سیاست انقلابی یاد کرد؛ زیرا راهبرد، پیش از کثرت اطلاعات و برنامهها، هنر تشخیص نسبت میان حقیقت، مصلحت، زمان و عمل است.
🌐@drAshiri
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 محمدجواد لاریجانی: نباید قانون تنگه هرمز مثل لایحه حجاب شود
هدایت شده از خانه اندیشهورزان
🗒 خرازی و مسئلهی حکمت سیاسی
▪️ گزارش یادداشت | سعید اشیری: در فضای سیاسی ایران، گاه یک سخن یا افشاگری میتواند موضوعی را که ماهها در لایههای شایعه و ابهام جریان داشته، ناگهان به سطح تصریح و واکنش رسمی بکشاند. سخنان اخیر سیدمحمدباقر خرازی درباره استعفای رئیسجمهور و روایت او از واکنش رهبر معظم انقلاب، دقیقاً چنین اثری داشته است: طرفهای اصلی را وادار به موضعگیری کرد و پروندهای نیمهپنهان را به عرصه عمومی آورد.
➖ اشیری، این رخداد را نه صرفاً بهعنوان یک خبر سیاسی، بلکه بهمثابه نشانهای از تحولات عمیقتر تحلیل میکند. نویسنده با نگاهی همدلانه اما نقادانه، افشاگری خرازی را به نیشتر زدن به یک دمل تشبیه میکند و در عین حال، آن را در بستر «وزنکشی نیروهای سیاسی» در آغاز دوره جدید رهبری قرار میدهد؛ دورهای که شخصیتها، مدیران و نهادها میکوشند موقعیت خود را بازتعریف کنند و قواعد نظم تازه را شکل دهند.
➖ نویسنده سپس از سطح این رویداد فراتر میرود و به الگوی رفتاری و فکری خرازی میپردازد: ادعای در اختیار داشتن دهها جلد برنامه و اسناد سیاستی، اتکای مکرر به اطلاعات محرمانه و غیرقابلسنجش، آمیختن ادعای دسترسی به غیب با گفتار سیاسی، و تصور سادهانگارانه از بسیج اجتماعی برای حل مسائل پیچیدهای چون حجاب. همهی اینها را در نهایت به دو میل بنیادی «افشاگری» و «جمعکردن نیرو» فرو میکاهد و نشان میدهد که چگونه این دو نیرو، بدون «حکمت سیاسی»، میتوانند به ضد خود تبدیل شوند.
🔗 مطالعه متن کامل یادداشت
#رصد
#یادداشت
#سیاست
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
هدایت شده از مُحَلِّل
پس از کنار رفتن آقای ذوالقدر از نمایندگی رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی و استعفای ایشان از دبیری شورا که با عدم قبول این استعفا از سوی آقای پزشکیان همراه بوده، لذا رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در این مرحله حکم نمایندگی را برای آقای رضایی و مشاور سیاسی را برای آقای ذوالقدر صادر کردند و امیدواریم که آقای پزشکیان نیز به ملاحظات جایگاه و شانیت دبیر خصوصا با توجه به معیار حق رای افراد در جلسات شورا نیز توجه کنند.
@Muhallel
زندگی در فرهنگ
پس از کنار رفتن آقای ذوالقدر از نمایندگی رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی و استعفای ایشان از دبیر
::
پیشتر و در یادداشت «خرازی و مسئلهی حکمت سیاسی» عرض شد افراد و جریانها و حتی نهادها در حال «وزنکشی» در دوران شکلگیری نظم جدید قدرت در سیاست داخلی کشور هستند.
پیامها و مصاحبههای اخیر روحانی، خاتمی، باهنر و… از همین باب است.
در شرایط شکلگیری نظم جدید، جریانهای قدرت، تلاش میکنند با «نقطهگذاریهایی» خود را در فضای گفتمانی جدید، بازسازی کنند.
لازم به تصریح نیست که در چهارچوب ناهماهنگی «علیالاصول»، در انتصاب جدید شعام نیز رئیسجمهور نمرهی قبولی نگرفت و با آبروداری رهبر گرامی این گام را گذراند.
منتقدان این وضع باید بدانند: اکنون راهی بجز تبیین نیست. باید مردم را قانع کرد که انتخابهای درستتری انجام بدهند.
آقای پزشکیان، بزرگْپرچمدار تضعیف ناموس جامعهی ایران: «پول ملّی» است و باید جبران مافات کند.
آن تضعیف بزرگ، جری کردن و حملهی دشمن را در پی داشت.
این جماعت اهل سیاست باید بدانند میدان وزنکشی آنها در برابر رهبری، چیزی جز این نیست:
«عِرض خود میبری و زحمت ما میداری!»
🌐@drAshiri